صفحه اصلي     اخبار     جستجو     پست الترونيك     فهرست
 

 

گفتگو

آقاي دكتر مصلحي با بيش از بيست وپنج سال سابقة تدريس يكي از چهره هاي شناخته شدة علمي كشور است وي داراي تحصيلات حوزه أي تا سطح خارج و فارغ التحصيل رشتة حقوق خصوصي با درجة دكترا از كشور فرانسه است. ايشان چنديست كه به رياست دانشكدة معارف اسلامي و حقوق دانشگاه امام صادق عليه السلام برگزيده شده اند. به منظور آشنايي بيشتر دانشجويان با دكتر مصلحي گفتگوي صميمانه اي را با ايشان ترتيب داده ايم كه در ادامه مي خوانيد.

انديشة صادق : آقاي دكتر سپاس گذاريم از اينكه دعوت مارا براي اين گفتگو پذيرفتيد و اين فرصت را در اختيار ماقرار داديد  در آغاز خواهشمنديم دربارة سوابق علمي وتحصيلي خود قدري صحبت كنيد تا با شما بيشتر آشنا شويم.  

بسم الله الرحمن الرحيم. من هم از ملاقات شما در اين جلسه خوشحالم و از اين كه انگيزه اي براي مصاحبه با بنده داشته ايد تشكر مي كنم .

من، در سال 1320 در شهر قم متولد شدم . تحصيلات متوسطه و حوزوي خود را ( تا سطح خارج ) در اين شهر به پايان رساندم و سپس براي تحصيل در دانشكدة حقوق به تهران آمدم . بعد از آن ، براي ادامه تحصيل به خارج از كشور رفتم تا اينكه موفق به اخذ درجة دكتراي دولتي در رشتة حقوق خصوصي شدم و از سال 1353 تا كنون نيز در دانشگاهها تدريس مي كنم .

با توجه به حضور و تحصيل شما در حوزه و دانشگاه و آشنايي با متون درسي و نحوة ارائه آنها در اين دو مركز ، نظام آموزشي هر يك را چگونه ارزيابي مي كنيد ؟

پاسخ اين سؤال كه نظام آموزشي حوزه و نظام آموزشي دانشگاه به چه صورتيست تا حدي مي تواند مشكل باشد . زماني كه من در حوزه بودم و در آن نظام آموزشي تحميلي بر طلبه نمي شد كه چه كارهايي را بايد انجام دهد . نظامي كاملا" اختياري بود و هر طلبه أي با توجه به استعداد ، قابليت و وقتي كه داشت، درسها ، استادان و روزهاي درسي اش را انتخاب مي كرد  حتي مي توانست پنجشنبه و جمعه هم در اين نظام به علم آموزي بپردازد . از اين رو ممكن بود طلبه أي درس سطح را در مدت سه يا چهار سال به پايان برساند و طلبه أي ديگر مدت بيشتري را صرف آن كند . حال آن كه نظام آموزشي دانشگاه اين گونه نيست و برنامة خاصي دارد مثلا" دانشجويي كه تازه وارد دانشگاه مي شود در سال اول بايد دروس تعيين شده اي را بخواند و در سالهاي بعد به ترتيب درسهاي ديگر را و اصطلاحاتي از قبيل " درس پيش نياز " به كار برده مي شود ولي در حوزه تشخيص اين پيش نيازها بر عهدة خود طلبه است . براي مثال هر گاه توانايي خواندن مكاسب را در خودش احساس كند خواندن آن را آغاز مي كند. اين شيوه را مي توان شيوة خوبي دانست و در عين حال مي تواند انتقاداتي هم بر آن وارد شود. اما از ديدگاه من روش بسيار خوبي بود زيرا هر شخصي مي توانست بنابر شايستگي ها و شرايط خودش ، درسهايش را انتخاب كند و با توجه به اين كه يك درس را اساتيد مختلفي تدريس مي كردند ، مي توانست استاد را برگزيند. در حالي كه در دانشگاه اختيار انتخاب درس و استاد، به آن صورت وجود ندارد . در دانشگاه بر خلاف حوزه كه تشخيص شايستگي با خود شخص است ، ملاك و ضابطه، نمرات بدست آمده از امتحانات است و مهم تر  اين كه، در حوزه موضوع تهذيب نفس و اخلاق بسيار اهميت داشته و در صدر برنامه ها قرار دارد كه اين خود تأثير بسزايي در درس ، مطالعه ، اخلاق و رفتار شخص به جا مي گذارد . البته بايد اضافه كنم ، زماني كه من در حوزه تحصيل مي كردم، روال به اين ترتيب بود و امكان دارد تغييراتي در نظام آموزشي حوزه به وجود آمده باشد كه بنده از آن بي اطلاع باشم .

