FTP   E-Mail   بازگشت

 

   

 

انتشار پنجاه و سومين شماره فصلنامه پژوهش و سنجش

 پنجاه و سومين شماره فصلنامه پژوهش و سنجش، (بهار 1387)، منتشر شد.

به گزارش روابط عمومي مرکز تحقيقات صدا و سيما، اين شماره حاوي هشت مقاله، نقد يک کتاب و اخبار مربوط به همايش‌هاي علوم ارتباطات است. در اولين مقاله از اين مجموعه با عنوان «جلوه‌هاي حقوقي اتحاد ملي و انسجام اسلامي در قانون اساسي جمهوري اسلامي ايران و نقش رسانه ملي در تحقق آن»، ضمن تببين برخي از اصول قانون‌ اساسي که بسترساز تحقق اتحاد ملي در بين گروه‌هاي مختلف قومي، نژادي، سياسي و مذهبي جامعه ايران است، به بررسي آن دسته از اصول قانون اساسي که تحقق‌بخش انسجام اسلامي و وحدت‌بخش ملل مسلمان جهان است، پرداخته شده و سهم و نقش رسانه ملي در عملياتي شدن اين دسته از اصول مورد بررسي قرار گرفته است.

يافته‌هاي اين پژوهش حکايت از وجود اصول روشن و اميدبخشي در قانون اساسي جمهوري اسلامي دارد که در صورت اجرا زمينه‌ بسيار مناسبي براي اتحاد و همبستگي ملي فراهم خواهد کرد و از طرفي از وجود راهبردي اساسي در سياست خارجي جمهوري اسلامي و شکل‌گيري رويکرد جهان‌شمولي اسلام حکايت مي‌نمايد.

در مقاله دوم با عنوان «سرگرداني ميان معنا و بي‌معنايي، جايگاه شعر در قطعات موسيقي عامه‌پسند امروز»، به رواج گسترده موسيقي عامه‌پسند (پاپ) در سال‌هاي اخير و وجود انتقاد‌هاي گوناگون درباره کيفيت آثار هنري ارائه شده در اين حوزه اشاره شده است؛ به ويژه آن دسته از انتقادهايي که متوجه «نوع اشعار» ارائه شده به مخاطبان موسيقي پاپ است. در اين مقاله، پس از طرح مباحث نظري درباره شعر و گونه‌هاي مختلف آن از نظر صورت و محتوا، رابطه شعر و موسيقي و اهميت شعر در موسيقي با کلام، به بررسي اهميت و جايگاه شعر در موسيقي پرداخته شده و با استفاده از اصول و معيارهاي نقد شعر و موسيقي، برخي از اشکالات رايج در اشعار مورد استفاده در موسيقي پاپ مورد بررسي قرار گرفته است. در پايان نيز توصيه‌هايي در خصوص چگونگي استفاده از موسيقي عامه‌پسند در صداوسيما ارائه شده است.

مقاله سوم، «ده اشتباه درباره مدل تأثير رسانه‌ها» ،حاصل بررسي بسياري از مطالعات و ادعاهاي مفسرين درباره تأثير رسانه‌ها و در پي پاسخ به اين پرسش کليدي است که «چرا با وجود دهها سال تحقيق و صدها مطالعه، ارتباط بين استفاده مردم از رسانه‌هاي گروهي و رفتارهاي ناشي از آن (بويژه در زمينه خشونت)،‌ مبهم باقي مانده است؟».

نويسنده در پاسخ به اين پرسش، ده مورد خطاي اساسي را که در مدل تأثيرات رسانه‌ها، و پژوهش‌هاي انجام شده در اين حوزه وجود دارد، برشمرده و توضيح مي‌دهد. ازجمله اينکه مدل تأثيرات اغلب بر پايه مطالعاتي استوار است که روش‌شناسي آن مناسب نيست و يا اين مدل در انتقاد از تصاوير رسانه‌اي خشن، به صورت انتخابي برخورد مي‌کند.

