صفحه اصلي     اخبار     جستجو     پست الترونيك     فهرست
 

 

برنامه هاي ديني تلويزيون و دريافت مخاطبان:يك  مطالعه تطبيقي پيرامون برنامه‎هاي اسلامي تلويزيون ايران و كليساي الكترونيك

دكتر ناصرباهنر *

 

چكيده: ظهور وسايل ارتباط جمعي الكترونيك دستاورد دنياي مدرن براي بشريت به شمار مي‌آيد. از اين رو، هر يك از اديان متناسب با ديدگاههاي ايدئولوژيك خود و نيز شرايط فرهنگي و  زيست محيطي پيروانشان، با اين پديده برخوردي خاص داشته اند، اما همه آنها رسانه هاي مدرن را امري مؤثر در ارتباطات اجتماعي مي دانند و متدينان را به شناخت و بهره برداري متعهدانه از آنها تشويق مي نمايند.

در اين نوشتار تاريخچه و برخي مشخصه هاي برنامه هاي تلويزيوني مسيحي يا كليساي الكترونيك را مرور خواهيم كرد و سپس خلاصه اي از دستاوردهاي پژوهشي نگارنده دربارة ويژگيهاي برنامه هاي اسلامي تلويزيون جمهوري اسلامي ايران ارائه مي گردد تا از ديدگاه ارتباطات ميان فرهنگي موضوعاتي براي مطالعه و تبادل نظر در اين حوزه پيشنهاد شود. 

 

واژه هاي كليدي : ارتباطات ميان فرهنگي، كليساي الكترونيك، تلويزيون ايران ، برنامه هاي ديني، مخاطبان تلويزيون

 

زماني كه پيامبر اسلام(ص) به عنوان اولين گام براي تحقق جامعة اسلامي، مسجدي در مدينه بنا نمود، در واقع نخستين  رسانة عمومي اسلامي ايجاد شد و آن گاه كه براي اطلاع‎رساني عمومي دستور اذان داد، اهميت كاركردي اين رسانه بر همگان بيشتر روشن شد. اين اقدام به تدريج سبب ايجاد و گسترش مهم‎ترين مراكز ارتباطات درون فرهنگي و ميان فرهنگي در جامعه اسلامي گرديد. و بعدها و در طول تاريخ تمدن اسلامي رسانه‎هاي متعدد ديگري به وجود آمدند كه هر يك عهده‎دار بخشي از كاركردهاي ارتباطي جامعه اسلامي شدند. اديان ديگر الهي مانند مسيحيت و يهوديت نيز به اهميت و جايگاه اينگونه مراكز ارتباطي واقف بوده‎اند و رسانه‎هاي سنتي متعددي از جمله كليساها و كنيسه‎ها را به اين منظور به كار گرفته‎اند.

ظهور وسايل ارتباط جمعي دستاوردي جديد از دنياي مدرن براي بشريت بود. از اين‎رو، هر يك از اديان متناسب با شرايط فرهنگي و اجتماعي خود به طريق ويژه‎اي با اين پديده برخورد كردند. بدون آنكه بخواهيم تفاوتهاي موجود ميان ديدگاههاي اديان در اين زمينه را نفي كنيم، بايد بگوييم كه همة آنها در اين موضوع اشتراك نظر دارند كه رسانه‎هاي مدرن ابزاري مؤثر در ارتباطات اجتماعي به شمار مي‎آيند و خوبي يا بدي آنها بستگي به نوع استفاده ما از آنها دارد.[1] اصولاً هم اسلام و هم مسيحيت نگاهي مثبت به اين رسانه‎ها داشته و طرفداران خود را به شناخت و استفادة صحيح و متعهدانه از اين تكنولوژي تشويق مي‎نمايند.[2]

