|
|||||||||||
|
هدف رشته معارف اسلامي و فرهنگ و ارتباطات چيست؟ درآمد:متن زير حاصل ساعتها مشاوره و مصاحبه با اساتيد و بررسي و نقد آنها توسط جمعي از دانشجويان ورودي 82 و 83 است كه در زير نام ايشان آمده است. اين متن توسط سيدمحمدعليغمامي تدوين گرديده است. مرتضي آخونديمجتبي احمدي محمد باقريه حامد فروزان ابوذر زارع درخشان سيد محمد علي غمامي مهدي يوسفي از همان سال 82 كه «رشته معارف اسلامي و فرهنگ و ارتباطات» در مقطع كارشناسي راه اندازي شد اين سوال در ذهن دانشجويان بود كه هدف و چشم انداز آن چيست؟ چه حوزههايي را در بر ميگيرد؟ و دانشجويان در نهايت در چه عرصههايي از اجتماع حضور خواهند يافت؟ با وجود اينكه سه حوزهي دين و فرهنگ و ارتباطات در ادبيات محافل علمي جاي خود را باز كردهاست اما اين گستردگي دانشجو را سرگردان ميكند و در ميان موضوعات گستردهي فرهنگ و ارتباطات هدف خويش را نمييابد. پيشينه رشته معارف اسلامي و فرهنگ و ارتباطات به رشتهي ديگري در همين دانشگاه باز ميگردد با عنوان معارف اسلامي و تبليغ .دانشجويان دورههاي اول اين رشته بودند كه تلاشي را در مقطع دكتري براي ايجاد تحول در اين رشته دانشگاهي آغاز كردند و سرانجام رشتهاي با عنوان معارف اسلامي و فرهنگ و ارتباطات در دانشگاه امام صادق)ع (تاسيس شد. نكته قابل توجه حذف شدن كلمه تبليغ از عنوان رشته بود و به خوبي نشان ميداد كه رويكرد ديگري را دنبال ميكند. سه جزء اصلي عنوان رشته دين، فرهنگ و ارتباطات است. به نظر نميآيد اين عنوان گوياي هدف باشد بلكه بيشتر ناظر به حوزههاي مطالعاتي اين رشته است. دين شامل حوزهي گستردهاي از علوم ميشود كه تسلط بر آن از عهدهي يك دانشجو برنميآيد. حال فرهنگ و ارتباطات را نيز به اين مجموعه اضافه كنيد. ميتوان گفت مهمترين كليد واژه در صحبتهاي اساتيد، واژهي تبليغ بود. تبليغِ دين اسلام كه بهترين معادل براي آن در انگليسي شايد Dawa باشد. اما تبليغ در چه سطحي؟ از چه طريقي ؟ با چه رويكردي؟ آيا تبليغ اسلام در ميان مردم منظور است يا منظور گسترش اسلام در همهي ابعاد زندگي انسانها از زندگي عادي انسانها گرفته تا سطوح بالاي علم و دانش بشري. از طريق وسايل ارتباط جمعي يا از طريق ارتباطهاي چهره به چهره؟ آيا منبر را هم شامل ميشود؟ آيا رويكرد ما اينستكه دانشجوياني تربيت شوندكه بتوانند مبلغ دين در ميان مردم باشند يا نظريه پردازاني در اين حوزه خواهند بود؟ يكي ديگر از مواردي كه به عنوان هدف رشته اشاره گرديد «بازتوليد فرهنگ ديني و سنتي بود».نكته قابل توجه در اين عبارت گستردگي و كلي بودن آن است. فرهنگ ديني بر همهي ابعاد وجودي انسان سايه ميافكند، رفتارها، افكار، ادبيات، هنر، اقتصاد، سياست و ... عنوان قابل تامل ديگر سياستگذاري فرهنگي بود كه همانند عنوان پيشين بسياري كلي و مبهم است. اين همه سوال به معني اين نيست كه ميخواهيم به ابعاد مبهم اين عناوين بپردازيم بلكه درصدد آنيم كه نشان دهيم اين مفاهيم به تنهايي معناي قابل فهمي را منتقل نميكنند و تنها به طور ضمني به مقصود اصلي رشته اشاره دارند و همچنان به تعريف دقيقتري نياز داريم. شايد بتوان گفت اين تعريف دكتر مهدوي ميتواند راهگشا باشد: «ما انشاء ا... ميخواهيم مفاهيم انساني را در الگوهاي رفتاري باز توليد كنيم.» هنوز نياز به توضيح بيشتري در اين باره وجود دارد اما اجازه بدهيد پيش از آن، به آنچه كه از مجموع صحبتهاي اساتيد در بارهي هدف اين رشتهي دانشگاهي برداشت ميشود در يك جمله اشاره كنيم و سپس به تبيين اجزاء آن بپردازيم. «هدف از رشته معارف اسلامي و فرهنگ و ارتباطات سياستگذاري فرهنگي با نگرش تبليغي براي باز توليد مفاهيم ديني در الگوهاي رفتاري از طريق كانالهاي ارتباطي است.» «سياستگذاري فرهنگي» عبارتي سربسته و شايد مبهم باشد اما وجود آن در تعريف لازم به نظر ميآيد. اين عبارتي بود كه دكتر همايون آن را باز كردند. ايشان به مثلثي اشاره كردند كه در رأس آن مفاهيمي ديني است كه ميراث و دسترنج رسولان و امامان(عليهم السلام)، بزرگان و دانشمندان ديني قرار دارد. در پله دوم آن كساني هستندكه تلاش ميكنند جايگاه تجلي اين مفاهيم را در اجتماعات بشري بيابند، البته به فراخور مقتضيات آن روزگار. در سطح سوم متخصصاني حضور دارندكه مجريان اين طرحها در سطح اجتماع هستند و در آخرين پله كاركنان ساده قرار دارند.
