page=new Array();page[1]=new Array("alviri.htm","مصاحبه با دكتر الويري","","&nbsp; &nbsp; &nbsp; &nbsp; &nbsp; سال اول، پيش شماره اول، مهر 84 &nbsp; &nbsp; &nbsp; &nbsp;مصاحبه با دكتر الويري مصاحبه كنندگان: ابوذر زارع درخشان و حسين&nbsp; همازاده &nbsp; &#9668; اينکه در اينجا هدف تبليغ دنبال مي‌شده اين را من قبول ندارم . &#9668; اصلا جزو اهداف اينجا نيست که شما محتوا[ي ديني براي تبليغ] ياد بگيريد که بتوانيد برويد مبلغ ديني بشويد. &#9668; اين رشته‌ي که شما داريد اصلا متولي محتوا نيست ، متولي روش است. توضيح: در اوايل جلسه هدف رشته تبليغ عنوان شد ( به معناي عام) منتها استاد آن را تبليغ به معناي خاص ( چهره به چهره) متوجه شدند که در اواخر مصاحبه اين سوء برداشت برطرف شده است. *؟ اول از کليت رشته شروع مي‌کنيم. خوب عنوان رشته معارف اسلامي ، فرهنگ و ارتباطات است يعني سه مقوله دين ، فرهنگ و ارتباطات را مورد پوشش قرار مي دهد و حوزه گسترده اي را شامل مي شود. بفرمائيد که هدف از تاسيس رشته کارکردن در حوزه عام فرهنگ است يا به حوزه‌هاي خاص ( مثلا رسانه‌ها يا نهادهاي فرهنگي) محدود مي شود؟ *- بسم الله الرحمن الرحيم. من گرچه تشکر مي‌کنم که سراغ بنده هم آمديد ولي تاکيد مي‌کنم که شايد اين بحث‌ها‌يي که معطوف به محتواي رشته است را از عزيزاني که کار اصلي شان اين است مطرح مي‌کرديد قطعا سودمند تر و پاسخ‌ها قابل اعتماد‌تر بود. به هر حال گرچه با اين رشته و اين دوستان از قديم - از سال به اين طرف - يک انسي داشته و دارم ولي به هر حال رشته اصلي‌ام اين نيست و آنچه که مطرح مي‌کنم به يک معنا برداشت‌ها‌ است . آن قسمت‌هاي از رشته که حالت گزارش دارد از آنچه اتفاق افتاده خيلي بهتر است از طرف دوستاني گفته شود که کار اصلي شان اين است. ما شايد از آنچه که بايد باشد يا مي‌تواند باشد يا مي‌توانست باشد بخواهيم حرف بزنيم مي‌توانيم و از دغدغه‌ها ي خودمان هم سخن به ميان بياوريم. اما در مورد سوال من فکر مي‌کنم که مراجعه به سند مکتوب برنامه رشته پاسخگوي شماست که دنبال چه هدفي مي‌گردد؟ آيا کلياتي از اين سه حوزه فرهنگ و معارف اسلامي و ارتباطات را دنبال مي‌کند يا هدفي خاص مثل توانمندي در رسانه يا يک چيز ديگر را. اين‌ها‌ در برنامه هست و اجمالا شما در برنامه مي‌بينيد که دانشگاه دنبال اين هست که افرادي را تربيت بکند که با تکيه بر معارف اسلامي و با اندوخته اي در خور از معارف اسلامي توان پژوهش و آموزش و فعاليت در يکي از شاخه‌هاي فرهنگ و ارتباطات را داشته باشد و البته جنبه‌هاي نظري اش را هم بايد اضافه کرد. اين هدف اصلي است. بنا بر اين امکان دارد خروجي اين رشته کساني باشند که ميلشان به مباحث نظري باشد و الزاما توان کار تلويزيوني نداشته باشد ولي بيگانه هم نيست رسانه را مي‌شناسد ولي کارش عمدتا مباحث نظري رسانه است و امکان دارد خروجي آن کسي باشد که بر حسب ميلش به مباحث نظري اعتناي کمتري داشته باشد و ثقل کارهايش روي توليد برنامه و مثل اين‌ها برود. فرد در هر کجاي اين طيف که باشد چه از نظري ترين بحث‌ها تا آن کاربردي‌ترين مباحث کسي است که آن پشتوانه معارف اسلامي همواره او را همراهي مي‌کند و فرض بر اين است که افراد اين گونه باشند که از معارف ديني فاصله نگيرند و آن‌ها را هم مدنظر داشته باشند. اين درک بنده است از اهداف رشته. *؟ با توجه به اينکه ما خدمت اساتيد ديگري هم رسيديم هدف اصلي رشته که شما هم اشاره ضمني به آن داشتيد تبليغ عنوان شد و در واقع رشته ما هم همان تبليغ بوده که تبديل به معارف اسلامي و فرهنگ و ارتباطات شده . خوب الان 5 ترم از شروع کار گذشته است و مي‌شود يک برداشت اجمالي داشت . وقتي کد 82 را نگاه مي‌کنيد که ورودي اول دانشکده است ، حوزه‌هاي مطالعاتي شان را، وضع الانشان را که چه قدر مطالعه کرده اند چه قدر مطالعه مي‌کنند در چه حوزه‌هايي ، کجاها مشغول به کارند و... آيا فکر مي‌کنيد بعد از 5 ترم مسئولين دانشکده به آنجايي که مي‌خواستند رسيده اند يا نه؟ و تبليغ تا همين جايش محقق شده يا نه؟ *- اينکه اين رشته و حتي اين مجموعه دانشکده يکي از محصولات انديشه تبليغ است اين را من قبول دارم اما اينکه در اينجا هدف تبليغ [ به معناي سنتي يعني چهره به چهره ] دنبال مي‌شده اين را من قبول ندارم . اين گونه نيست و بحث تبليغ رسما کنار گذاشته شد و شاهد مثال بنده اين است که با وجود اينکه رشته داشت شکل مي‌گرفت و فعال مي‌شد باز هم ما مکاتباتي از آيت ا... مهدوي رئيس محترم دانشگاه داشتيم که تاکيد کردند که روي اين موضوع بايد کار بشود يعني پيداست که اين مجموعه برابر با آن نياز نيست. شما استحضار داريد که هنوز نام دانشکده الهيات ، الهيات معارف اسلامي و ارشاد است . آن ارشادي که هنوز در ادامه آن دانشکده مي‌آيد همان تبليغي است که مورد نظر دانشگاه است. تبليغي که مورد نظر دانشگاه بود گاه به عنوان هدف اصلي تاسيس دانشگاه از آن ياد شده و پيداست که وقتي شما برنامه را نگاه کنيد بحث تبليغ ديني در آن وجود ندارد . بالاخره بايد متناظر واحدي داشته باشد، سرفصل‌هايي داشته باشد. تحليل دوستان اين بود که به هر حال مفهوم تبليغ ديني نيز يک حالتش آن حالت سنتي است ولي اين‌ها هم به يک معنا مي‌تواند تبليغ ديني باشد و ثقل را بردند به سمت مباحث جديد فرهنگي و ارتباطاتي که اگر محتواي پيام‌هايي که در اين رسانه‌ها منتقل مي‌شود رنگ و بوي ديني داشته باشد اين ظرف‌ها نيز متاثر از آن محتوا، بوي دين خواهد گرفت. اگر در اين جام مايع خوش ريگ و خوش بويي ريخته بشود آن جام هم به هر حال رنگ و بوي آن را به خود مي‌گيرد و الا روشن است که اين رشته در حال حاضر( غير از تاريخ تشيع که رشته ديگري است و سرشتش يک رشته رسانه اي و ارتباطاتي نيست و تاريخي است) تبليغ ديني نيست و بنا بر اين اين سوال شايد سوال خوبي نباشد که الان بعد از 5 ترم به آنجا رسيده اند يا نه. اصلا دنبال آن نبوده اند. *؟ پس هدف چه بوده؟ *- عرض کردم که گرايشي که دوستان داشتند اين بود که درباره بخشي از وجوه فرهنگي و ارتباطي و تعاملات و ساز و کارهاي اين‌ها که البته در دست کاري افکار عمومي خيلي موثر است و التبه در پراکندن باورهاي ديني مي‌تواند موثر باشد که بخشي جديد و کار ناشده از دنياي جديدي است که براي ما در ايران خيلي مورد اعتنا قرار نگرفته. هدف ، پرداختن به اين حيطه‌ها بوده و خيلي خيلي اگر بخواهيم مرتبط با تبليغ نگاه کنم جنبه‌هاي قالبي ،‌روشي و فرايندي تبليغ ديني در اينجا مورد اهتمام است. تبليغ ديني مي‌دانيد که به هيچ وجه تنها جنبه شکلي و فرايندي نيست که مثلا شما کسي را بياوريد و او فرا بگيرد که براي اداره يک جلسه مذهبي مثلا بايد اين حرکات را انجام داد،‌ از اين جا شروع کرد و ... ولي اگر محتوا را نداشته باشد خود قالب که کاري انجام نمي‌دهد مثل لوله کشي اي که در آزمايشگاه انجام مي‌شود ولي هيچ مايعي از آن عبور نکند. يعني در بهترين حالت جنبه‌هاي قالبي جنبه‌هاي ديني است آن هم تازه به مفهوم وسيع تبليغ نه تنها يک شکل از تبليغ ديني. آنچه که مورد نظر مسئولين دانشکده بوده به طور مشخص و روشن تداوم شکل سنتي تبليغ بود و البته متناسب با مقتضيات جديد. شکل سنتي يعني اين که يک آدم پاي کار بايستد خودش دغدغه نشر دين را داشته باشد و با اين دغدغه‌ها وارد ميدان شود. حالا اين فرد امکان دارد برود يک موسسه راه اندازي بکند اما کسي که تخصصش تبليغ دين است و از اين روش استفاده کند با مدير_ کسي که تخصصش مديريت باشد _ فرق دارد. *؟ استاد نگراني اصلي همين محتواست. يعني احساس مي‌شود که يک پراکندگي گسترده اي وجود دارد که قطعا مخصوص رشته ما نيست اما در مورد رشته ما بارزتر است و نمود بيشتري دارد که البته شايد به علت ميان رشته اي بودن آن باشد. احساس مي‌شود که اگر فقط از هر رشته اي يک تکه برداريم و در واقع آن اجتهاد لازم در آن کسب نشود و فقط به شناخت سطحي بسنده شود به ‌آن هدف لازم دست پيدا نکنيم و خروجي کسي مي‌شود که مجمع اطلاعاتي است از جاهاي مختلف که همه اش هم سطحي است. نه معارف اسلامي را عميقا فهميده نه روان شناسي را و نه جامعه شناسي را... *- اين باز دو پاسخ دارد . اول اينکه خوب طبيعي است و يک قسمتي اش را کاري نمي‌شود کرد. چون در رشته‌هاي جديد عملا بايد از مباحث مختلف چيزي را بگيريد و چه بسا همانطور که اشاره کرديد فرد در کلاس به جايي نرسد ولي دانشگاه الزاما به اين معني نيست که دست کسي را بگيرند و بخواهند از جايي به جاي مشخصي برسانند و در فضايي قرار مي‌گيرد که او خودش توان جستن و جويندگي دانش را پيدا مي‌کند و در حوزه‌هاي مختلف که نوعي همگرايي دارند ولي به هر حال عين هم نيستند خودش را تجربه مي‌کند که کدامش باب طبع و ميل اوست و اين قسمتش طبيعي است. ما در رشته تاريخ تشيع که اينجا داريم با اين که به هر حال مشخص است که تاريخ تشيع است ولي به هر حال از نظر حوزه‌هاي مفهومي 8تا 9تا حوزه مفهومي مختلف را کار مي‌کنيم و يقينا ما مي‌دانيم که دانشجو با اين 26 واحد آموزشي سر کلاس رفتن متخصص تاريخ تشيع نيست ولي به هر حال جنبه‌هاي مختلفي است که بعد از اين دوره يک کسي آن وجه اجتماعي نظرش را جلب مي‌کند نکي بحث‌هاي روش شناسي نظرش را جلب مي‌کند مي‌رود بر روي آن کار مي‌کند بالاخره هر کسي متناسب با ذوقش يکي از اين‌ها را خواهد پذيرفت . قسمت دوم اين است که در بهترين حالت اگر بخواهيم اين را مرتبط با مقوله‌هاي تبليغ ديني و ارتباطات دين محور و ديني بدانيم جنبه‌هاي شکلي و فرايندي است و آن قسمت معارف اسلامي هم در بهترين حالت باز ناظر به محتوا نيست و در بهترين حالت تضمين کننده ديني بودن آن چيزي است که شما در قالب‌هاي ارتباطي بيان مي‌کنيد؛ همان طور که مثلا در رشته علوم سياسي فرض بر اين است - البته در عمل هنوز ميدانيم که اين طور نيست - که دانشجويي که معارف اسلامي و علوم سياسي مي‌خواند آن معارف اسلامي آن استوانه‌ها و تکيه گاه‌هايي هستند که علوم سياسي روي آن‌ها سوار مي‌شود و از آن‌ها تاثير مي‌گيرد و تکيه گاه‌هايي است که جلوي اعوجاج علوم سياسي را مي‌گيرد و او را در مسير خاص و مرتبط با آرمان‌ها حرکت مي‌دهد. اينجا اگر آن وجه تخصصي غير معارف اسلامي‌اش که گفتم قالب‌هاي ارتباطات است آن معارف اسلامي حداکثر تضمين کننده اين قالب‌هاست . آن معارف اسلامي رنگ و بوي اسلامي به اين قالب‌ها مي‌بخشد و تازه همه اين‌ها که انجام شد تازه بسم ا... يک کسي شما داريد که از نظر شکلي اين‌ها را بلد است و محتوا يک بحث ديگر است. *؟ محتوا را بايد کجا کسب کرد؟ *- اصلا جزو اهداف اينجا نيست که شما محتوا[ي ديني براي تبليغ] ياد بگيريد که بتوانيد برويد مبلغ ديني بشويد. مبلغ ديني پيداست که چه مي‌گويم. الان که يک نفر مي‌رود در يک روستايي تبليغ دين مي‌کند مي‌رود در خارج از کشور تبليغ دين مي‌کند، يک آموزه‌‌هايي را بلد است، دين را در جنبه‌هاي مناسکي اش بلد است،‌ فقه بلد است ، تاريخ بلد است و فضايل اهل بيت را يادآور مي‌شود،‌قران بلد است محتواي آن را مي‌گويد ، اخلاقيات بلد است و آن‌ها را متذکر اخلاق مي‌کند؛ به طور کلي دين بلد است و آن را منتقل مي‌کند. منتها بحث بر اين است که مبلغان ديني گاهي اين‌ها را بلد بودند ولي روش بلد نبودند و روش ايجاد ارتباط با مخاطب را نمي‌دانستند ، مخاطب شناسي و انواع مخاطب را نمي‌دانستند، انواع پيام را نمي‌دانستند که اين ضعف مبلغان سنتي است . حالا از اين طرف شما داريد کساني را تربيت مي‌کنيد که اين قالب‌ها را خوب بلدند به خصوص در وجه رسانه اي اسش ولي اين به آن معنا نيست که او مي‌تواند برود تبليغ دين بکند. *؟ پس محتوايش را بايد از کجا بگيرد؟ اينجا افراط و تفريط مي‌شود که آن طرف مبلغ سنتي است که محتواي غني اي داشته باشد ولي قالب‌ها را نشناسد و از اين طرف کسي است که قالب‌ها را مي‌شناسد ولي چيزي براي ارائه ندارد. *- گفتم رشته اي که الان هست من نشنيدم که بگويند هدفش تبليغ ديني است. *؟ به معناي سنتي اش نه... *-نه رده محتوا،‌ ناظر به محتوا من مي‌گويم تبليغ سنتي جمع بين محتوا و روش بود اما روشش بازشناسي و باز تعريف مي‌خواست و اين رشته ي که شما داريد اصلا متولي محتوا نيست ، متولي روش است. *؟ خوب اگر کسي بخواهد سياست گذاري فرهنگي بکند با چه محتويي مي خواهد سياست گذاري بکند؟ *- روش بلديد ديگر.. *؟ استاد با روش تنها که نمي شود سياست گذاري کرد.. *- ببينيد اينکه مي شود يا نمي شود يک بحث است ولي من دارم رشته را به شما گزارش مي کنم . رشته تا حدي که من مي فهمم دنبال محتوا نيست. *؟ يعني واقعا رشته فقط دنبال قالب‌هاست و کاري به محتوا ندارد؟ *- برداشت من ين است *؟ يعني برداشت شما همين است؟! *- آره ديگه هست. روشن هم هست. شما برنامه را ، سرفصل‌ها و عناوين دروس را نگاه کنيد بحث محتوا مطرح نيست. *؟ استاد حالا بفرمائيد اگر انجمن بخواهد دنبال محتوا برود چه اولويت‌هايي را در نظر مي گيريد؟ *- ببينيد اصولا من فکر مي کنم محتوا به آن معنايي که من در ذهنم است و نمي دانم توانسته‌ايم يک ارتباط مفهومي با هم برقرار کنيم يا نه اصلا يک راه ديگري است و نمي شود کسي واحد‌‌هاي درسي‌اش را در قالب‌ها بخواند بعد بگويد حالا چه جوري محتوا پيدا کنيم . او از يک مقوله ديگر است. يعني مثلا يکي [‌بيايد] رشته‌اش بشود الهيات تا در فضاي محتوا قرار بگيرد نه اينکه بيايد اين رشته را بخواند... *؟ يعني نمي شود شکل و محتوا را با هم جمع کرد؟ *-&nbsp; با اين حجم درس‌هاي اينجا و انتظارات مي‌گويم نه نمي شود. *؟ يعني فقط حجم دروس مشکل است؟ *- و البته انتظارات که دانشجو که اين دروس را مي خواند برابرش وقت بگذارد و آن‌ها را بفهمد، مباحثه کند ، تمرين بکند. *؟ حالا اگر ما به اين نتيجه برسيم که فقط نمي خواهيم قالب‌ها را خوب کسب کنيم و مي خواهيم مقداري هم محتوا را کسب کنيم ولو اينکه يک مقدار از غني شدن روش را کنار بگذاريم و فکر کنيم که وقعا آن قدر هم لازم نيست که در شناخت روش‌هي مختلف کار کنيم در حالي که هيچ محتوي غني بري ارائه نباشد مخصوصا بري سياست گذاري ( چون آقي دکتر باهنر هم اشاره کردند که اوائل تاسيس رشته اصلا گريش حقوقي بريش در نظر گرفته نشده بود و بعدها به پيشنهاد آقي دکتر اسماعيلي اين گريش تاسيس شد ) چه بيد کرد؟ *- من حرف‌هي خودم را نوع ديگري بيان مي کنم. اگر بري کسب محتوا چه بيد کرد يعني اينکه چه بکنيم که پس از کسب فوق ليسانس ما يک مبلغ ديني بشويم و برويم تبليغ دين بکنيم من مجددا مي گويم که اين راه به آنجا نمي رود ، شيد همسيگي آنجا باشد. *؟ مبلغ دين به معني عام‌ها *- بله من هم نگفتم آخوند منبري بشود. يعني اگر شما مثلا رفتيد آرژانتين يا آمريکا بتوانيد آنجا تبليغ دين بکنيد. *؟ استاد منظور ما از معني عام اين است که مثلا اگر کسي داخل يک نهاد يا سازمان مي رود يا حتي با چند نفر دور هم جمع مي شوند و يک موسسه ي را درست مي کنند آن خدمتي که به دين مي کنند آن مي شود تبليغ. منظورم از عام اين است نه فقط صحبت کردن با کلام. *- نه نه . بحث من که نگران بودم اختلاف مفهومي داريم همين جاست. من هرجا گفتم تبليغ ديني مرادم اين است که کسي دغدغه پراکندن دين و ترويج باورهي دين داشته باشد . اين است که مي گويم راهش اين نيست و اين که کسي هر جيي برود و به عنوان نيروي مذهبي شناخته شود و متناسب با رشته اش حرف‌هيي بري گفتن داشته باشد و از حلال و حرام آن حيطه سر در بياورد در اين حدش چرا همين رشته و درس‌هيي هم که داريد مي تواند کفاف بدهد. يعني اگر شما رفتيد سياست گذاري فرهنگي خوانديد و مثلا رفتيد کارمند رسانه ملي شديد يکدفعه گفتند که مثلا مي خواهيم بري فلان مو ضوع سياست گذاري کنيم شما يک ملاحظاتي را بلديد و مد نظرتان هست که آن‌ها بلد نيستند . يک چيزهيي مورد نظرتان قرار مي گيرد که بقيه اعضي آن شورا مورد نظرشان نيست و اگر از شما بپرسند که اين را بري چه مي گويي مثلا مي گوييد که من با الهام از اين يه قران و اين رويت و آنچه که از سنت پيامبر و آنچه از تجربه مسلمان‌ها سراغ دارم مي گويم که اينجا بياد اينگونه باشد و الا اگر غير اين باشد ما از آموزه‌‌هي ديني مان فاصله گرفته يم شما دينداريد و در کشوري زندگي مي کنيد که اين گونه است آرمان‌هيمان قانون اساسي مان اين گونه است. پس به اين ادله بيد اين طور رفتار کنيم. *؟ بالاخره يک محتويي مي خواهيم يا نه؟ &nbsp; &nbsp; &nbsp; &nbsp; ");