امروزه جوامع اسلامي و مسيحي تجربيات بسياري در زمينه به كارگيري رسانه‎ها براي مقاصد ديني اندوخته‎اند. انگيزه‎ها، چگونگي استفاده، تأثيرات و موانع موجود در راه اين به كارگيري يقيناً نزد اين دو حوزة فرهنگي تفاوتهاي جدي دارد، اما يك مطالعه بين فرهنگي  (Cross Cultural) مي‎تواند ما را در بهره‎گيري از تجربيات يكديگر در موضوعات و مشكلات مشابه و تبادل نظر در اين خصوص ياري دهد. در اين مقاله سعي خواهيم داشت ابتدا برخي ويژگيهاي برنامه‎هاي تلويزيوني مسيحي يا كليساي الكترونيك را مرور كنيم و سپس با ارائه گوشه‎اي از دستاوردهاي پژوهشي نگارنده دربارة برنامه‎هاي اسلامي تلويزيون جمهوري اسلامي ايران، موضوعاتي را براي تبادل نظر در اين نوع از ارتباطات ميان فرهنگي پيشنهاد نماييم.

 

كليساي الكترونيك

نخستين جمعيتهاي ديني كه قدرت راديو و تلويزيون را به عنوان ابزار تغيير و تحول دريافتند، سازمانهاي بنيادگرا و اونجليستي مسيحي بودند. از اين رو، شناخت سير تحول و انگيزه‎هاي به كارگيري وسايل ارتباط جمعي مدرن در انتقال پيامهاي ديني و تبليغ افكار و ارزشهاي مسيحيت، در گرو بررسي و شناخت چگونگي ظهور و گسترش پروتستانيزم و تحول آن در غرب به ويژه در آمريكا و انگلستان است كه ظهور بنيادگرايي مسيحي و رشد آن در اين جوامع، در واقع سر منشأ توجه و استفاده از كاركردهاي راديو تلويزيون در حوزة دين به شمار مي‎آيد.

از اواخر دهة 1970، برخي از گروههاي اونجليستي دورة افول خود را پشت سر نهاده و سير رشد و گسترش اجتماعي خود را آغاز نمودند كه مي‎توان آن را احياء اونجليزم دانست. اين جريان نوظهور كه “نئواونجليسم” ناميده شد، به تدريج توجه رسانه‎ها و مؤسسه‎هاي سكولار را به خود جلب كرد. “يكي از عوامل اصلي در اين احياء سياسي و ديني، استفاده از رسانه‎هاي الكترونيكي براي ايجاد قدرت و سازماندهي بود. نقش اين رسانه‎ها هم در بيداري و آگاهي بخشي به مشاركت كنندگان در جريان مذكور و هم در متقاعد ساختن عامه مردم در خصوص اين تحول فرهنگي و ديني عظيم، برجسته بود.”[3]

عوامل اجتماعي و ديني نهضت نئواونجليسم كه تحت تأثير گستردة راديو و تلويزيون مذهبي و نهادهاي چند رسانه‎اي قرار داشتند، كليساي الكترونيك نام گرفت. با گسترش اين پديده عده‎اي به حمايت و عده‎اي به انتقاد از آن مبادرت نمودند. حاميان معتقد بودند كه كليساي الكترونيك زمينه‎هاي نويني را براي دين مطرح مي‎سازد كه جايگزين نقش ديني رسانه‎هاي مكتوب خواهد شد. در مقابل، برخي اين مسأله را تهديدي براي كليساها مي‎دانستند كه ماية كاهش اعضاء و درآمد در آنها مي‎شود.