به نظر شما آيا برنامة درسي و نظام علمي حوزه و دانشگاه توانسته جوابگوي مسائل فعلي اجتماع باشد و از عهده رسالت بزرگي كه بر عهده دارد به خوبي برآيد ؟ 

من نمي دانم منظور شما از رسالت بزرگ حوزه چيست ؟ آيا غير از اين است كه حوزه مي خواهد افراد را از نظر مذهبي و معنوي تربيت كند ؟ به نظر من هيچ گاه رسالت حوزه اين نبوده كه در تمام زمينه ها متخصص تربيت كند بلكه وظيفه اش اين است  متخصصي را كه در دانشگاه تحصيل كرده ،  مثل پزشك يا مهندس را از لحاظ تعهد و تهذيب اخلاق پرورش دهد .

به نظر شما آيا حوزه در زمينة پاسخگويي به مسائل مستحدثه اجتماعي كه ما در جامعه با آنها روبرو هستيم ، وظيفه و رسالتي ندارد ؟

بله ، بخشي از رسالت و وظيفة حوزه در اين زمينه است كه به نظر من از نظر آموزش، در رسالت خود موفق بوده است زيرا درسهايي كه در حال حاضر در حوزه ارائه و تدريس مي شوند ، خوب و كافي هست  چون كساني كه اين درسها را مي خوانند آن قدر تبحر فكري پيدا مي كنند كه بتوانند به خوبي جواب مسائل مختلف و حتي جديد را بدهند . در مورد دانشگاه بايد بگوييم كه هدف اصلي دانشگاه تربيت افراد متخصص در رشته هاي مختلف است . در حالي كه به نظر من ، ما بايد چيز ديگري به آن اضافه كنيم تا دانشگاه رسالت خود را در جامعه به نحو كامل تري به انجام برساند . وظيفة دانشگاه تربيت متخصص است ولي ما مي گوييم، از دانشگاهي كه در جامعة اسلامي قرار دارد توقع داريم كه متخصصين خود را در حد اين جامعه و متناسب با آن ، پرورش اخلاقي هم بدهد و تربيت كند . لذا اين وظيفه هم به وظايف دانشگاه افزوده شده است . در مجموع به نظر من دانشگاهها ، در حد توان خود  سعي مي كنند وظايفشان را انجام دهند .

با توجه به اهميت امر پژوهش و تحقيق ، جايگاه آن در حوزه و دانشگاه به چه صورت است ؟

پژوهش يكي از فعاليت هاي اصلي در حوزه است، درس مي خوانند براي اين كه پژوهش كنند و در واقع، پژوهش مقدمة اجتهاد است، اما اين كه براي گرفتن درجة اجتهاد شخص ملزم به نوشتن چند رساله يا كتاب تأليفي باشد ، چنين وضعي وجود ندارد . البته در حوزه هر كس درسهاي استاد را به عنوان تقريرات مي نويسد و نوشته هاي فراوان دارد . ولي همان طوري كه گفتم در حوزه معيار قضاوت ، خود شخص است . لذا شخص مي سنجد كه آيا قابليت اجتهاد و استنباط از آيات و روايات در او وجود دارد يا نه ؟ اگر توانايي استنباط و اجتهاد را در خودش يافت ، خود را مجتهد فرض مي كند . البته مراجع ديگر هم از وي سؤالاتي مي كنند و اگر تشخيص دادند كه واقعا" آدم مجتهدي است، آن وقت برگي به وي داده مي شود تا بتواند اجتهاد كند . اما اين كه مانند دانشگاهها بايد پايان نامه بنويسند ، اين طور نيست و لزومي هم ندارد . در حوزه ها بحث و مباحثه خيلي زياد است و محافل و مجالسي هست كه علما در آن بحث مي كنند و در اين مباحثه ها معلوم مي شود كه يك طلبه تا چه اندازه از علم و فضل بر خوردار است.