page[2]=new Array("ashna.htm","مصاحبه با دكتر آشنا","","&nbsp; &nbsp; &nbsp; &nbsp; &nbsp; سال اول، پيش شماره اول، مهر 84 &nbsp; &nbsp; &nbsp; &nbsp;مصاحبه با دكتر آشنا &nbsp;15/11/84 مصاحبه كنندگان : مرتضي آخوندي و سيد محمد علي غمامي عكس از محمد لساني به نام خدا - عنوان رشته معارف اسلامي و فرهنگ و ارتباطات است. آيا ما درصدد پژوهش و فعاليت در حوزه‌هاي گسترده فرهنگ و ارتباطات هستيم يا در اين&nbsp; ميان به دنبال هدف خاصي مي‌گرديم؟ نظرات من نه به عنوان نظرات دانشكده بلكه به عنوان فردي كه در اين مسير سلوك كرده است خواهد بود. در اين باره يك نگاه اينست كه ما بر همه‌ي مسائل دين، فرهنگ و ارتباطات احاطه يافته‌ايم و مي خواهيم روي فصل مشترك اين سه حوزه كار كنيم. در چنين رويكردي رشته اي تخصصي و بسيار كوچك خواهيم داشت. در اين نگاه ما به بخشي از دين كه از طريق ارتباطات وارد جامعه و فرهنگ شده، نگاه مي كنيم. اين به عنوان يك آرمان نه به عنوان راهي براي ورود به رشته مطرح است. همين تفاوت ديدگاه باعث مشكل با انجمن علمي نيز شده است. ما زماني مي توانيم در اين فصل مشترك فعال شويم كه حيطه‌هاي فعاليت خود را در دين،فرهنگ و ارتباطات شناخته باشيم. مثلا در اين نگاه مي توانيم راجع به تفريحات سالم در اين رشته كار كنيم و در نگاه اخص بر روي بازي‌هاي رايانه اي ديني . اما نگاه دوم اينست كه ورودمان اجتماع باشد و خروجي به صورت اشتراك. در چنين حالتي از كل شروع خواهيم كرد و به آن اشتراك خواهيم رسيد. من آن دسته اجتماعي‌ها &nbsp;هستم يعني اجتماع در شروع و اشتراك پس از آن. در ديدگاه اشتراكي شما جامعه شناسي ياد نگرفته ايد بلكه جامعه شناسي ديني ياد گرفته ايد و كسي كه تجربه عام نداشته باشد در خاص هم كم خواهد آورد. &nbsp; - يعني در واقع دانشكده بايد به دنبال اين باشد كه يك عام را آموزش بدهد نه يك تخصص؟ در آموزش دانشكده سه نوع درس وجود دارد. 1. حيطه نظري رشته:در اين بخش ما هيچ دخالتي در تاليف مواد آموزشي نداشته ايم چون هنوز كيفيت مطلوب را در تهيه ي آن‌ها &nbsp;بدست نياورده بوديم. از اين رو بهتر است كه كتاب‌ها ي عمومي و به قول برخي كفريات را ارائه كنيم و مرزهاي رشته را بشناسيم. 2. دروس تلفيقي:در اين حيطه ان مقداري كه در زمينه محتوا توليد شده است به عنوان دروس رشته قرار داده شده است.دروسي مانند &quot;ارتباطات در فرهنگ و تمدن اسلامي&quot; يا &quot; تبليغ&quot; 3. دروس مهارتي &nbsp; - آقاي دكتر مسيري كه تبيين كرديد از اجتماع به اشتراك است. حال چه حوزه‌ها‌يي در آن اشتراك به عنوان اولويت وجود دارد؟ اولويت با مجموعه دروسي است كه در رأس هرم دروس تلفيقي « دين، فرهنگ و ارتباطات » وجود دارد. آن فصل مشترك جاي ابداعات و ابتكارات است. انتظار اين نيست كه دانشجو در روانشناسي يا جامعه شناسي ابداع داشته باشد اما انتظار داريم در ارتباطات اسلامي در برابر ديگران حرفي براي گفتن داشته باشند. &nbsp; &nbsp; &nbsp; ");
page[3]=new Array("darbareyema.htm","درباره ما","","&nbsp; &nbsp; &nbsp; &nbsp; سال اول، پيش شماره اول، مهر 84 &nbsp; &nbsp; &nbsp; &nbsp; درباره‌ي ما نشريه الكترونيكي دعوت حاصل تلاش انجمن علمي دانشجويان رشته معارف اسلامي، فرهنگ و ارتباطات در دانشگاه امام صادق(ع) است. لازم است پيش از آنكه انجمن را معرفي كنيم اهداف و رويكرد‌هاي اين رشته را تبيين كنيم. رشته معارف اسلامي و فرهنگ و ارتباطات&nbsp; تلاشي بنيادين در تحول نگرش به مسئله تبليغ بود . عنوان رشته به خوبي نشان خواهد مي‌دهد&nbsp; كه رويكردي ميان رشته‌اي&nbsp; دارد. رويكرد درون رشته‌اي روندي هرم وارانه دارد كه در يكي از شاخه هاي علوم ، تخصصي پيش خواهد رفت .اما در نگرش ميان رشته‌اي يك مسئله به عنوان هسته مركزي قرار مي‌گيرد و از علوم ديگر كه در حل اين مسئله سودمند است بهره مي‌برد . مسئله تبليغ در رشته معارف اسلامي و فرهنگ و ارتباطات همان هسته مركزي است. مهمترين علومي كه راهگشا براي حل اين مسئله مي توانست باشد چهار عنوان زير تشخيص داده شد : 1- علوم ارتباطات 2- فرهنگ شناسي 3- دين شناسي 4- جامعه شناسي نام رشته نيز حاصل اين تقسيم بندي بود : فرهنگ و ارتباطات در واقع هدف اصلي رشته معارف اسلامي و فرهنگ و ارتباطات را مي توان در جمله زير خلاصه نمود : «گسترش و تعميق مباني علمي حوزه فرهنگ و ارتباطات جهت ايجاد پشتوانه علمي براي گسترش اسلام» &nbsp;انجمن علمي دانشجويان در راستاي سه هدف تشكيل شد: 1- حمايت از فعاليت‌هاي علمي دانشجويان 2- حمايت و ايجاد زمينه براي شناسايي و مواجهه با مسائل واقعي حوزه‌ي تبليغ و فرهنگ وارتباطات 3- ايجاد زمينه‌هايي جهت شناسايي&nbsp; و مواجهه با مسايل واقعي حوزه‌هاي تبليغ و فرهنگ و ارتباطات 4- ارتباط با ديگر گروه‌هاي علمي خارج از دانشگاه 5- برگزاري همايش‌ها و نشست‌هاي علمي در اين راستا چارت زير براي انجمن طرح ريزي شد. &nbsp;در ابتدا پنج گروهِ&nbsp; دين و فرهنگ و ارتباطات ، مطالعات حقوقي ، فناوري‌هاي نوين ، نشست‌هاي علمي ، زبان تشكيل شد. امّا سيستم سرويس‌ها به اين صورت است كه دانشجويان مي‌توانند در موضوعات مختلف مورد علاقه خود در حوزه‌ي تبليغ، فرهنگ وارتباطات گروه‌هاي دو يا چند نفره تشكيل دهند(فرم تشكيل سرويس) و از حمايت‌هاي معنوي و مادي انجمن بهره‌مند شوند. در راستاي اين حمايت‌ها راه اندازي نشريه الكترونيكي بود. لزومي ندارد در اين اندك همه‌ي قسمت‌ها و واحد‌هاي از اين رو يكي از اقدامات انجمن راه‌اندازي نشريه الكترونيكي دعوت&nbsp; بود . &nbsp;همانگونه كه بيان شد نام رشته‌ي فرهنگ و ارتباطات بيانگر نگاهي ميان رشته اي است. علم ارتباطات و فرهنگ شناسي دو علمي است كه به نظر مي‌تواند در راستاي هدف تبليغ كارگشا باشد. اما نام نشريه به گونه‌ي ديگري با واژه ي تبليغ در تعامل است . براي رساندن پيام الهي به مردم عناوين زيادي در ادبيات ديني و قرآني مي شود؛ ابلاغ ،انذار ،تخويف ،هدايت،ارشاد و امر به معروف و نهي از منكر و ... و همچنين واژه&nbsp; دعوت: · يَاأَيُّهَا النَّبِيُّ إِنَّا أَرْسَلْنَاکَ شَاهِداً وَمُبَشِّراً وَنَذِيراً&nbsp;&nbsp; &#64831;‌45‌&#64830; وَدَاعِياً إِلَي اللَّهِ بِإِذْنِهِ وَسِرَاجاً مُّنِيراً&nbsp;&nbsp; &#64831;‌46‌&#64830; احزاب دعوت از ريشه ي « دعو» به معناي فراخواندن يا خواندن است. البته تنها مشمول فراخواندن به سمت پروردگار نيست بلکه حتي دعوت به کفر را نيز شامل مي شود: · وَمَنْ أَحْسَنُ قَوْلاً مِمَّن دَعَا إِلَي اللَّهِ وَعَمِلَ صَالِحاً وَقَالَ إِنَّنِي مِنَ الْمُسْلِمِينَ&nbsp;&nbsp; &#64831;33&#64830; &nbsp;فصلت · هُنالِکَ دَعَا زَکَرِيَّا رَبَّهُ قَالَ رَبِّ هَبْ لِي مِن لَدُنْکَ ذُرِّيَّةً طَيِّبَةً إِنَّکَ سَمِيعُ الدُّعَاءِ&nbsp; &#64831;38&#64830; آل عمران · فَتَوَلَّ عَنْهُمْ يَوْمَ يَدْعُ الدَّاعِ إِلَي‏ شَيْ‏ءٍ نُکُرٍ&nbsp;&nbsp; &#64831; 6 &#64830; &nbsp;قمر&nbsp;&nbsp; · وَيَا قَوْمِ مَا لِي أَدْعُوكُمْ إِلَى النَّجَاةِ وَتَدْعُونَنِي إِلَى النَّارِ (41) تَدْعُونَنِي لِأَكْفُرَ بِاللَّهِ وَأُشْرِكَ بِهِ مَا لَيْسَ لِي بِهِ عِلْمٌ وَأَنَا أَدْعُوكُمْ إِلَى الْعَزِيزِ الْغَفَّارِ (42) لَا جَرَمَ أَنَّمَا تَدْعُونَنِي إِلَيْهِ لَيْسَ لَهُ دَعْوَةٌ فِي الدُّنْيَا وَلَا فِي الْآخِرَةِ وَأَنَّ مَرَدَّنَا إِلَى اللَّهِ وَأَنَّ الْمُسْرِفِينَ هُمْ أَصْحَابُ النَّارِ (43) غافر · وَإِذَا سَأَلَکَ عِبَادِي عَنِّي فَإِنِّي قَرِيبٌ أُجِيبُ دَعْوَةَ الدَّاعِ إِذَا دَعَانِ فَلْيَسْتَجِيبُوا لِيْ وَلْيُؤْمِنُوا بِي لَعَلَّهُمْ يَرْشُدُونَ&nbsp;&nbsp; &#64831; 186 &#64830; بقره اما از اين لحاظ&nbsp; واژه دعوت اهميت پيدا مي‌کند که در ادبيات بين‌المللي Dawah تنها براي&nbsp; «دعوت به اسلام» به کار مي رود. Dawah مانند کلماتي چون Ummah، Jihad، Iman و Hijab از جمله واژه‌هايي هستند که در ادبيات انگليسي جا افتاده اند و بار معنايي خود را با نگاه داشتن لفظ از دست نداده اند. براي شناخت بيشتر با واژه دعوت به دايره‌المعارف Wikipedia مراجعه کرديم که شما نيز ميتوانيد آن را با کليک کردن بر روي اين لينک بخوانيد. همچنين مسلمانان آمريكا در شيكاگو سايتي را با عنوان DawaNet راه اندازي كرده‌اند كه توصيه مي‌كنيم بخش‌هايي از اين سايت را نيز با كليك كردن بر روي اين لينك بخوانيد. آري عبارت «فرهنگ و ارتباطات» به عنوان نام رشته شايد نوعي سر‌در‌گمي و غرق شدن در نظريات فرهنگ و فناوري‌هاي ارتباطات را به دنبال داشته باشد اما بار معنايي «دعوت» به خوبي فرد را به كلمه تبليغ مي‌رساند .با اين همه اين دو نام (دعوت و فرهنگ و ارتباطات) مي‌تواند به نوعي مكمل هم باشند . ........................................................................... صاحب امتياز: انجمن علمي دانشجويان معارف اسلامي و فرهنگ و ارتباطات مدير مسئول: دکتر حسن بشير سردبير: سيد محمدعلي غمامي مدير فني: محمدمحسن حسن پور طراح روي جلد نشريه: جمال يزداني هيئت تحريريه: محمدجواد رمضاني، حسين سرفراز، حامد فروزان و محمد لساني همکاران اين شماره: مرتضي‌آخوندي، مجتبي احمدي، محمدرضا باقريه‌يزدي، حسين‌براتي، محمدرضا برزويي، محمدرضا روحاني، ابوذر زارع درخشان، سيد عبدالرسول علم الهدي، سيد محمد‌کاظمي، سيد حامد ميرخاني، جواد نظري مقدم، حسين همازاده و مهدي يوسفي &nbsp; &nbsp; &nbsp; &nbsp; ");
page[47]=new Array("dawah.htm.htm","معناي دعوت در دايرة المعارف ويكي;‌پديا","","&nbsp; &nbsp; &nbsp; &nbsp; &nbsp; سال اول، پيش شماره اول، مهر 84 &nbsp; &nbsp; &nbsp; &nbsp;با قرار نشانگر موس بر روي كلماتي كه زير‌خط‌دار هستند مي‌توانيد معاني آن‌ها را به فارسي ببينيد: Dawah From Wikipedia, the free encyclopedia (Redirected from Da'wa) Jump to: navigation, search Dawah (دعوة, literally: summons or call, also da'wa) is an Arabic term meaning &quot;invite&quot; or &quot;invitation,&quot; and is used in Islam to refer primarily to the activity of proselytizing though it &quot;has historically encompassed a wide range of meanings&quot; (Hirschkind 2004, p.190). Dawah is considered to be the Muslim responsibility to &quot;invite&quot; others to Islam. Dawah is often referred to as the act of preaching Islam. It can apply to Muslims and non-Muslims alike. For example, in the Qur'an, Sura An-Nahl 16:125 states, &quot;Invite to the way of your Lord with wisdom and beautiful preaching and argue with them in ways that are best.&quot; A Da'ee or Da`i (Arabic داعي or داع), a word derived from the same root as dawah, is a Muslim who is a caller to Islam (also du'&#257;t, singular: d&#257;'iya). Many other religions, including Buddhism and Christianity, have similar categories of action (e.g. evangelization). Contents 1 Term 2 Purposes of dawah 3 Approaches to dawah 4 Al-dawah 5 Source 6 External links Term When used in the Quran it generally refers to God's invitation to live according to his will. Thus when used in the first centuries of Islam it increasingly referred to the content of that message and was sometimes used interchangably with shar&#299;'a (law) and d&#299;n (religion). It also described the duty to &quot;actively encourage fellow Muslims in the pursuance of greater piety in all aspects of their lives,&quot; a definition which has become central to contemporary Islamic thought. (ibid) Purposes of dawah From an Islamic standpoint, the purpose of dawah is to &quot;invite&quot; people to the worship of God as expressed in Tawheed&nbsp; as well as to inform them about their belief about Muhammad who Muslims believe is the last Prophet and Messenger. By doing so, Muslims hope to guide people to the religion of Islam. However, Muslims believe that if people come to Islam the decision is ultimately between them and their Creator. Another purpose of dawah is to strengthen the Muslim community, or Ummah. For Muslims, it is the encouragement to be more observant of Allah and to increase the level of piety. That applies whether the person is just at the edge of Islam (applying very little of it) or someone who is already practicing well but wants to reach higher levels. For the non-Muslim, it is explaining Islam by a congruent person, through acts, discussions, and dialogue in the best manner possible. Approaches to dawah Dawah, from the Islamic perspective, is an open and general act of informing others about the message of Islam by carrying it, living it, and making it available to others through all positive and engaging means. It is not the mere act of telling someone about Islam, although dialogue, discussion, presentations, etc. are a part of dawah. It is the steady engagement of living the message, exemplifying the behaviors and providing answers and material when necessary. As a general principle, most Muslims agree that successful dawah includes knowledge of Islam, manners, and sincerity and intention in action. Many callers to Islam, such as imams, undergo dawah training to build their foundation on various aspects of the Islamic faith. &quot;Whereas in liberal society religious authority is generally understood to impose undue constraints on free and open discussion and is thus unwelcome within the secular public sphere, here it provides the foundation upon which opposing viewpoints are articulated.&quot; (ibid, p.195) Al-dawah Al-da'wa is a broad movement started by the revivers of the concept and practice of da'wa, the Muslim Brotherhood and its founder Hass&#257;n al-Banna. al-Banna considered da'wa to be the &quot;mode of action by which moral and political reform were to be brought about&quot; that being speaking to those willing to listen in public places such as mosques, schools, cafes, or clubs. The Brotherhood also promoted the similar practice of isti'dh&#257;n, where a member asks to address the mosque on a matter or matters relevant to Muslims. (Hirschkind 2004, p.190 and 192) Source Hirschkind, Charles (2004). &quot;Civic Virtue and Religious Reason: An Islamic Counter-Public&quot; in Drobnick, Jim Aural Cultures. ISBN 0920397808. &nbsp; External links Islamic Research Foundation (IRF) Dr. Zakir Naik Official Website &quot;promotes Islamic Da’wah&quot; Islam The Modern Religion: &quot;A Guide to dawah&quot; IslamWorld.net: &quot;Woman in Dawah&quot; by Abdul Lateef M. Al-Hassan and Sumayyah Bint Joan, al-Jumu'ah Magazine Young Muslims Canada: &quot;Al-Ghazaly – The Man of Da`wah&quot; by Dr. Yusuf Al-Qaradawi LADO: Latino American Dawah Organization Meccacentric Da'wah Group: Producing High Quality Lectures About Islam and Muslims Ahmed Deedat Islamic Propagation Centre International Tanzeem-e-Islami Dr. Israr Ahmad Islamic Online University Bilal Philips Yusuf Islam/Cat Stevens Islam Tomorrow Yusuf Estes Gary Miller Reference Page Retrieved from &quot;http://en.wikipedia.org/wiki/Dawah&quot; Category: Islam This page was last modified 14:00, 26 February 2006. ............................................................ 