جداي از جريان پروتستانيزم، واتيكان نيز به عنوان مركز مسيحيت كاتوليك، مطالعات و بررسي‎هاي متعددي دربارة رسانه‎ها و چگونگي بهره‎گيري از آنها، در حوزة دين انجام داده و نتايج آنها را به عنوان ديدگاههاي خود منتشر نموده است. واتيكان در دومين شوراي خود دربارة رسانه‎ها و نقش و مسؤوليت آنها در جامعه، رسانه‎ها را هديه‎هاي الهي (Gifts of God) قلمداد نموده است كه زمينه‎اي را فراهم مي‎آورند تا مردم را در كنار يكديگر متحد ساخته و براي رستگاري مطابق برنامة الهي به يكديگر كمك كنند. كليسا امروزه براي گسترش معنويت و تعاليم ديني، به طور اساسي نيازمند مطالعه، ارزيابي و استفادة صحيح از تكنولوژي ارتباطات و رسانه‎هاي[4]جديد مي باشد. امروزه در غرب، سازمانها و آژانسهاي متعدد ديني مشغول فعاليت هستند كه اغلب آنها متعلق به پروتستانها، كاتوليكها و يهوديها مي‎باشند. همچنين صدها ايستگاه خصوصي راديو و تلويزيوني و شبكه‎هاي متعدد محلي و ملي در كشورهاي مسيحي دست اندر كار توليد  و پخش برنامه‎هاي ديني هستند. در مجموع مي‎توان دو كاركرد كليساي الكترونيك را به قرار زير تشخيص داد:

1ـ تلاش براي استفاده از ظرفيتهاي طبيعي رسانه به منظور درگير ساختن بخش بزرگتري از جامعه در مسائل مذهبي كه عمدتاً اجتماعي و سازماني  هستند و كاركردهاي اصلي آنها اطلاع رساني، آموزش و ارشاد است كه با قالبهاي خبر، سخنراني، گفتگو، مصاحبه، پرسش و پاسخ، ميزگرد، آموزش، مستند، جنگ و نمايشي، اعتقادات كاربردي مسيحيت را در پاسخگويي به حقايق روز اجتماعي ارائه مي‎كنند.

2ـ فراهم ساختن اشكالي از تجارب عبادي كه شامل مراسم رسمي عبادي كليسا است كه يا در استوديو اجرا مي‎شود و يا مستقيماً از كليسا گزارش مي‎شود.

تجربة هشتاد ساله دنياي مسيحيت از به كارگيري وسايل ارتباط جمعي نوين حايز دستاوردهاي مهمي در حوزة ارتباطات و دين بوده است كه به برخي از نكات مربوطه بر اساس پژوهش‎هاي كتابخانه‎اي و پيمايشي انجام شده،[5] اشاره مي‎نماييم:

1ـ به دنبال كاهش حاكميت كليسا، سيال شدن فرهنگ عصر حاضر و جايگزيني مراجع حكومتي به جاي مراجع ديني، كليسا به مقتضيات جديد عرضه دين توجه نمود و با جديت به صنايع فرهنگي و بهره‎مندي از تخصصها و مهارتهاي لازم رسانه‎اي روي آورد، اما حساسيت نسبت به واكنشهاي منفي احتمالي در جامعه سبب گرديد تا به نوعي تقليل‎گرايي روي آورد و ارزشهاي انساني را به عنوان محور مشترك كار رسانه و دين قرار داده و حقانيت خواسته‎هاي غيرديني مردم در يك جامعة متكثر را به عنوان يك اصل بپذيرد.

2ـ پيام‎آفرينان برنامه‎هاي مسيحي بطور عمده رهبران مذهبي و از روحانيون كليساها مي‎باشند.

3ـ پخش مراسم عبادي و سنتي ديني و موعظه‎اي روحانيون بدون دخل و تصرفهاي برنامه‎سازي جايگاه ويژه‎اي در كليساي الكترونيك دارد. بدين ترتيب، به كارگيري تعبير دين تلويزيوني شده به جاي تلويزيون ديني براي اين تجربة مسيحي صحيح‎تر به نظر مي‎رسد.

4ـ مهم‎ترين معضل رسانه‎هاي الكترونيكي مسيحي مربوط به كاركرد سرگرمي اين رسانه است. طرح تعارض ذاتي دين با سرگرمي و سقوط معنوي دين در اثر روي‎ آوردن به قالبهاي سرگرم كننده در مقابل اعتقاد به وجود زمينه‎هاي بيشمار جذاب و زيبا در معارف ديني براي طرح مناسب آنها از جملة چالشهاي موضوع به شمار مي‎آيد.

5 ـ خصوصيات مخاطبان برنامه‎هاي راديو و تلويزيون مسيحي با ويژگيهاي مسيحيان متدين انطباق بيشتري دارد تا خصوصيات عمومي بينندگان اين رسانه‎ها. تجربة موجود هنوز نتوانسته است كه به گونه‎اي موفق پاي خود را از محدودة زندگي در جامعة كليسايي فراترنهاده و با طرح ايده و الگوهاي نوين، علايق و نيازهاي منتظران پشت دربهاي دنياي كليسا را پاسخي شايسته دهد.

 6ـ كليساي الكترونيك هيچ گاه خود را معارض يا نافي رسانه‎هاي سنتي ديني با اتكاء بر ارتباطات چهره به چهره معرفي ننموده است. بلكه صاحبان تجربه راديو و تلويزيون مسيحي استمرار ارتباطات سنتي و مستقيم را امري لازم  شمرده و آن را پشتوانه و مكمل فعاليتهاي رسانه‎اي ديني مي‎دانند.

 

برنامه‎هاي اسلامي تلويزيون ايران

از زمان راه اندازي نخستين فرستنده راديويي در ايران حدود 60 سال و نخستين فرستنده تلويزيوني بيش از 40 سال مي گذرد و در طول اين سالها، برنامه هاي اسلامي همواره بخشي از برنامه هاي راديو تلويزيون  ايران را تشكيل مي داده است. پخش اين برنامه ها پس از تشكيل جمهوري اسلامي ايران از سال 1980 تا كنون روز افزون بوده و به لحاظ كيفي نيز تحولات چشمگيري داشته است. نگارنده به منظور بررسي وضعيت موجود برنامه هاي ديني تلويزيوني جمهوري اسلامي ايران اقدام به انجام يك طرح پژوهشي نمود كه داراي دو بخش بود. در بخش نخست تحليل محتواي چهار مجموعة برنامة ديني پر بينندة تلويزيوني با هدف آشنايي با محتوا و شيوه هاي ارائة معارف اسلامي به مخاطبان انجام پذيرفت و در بخش دوم يك تحقيق ميداني با هدف بررسي نگرش هاي مخاطبان اين برنامه ها درباره برنامه هاي اسلامي تلويزيون ايران و جايگاه آن در مجموعه رسانه‎هاي سنتي و مدرن اسلامي در ايران سامان يافت.

نتايج اين پژوهش در خصوص ارتباط‌گران برنامه‎هاي ديني نشان داد كه علاوه بر روحانيون، اقشار ديگر اجتماعي مانند دانشگاهيان و هنرمندان نيز در پيام‎آفريني مشاركت جدي داشته‎اند و اين تكثر ارتباطگران سبب جلب مخاطبان بيشتر و متنوعتر شده است. همچنين در محتواي برنامه‎ها ابعاد مختلف معارف اسلامي مانند اعتقادات، احكام عملي، اخلاق، آداب و تاريخ اسلام وجود دارد كه اين تكثر محتوايي براي دين اسلام كه ديني همه بعدي و همه جانبه‎نگراست، يك ضرورت به شمار مي‎آيد. اما در اين برنامه‎ها سنت غلبه قابل توجه اعتقادات بر ساير معارف اسلامي همچنان وجود دارد.

امروزه يكي از مسائل برنامه‎هاي ديني بهره‎گيري از شيوه‎هاي مناسب ارائه پيام است. اشكال (Form) برنامه‎اي، عناصر بياني، مستقيم يا غير مستقيم گويي و روشهاي فعال ابعاد مختلف شيوه‎هاي ارائه پيام به شمار مي‎آيند. برنامه‎هاي اسلامي تلويزيوني ايران در طول دو دهة اخير رشد مناسبي در استفاده از انواع شيوه‎ها و افزايش جذابيتهاي ارائه پيام داشته است. امروزه از اشكال متنوع برنامه‎اي همچون سريال، فيلم تلويزيوني، تآتر، انيميشن، مسابقه، مستند و تآتر تلويزيوني، بسيار بيشتر از گذشته استفاده مي‎شود، اگر چه همچنان انعكاس سخنراني‎ها، مراسم عبادي و كلاسهاي درس به همان گونه كه در رسانه‎هاي سنتي ارائه مي‎شوند، بخش قابل توجهي از برنامه‎ها را به خود اختصاص مي‎دهد. استفاده غالب از روشهاي غيرمستقيم در ارائه پيام و شكستن تصورات قالبي گذشته را بايد به عنوان يك موفقيت در ايران به شمار آورد كه در مجموع مي‎تواند الگويي مناسب از برنامه‎سازيهاي ديني را ارائه كند.