در دانشگاهها نيز يك معاونت پژوهشي وجود دارد. در دانشكدة ما هم معاونت پژوهشي داريم كه امور پژوهشي را انجام مي دهد و همچنين دانشجويان مقطع كارشناسي ارشد و دكتري بايد يك پايان نامه در پايان تحصيلات ، به دانشگاه محل تحصيل خود ارائه كنند و در طول دوران تحصيل هم پژوهشهايي بايد انجام دهند.

آيا پژوهشهايي كه در دانشگاه به عنوان تكليف انجام مي شود مفيد است و جدي گرفته مي شود ؟

پاسخ اين سؤال بستگي به اين دارد كه شما مفيد بودن را به چه معنايي بگيريد . اگر مفيد بودن را در اين بدانيد كه بلافاصله تحقيق بتواند در جامعه مورد استفاده قرار گيرد،  مسلما" هيچ كدام از پايان نامه ها اين گونه نيستند اما مي توانيم مفيد بودن را اين گونه معنا كنيم كه دانشجو با نوشتن يك رساله ، مي تواند كارايي فكري پيدا كند كه با استفاده از آن در زمينه هاي مختلف ، نظر و عقيده اش را بيان كند. از اين زاويه اگر بنگريم ، همة پايان نامه ها كارآيي دارند زيرا انگيزه اي ايجاد مي كند كه با استفاده از آن دانشجو مي تواند مشكلاتي را كه در جامعه وجود دارد تا حدودي براي خود حل كند يا راه حل هايي ارائه دهد . پس هرچند پايان نامه اش مستقيماً راه حل ارائه نمي دهد ولي اين انگيزه را در دانشجو ايجاد كرده است . بنابراين در ارزيابي پايان نامه ها و تحقيقات ، اين مسأله را نبايد از نظر دور داشت .

اگر بخواهيم يك مقايسة اجمالي بين حوزه و دانشگاه انجام دهيم، ويژگي هاي مثبت هر كدام كه بتواند براي ديگري قابل اقتباس باشد و همچنين مشكلات و نارسايي هاي هر يك از اين دو مركز علمي چيست ؟

از نظر آموزشي بايد بگويم كه در حوزه يك طلبه پيش از آن كه در كلاس درس حاضر شود ، آن درس را پيش مطالعه مي كند ، بنابراين وقتي كه سر كلاس درس مي رود با توجه به پيش مطالعه أي كه داشته است با دقت زياد به درس استادش گوش مي دهد و اشكال و ايرادي اگر داشته باشد رفع اشكال مي كند و همچنين بعد از درس هم بلا فاصله يك مباحثه روي آن درس انجام مي دهد، سپس هم آن درس را مطالعه مي كند ، فرداي آن روز دوباره يك مباحثه دربارة همان درس انجام مي دهد . بنابراين چهار مرتبه درس مطالعه شده و آن درس كاملاً در ذهنش باقي خواهد ماند . به نظر من اين روش بسيار مفيد است و من هميشه در كلاسهايم به دانشجويان توصيه مي كنم كه از اين روش پيروي كنند؛ حال اينكه در دانشگاهها معمولاً شخص درسها را شب امتحان يا دو روز قبل از آن مطالعه مي كند .

در كلاس هم دانشجويان معمولا" مانند يك طلبه دقت نمي كنند . البته نمي خواهم بگويم همة طلبه ها اين گونه هستند بلكه روش اين گونه است ، حال ممكن است يك طلبه از اين روش پيروي كند و يا روش ديگري در پيش بگيرد . كما اين كه روش در دانشگاهها اين گونه است .

تقريرات يعني نوشتن درس استاد كه در حوزه خيلي معمول است ، يعني مي توانم بگويم 95 درصد از طلبه ها اين گونه عمل مي كنند ولي در دانشگاهها تعداد كمي از دانشجويان روش تقريرات را انجام مي دهند و پيش مطالعه مي كنند . اين روش اگر در دانشگاه به كار گرفته شود ، بسيار مفيد مي باشد .

از طرف ديگر در دانشگاه يك نوع نظم و ترتيبي از نظر درسها و كلاسها و نمره گذاري ها و ارزشيابي ها و ... وجود دارد، ولي در حوزه ـ آن زماني كه من در حوزه تحصيل مي كردم ـ ارزشيابي ها شخصي بود يعني اين كه خود شخص ارزيابي مي كرد كه آيا مي تواند به درجة بالاتر برود يا خير ؟ و وقتي كه ارزشيابي با خود شخص باشد ، هيچ گاه سر خودش كلاه نمي گزارد و زماني كه مي بيند درسي را واقعا" متوجه نمي شود ، تصميم مي گيرد كه سطح كلاسش را پايين تر بياورد .