1. ادْعُ إِلى سبِيلِ رَبِّك بِالحِْكْمَةِ وَ الْمَوْعِظةِ الحَْسنَةِ وَ جَدِلْهُم بِالَّتى هِىَ أَحْسنُ إِنَّ رَبَّك هُوَ أَعْلَمُ بِمَن ضلَّ عَن سبِيلِهِ وَ هُوَ أَعْلَمُ بِالْمُهْتَدِينَ &nbsp; &nbsp; &nbsp; &nbsp; ");
page[48]=new Array("dawanet.htm","معرف&#1740; سايت دعوت","","&nbsp; &nbsp; &nbsp; &nbsp; &nbsp; سال اول، پيش شماره اول، مهر 84 &nbsp; &nbsp; &nbsp; &nbsp;با قرار نشانگر موس بر روي كلماتي كه زير‌خط‌دار هستند مي‌توانيد معاني آن‌ها را به فارسي ببينيد: شبكه دعوت در شيكاگو تلاش دارد تا اسلام را در آمريكا از طريق دانش‌آموزان و دانش‌جويان گسترش دهد. روش‌هايي كه در اين راستا به كار بسته‌اند بسيار خواندني است: Home | Forums | DawaCards &nbsp;&nbsp; Dawa in public schools Definition of Dawa Dawa means to invite non-Muslims to accept the truth of Islam. Performing Dawa involves both our words and actions. Importance of Dawa in Islam The Quran and the Hadith of Prophet Muhammad (peace and blessings be upon him) give numerous references on the importance and the obligations of Dawa. The prophetic life of the Prophet involved spreading the message of Islam. Dawa is also reflected in the lives of the Sahabas (the Companions of the Prophet). Now the responsibility of spreading the message of Islam rests on our shoulders.&quot;Invite all to the way of your Lord with Wisdom and beautiful Preaching&quot; (Quran 16:125)&quot;you are made witnesses unto mankind&quot; (Quran 2:143) &quot;Let there arise a group inviting to all that is good&quot; (Quran 3:104) Provided below would be some practical suggestions that Muslim students as individuals and as a group should undertake to accomplish the above-mentioned goal. Students: receptive to new ideas Students are routinely exposed in their classroom to new information and opinions, hence they tend to be more receptive to new beliefs and ideas. Schools are therefore fertile grounds where the seeds of Islam can be sowed inside the hearts of non-Muslim students. Muslim students should take ample advantage of this opportunity and present to their schoolmates the beautiful beliefs of Islam. Getting started First and foremost the Muslim students should establish themselves into a Muslim group (Muslim Students Association, Islamic Circle, Quran Study Group etc.) if they haven't yet instituted one. Organized efforts give better results and contain blessings of Allah in them. The prime aim of this group should be to evolve Muslim themselves into dynamic Muslim personalities and also to portray Islam to their non-Muslim peers and school staff in a positive way using words and actions. Personal contact It has been proven that one-to-one contact with non-Muslim students in the classroom is the most effective way to share Islam. Personal contact tends to be more informal and invites more questions from non-Muslims. It is advised that brothers work with non-Muslim boys and sisters work with non-Muslim girls. Inviting questions Muslims can create opportunities for non-Muslims to ask questions by simple actions that reflect living Islam like saying &quot;Insha Allah&quot; (God willing) when talking about a future activity; saying that they are going to prayer during Salaat time; brothers wearing Kufis; sisters wearing Hijab; not using swear words during conversations; telling the truth; wearing modest clothes etc. The questions that do crop up from peers should be dealt with in a very concise and eloquent manner. Doing this will require some basic knowledge on the part of Muslim students. Be prepared to explain: Some of the topics that all Muslims should be able to explain are: The concept of Tawhid (oneness of God) Prophet Muhammad as being a real Prophet News reports about violence by Muslims Polygamy in Islam Reasons for wearing Hijab Reasons for praying five times daily The Quran and Science All students should obtain the ways to explain these topics through knowledge gained from their study circle, by reading articles in Islamic magazines, watching videos, attending lectures, and through experiences of other students. Dawa through the school newspaper The school newspaper is another effective way of doing Dawa. Muslim students are highly encouraged to become writers and editors of their school papers. Inform the writing staff to consult you before publishing articles on Islam and Muslims. Being a writer will give you ample opportunity to provide Islamically oriented articles which will Insha Allah open the hearts and minds of readers. As a group, the Muslim students should try to contribute an article on Islam in each issue of its paper. The school may not allow you to preach in the school paper, but Alhamdu lillah, there are ways to circumvent this problem. When your Islamic group holds any Islamic event like lectures, religious/ cultural events etc, submit an article about this event as a &quot;news&quot; article. This way, you are still presenting an aspect of Islam without coming across as a preacher. The second way to circumvent the problem is to write articles about Islamic holidays, the two Eids and again submit them as &quot;news&quot; articles. It also helps to have a good rapport with the editor and the writing staff of the paper. Invite them to your Iftar parties, gatherings, lectures etc. Relief booths to help disaster victims When natural and human created disasters occur, Muslims students should be the first ones to respond by setting up a disaster relief assistance booth, which collects money, canned food, clothes etc. This gives a very positive picture of Islam and Muslims as servers of humanity, compared to the negative images of Islam portrayed by the media.Including Islamic holidays in the school calendar Many school events and exams are scheduled around Jewish and Christian holidays. Muslims