نتايج تحقيق ميداني نشان داد كه حدود 90 درصد مردم ايران بينندة برنامه‎هاي تلويزيوني هستند كه 70 درصد آنان بيش از دو ساعت وقت خود را به تلويزيون اختصاص مي‎دهند و مهم‎ترين دليل تماشاي برنامه‎ها را سرگرمي و پركردن اوقات فراغت (50 درصد) و اطلاع از رويدادها و اخبار (25 درصد) بيان كرده‎اند. 96 درصد ايرانيان علاقمند به دين و موضوعات ديني هستند كه حدود 70 درصد آنان علاقمندي بسياري از خود نشان داده‎اند كه اين حكايت از بافت ديني جامعه دارد. نكتة جالب توجه نبود رابطة مستقيم ميان بالارفتن سطح تحصيلات و كاسته شدن از اين علاقه‎ است كه ادعاي اختصاص دينداري به اقشار با تحصيلات پايين را منتفي مي‎سازد. همچنين يافته‎ها نشان مي‎دهد كه پس از سنين كودكي، رابطة مستقيمي ميان بالا رفتن سن و علاقمندي زياد به دين وجود دارد.

در حال حاضر، پخش برنامه‎هاي اسلامي در ساعات پربيننده تلويزيون ايران امري معمول است و اغلب مخاطبان نيز از خود نسبت به برنامه‎هاي ديني واكنش مثبت نشان داده‎اند. برنامه‎هاي ديني با كاركرد سرگرمي، بيشترين مخاطبان و بالاترين رضايتمندي را جلب نموده است، اگر چه مخاطبان بسيار بيشتر از ميزان فعلي، انتظار توليد و پخش برنامه‎هاي سرگرم كنندة ديني را دارند و نمي‎توان گفت مشكل رابطة ميان دين و سرگرمي در وسايل ارتباط جمعي ايران حل شده است. همچنين كاركردهاي اطلاع‎رساني و آموزشي اين برنامه‎ها، از موفقيت لازم برخوردار نبوده است.

يافته‎ها نشان مي‎دهد كه حدود 60 درصد مردم ايران هنوز رسانه‎هاي سنتي ديني را به عنوان انتخاب نخست خود در مجموع كاركردهاي ارتباطي مي‎دانند، اما در مجموع انتخابهاي مردم، برنامه‎هاي اسلامي تلويزيون و مطبوعات اسلامي بويژه در كاركردهاي سرگرمي و اطلاع‎رساني از مقبوليتي نزديك به مقبولترين رسانة سنتي ديني برخوردار هستند. 

 

نتيجه‎گيري و پيشنهاد

آنچه بيان شد، گزارش اجمالي از يك مطالعه بين فرهنگي در خصوص مقايسة ميان برنامه‎هاي راديو و تلويزيون ايران به عنوان يك كشور اسلامي و برنامه‎هاي تلويزيوني مسيحي بود. از اين مطالعه تطبيقي چند نتيجه‎ كلي درموضوع ارتباطات ديني به دست مي‎آيد:

1ـ امروزه برنامه‎هاي ديني تلويزيون ميان دو گونه متفاوت تلويزيون ديني و دين تلويزيوني سرگردان مانده است. رسانة تلويزيون از قابليتها و مزيتهاي متنوعي نسبت به ساير وسايل ارتباط جمعي بهره‎مند است كه تهيه‎كنندگان برنامه‎هاي ديني بايد آنها را بشناسند و از تكنيكهاي برنامه‎سازي آن به خوبي بهره‎ گيرند. اين تلاشها در حوزة تلويزيون و دين تا آنجا بايد ادامه يابد كه پخش بدون كم و كاست مراسم و سنتهاي مذهبي به تدريج جاي خود را به الگوي مناسبي از تلويزيون ديني بدهد.