در مورد نارساييهاي حوزه بايد بگويم كه حوزه در كار خودش موفق بوده است و اگر يك طلبه از شرايط لازم و خاصي كه براي يك طلبه ضروري است ، برخوردار باشد ، هيچ نقص و ايرادي بر كار حوزه وارد نيست. اين نظر شخصي بنده است.  من نمي خواهم بگويم يك دانش آموختة حوزه هستم اما چندين سال در حوزه بوده ام و با توجه به آن نحوة درس خواندن كه عرض كردم و ارزشيابي خود شخص ، حوزه موفق بوده است ولي اگر يك ارزشيابي دقيقتري انجام شود و ديگران معايب شخص را به وي بگويند و او را متوجه نمايند ، به نظر من مي تواند مفيدتر باشد. گر چه در زمان تحصيل ما در حوزه، خود شخص هنگام مباحثات مي فهميد كه چه معايبي دارد ولي اگر اين امر به صورت رسمي تري باشد شايد بتواند موفق تر باشد .

در مورد نارسايي هاي دانشگاه ، اگر دانشجويان سر كلاس درس حضور داشته باشند و به درس توجه كنند ، پيش مطالعه داشته باشند ، بعد از كلاس درس مباحثه كنند و اين طرز فكر و عادت را از بين ببرند كه همة مشكلات و ايراداتشان بايد به وسيله استاد برطرف شود ، نقايص تا حد زيادي رفع مي شود . الآن در بين دانشجويان ما اين مسأله وجود دارد كه همة مسايل و مشكلات را بايد استاد برايش حل بكند ، نمي تواند با دوست خود مشكلش را برطرف كند ، يا خودش با مطالعه ، مشكلش را حل نمايد و فكر مي كند كه فقط بايد همين كتابي كه به او داده شده است ، مطالعه شود . و به  منابع ديگر كمتر مراجعه مي كند . حال اين كه در حوزه چنين نيست مثلا" فرض كنيم لمعه را كه مطالعه مي كند، در كنار آن كتابهاي ديگري را هم مطالعه مي كند و ليكن دانشجوي ما اين چنين نيست و فقط به كتاب و متني كه به وي داده مي شود ، بسنده مي كند .

با توجه به  شناخت شما از دانشگاه امام صادق(ع) آيا اين دانشگاه توانسته است در جهت پيوند عملي حوزه و دانشگاه موفق شود و به عنوان يك " دانشگاه اسلامي " الگوي خوبي باشد ؟

البته قضاوت در اين مورد قدري زود است چون من يك ترم بيشتر در اينجا تدريس نداشته ام ولي به نظر من ، بايد موفق باشد چون مسؤولين اين دانشگاه كه من با آنها آشنايي دارم ، افرادي هستند كه صلاحيت انجام اين كارها را به نحو شايسته داشته  و دارند . وقتي كه مسؤولان خوب باشند ، راهشان و كارشان هم مي تواند خوب باشد ، البته اين مسأله امري است دوجانبه . يعني اين كه ، دانشجويان هم بايد در اين امر كوشش كنند در غير اين صورت به طور مسلم موفقيتي وجود نخواهد داشت . مسؤولان و دانشجويان با همديگر مي توانند در اين امر نقشي داشته باشند ولي اگر هريك در كارشان كوتاهي كنند ، موفقيت برايشان حاصل نخواهد شد .

لطفا" بفرماييد كه شما از چه زماني با دانشگاه امام صادق (ع) آشنا شديد ؟

من از حدود ده سال قبل با دانشگاه امام صادق(ع) آشنايي داشتم و مي شنيدم كه دانشكدة حقوقي دارد و از دانشگاههاي بسيار خوب است. ولي من در اين دانشكده تدريس نداشتم البته از من براي تدريس دعوت كرده بودند ولي براي تدريس فرصت نداشتم. اين دانشكده جزء دانشكده هاي سطح بالا در بين دانشگاهها مطرح بود زيرا  استادان بسيار خوبي در اينجا درس مي دادند البته من فارغ التحصيلانش را  نديده بودم تا با سطح علمي آنها آشنا شوم ، ولي مي گفتند كه دانشجويان بسيار موفق و خوبي دارد . از وقتي هم كه آمده ام ، مي بينم كه در مقايسه با دانشگاههاي ديگر بد نيست و مي تواند بهتر از اين هم باشد .