students should approach the school authorities as a group and get Islamic dates included in the school diaries to be considered during the scheduling of important school events.Islamic books in school libraries Encourage school libraries to shelf books and magazines on Islam written by Muslims, and to provide the librarian with a list of recommended books on Islam. If the library is unwilling to purchase the books themselves, Muslim students should raise funds amongst themselves and from their parents and come up with the required books.Scanning textbooks for misinformation on Islam Students of all grades and their parents should regularly scan textbooks to detect any biased material on Islam. If any is found, it should be brought to the attention of the teachers and the school authorities, providing them with the correct information with evidence, and have the teacher announce to the students the correct information.In this area, the Council on Islamic Education can also help. Starting an Islamic newsletter A newsletter on Islam and Muslims can be started by the Muslim students, if the school allows it. This newsletter can be funded mostly by advertisements and donations. A newsletter on Islam and Muslims will again help in dispelling the misinformation circulating about Islam and encourage Muslims to be organized and proactive. Incorporating Islam into class projects Some aspects of Islam can be incorporated in school projects. For example, for a speech class, if there is freedom to choose a topic, an Islamic topic should be selected. Similar opportunities can be created in history, social science, writing and other classes. Remember, it was the Will and help of Allah, Iman (faith) and Muslim creativity that won victories for the Muslims. Schools and campuses are no exceptions as places where Islam can be victorious. Other Miscellaneous activities - Setting up Dawa tables with Islamic literature - Hosting Islamic exhibitions - Placing advertisements in the school paper with the toll-free telephone number for non-Muslims 1-800-662-Islam &nbsp;It is highly recommended that all Muslim students carry Dawa flyers in their schoolbags and purses to pass them on to their friends at school. To obtain free Islam brochures for distribution, contact the Islamic Circle of North America (ICNA) at 718-658-1199. The bottom line We should use every opportunity to sensitize non-Muslim peers and school staff to Islam and to establish an environment in which everywhere a non-Muslim turns, he notices Islam portrayed in a positive way, is influenced by it and eventually accepts Islam with Allah's guidance, Insha Allah (if God wills). Food for thought ... and action &quot;When three of you are together, let two of you not talk between themselves - until you are among a larger number of people - so as not to hurt him.&quot; Hadith &nbsp;Copyright © 2006 DawaNet2303 Randall Rd # 231, Carpentersville, IL 60110, USA Email: info@dawanet.com &nbsp; &nbsp; &nbsp; &nbsp; ");
page[49]=new Array("darbareyema.htm","درباره ما","","&nbsp; &nbsp; &nbsp; &nbsp; سال اول، پيش شماره اول، مهر 84 &nbsp; &nbsp; &nbsp; &nbsp; درباره‌ي ما نشريه الكترونيكي دعوت حاصل تلاش انجمن علمي دانشجويان رشته معارف اسلامي، فرهنگ و ارتباطات در دانشگاه امام صادق(ع) است. لازم است پيش از آنكه انجمن را معرفي كنيم اهداف و رويكرد‌هاي اين رشته را تبيين كنيم. رشته معارف اسلامي و فرهنگ و ارتباطات&nbsp; تلاشي بنيادين در تحول نگرش به مسئله تبليغ بود . عنوان رشته به خوبي نشان خواهد مي‌دهد&nbsp; كه رويكردي ميان رشته‌اي&nbsp; دارد. رويكرد درون رشته‌اي روندي هرم وارانه دارد كه در يكي از شاخه هاي علوم ، تخصصي پيش خواهد رفت .اما در نگرش ميان رشته‌اي يك مسئله به عنوان هسته مركزي قرار مي‌گيرد و از علوم ديگر كه در حل اين مسئله سودمند است بهره مي‌برد . مسئله تبليغ در رشته معارف اسلامي و فرهنگ و ارتباطات همان هسته مركزي است. مهمترين علومي كه راهگشا براي حل اين مسئله مي توانست باشد چهار عنوان زير تشخيص داده شد : 1- علوم ارتباطات 2- فرهنگ شناسي 3- دين شناسي 4- جامعه شناسي نام رشته نيز حاصل اين تقسيم بندي بود : فرهنگ و ارتباطات در واقع هدف اصلي رشته معارف اسلامي و فرهنگ و ارتباطات را مي توان در جمله زير خلاصه نمود : «گسترش و تعميق مباني علمي حوزه فرهنگ و ارتباطات جهت ايجاد پشتوانه علمي براي گسترش اسلام» براي آشنايي با دانشكده معارف اسلامي و فرهنگ و ارتباطات مي‌توانيد به پيوند‌هاي زير مراجعه كنيد: تاريخچه دانشكده معارف اسلامي و فرهنگ و ارتباطات آشنايي با اعضاي هيئت علمي دانشكده معارف اسلامي و فرهنگ و ارتباطات دروس ارائه شده در دانشكده پايان نامه‌هاي دانشجويان مقطع دكتري رشته معارف اسلامي و فرهنگ و ارتباطات گروه ارتباطات و دين در مركز تحقيقات دانشگاه &nbsp;انجمن علمي دانشجويان در&nbsp; راستاي سه هدف تشكيل شد: 1- حمايت از فعاليت‌هاي علمي دانشجويان 2- حمايت و ايجاد زمينه براي شناسايي و مواجهه با مسائل واقعي حوزه‌ي تبليغ و فرهنگ وارتباطات 3- ايجاد زمينه‌هايي جهت شناسايي&nbsp; و مواجهه با مسايل واقعي حوزه‌هاي تبليغ و فرهنگ و ارتباطات 4- ارتباط با ديگر گروه‌هاي علمي خارج از دانشگاه 5- برگزاري همايش‌ها و نشست‌هاي علمي در اين راستا چارت زير براي انجمن طرح ريزي شد. &nbsp;در ابتدا پنج گروهِ&nbsp; دين و فرهنگ و ارتباطات ، مطالعات حقوقي ، فناوري‌هاي نوين ، نشست‌هاي علمي ، زبان تشكيل شد. امّا سيستم سرويس‌ها به اين صورت است كه دانشجويان مي‌توانند در موضوعات مختلف مورد علاقه خود در حوزه‌ي تبليغ، فرهنگ وارتباطات گروه‌هاي دو يا چند نفره تشكيل دهند(فرم تشكيل سرويس) و از حمايت‌هاي معنوي و مادي انجمن بهره‌مند شوند. در راستاي اين حمايت‌ها راه اندازي نشريه الكترونيكي بود. لزومي ندارد در اين اندك همه‌ي قسمت‌ها و واحد‌هاي از اين رو يكي از اقدامات انجمن راه‌اندازي نشريه الكترونيكي دعوت&nbsp; بود . &nbsp;همانگونه كه بيان شد نام رشته‌ي فرهنگ و ارتباطات بيانگر نگاهي ميان رشته اي است. علم ارتباطات و فرهنگ شناسي دو علمي است كه به نظر مي‌تواند در راستاي هدف تبليغ كارگشا باشد. اما نام نشريه به گونه‌ي ديگري با واژه ي تبليغ در تعامل است . براي رساندن پيام الهي به مردم عناوين زيادي در ادبيات ديني و قرآني مي شود؛ ابلاغ ،انذار ،تخويف ،هدايت،ارشاد و امر به معروف و نهي از منكر و ... و همچنين واژه&nbsp; دعوت: · يَاأَيُّهَا النَّبِيُّ إِنَّا أَرْسَلْنَاکَ شَاهِداً وَمُبَشِّراً وَنَذِيراً&nbsp;&nbsp; &#64831;‌45‌&#64830; وَدَاعِياً إِلَي اللَّهِ بِإِذْنِهِ وَسِرَاجاً مُّنِيراً&nbsp;&nbsp; &#64831;‌46‌&#64830; احزاب دعوت از ريشه ي « دعو» به معناي فراخواندن يا خواندن است. البته تنها مشمول فراخواندن به سمت پروردگار نيست بلکه حتي دعوت به کفر را نيز شامل مي شود: · وَمَنْ أَحْسَنُ قَوْلاً مِمَّن دَعَا إِلَي اللَّهِ وَعَمِلَ صَالِحاً وَقَالَ إِنَّنِي مِنَ الْمُسْلِمِينَ&nbsp;&nbsp; &#64831;33&#64830; &nbsp;فصلت · هُنالِکَ دَعَا زَکَرِيَّا رَبَّهُ قَالَ رَبِّ هَبْ لِي مِن لَدُنْکَ ذُرِّيَّةً طَيِّبَةً إِنَّکَ سَمِيعُ الدُّعَاءِ&nbsp; &#64831;38&#64830; آل