دكتر الويري نيز به نحو ديگري به اين مسئله اشاره كردند:« اصلا جزو اهداف اينجا نيست كه شما محتواي ديني را براي تبليغ ياد بگيريد تا بتوانيد برويد مبلغ ديني بشويد. الان يك نفر ميرود و در يك روستايي تبليغ دين ميكند، ميرود در خارج از كشور تبليغ دين ميكند، يك آموزههايي را بلد است، دين را در جنبههاي مناسكياش بلد است، فقه را بلد است، تاريخ را بلد است، فضايل اهل بيت را يادآور ميشود، قرآن را بلد است، محتواي آن را ميگويد، اخلاقيات را بلد است. منتها بحث بر اين است كه مبلغان ديني گاهي اينها را بلد بودند ولي روش بلد نبودند، روشهاي ايجاد ارتباط با مخاطب را بلد نبودند، مخاطب شناسي نميدانستند، انواع پيام را نميشناختند. حالا از اين طرف ]در اينجا[كساني تربيت ميشوند كه اين قالبها را خوب بلدند به خصوص در وجه رسانهاي آن. ولي اين به آن معنا نيست كه او ميتواند برود تبليغ بكند.» دكتر مهدوي نيز در بخشي از صحبتهاي خود گفت كه در اين رشته حدي از اسلام را بدست ميگيريم كه بتوان با آن اين قالبها را طراحي كرد. در واقع تبليغ كردن فقط روششناسي و مخاطب شناسي و شناخت كانالهاي انتقال پيام نيست بلكه محتوا را نيز شامل ميشود در حاليكه به قول آقاي دكتر الويري«اين رشتهاي كه شما داريد اصلا متولي محتوا نيست، متولي روش است.» از اين رو است كه عبارت «سياستگذاري فرهنگي» مطرح شد. به عبارت ديگر سياستگذاري متولي كشف راههاي انتقال پيام است. و به زبان دكتر فياض:«هدف از تاسيس اين رشته اين بوده كه بررسي كند كه چگونه فرهنگ سنتي را در ارتباطات بازتوليد كنيم كه نه تنها هويت ملي- فرهنگي ما بماند بلكه ما صادرات فرهنگي به دنيا داشته باشيم. زيرا ميخواهيم با دنيا تعامل داشتهباشيم. براي همين روي سياستگذاري فرهنگي و ارتباطي رفتيم.» اما الويت ما در سياستگذاري توجه به نقش محوري تبليغ است و تلاش ما يافتن روشهايي است كه بتواند مرزهاي اسلام را در قلبهاي بشريت گسترش دهد. براي مثال اگرچه بحث قوميتها زير مجموعهاي از سياستگذاري فرهنگي باشد اما براي ما صرفا شناخت ابعاد مختلف آن فرهنگ مهم نيست بلكه ما درصدد گسترش ارزشهاي انساني در آن فرهنگ هستيم، در نتيجه ابعادي از آن مطالعه خواهد شد كه در اين راستا بهكارآيد. بخش دوم تعريف يعني « باز توليد مفاهيم ديني در الگوهاي رفتاري» همان عبارت كليدي بود كه تا حدود زيادي راه را به ما مينماياند و به خوبي جايگاه فرهنگ و ارتباطات را در مطالعات اين رشته مشخص مينمايد. اما عبارت «كانالهاي ارتباطي» اشاره به نكتهاي است كه دكتر فياض به آن اشاره كردند. كانالهاي ارتباطي يك دلالت عام دارد و تنها شامل وسايل ارتباط جمعي نميشود. ارتباط چهره به چهره، ارتباطهاي گروهي و ... و حتي منبر را نيز شامل ميشود. اگرچه به گفتهي دكتر مهدوي تاكيد بيشتر بر روي تلويزيون، راديو، و اينترنت به عنوان كانالهاي ارتباطي جهت تاثير بر فرهنگ عمومي است. و آخرين نكته كه به نظر ذكر آن در پايان لازم به نظر ميرسد اين بخش از صحبت دكتر باهنر است :«در گذشته اين بحث بود که دانش تخصصي و جزئي است ولي الان جديدترين ايدهها اين است که مرزهاي دانش را بايد برداشت و اينها با همديگر تعامل کنند هرچي کليتر باشد. ميخواهم بگويم که اين نقطه قوت و مزيت اين رشته است و در کمتر رشتهاي در دانشگاههاي ديگر اين مطلب وجود دارد.» |
|||||||||||
|
|
|||||||||||