.

 


















                                                                                                           صفحه

                                                                       6    5    4    3    2    1

 

همانگونه كه ملاحظه مي شود تقابل نهايي در امنيت سياسي / فرهنگي در عرصه داخلي ميان آزادي ، تحمل چند گانگي و تكثر از يك طرف و حاكميت ، اقتدار و نظم از طرف ديگر است .در بحث تئوريهاي هنجاري رسانه ها هم عينا  اين تقابل به چشم مي خورد و ميزان گرايش يك سيستم رسانه اي ملي به يك طرف طيف ، نمايانگر نظام سياسي حاكم برسيستم رسانه اي آن كشوراست.

نحوه نگرش به منشاء و آثار توسعه فن آوري و رسانه هاي نوين به خصوص اينترنت يكي ازعرصه هاي اصلي تقابل ميان دو راهبرد ثبات گرا و تحول گرا در رويكردهاي  امنيتي ايران امروزاست.  درراهبرد ثبات گرايي، گسترش رسانه هاي نوين موجب تقدس زدايي از ارزشهاي سنتي و قديمي واختلال در حفظ ويژگيهاي منحصر به فرد جامعه ايراني مي شود. در مقابل تحول گرايان معتقدندگسترش رسانه ها موجب ظهور ارزشهاي جديد و افزايش تطابق با فرهنگ جهاني مي شود. ثبات گرايان كه نگران كاهش توان حاكميت سياسي ، نظم ، كنترل ، اقتدار، استقلال و سلطه نخبگان داخلي هستند رسانه هاي مرز شكن و جديد را عامل اصلي بي ثباتي مي دانند و از طرف ديگر تحول گرايان كه آزادي سياسي ، تنوع ، مشرويت غير متمركز، اقتدار اسفنجي ، بهم پيوستگي بين المللي و جهاني شدن را شعار خود قرار داده اند اين رسانه هاي نوين را به عنوان مهم ترين عامل تحول ارزيابي مي كنند.

در اين ميان رويكرد اعتدال گرا در زمينه اولويتهاي فرهنگي معتقد است ميتوان با تفكيك ارزشهاي بنيادي از  سنتهاوارزشهاي ابزاري، موقتي و مصلحتي، پنداره تقابل ميان تغييرات محيطي ناشي از تقويت رسانه هاي جهاني با ارزشها را واكاوي و باز سنجي كرد و با سخت گيري نسبت به حفظ ارزشهاي بنيادي، ازنوآوري هاي درون فرهنگي نسبت به آن دسته از سنتهاي مقدس نماي امروزي كه خودچيزي جز بدعتهاي دير پا نيستند استقبال نمود. خط مشي اعتدال گرايانه، افزايش كارايي دولت در مقايسه با بديلهاي فراملي وتحمل وحدت فرهنگي ساختاري در عين پاسداشت پاره فرهنگهاي قومي و بومي-  بعنوان سرچشمه هاي زلال افرينشهاي فرهنگي-  در سطوح فرو ملي را لازمه اقتدار حكومت مي داند.در زمينه راهبردهاي مربوط به تمركز قدرت  مشروعيت هوشمند   به معناي اتخاذ الگوي اقتضايي و پرهيز از الگوهاي تماما همگرا يا تماما واگرا در قبال معادله مشروعيت ملي و بين المللي است.الگوي مديريت كلان  در اين رويكرد متمايل به تفكر راهبردي و مديريت بر مبناي هدف و نتيجه است . در اين ديدگاه  انحرافات ناشي از فشارهاي داخلي وخارجي  از طريق  بازنگري مستمر  اهداف و مسيرها تصحيح ميشود و در اين فرايند خصوصا بر نظرات و مشاركت  نخبگان غير دولتي اعم از دانشيان ، فناوران حرفه اي و منتقدان و رقباي سياسي تاكيد مي شود.

 شناخت وتشريح چگونگي مواجهه منابع قدرت و ثروت در ايران با پديده اينترنت نشان دهنده برآيند درك ملي از فرصتها و تهديدات امنيتي ناشي از تعامل اين پديده ارتباطي با فرهنگ سياسي حاكم بر كشور و رقابت مخرب رويكردها و راهبرهاي سه گانه بالا است.