همچنين نويسنده با وجود اشتباهات موجود در اين زمينه، به ترسيم آينده تحقيق درباره تأثيرات رسانه‌اي مي‌پردازد و روش‌هاي تحقيقاتي جايگزين را پيشنهاد مي‌کند.

در مقاله چهارم با عنوان «سياست‌گذاري رسانه‌اي»، پس از توضيح و تشريح سياست‌گذاري عمومي و مراحل آن که توسط دولت صورت مي‌گيرد، به بيان سير تاريخي و چارچوب ساختاري سياست‌گذاري رسانه‌اي پرداخته شده، همچنين اصول برنامه‌ريزي ارتباطي و مسئله تدوين سياست‌گذاري و برنامه‌ريزي ارتباطي در ايران مورد بحث و بررسي قرار گرفته است. به زعم نويسنده هر نوع سياست‌گذاري رسانه‌اي بايد با توجه به سطوح فرهنگي و مطابق با کارکردهاي رسانه‌ها (خبري، آموزشي، فرهنگي، تفريحي و ...) صورت گيرد.

مقاله پنجم، با عنوان «بررسي اعتماد اجتماعي و عوامل مؤثر بر آن و چگونگي نقش رسانه در افزايش آن»، برگرفته از پژوهشي است که در سال 1386 در مرکز تحقيقات صداوسيما انجام شده است. يافته‌هاي اين پژوهش نشان مي‌دهد که ارزيابي فرد از وضعيت جامعه مهم‌ترين عاملي است که سطح اجتماعي او را متأثر مي‌سازد، يعني هر چه افراد جامعه را با ثبات‌‌تر، بهنجارتر و رفتار نهادها را با مردم صادقانه‌تر بدانند و معتقد باشند حقوق پايمال شده شهروندان قابل اعاده است، اعتماد اجتماعي بالاتري خواهند داشت.

همچنين پيام‌هاي ديداري و شنيداري رسانه‌هاي ارتباط جمعي نيز به اشکال گوناگون مانند ترويج قانون‌گرايي، رعايت هنجارها، بيان فوايد کارگروهي، تقويت فرهنگ ديني و ... مي‌توانند بر اعتماد اجتماعي افراد جامعه مؤثر باشند.

در ششمين مقاله با عنوان «امنيت اخلاقي و تصويرسازي ملي»، چگونگي و بايسته‌هاي پرداخت رسانه ملي به موضوع پيشگيري از جرم، مورد بررسي قرار گرفته است و از آن جا که مسئله حجاب از جدي‌ترين دغدغه‌هاي رسانه ملي و البته مفهومي محوري در طرح امنيت ملي است، در اين مقاله بيش از مسائل ديگر کانون تحليل و مورد توجه قرار گرفته است. مؤلف پس از بيان نقش رسانه‌ها در تصويرسازي از جرم، يکي از کارکردهاي مهم رسانه‌ها در زمينه پيشگيري از جرم را، شناساندن قانون و کيفر آن به کنش‌گران اجتماعي به منظور کاهش ميزان ارتکاب جرايم، دانسته و معتقد است که وسايل ارتباط جمعي بايد با ارائه فوايد و منافع قانون، روحيه قانون‌گرايي را ترويج کنند و نشان دهند که آنان توجيه‌گر عملکرد قدرتمندان و حاکمان نيستند، بلکه تذکرات قانوني را به عنوان مبناي نظم اجتماعي مطرح مي‌کنند. نويسنده در ادامه، نقش رسانه‌ها را در اجراي «طرح ارتقاي امنيت اخلاقي و اجتماعي»‌ و تصويرسازي از بدحجابي، تشريح نموده و سپس راهکارهاي متعددي را براي استفاده از قابليت رسانه‌ها در پيشگيري از جرم، بيان مي‌نمايد که از جمله اين پيشنهادها مي‌توان به پيشگيري از بزهکاري از طريق آموزش‌هاي عمومي و انعکاس صحيح اخبار جرايم اشاره کرد.