به عنوان رئيس جديد دانشكدة حقوق بفرماييد ، آيا براي هر چه بيشتر فعال كردن  معاونتها و گروههاي تخصصي دانشكده ، تصيمم خاصي گرفته ايد و ديگر اينكه چه مشكلاتي باعث شده كه دانشكده حقوق بر خلاف ساير دانشكده ها ، دانش آموختگان موفق خود را به كار نگيرد ؟

همان گونه كه مطلع هستيد دانشكدة ما كادر آموزشي چنداني ندارد و همچنين معاونين نيز بايد از كادر آموزشي خود دانشكده باشند . بنابراين به علت كمبود كادر آموزشي تا به حال نتوانسته اند معاونتها را انتخاب بكنند وليكن با توجه به  تصميم ما در تكميل كادر آموزشي خودمان، معاونتهاي دانشكده مان هم تكميل خواهد شد ولي تا وقتي كه كادر آموزشي مان شكل بگيرد از دانشجويان خودمان استفاده مي كنيم ـ همان گونه كه خود دانشجويان پيشنهاد كرده بودند ـ اكنون دانشجويان خوب دانشگاه خودمان در معاونت آموزشي مشغول هستند و كارهاي پژوهشي را انجام مي دهند . در اين زمينه ها هم كاملا" موفق بوده و خيلي پيشرفت كرده ايم، فكر مي كنم اگر در روزهاي اخير از دانشجويان سؤال كرده باشيد گله و شكايتي كه قبلا" داشته اند حالا ديگر ندارند البته خود دانشجويان هم بايد كمك كنند و اگر نظر يا پيشنهاد و انتقادي دارند مي توانند به دانشكده اعلام كنند ، ما هم كاملا" پذيراي نظر يا انتقاد دانشجويان هستيم .

شما   براي ارتقاي    كمي و كيفيت وضعيت آموزشي دانشكده حقوق چه تدبيري انديشيده ايد و به نظر شما چه مشكلاتي در    راه تأسيس دوره هاي دكتراي رشتة حقوق در دانشگاه ما وجود دارد ؟

اصولا" در دانشكده هاي حقوق، چه بهتر كه درسهاي تئوري توأم با كارهاي عملي باشد .در اين صورت درسهاي تئوري را دانشجو بهتر مي فهمد، همين امر سبب ارتقاي علمي دانشجويان از نظر كيفي مي شود . بر همين اساس ما سعي كرديم كه در اين زمينه اقداماتي انجام دهيم و تا آنجا كه ممكن است دانشجويان را براي كارآموزي عملي به مجتمع هاي قضايي معرفي كنيم، همچنين سعي مي كنيم تا دانشجويان با كارهاي پژوهشي و تحقيقاتي آشنايي بيشتري پيدا كنند . لذا ، بخش پژوهشي خود را فعالتر كرده ايم . موضوعات متعددي را در نظر گرفته ايم تا به دانشجويان ارائه نماييم و آنها به صورت گروهي كار را انجام دهند . چون متأسفانه كارهاي گروهي در دانشكده ها معمول نيست در حالي كه ، اين كار بسيار مفيدي است بنابراين از همين نيمسال ان شاء الله ما اين كارها را انجام خواهيم داد و فكر مي كنم بتوانيم موفق شويم. كارآموزي عملي را هم در نيمسال گذشته شروع كرديم، و تعدادي از دانشجويان براي انجام آن به مجتمع هاي قضايي رفتند. من از آنها سؤال كردم بسيار راضي بودند و مي گفتند كه بسيار مفيد بوده است .در مورد اساتيد مورد نياز دانشكده هم تلاش ما بر اين است كه بهترين استاد را براي تدريس دعوت كنيم استخدام استاد را نيز بايد در اولويت كارهاي خود قرار دهيم چون همانگونه كه مي دانيد دانشكدة ما كادر آموزشي و هيأت علمي بسيار كمي دارد. لذا در اين زمينه اقدام كرديم و مقدمات استخدام چند عضو هيأت علمي را فراهم آورديم و با توجه به اين امر ، وضع آموزشي دانشكدة ما بهتر خواهد شد .

