|
معرفي شماره 59 فصلنامه پژوهشهاي ارتباطي پنجاهونهمين شماره فصلنامه علميـ پژوهشي «پژوهشهاي ارتباطي» ويژه «فنّاوريهاي نوين ارتباطي» منتشر شد. اين شماره از فصلنامه حاوي هفت مقاله است. مقاله اول، با عنوان «شناخت مؤلفههاي پنهان در پيشبيني وضعيت ''نظارت الکترونيکي'' در 20 سال آينده جامعه اطلاعاتي ايران» که از سوي دکتر اميدعلي مسعودي به رشته تحرير در آمده است، حاصل پژوهشي با استفاده از مصاحبههاي عميق با صاحبنظران حوزه مربوط است. نويسنده بر اساس نتايج حاصل از اين تحقيق، اظهار ميکند سرآمدان و مجريان، ديدگاهي خوشبينانه به نظارت در جامعه اطلاعاتي دارند و معتقدند چنانچه در چارچوب قوانين و فرهنگ ايراني و اسلامي، کار نظارت در جامعه صورت پذيرد، باعث پيشرفت جامعه در 20 سال آينده خواهد شد. همچنين 6 مؤلفه اصلي و پنهان در پيشبيني وضعيت نظارت الکترونيکي در جامعه اطلاعاتي 20 سال آينده کشور، ازجمله نظارت آسان، سواد رسانهاي و ... شناسايي شدهاند. در مقاله دوم، با عنوان «تلويزيون تعاملي و موانع راهاندازي آن در ايران»، سيد جمالالدين اکبرزاده جهرمي با پژوهشي به روش کيفي و استفاده از مصاحبههاي عميق با کارشناسان و سياستگذاران، موانع موجود بر سر راهاندازي تلويزيون تعاملي در ايران را در سه بخش عمده، شامل: «فني و توليدي»، «فرهنگي و اجتماعي» و «قانوني و حقوقي»، مورد بررسي قرار داده است. به زعم وي، راهاندازي تلويزيون تعاملي را بايد ذيل طرح کلانتري ديد که همان «نظام جامع رسانهاي» کشور و در شکل مطلوب خود، طرح ملي است که به همکاري بسياري از وزارتخانهها و نهادها مانند دانشگاهها، صداوسيما، رسانهها، وزارت ارتباطات و فنّاوري، شوراي عالي اطلاعرساني، وزارت ارشاد، وزارت آموزش عالي، ... و شرکتهاي خصوصي و مدني و انديشمندان و صاحبنظران حوزه فرهنگ و رسانه نياز دارد. در سومين مقاله که از سوي محمد حسيني، دکتر سيد وحيد عقيلي و دکتر سيد محمد مهديزاده، با عنوان «ظهور راديو ديجيتال در ايران؛ فرصتها و تهديدها» نوشته شده است، با استفاده از روش کيو، ديدگاههاي کارشناسان، مديران و صاحبنظران حوزه راديو، در داخل و خارج از کشور مورد بررسي قرار گرفته است. بر اساس نتايج به دست آمده، مهمترين مشکل در خصوص تغيير سيستم راديو آنالوگ به ديجيتال، مجاب کردن شنوندگان براي خريد دستگاه گيرنده راديو ديجيتال است. اما در کنار اين مشکل، به دليل آنکه راديوهاي امروز، راهي جز طي مسير ديجيتالي شدن ندارند، مهمترين نکته قابل توجه براي مديران رسانه، برنامهريزي در جهت تغيير محتواي لازم است که در اين خصوص بر خلاف مسائل فني، مطالعات چنداني انجام نشده است. در مقاله چهارم، با عنوان «بررسي فرصتها و تهديدهاي پادکستينگ براي راديو در ايران؛ از ديدگاه کارشناسان و کارگزاران ارتباطات» که از سوي مريم اکبري آزاد، دکتر عبدالله گيويان و دکتر محمد ميناوند به رشته تحرير در آمده است، به بررسي نظرخواهي از سه گروه کارشناسان راديو، کارشناسان رسانههاي جديد و گردانندگان پادکستينگ از طريق روشهاي اسنادي و کيفي (گروههاي کانوني)، پرداخته شده است. پس از تجزيه