عمران · فَتَوَلَّ عَنْهُمْ يَوْمَ يَدْعُ الدَّاعِ إِلَي‏ شَيْ‏ءٍ نُکُرٍ&nbsp;&nbsp; &#64831; 6 &#64830; &nbsp;قمر&nbsp;&nbsp; · وَيَا قَوْمِ مَا لِي أَدْعُوكُمْ إِلَى النَّجَاةِ وَتَدْعُونَنِي إِلَى النَّارِ (41) تَدْعُونَنِي لِأَكْفُرَ بِاللَّهِ وَأُشْرِكَ بِهِ مَا لَيْسَ لِي بِهِ عِلْمٌ وَأَنَا أَدْعُوكُمْ إِلَى الْعَزِيزِ الْغَفَّارِ (42) لَا جَرَمَ أَنَّمَا تَدْعُونَنِي إِلَيْهِ لَيْسَ لَهُ دَعْوَةٌ فِي الدُّنْيَا وَلَا فِي الْآخِرَةِ وَأَنَّ مَرَدَّنَا إِلَى اللَّهِ وَأَنَّ الْمُسْرِفِينَ هُمْ أَصْحَابُ النَّارِ (43) غافر · وَإِذَا سَأَلَکَ عِبَادِي عَنِّي فَإِنِّي قَرِيبٌ أُجِيبُ دَعْوَةَ الدَّاعِ إِذَا دَعَانِ فَلْيَسْتَجِيبُوا لِيْ وَلْيُؤْمِنُوا بِي لَعَلَّهُمْ يَرْشُدُونَ&nbsp;&nbsp; &#64831; 186 &#64830; بقره اما از اين لحاظ&nbsp; واژه دعوت اهميت پيدا مي‌کند که در ادبيات بين‌المللي Dawah تنها براي&nbsp; «دعوت به اسلام» به کار مي رود. Dawah مانند کلماتي چون Ummah، Jihad، Iman و Hijab از جمله واژه‌هايي هستند که در ادبيات انگليسي جا افتاده اند و بار معنايي خود را با نگاه داشتن لفظ از دست نداده اند. براي شناخت بيشتر با واژه دعوت به دايره‌المعارف Wikipedia مراجعه کرديم که شما نيز ميتوانيد آن را با کليک کردن بر روي اين لينک بخوانيد. همچنين مسلمانان آمريكا در شيكاگو سايتي را با عنوان DawaNet راه اندازي كرده‌اند كه توصيه مي‌كنيم بخش‌هايي از اين سايت را نيز با كليك كردن بر روي اين لينك بخوانيد. آري عبارت «فرهنگ و ارتباطات» به عنوان نام رشته شايد نوعي سر‌در‌گمي و غرق شدن در نظريات فرهنگ و فناوري‌هاي ارتباطات را به دنبال داشته باشد اما بار معنايي «دعوت» به خوبي فرد را به كلمه تبليغ مي‌رساند .با اين همه اين دو نام (دعوت و فرهنگ و ارتباطات) مي‌تواند به نوعي مكمل هم باشند . ........................................................................... صاحب امتياز: انجمن علمي دانشجويان معارف اسلامي و فرهنگ و ارتباطات مدير مسئول: دکتر حسن بشير سردبير: سيد محمدعلي غمامي مدير فني: محمدمحسن حسن پور طراح روي جلد نشريه: جمال يزداني هيئت تحريريه: محمدجواد رمضاني، حسين سرفراز، حامد فروزان و محمد لساني همکاران اين شماره: مرتضي‌آخوندي، مجتبي احمدي، محمدرضا باقريه‌يزدي، حسين‌براتي، محمدرضا برزويي، محمدرضا روحاني، ابوذر زارع درخشان، سيد عبدالرسول علم الهدي، سيد محمد‌کاظمي، سيد حامد ميرخاني، جواد نظري مقدم، حسين همازاده و مهدي يوسفي &nbsp; &nbsp; &nbsp; &nbsp; ");
page[50]=new Array("iwg0.htm","فلش برگزيده(انتخاب شده)","","&nbsp; &nbsp; &nbsp; &nbsp; &nbsp; سال اول، پيش شماره اول، مهر 84 &nbsp; &nbsp; &nbsp; &nbsp; &nbsp; فلش برگزيده( انتخاب شده) The Interview With God نمايش فلشي كه براي اين شماره انتخاب شده از سايت The Interview With God.net &nbsp;گرفته شده است. در زير بخشي از «‌about us» اين سايت را مي‌خوانيد: (با قرار گرفتن روي كلماتي كه زير خط‌دارند مي‌توانيد معناي آن واژه را ببينيد) who we are The Interview With God is part of the breakthrough Get Inspired Now series which includes Pathways to Peace, and other beloved messages. Our goal is to create beautiful, inspiring presentations that make a positive difference in the lives of millions of people around the world. our vision Inspiring millions, one soul at a time. our mission In a world of uncertain times, we strive to be a gentle reminder that we are not alone. Our mission is to make a positive contribution to the well-being of our world, and to be a major and measurable force for good on the World Wide Web, by creating experiences of inspiration that warm the heart and touch the soul. &nbsp; اما چند نكته: اين سايت ، سايت ديگري با عنوان pathways-to-peace&nbsp; دقيقا با همين طراحي دارد كه نمايش فلش ديگري با همين عنوان را در خود جا داده است. در گوشه‌ي سمت راست اين سايت اين جمله نوشته است:«نترسيد چون من با شما هستم، وحشت نكنيد چون من خداي شما هستم.» ( اشعياء نبي‌اسرائيل) اين سايت كه پيش از اين با پسوند com&nbsp; فعاليت مي‌كرده از حاميان مالي Google است. صفحه اول سايت را بدون اتصال به شبكه ببينيد.(offline) نمايش فلش را ببينيد (در صورتي كه نرم افزار Flash for IE را نداريد با كليك بر روي دكمه بالاي صفحه با همين نام آن را بر روي رايانه خود نصب كنيد) &nbsp; &nbsp; &nbsp; &nbsp; ");
page[51]=new Array("modir maseol.htm","يا رسو ل الله الاعظم (صلي الله عليه و آله و سلم)، سخن مدير مسئول","","&nbsp; &nbsp; &nbsp; &nbsp; &nbsp; سال اول، پيش شماره اول، مهر 84 &nbsp; &nbsp; &nbsp; &nbsp; يا رسو ل الله الاعظم (صلي الله عليه و آله و سلم) دکتر حسن بشير مدير مسئولو عضو هيئت علمي دانشكده معارف اسلامي و فرهنگ و ارتباطات &nbsp; سالي که با ياد حسين (ع) آغاز و با نام پيامبر گرامي (ص) ادامه مي يابد، قطعاً مبارکترين سال است. نوروز امسال، بهاري ترين نوروزي است که دنيا به خود ديده است. نوروزي که سنت و فرهنگ گذشته هاي دور و نزديک را با خود بهمراه داشت. فرهنگ و تمدن ايراني با فرهنگ و تمدن اسلامي مجسم‌ترين حالت تعاملي را به خود ديد. دو تاريخ عملاً در يکديگر ادغام و رنگ زميني-‌‌آسماني بخود گرفتند. تاريخ نقطه عطف خود را، يعني اين گمشده‌ي هميشه‌ي زندگي را، با تماميت کامل در متن خود به تجربه نشاند. نقطه‌اي که تلاقي خدا-‌انسان در آن تجلي يافت. عشق زاده شد و با بهار زمين و بهار دل همگام و همراه شد و &nbsp;رساترينِ ترانه‌ها را سرود. در چنين سال مبارکي، که دلها از سمتي در گرو تازگي زايش بهار نوروزي و از طرفي ديگر در گرو تولد دوباره مفهوم شهادت در اربعين حسيني بودند، با پيام رهبري در نامگذاري سال به نام «رسول اعظم» (ص) روح تازه اي در پيکر آن دميده شد و اين مبارک را حالتي جهاني بخشيد. سال رسول اعظم (ص) نه تنها جوابي عالمانه بر توهين‌هاي صورت گرفته به ساحت پيامبر عظيم الشأن اسلام است، بلکه فراتر از آن انعکاس جهاني شدن هر چه بيشتر پيام الهي خاتم الانبياء (ص) است. پيامي که مي‌رود همه‌ي بت هاي جهاني را در هم بکوبد و نداي «الله اکبر» را بر بام جهان به صدا در آورد. حرکت جهاني شکل گرفته استکبار در پروژه شيطاني جهاني سازي، بخصوص پس از حوادث&nbsp; يازدهم سپتامبر، و طرح ساختگي مبارزه با تروريسم، نتوانست گسترش اسلام در جهان را متوقف کند، بلکه بر پايه شواهد مسلّم، حرکت هاي مزبور باعث بيداري بسياري از غير مسلمانان در غرب و تشرّف آنان به اسلام شده و مسلمانان جهان را براي حمايت و دفاع هر چه بيشتر از اسلام محمدي (ص) بسيج نموده است. سال رسول ا... الاعظم، سال بيداري، آگاهي، ايمان و عمل همراه با تقواي هر چه بيشتر به مفاهيم و اصول اسلام و پيام محمدي (ص) است. سالي است که انشاء ا... مي رود با خاتميت امامت پيوند بخورد و با ظهور مبارک حضرت حجت (ارواحنا فداه) که همه عاشقان وي در همه نقاط جهان بي صبرانه در انتظار اويند، گفتمان اسلامي را در همه جوامع بشري بر پايه توحيد و عدل، به منصه ظهور برساند و گفتمان هاي سلطه گر قدرت طلب را در هم فرو ريزد و مومنان و مستضعفان را پيروز و کافران و مستکبران را ذليل و خوار نمايد. سال رسول اعظم (ص) بر همه عاشقان رسالت و امامت مبارک باد. &nbsp; &nbsp; &nbsp; &nbsp; ");
