|
دو نامه از حجت الاسلام قرائتي خطاب به دانشآموختگان دانشگاه
بسم الله الرحمن الرحيم محضر شريف فارغ التحصيلان جامعة الامام الصادق عليه السلام گرچه بعضي از شما به من گفتند نامه بيفايده است؛ ولي من، هم وظيفهاي دارم و هم اميد. عزيزان حساب شما از ديگران جداست زيرا: 1 – از آغاز از بين هزاران داوطلب گزينش شدهايد. 2 – دو عالم بزگوار در رأس امور آن دانشگاه هستند. 3 – از بهترين اساتيد بهره بردهايد. و از وجوه شرعيه خرج شما شده است. 4 – لااقل با دو زبان آشنا هستيد. 5 – مقداري دروس حوزوي خواندهايد. 6 - نام مقدس امام صادق عليه السلام روي شماست. 7 - هدف اصلي مؤسس محترم، آيت الله مهدويكني، بنابه تصريح خودشان تربيت مبلغاني بود كه آشنا با دروس حوزه و دانشگاه باشند. 8 – اگر در برابر تهاجم بيگانه و هوسهاي دروني، سربازان فرهنگي بايد دست به كار شوند، سزاوارترين آنان كه زكات العلم نشره است، شما هستيد. حدود سي سال از انقلاب ميگذارد ولي هنوز قرآن و تدبر و تفسير آن در جايگاهي كه در شأن آن باشد، نيست. متأسفانه كتاب خالق را مثل كتاب مخلوق در حد ترم و واحد و برابر نمره و مدرک گذرانيدهایم. بياييد در آستانه ماه نزول قرآن، اولاً از تقصير و قصورها عذرخواهي و سپس جبران كنيم. هركدام از شما جلسه تفسيري (در حد تفسير نمونه يا نور يا مشابه آن) براي بستگان، همسايگان، كارمندان تحت امر يا در منازل يا مساجد و يا اگر تسلط لازم را نداريد هر كدام از شما به سراغ يك عالم فاضل قرآني و از او دعوت كنيد تدبير و تفسير را هر روز حداقل در حد بيست دقيقه، لااقل در ماه رمضان مطرح كند. و در دعوت ديگران يا اقدام خودتان از نقل اقوال و احتمالات و مطالب سنگين وكم فايده بپرهيزيد و از آياتي كه هر روز همه بايد تابلو زندگي ما باشد با بيان روان با قصد تربيت و با سادهترين نوع بدون تشريفات و اغراض مادي وغيره، دل پيامبر اكرم صلي الله عليه و آله و سلم و امام زمان عجل الله تعالي فرجه را شاد كنيد. اميداست پاسخ عملي به اين نامه را به گونهاي بدهيد كه بعضي از دوستان خودمان كه فارغالتحصيل شده ولي از حركت قرآني شما مأيوسند را پشيمان كنيد گرچه من نه پشيمانم و نه مأيوس اگر اعتنايي نشود بار ديگر نامه برايتان خواهم فرستاد تا شايد اثر كند. ضمناً نامهاي كه براي ديگران نوشتم همراه با اين تقاضا براي شما ميفرستم. محسن قرائتی - 30/5/87
بسم الله الرحمن الرحیم محضر مبارك علاقهمندان به قرآن کریم و مفاهيم بلند آن. جايگاه قرآن بر كسي پوشيده نيست زيرا : 1- در بهترين شب تاريخ ( شب قدر) نازل شده. 2 – بر قلب بهترين انسان نازل شده. 3 – قرآن نازل شد تا غافلان، هوشيار و نشستگان، به پا خيزند و بپا خواستگان بروند و روندگان بدوند. (خداي قرآن " قائماً بالقسط"، هدف قرآن " ليقوم الناس بالقسط"، و به پيامبرش فرمان " قم" و به امتش " قوموا " و نمازش " اقيموا" و حجّش " قياماً للناس" و رهبرش " قائم" و رستاخيزش " قيامت" است. يعني قرآن كتاب تحرك و نشاط و رشد است.) 4 – قرآن هم چون دریا است كه نگاه به آن، شناي در آن، ماهيگیري از آن، كشتيراني در آن تا غواصي در آن، براي همهی گروهها، نوعي بهره دارد. و انسان را به ساحل خوشبختی میرساند و كساني كه عالمترند، مثل غواصان، بهرهی بيشتري ميبرند. 5 – قرآن بزرگترین معجزه پيامبر است كه حفظ آن واجب است. 6 – از كساني كه در آن تدبر نميكنند توبيخ شديد شدهاست. (افلا يتدبرون القران ...) 7 – قرآن نياز به سند ندارد، مورد قبول همه فرقههاي اسلامي است و در هرخانه مسلمان حداقل يك نسخه از آن وجود دارد. 8 – تنها كتاب آسماني است كه در آن تحريف صورت نگرفته و در آينده هم بيمه است."