امواج اينترنت در ايران

 با صرف نظر از اسراييل، ايران اولين كشور خاور ميانه بودكه در سال 1993به اينترنت پيوست (khazai1997) ودر سال 1994داراي اينترانت دانشگاهي شد(burkhart1998 )واين اقدام  رابدون سرمايه و پشتيباني فني خارجيان و تنها با خريد پنجاه هزار دلار سخت افزار، چندين جلد خودآموز و سخت كوشي چند جوان 25 ساله انجام داد(شهشهاني1374 ). . اما سرعت گسترش و ضريب نفوذ اينترنت در ايران نسبت به كشورهاي منطقه با افت وخيزهايي روبرو بوده است(burkhart1998 ،اشنا1378) .

موج اول دسترسي به شبكه هاي جهاني در سالهاي ابتدايي دهه هفتادخورشيدي با روندي كند ولي بومي آغاز شد.بر خلاف تمامي كشورهاي منطقه و بسياري از كشورهاي جهان  وكاملا شبيه تجربه آغازين  امريكادر راه اندازي شبكه بنياد ملي علوم(NSFNET) ،در ايران نيز بخش علمي و پژوهشي و نه بخشهاي بازرگاني و اقتصادي، بنيانگذارو پيشتاز ارتباط با ايترنت بوده است(burkhart1998) ؛ در سال 1372 مركز تحقيقات فيزيك نظري و رياضيات(IPM) باپشتكار پژوهشگران جوان وپشتيباني سياسي رييس خود كه همزمان يكي از قدرتمندترين نمايندگان مجلس نيز بود توانست باگذر ازموانع قانوني، از طريق شبكه علمي و آموزشي اروپا   (EARN)و پس از ثبت جهاني حوزه ملي(IR )،برخي ازدانشگاههاي كشور را به اينترنت متصل نمايد(شهشهاني1374 ).تا سال 1374 ، در سطح جامعه دانشگاهي، بهره برداري صرفا علمي و پژوهشي از اينترنت تقريبا بدون هيچ سياستگذاري كلان ، با پهناي باند بسيار اندك وبدون بهره گيري از امكانات گرافيكي ، بطور تدريجي گسترش يافت و حدود 60 هزار كاربر دانشگاهي را پوشش داد.در سالهاي اخير مسوليت ايترانت بين دانشگاهي به سازمان پژوهشهاي علمي و صنعتي وا گذار شده است و شبكه علمي كشورIROST)) بيش از 140 دانشگاه و مركز پژوهشي را به يكديگر و اينترنت متصل كرده است. در اين ميان اعمال تحريمهاي اقتصادي،تكنولوژيك و حتي گاه علمي آمريكا، در كاهش كميت و كيفيت توسعه اينترنت در ايران بي تْاثير نبوده است (arabshahi1996,burkhart998).

موج دوم  اينترنت  ازنهادهاي شهري  سر بر داشت و به توسعه بخش خصوصي انجاميد. در سال 1374همزمان با شكستن پوسته ابتدايي و تجاري شدن سريع اينترنت  در جهان  ، موسسه ندارايانه وابسته به شهرداري تهران اقدامات نمايشي و بلند پروازانه اي را با الگو برداري از شبكه ميني تل ((minitel فرانسه براي ارايه خدمات اطلاع رساني شهري سامان داد. پس از يك دوره تجربه و شكستي پر هزينه، شركت با تغيير استراتژي خود، راه اندازي خدمات اينترنتي بجاي توليد و اشاعه  اطلاعات شهري را در اولويت قرار داد وبه اين ترتيب قوي ترين ارايه كننده خدمات اينترنت در بخش شبه دولتي متولد شد .چندي بعد، ندا رايانه با پشتيباني شهردار مقتدر تهران ويك هيات امناي ويژه و چند منظوره تلاش كرد از طريق ارايه خدمات سريع  وسهل عملا انحصار اينترنت تجاري را بدست آورد؛ اينجا بود كه مخالفت رقابت آميز وزير وقت مخابرات و توقف پروژه يك هزار شماره تلفني،وتوقيف200خط تلفني ان، دومين شكست تجاري- سياسي را بر اين شركت تحميل كرد(ندارايانه 1377)در اين ميان نبايد نقش تاريخي و پيشتازانه اين موسسه را در ارايه اولين خدمات عمومي, e-mail, telebazar