و تحليل دادهها و معنا کردن يافتههاي پژوهش با استفاده از همگرايي رسانهاي، پژوهشگران به اين نتيجه رسيدهاند که پادکست ميتواند ظرفيتهاي جديدي را فراهم کند که مهمترين آنها ايجاد فضاي رقابتي براي راديو، گسترش و توسعه راديوهاي تخصصي، استعداديابي و شناخت بهتر مخاطب است. اما اين فنّاوري به دليل موانع فني، حقوقي و ... موجود در کشور، دستکم تا زماني که فاقد زيرساختهاي لازم هستيم، تهديدي براي راديو محسوب نميشود. در پنجمين مقاله، با عنوان «آي پي تي وي، تلويزيونهاي اينترنتي و فنّاوريهاي انتشار فيلم در فضاي سايبر ايران»، دکتر حميد ضياييپرور، با استفاده از روش اسنادي مبتني بر اينترنت، گزارشهاي تحقيق اتحاديه بينالمللي ارتباطات راه دور و انتخاب نمونههاي هدفمند از ميان اصليترين فنّاوريهاي پخش تصوير و فيلم در فضاي سايبر ايران، به بررسي وضعيت «آي پي تي وي» و «تلويزيونهاي اينترنتي» در ايران و جهان پرداخته است. بر اساس اين مطالعه، به نظر ميرسد رسانه ملي بايد با رصد کردن تلويزيونهاي اينترنتي، به نيازهاي جديد مخاطبان فضاي سايبر بينديشد و برنامهريزيهاي لازم را در اين خصوص انجام دهد. مقاله ششم، با عنوان «استفاده از ابزارهاي نوين ارتباطي در حوزه تبليغات گردشگري (مطالعه موردي منطقه آزاد کيش از سال 1382 تا 1387)» حاصل پژوهش پيمايشي فرناز سعادت و دکتر افسانه مظفري است که به بررسي کاربرد ابزارهاي نوين ارتباطي در حوزه تبليغات گردشگري، در منطقه آزاد کيش ميپردازد. نتايج نشان ميدهد، ميزان استفاده کارشناسان تبليغات منطقه آزاد کيش از ابزارهاي نوين ارتباطي در تبليغات گردشگري، وابسته به «ميزان آشنايي» اين افراد با اين ابزارهاست. از آنجا که ميزان آشنايي نيز، خود معلول متغيرهايي چون «آشنايي با زبان انگليسي» و «سطح تحصيلات» افراد است؛ نويسندگان، برگزاري دورههاي آموزشي را گام مهمي در راه آشنايي افراد با ابزارهاي نوين ارتباطي ميدانند و همکاري با مؤسسههاي خارجي مرتبط را عامل مهمي در رونق گردشگري برميشمارند. هفتمين مقاله، به نقد کتاب «فرهنگهاي ديجيتالي: فهم رسانههاي جديد»، نوشته گلن کريبر و روي استن مارتين اختصاص دارد. اين کتاب را که مجموعه مقالاتي از نويسندگان متخصص در حوزه رسانههاي ديجيتال است، دکتر مهدي نجفزاده، نقد و بررسي کرده است. چنان که نويسندگان در مقدمه توضيح ميدهند، اين کتاب تنها به دنبال ترسيم يک وجه از اين رسانهها نيست؛ بلکه ايدههاي متفاوت درباره رسانههاي متفاوت و تأثير آنها را بر فرهنگ و جوامع بررسي ميکند. چنان که ناقد اثر اظهار ميکند، مطالعه اين کتاب و پرسشهايي که در ذهن خواننده ايجاد ميشود، روشنگر اين ايده اساسي است که نظريهپردازي درباره دنياي نو، در آغاز راه قرار دارد و براي فهم جديد از رسانهها، چالشهاي بسياري بايد در اين حوزه صورت گيرد. همچنين اين کتاب، نگرشهاي جديدتري را پيش چشم ميآورد و در عين حال ميتواند نوعي هشدار به انديشمنداني تلقي شود که در بخش ديگري از دنيا، مبهوت ميان سادهانديشي مدرنيته و خيالبافيهاي پستمدرنيته باقي ماندهاند. روابط عمومي و بينالمللي – 8/3/89
|
|
|