 اگر اجازه   بدهيد قدري از بحث دربارة دانشگاه دور شويم و به جامعه بپردازيم, شما به عنوان يك حقوقدان مشكلات فعلي دستگاه قضايي كشورمان را در چه مي بينيد؟ آيا اين مشكلات بيشتر ناشي از قوانين است يا عملكرد؟

چنان كه مي دانيد رسالت دستگاههاي قضايي در تمام دنيا عبارت است از حفظ امنيّت و اجراي عدالت براي شهروندان. اگر بتواند اين رسالت خود را به خوبي انجام دهد، يك دستگاه قضايي موفّقي است و اگر نتوانست ناموفّق. ابزارهايي كه براي اين كار در اختيار دارد مجريان قانون هستند يعني؛ قاضي و كارمنداني كه در حوزة اختيارش هست. بنابراين اگر كسي بخواهد يك دستگاه قضايي را ارزيابي كند، بايد هر دوي اينها را ببيند؛ هم قوانين و هم مجريانش را, بر همين اساس ايراد و اشكال ممكن است به هر دوي آنها يا يكي از آنها وارد باشد. اين ملاك و ضابطه است و با اين ملاك مي توان يك دستگاه قضايي را بررسي كرد. حال دستگاه قضايي كشورمان را نيز با اين محك مي توان ارزيابي كرد. به نظر من در دستگاه قضايي ما اشكال در هر دو مورد وجود دارد و هر دو بايد اصلاح شود. قضاوت در مورد موفقّيت قضا و دستگاه آن را هم بايد به مردم واگذار كرد، از ديدگاه دانشكده اي، مطلب به اين صورت بود كه عرض كردم.

در خاتمه،  از مرحوم پدر بزرگوارتان  ـ حضرت آيت الله العظمي اراكي (قدّس سره الشريف) خاطره اي، بيان فرماييد و محفل ما را بدان زينت بخشيد؟

خاطره أي كه در اين مورد مي توانم از مرحوم پدرم برايتان بيان كنم اين است كه من از ايشان خيلي متشكّر و ممنونم كه مسير زندگي ام را تغيير داد. چون من پس از فراغت از تحصيلم در دانشكدة حقوق، تمايل داشتم به سراغ كار قضاوت بروم ولي مرحوم پدرم به من فرمودند، آيا مي داني كه قضاوت كار بسيار مشكلي است؟ آيا از عهدة اين كار بزرگ كه مي خواهي براي خودت انتخاب كني مي تواني برآيي؟ گفتم من چه مسيري را انتخاب كنم؟ و خودم پيشنهاد كردم اگر من ادامة تحصيل بدهم و سپس در دانشگاه تدريس كنم چطور است؟ ايشان فرمودند كه در مقام مقايسه، اگر اين كار را ادامه بدهي به نظر من خيلي بهتر است. بر همين اساس من مسير زندگي خودم را از كار قضايي به كارهاي آموزشي تغيير دادم. لذا، به كشور فرانسه رفتم و درجة دكتراي خود را از آنجا گرفتم و خيلي خوشحال هستم و در اين كارم نيز موفق بوده ام و فكر مي كنم در اين مورد پدرم رضايت كامل داشت و احساس مي كردم كه پدرم از مسير اوّل راضي نبود.

اگر توصيه اي براي دانشجويان دانشگاه امام صادق(ع) خصوصاً دانشجويان رشتة حقوق داريد بيان نماييد؟

همان طوري كه قبلاً هم خدمتتان گفتم دانشجويان دانشكدة ما نوعاً خوب هستند اگر يك مقداري در درس خود توجه بيشتري كنند، درس را پيش مطالعه كنند، بعد مباحثه كنند، اين امر مي تواند خيلي در موفّقيتشان مؤثر باشد و از آنجا كه اسم اين دانشگاه، دانشگاه امام صادق(ع) است، امام صادق (ع) را هميشه در نظر داشته باشند. اصولاً انسان ها بخصوص دانشجويان اين دانشگاه بايد خدا را در نظر داشته باشند و كسي كه در اعمال خود خدا را ناظر بداند مرتكب خلاف نخواهد شد.

با تشكر مجدد از اين كه در اين گفتگو شركت كرديد براي شما آرزوي موفّقيت روزافزون داريم.