bbs, newsgroup, وروزنامه الكترونيك را از جنبه بومي سازي فرهنگ توليد و مصرف اطلاعات با بهره گيري از شبكه هاي رايانه اي فراموش كرد. تنش ميان مخابرات و شهرداري راه را براي ديگران باز كرد تضعيف رقيب اصلي، كاهش ريسك سرمايه گزاري و تداوم بلا تكليفي قانوني اين امكان را فراهم آورد كه بخش خصوصي مرتبط با دولت  با بهره گيري ازرانتهاي دولتي و سرمايه ها و امكانات ايرانيان خارج از كشور، اتكاْ به فناوري گران قيمت ارتباطات ماهواره اي و فارغ از محدوديتهاي خطوط مخابراتي درون و ميان شهري، سر رشته واقعي گسترش دسترسي شهروندان عادي،كاربران خانگي و شركتهاي تجاري به اينترنت و خدمات متنوع آنرا بدست بگيردافزايش تعداد كاربران از ده هزار به يكصد هزار نفر در فاصله چهار سال را ميتوان حاصل تلاش سوداور بخش خصوصي دانست.  (rouhani2000).

دولت و اينترنت در ايران

 بعلل تاريخي ،سياسي و اقتصادي حضور دولت در همه عرصه هاي زندگي اجتماعي در ايران بسيار پر رنگ است اما  توجه دولت به اينترنت عليرغماهميت آن دير هنگام ،بخشي نگرو تابع تغييرات سياسي بوده است. در بخش دولتي، شركت مخابرات داده هاي ايران (DCI)وابسته به شركت مخابرات را مي توان مهم ترين عامل بالقوه و در عين حال مانع بالفعل در راه گسترش اينترنت در چند سال اخير دانست . اين شركت كه از نظر حقوقي وضعيت آن روشن نشده است و بودجه جاري اندكي در اختيار دارد درسال 1374 تاسيس شد و به سرعت مدعي انحصار اطلاع رساني الكترونيكي در كشور شد.پروژه هاي گران قيمت سويچهاي X.25 و شبكه ايران پك - BBS شارع ، شبكه صوتي صبا و...علاوه بر ايجاد امكان انتقال داده ها از طريق مراكز مخابراتي سراسر كشور با استفاده از يك ارتباط9600|b/s با كانادا اتصال 20000 مشترك را در سال 1995 فراهم كرده و در سالهاي بعد باراه اندازي يك خط Kb/s Vsat64 از طريق Gulf Net كويت خدمات خود را گسترش داد.()در حال حاضر DCI در ميان مدت براي ظرفيت 44 مگا بيت در ثانيه برنامه ريزي كرده است .DCI در برنامه سوم توسعه براي چندمين بار طرح شبكه ملي ديتا را ارايه كرد و با اجراي فاز اول آن كه قرا ر بود تا انتهاي سال 1380 تكميل شود چهار ويژگي اصلي شبكه ديتا را به شرح زير تعهد كرد:

    1-ارايه سرويسهاي شبكه ديتا در 420 نقطه در بيش از 180 شهر كشور

   2-ايجاد زير ساخت لازم براي شبكه هاي داخل سازماني و ارتباطات نقطه به نقطه با ظرفيت 7000پورت و سرعتهاي 64 كيلو بيت بر ثانيه با توان پوشش يك ميليون كاربرانتهايي

   3-ارايه خدمات اينترنت و شبكه ملي IP در سراسر كشور با ظرفيت10000 پورت با توان پوشش1000 ISP ويك ميليون كاربر انتهايي اينترنت

   4- ارايه بيش از 200 پورت نامتقارنِِِِِِِِِِِ ADSL با سرعت8 مگا بيت بر ثانيه در هشت شهر بزرگ كشور براي سرويسهاي مالتي مديا و ويديوي زنده(شركت مخابرات ايران 1379)

اگر چه اين اين هدف گذاريها در مقايسه با طرحهاي توسعه بسياري از كشورهاي جهان و منطقه بسيار محافظه كارانه است ،ا تحقق عيني همان هم در شرايط فعلي به عزمي جدي نياز داردو الا تنها كاركرد آن قطورترشدن  پرونده  وعده هاي انجام نشده مخابرات است.

 

 

                        

 

 

 


يادواره شهداي دانشگاه - مركز بهداشت - زندگي دانشجويي 

نشريات - نمودار سازماني


دانشگاه امام صادق عليه السلام
تهران - بزرگراه شهيد چمران - پل مديريت - صندوق پستي 159-14655
تلفن : 5-8094001 دور نگار : 8093484
سايت دانشگاه: www.isu.ac.ir 
پست الكترونيك : isu@isu.ac.ir