مقاله هفتم، «بررسي ميزان و نحوه استفاده از رسانه‌ها در کودکان و نوجوانان» نام دارد که برگرفته از پژوهشي پيمايشي بر نمونه‌اي 1139 نفري از کودکان و نوجوانان 18 تا 9 ساله ساکن شهر تهران، مي‌باشد. در اين پژوهش با در نظر گرفتن متغيرهاي جنس، سن، تحصيلات و پايگاه اجتماعي، به بررسي ميزان استفاده مخاطبان کودک و نوجوان از وسايل ارتباطي گوناگون و نيازها و علايق آنان در زمينه‌هاي گوناگون، پرداخته شده است. از نتايج اين پژوهش مي‌توان به مواردي همچون، علاقه 91درصد پاسخگويان به موضوعات «طنز و تفريحي» و 81 درصد به «فيلم‌هاي سينمايي» پخش شده از تلويزيون اشاره کرد. در اين مقاله، ميزان استفاده کودکان و نوجوانان از انواع وسايل ارتباط جمعي جديد نيز مورد بررسي قرار گرفته است.

در هشتمين مقاله، يعني «جريان‌سازي خبري، به مثابه شکل جديد جريان يکسويه اطلاعات» با در نظر گرفتن «خبر» به عنوان مهم‌ترين محصول رسانه‌هاي جمعي و اشاره به تکنيک‌ها و فنون جريان‌سازي خبري، جريان‌سازي‌هاي منفي رسانه‌هاي خبري غرب در خصوص ايران، تبيين و تحليل شده است. نويسنده تکنيک‌هاي جريان‌سازي خبري را جنگ رواني، شايعه‌پراکني و انگاره‌سازي خبري عنوان کرده و از «حقوق بشر در ايران»، «نقش جمهوري اسلامي ايران در اوضاع داخلي عراق» و «پرونده هسته‌اي ايران»، به عنوان نمونه‌هايي از جريا‌ن‌سازي‌هاي خبري، ياد مي‌کند. وي در پايان راهکارهايي براي مقابله با موج منفي جريان‌سازي‌هاي خبري رسانه‌هاي غربي، ارائه مي‌دهد، مانند: استفاده از تکنيک‌ تکرار، ارائه به موقع اخبار،‌ ايجاد رسانه‌هاي خبري قدرتمند و ... .

اما قسمتي که از اين شماره به فصلنامه پژوهش و سنجش اضافه شده، بخش نقد کتاب است. در اين شماره، کتاب «ارتباطات در عصر بدگماني»، نوشته ويان باکر و ديويد ام‌.بارلو، مورد نقد قرار گرفته است. در اين بخش، پس از نگاهي کلي و اجمالي به کتاب، بخش‌هاي گوناگون و همچنين نتيجه‌گيري آن مورد بررسي قرار گرفته است و با نگاهي دقيق، به تحليل اين کتاب که سعي مي‌کند نقش رسانه را در عصر جديد مورد بررسي قرار دهد، پرداخته شده است. به بيان منتقد هر چند اطلاعاتي که در اين مجموعه به مخاطب منتقل مي‌شود، مي‌تواند براي هر علاقه‌مند و کارشناس اين نوع مباحث، مفيد باشد اما از ديگر سو کمبودهاي اين اثر را نيز نبايد از نظر دور داشت. ناقد از فقدان فلسفه اجتماعي، انسان‌شناسي فلسفي و فلسفه رسانه در اين اثر، به عنوان مهم‌ترين کمبود‌هاي آن ياد مي‌کند.

در بخش پاياني فصلنامه، اخبار همايش‌ها و سمينارهاي مرتبط با علوم ارتباطات آورده شده است.

 

روابط عمومي و بين‌المللي – 8/8/87

 

ايران_تهران_دانشگاه امام صادق عليه  السلام- ص پ 159-14655 - کدپستي: 1465943681 - تلفن 88094001 - دورنگار 88093484 - پست الكترونيکي: isu@isu.ac.ir  - نشاني الكترونيكي: http://www.isu.ac.ir

Copyright © 2004 Web Master of ISU