انا نحن نزلنا الذكر و انا له لحافظون" "لا يأتيه الباطل من بين يدیه و لا من خلفه" 9 – بعضي شفاعتها مفيد واقع نميشود "فما تنفعهم شفاعه الشافعين" ولي شفاعت قرآن قطعاً مفيد است." انه شافع مشفع" 10 – اگر بناست عمري صرف خواندن و دقت بشود كتاب خالق بر كتاب مخلوق مقدم است. 11 – هر چه علم توسعه پيدا ميكند عظمت قرآن شفافتر ميشود. هيچ آيهاي از آن، تاريخ مصرف ندارد؛ بلكه براي هميشه است. 12 – دریايي است كه به قعر آن دسترسي نيست. "بحر لا يدرك قعره" 13 – عجائب قرآن قابل شمارش نيست. " لا تحصي عجائبه" 14 – قرآن ميزان است و همه بايد خودمان را با آن بسنجيم؛ حتي روايات بايد با آن سنجيده شود. و اگر حديثي ضد قرآن بود آن را كنار ميگذاريم. 15 – به گفته روايات متعدد "قرآن و اهل بيت(ع)" حتي براي يك لحظه از هم جدا نيستند."لن يفترقا" 16 – قرآن جامعيتي دارد كه در خداشناسي، حيوان و آسمان را كنار هم ميآورد. "افلا ينظرون الی الابل کیف خلقت و الی السماء کیف رفعت" 17 – در سفارش به عدالت، تعادل كهكشانها تا تعادل ترازوي ميوهفروشي را با هم ميبيند." و السماء رفعها و وضع الميزان الا تطغوا فی الميزان" 18 – در سوگند،هم به خورشيد سوگند ميخورد و هم به انجير. 19 – بزرگترين آيه آن آیه حقوقي است ، همانگونه كه بزرگترين نامه حضرت علي(ع) نامه سياسي است. 20 – در فرمان جهاد آن نيز توجه به عدالت شدهاست. 21 – عدل و احسان قرآن از هم جدا نيست. دستور قتل قاتل را ميدهد ولي نام برادري را از او حذف نميكند. " فمن عفي له من اخيه شيء . . ." يعني حتي نسبت به قاتل كلمه عفو و برادر به كار ميرود. 22 – در مسائل حقوقي و مديريتي و تربيتي و سياسي و نظامي و خانوادگي و اقتصادي هزاران دستور دارد كه دركتب ديگر نيست. 23 – قرآن به اهل كتاب ميگويد اگر كتاب آسماني را به پا نداريد هيچ ارزشي نداريد و پوك هستيد. "يا اهل الكتاب لستم علي شيء حتی تقیموا التوراه و الانجیل و ما انزل الیکم من ربکم" اما اين قرآن مهجوراست. تنها در حد سوگند به قرآن، استخاره با قرآن، رد كردن مسافر از زير آن، تجويد و ترتيل و حفظ و كاشيكاري و تابلو و امثال آن به آن پرداخته شدهاست. سهم قرآن نه در حوزه ادا شد و نه در دانشگاه و نه درجامعه. براي تفقه بحمدالله حوزهها فعالند ولي براي تدبر يا راكدند يا فعاليت كمي دارند. سالها قبل اقرار بزرگاني از قبيل ملاصدرا،فيض كاشاني، امام خمینی(ره)، را كه در اواخر عمر نالهها سر دادند، در جزوهايی منتشر كردم. به لطف خدا در اين سالها حركتهاي خوبي در حوزهها،سازمان و دفتر تبليغات، ارشاد ،مساجد، دانشگاهها و ستاد تفسير و رسانههاي گروهي انجام شده است. گر چه كارهاي انجام شده حركت مقدسي است و كاري است مبارك ولي كافي نيست. به آرزوي روزي كه ما براي نسل نو تفسيرهاي مناسب که نيازهاي ويژه آنان را برآورده كند نوشته باشيم. به اميد روزي كه در هر منطقهاي دانشمندي قصه های قرآن را براي كودكان و بزرگان ما تحليل كند. در انتظار روزي كه تفسير ساده، ولي پر محتوا، جزو دروس رسمي مدارس و دانشگاهها شود. به اميد روزي كه منبرهای ما، به جاي نقل برخي مطالب ضعيف و. . . مملو از انوار قرآن باشد. به اميد روزي كه تفسير را نيز علم بدانيم و اسرار قرآن را كشف كرده و دلها را جذب كنيم. به اميد روزي كه از هر طلبهاي بپرسند چه ميخواني؟ بگويد تفسير و مكاسب - تفسير و لمعه به اميد آن كه ما كتاب آسماني را به پا داريم كه آن نيز به پا داشتني است:" ولو انهم اقاموا التوره و الانجيل و ما انزل اليهم" به اميد روزيكه بخشي از بودجهها، مدارس، نيروها و درسهاي حوزوي صرف تربيت مفسر شود. همان گونه كه براي روشني نباید منتظر خورشيد باشيم ، براي قرآن نيز نبايد منتظر ديگران باشيم. همان گونه كه هر طلبه خودش ساير كتابها را ميخواند و مباحثه مي كند، كتب تفسير را هم با مشورت برخي از بزرگان بخواند و مباحثه كند. و از اساتيد خود بخواهد همان گونه كه ساير كتب را تدريس ميكنند، تفسير قرآن را نيز تدريس كنند. و تفسير قرآن را نيز( همان گونه كه مقام معظم رهبري خطاب به چند هزار روحاني در خراسان رضوي فرمودند) در همه سطوح درس اصلي خود قرار دهند. والسلام علیکم و رحمة الله روابط علمي و بين المللي - 30/5/87 |
|
|
آخرين تغييرات: 25 مهر ماه 1388
|