2ـ ديوار بلند ميان دين و سرگرمي همچنان باقي است. در طول دهه‎هاي گذشته، كاركرد سرگرمي برنامه‎هاي ديني ضعيف‎ترين جايگاه را در ميان ساير كاركردها داشته است. از اين رو، با ارائه تعريفي نوين از سرگرمي و جستجوي موضوعات انساني و مذهبي مناسب و زيبا مي‎توان قدمهاي مؤثري در حل اين مشكل برداشت.

3ـ اغلب مخاطبان برنامه‎هاي ديني را متدينين تشكيل مي‎دهند و به نظر مي‎رسد كه اين دسته از برنامه‎هاي رسانه‎ها به مخاطبان مذكور و بامحتوا و قالبهايي خاص محدود شده‎اند. همانگونه كه قرآن مي‎فرمايد: «فاقم وجهك للدين حنيفاً فطره الله التي فطر الناس عليها..» اين وظيفه و مسؤوليت بر عهدة برنامه‎سازان است كه جذابيت‎هاي برنامه‎اي لازم را بر محور موضوعات مورد قبول فطرتهاي پاك انساني پديد آورده و نيازها و پرسشهاي ساير مردماني را كه در دايرة جمعيت متدينين قرار ندارند، پاسخ گويند به گونه‎اي كه فطرت انسان و خداجويي آنها بيدار شده و زمينه الحاق آنان به گروه دينداران جامعه به تدريج فراهم آيد.

4ـ موضوع تعامل رسانه‎هاي سنتي و مدرن ديني همواره محل تأمل و پرسش بوده است. اين واقعيتي انكارناپذير است كه رسانه‎هاي سنتي مذهبي، به ويژه در كشورهاي اسلامي، همواره ميراثي گرانبها با كاركردهاي اجتماعي بالفعل به شمار مي‎آمده اند. از اين رو، سياستگذاري و برنامه‎ريزي براي هر كدام از اين دسته رسانه‎ها بايد نسبت به رشد و تقويت ديگري و نقش آن در فرايند ارتباطات هشيار باشد. به هر حال، ميان رسانه‎هاي سنتي و مدرن تعارض و مقابله‎اي وجود نداشته و بايد با يك نگرش همگرا به آن نگريسته شود.

در پايان، متناسب با موضوع اين همايش يعني ارتباطات ميان فرهنگي پيشنهاد مي‎نمايم كه پژوهشي با هدف “بررسي تطبيقي برنامه‎هاي ديني تلويزيون در كشورهاي اسلامي” طراحي و اجرا گردد تا از دستاوردهاي متنوع آن، كشورهاي اسلامي براي بهبود و طراحي الگوي مناسب تلويزيون ديني بهره گيرند.

يادداشت‎ها:

 

 


*استاديار دانشكده فرهنگ و ارتباطات دانشگاه امام صادق(ع)



-[1]Vatican, “Ethics in Advertising”, Vatican city: Vatican Press. 1997

     -Vatican, “Ethics in Communication”, vatican City: Vatican Press.2000

[2] -Harold J.Ellens(1974), “Models of Religious Broadcasting”, Grand Rapids, MI: Eerdmaus. 1974

[3] -Stwart M.Hoover, “Mass Media Religion: The Social Source of the Electronic Church”, New bury park: Sage prblication, p.19. 1988

[4] -Vatican, “Postral Instruction on Social Communication on the Twentieth Anniversary if Communio et Progressio.” Vatican City: Vatican Press. 1992

5-Michael Suman, ed. “Religion and Prime Time Television", London, Parger, 1997