page[52]=new Array("gozareshbagheriye).htm","گزارش&nbsp; بازديد از ايستگاه راديوي&#1740; تهران","","&nbsp; &nbsp; &nbsp; &nbsp; &nbsp; سال اول، پيش شماره اول، مهر 84 &nbsp; &nbsp; &nbsp; &nbsp;گزارش بازديد دانشجويان رشته معارف اسلامي و فرهنگ و ارتباطات از &nbsp;ساختمان راديو تهران در تاريخ17/12/84 تهيه و تنظيم: محمد&nbsp; باقريه‌يزديدانشجوي كارشناسي رشته معارف اسلامي و فرهنگ و ارتباطاتدانشگاه امام صادق(ع) &nbsp; مقدمه(تاريخچه) اولين فرستنده راديويي ايران در سال 1319 فعاليت خود را با پخش 5 ساعت برنامه در شبانه روزدر ساختمان ارگ آغاز کرد که به تدريج اين زمان به 8 ساعت در شبانه روز افزيش يافت و در سال1327 راديو به مکان کنوني خود منتقل شد. ديدگاه‌هاي مدير طرح وتوليد پخش شبانگاهي راديو تهران در مورد راديو: جناب آقاي دباغ مدير طرح وتوليد پخش شبانگاهي راديو تهران&nbsp; به بيان مطالبي در مورد رسانه راديو پرداختند: &nbsp;الف‌) ويژگي هاي رسانه راديو و مزيت هاي آن بر سير رسانه‌ها: &nbsp;&nbsp; 1- دسترسي آسان‌تر به راديو&nbsp; &nbsp;&nbsp; 2- عدم اخلال در جريان روزمره زندگي و امکان استفاده از راديو در حين انجام ديگر کارهي روزمره &nbsp;&nbsp; 3- ارزان تر بودن توليد پيام در راديو نسبت به تلويزيون &nbsp;&nbsp; 4- افزايش قدرت خيال پردازي در مخاطب &nbsp;&nbsp; 5- سريع ترين رسانه در اطلاع رساني راديو &nbsp;&nbsp; 6- آسيب رساني و مضرات به مراتب کمتر&nbsp; نسبت به ديگر رسانه‌ها &nbsp;&nbsp; 7- با توجه به اينکه راديو قديمي ترين رسانه الکترونيک است و نزديک‌ترين تماس را با مردم جامعه دارد &nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp; انس و الفت شديدي با مخاطبان برقرار مي کند. &nbsp;ب) مراحل برنامه سازي در راديو عبارتند از: &nbsp;&nbsp; 1- پيش توليد &nbsp;&nbsp; 2- توليد &nbsp;&nbsp; 3- پس توليد در اين ميان سوژه‌يابي بري توليد برنامه در انواع رسانه‌ها بسيار مهم است چرا که در هر رسانه بري انتقال پيام‌هاي مختلف بايد قابليت‌ها و محدوديت‌هاي آن رسانه مورد توجه قرار گيرد. به عنوان مثال در راديو سوژه بايد قابل تبديل به صوت باشد و اين مسأله باعث مي شود که دايره انتخاب سوژه‌هاي مختلف براي توليد برنامه محدود شود. &nbsp;پ) ابزارهاي ارتباطي در راديو عبارتند از : &nbsp;&nbsp; 1- موسيقي &nbsp;&nbsp; 2- افکت &nbsp;&nbsp; 3- کلام &nbsp;&nbsp; 4- صوت &nbsp;که تهيه کنندگان برنامه‌هاي راديو با استفاده از اين ابزارها به توليد برنامه مي پردازند. &nbsp;&nbsp; مراحل بازديد 1- بازديد از استوديوهاي پخش مستقيم و ضبط : هر استوديو شامل دو قسمت استوديو و اتاق فرمان مي باشد. استوديوها&nbsp; نسبت به ورود و خروج صدا ايزوله‌اند.ديواره‌هاي استوديو از نوعي چوب خاص، پشم شيشه و ديگر مواد ساخته مي شود و علت وجود شباهت‌هاي بسيار ميان استوديو ها نيز همين است. 2- بخش بازبيني و ضبط مکالمات تلفني و بي‌سيم، مرکز اصلي ارتباطات مردمي راديو تهران است. در اين بخش علاوه بر دريافت پيام‌هاي تلفني شنوندگان و برقراري ارتباط مردمي، دريافت گزارش‌هاي گزارش گران سطح شهر نيز انجام مي شود(بر طبق اظهار نظر اپراتور تقريباً هر دو دقيقه يک بار يک تماس تلفني با راديو تهران گرفته مي شود.) 3- شايد بتوان گفت مهمترين بخش در ساختمان راديو اتاق نودال(گره اطلاعات) است؛ چرا که تمام ارتباطات تلفني و حتي صوتي و تصويري و غيره در ابتدا به اين اتاق مي آيند و سپس به ساير بخش‌ها در ساختمان راديو تهران مي روند و نيز برقراري ارتباط با شبکه جام جم و ديگر بخش‌هاي خارج از راديو و مرتبط از طريق همين اتاق انجام مي گيرد. 4- در توليد برنامه‌هاي راديويي معمولاً فقط تهيه‌کننده ، دست اندرکار است اما در کارهاي نمايشي کارگردان نيز در توليد برنامه نقش دارد ولي به هر حال در راديو تهيه کننده نقش بسيار مهمي دارد و بايد شخص جامع‌نگري باشد و غالباً در برنامه‌هاي راديويي وجود تهيه‌کننده ، صدابردار و گوينده الزامي است. 5- سيستم پخش برنامه‌ها در حال حاضر بر اساس زمان است به اين صورت که شبانه روز به چهار بخش شش ساعته تقسيم شده است که ديگر فارغ از موضوع و بر مبني زمان پخش برنامه صورت مي گيرد. و برنامه از تلفيق زمان و موضوع و اولويت بندي خاصي توليد مي شود. و در حاشيه بازديد: &nbsp;آقاي جمشيد جم صحبت‌هايي در رابطه با سرودهاي انقلابي مطرح كردند، خصوصاً&nbsp; نسبت به نحوه شکل‌گيري و اجراي سرود «يار دبستاني من» توضيحاتي را بيان كردند. . &nbsp; &nbsp; &nbsp; &nbsp; ");
page[4]=new Array("fayyaz.htm","مصاحبه با دكتر فياض","","&nbsp; &nbsp; &nbsp; &nbsp; &nbsp; سال اول، پيش شماره اول، مهر 84 &nbsp; &nbsp; &nbsp; &nbsp;مصاحبه با آقاي دكتر فياض در باره‌ي اهداف رشته‌ي معارف اسلامي و فرهنگ و ارتباطات و وضعيت فعلي آن مصاحبه كنندگان: حامد فروزان و سيد محمد علي غمامي &#9668;هدف رشته فرهنگ و ارتباطات نه ارتباطات و فرهنگ. &#9668;منظور از ارتباطات در دانشگاه امام صادق (ع) چيست؟ &#9668;ارتباطات و دين كه الان در دانشگاه تهران است يعني دين مجازي و اينترنتي &#9668;بزرگترين مشكل ما در اين دانشكده اينست كه يك چارچوب تئوريك نداريم. &#9668;ما همه‌ي رسانه‌ها را در نظر مي‌گيريم حتي رسانه‌هاي سنتي مثل منبر &#9668;چارچوب تئوريك كه ما مي‌گوييم يعني روش حركت ما. &#9668;هدف اين بود كه چگونه فرهنگ سنتي را در ارتباطات بازتوليد كنيم. &#9668;&nbsp;اينجا ما رشته‌ي فرهنگ‌و‌ارتباطاتيم، ژورناليسم هستيم، تكليف ما چيست؟ آدم‌هاي مذبذب، يك تكه از اينجا يك تكه از آنجا، هيچ كار هم نمي‌توانيم بكنيم. آخر هم در يك سمينار مي‌رويم با دانشگاه علامه‌طباطبايي و تهران مي‌بينيم ما هيچ نيستيم و تخصص هم نداريم كه اين خيلي خطرناك است. &#9668;بايد هدف شخصي و جمعي با هم تنظيم شوند. &nbsp; &nbsp; متن كامل مصاحبه : - آيا ما درصدد بررسي حوزه‌هاي مختلف فرهنگ و ارتباطات با رويكرد اسلامي هستيم يا اينكه براي استفاده از علوم غربي است؟ در واقع آيا حالت منفعلانه دارد يا فعالانه؟ اگر فعالانه است به دنبال چه چيزي است؟ همه‌ي اش جوك است هيچكدام نيست. واقعا گيج ومنگيم نه منفعليم نه فعال. الان غرب فعالانه و عالمانه منفعل شده است. مي‌داند كه امروز جهان در حال باز شدن است. مردم شناسان غرب از جمله «مارگارت ميد» نشان داده اند كه اقوام مختلف هم حرف دارند. «هانري كربن» وقتي به ايران آمد به اوروپايي ها گفت شما خيلي چيزها از ايران و تشيع نمي‌دانيد و گفت وقتي فلسفه اسلامي را ديدم از فلسفه‌ي هايدگري آلمان بي‌نياز شدم. - يعني ما بالقوه مي‌توانيم فعال باشيم؟ اين مسلم است اما ما هميشه حمال هستيم حامل نيستيم. اين بزرگترين مشكل ماست. در اين دانشگاه هم بيشتر از اين نبود.در اين دانشكده و دانشگاه ما حماليم حامل نيستيم، حمال تاريخ، حمال فرهنگ هستيم نه حامل آن. - حمال بودن يعني چه؟ يعني فقط حمل مي‌كنيم.كاش كه فقط از غرب مي‌گرفتيم. چون تا مي‌گويي مي‌گيرم يعني درك و فهم كه ما آن را نداريم. من چندين بار در جلسات اعلام كردم كه حاضرم كنفراس بدهم هنوز هم اعلام مي‌كنم به شما هم اعلام مي كنم. به گروه چندين بار گفته‌ام حتي اقدام كرده‌ام. اول بحث عده‌اي مرا مي‌كوبيدند. - چه بحثي؟ اين بحث كه رشته‌ ما فرهنگ و ارتباطات است يعني چه؟ الان نظر در داخل دانشكده چيست؟ هيچ نظري نيست. روزمرّگي و روزمرگي. - يعني چه كه نظري نيست مگر مي‌شود؟ امروز بحث شد و ميگويند هر كسي هر درسي خواست بدهد. آن‌هم در دانشگاه. اين كه نشد دانشگاه. در دانشگاه بايد بر اساس حوزه‌هاي تحقيقاتي درس بدهند نه اينكه هركسي بيايد و هر درسي مي‌خواهد بدهد. الان حوزه‌ي من بيشتر فرهنگ است. از فرهنگ وارد ارتباطات مي شوم. آن كسي كه از ارتباطات مي‌آيد بايد از ارتباطات وارد فرهنگ شود نه اين كه بگويد من هم در فرهنگ هستم هم در ارتباطات هستم. الآن كسي آمده و درسي را مي‌دهد كاملاً ضد رهيافت آن درس . مثلاً ارتباطات ميان‌فرهنگي را با رهيافت جهاني شدن . ارتباطات ميان‌فرهنگي آمده كه بگويد جهاني‌شدن غلط است و چنين چيزي محقق نمي‌شود. - فكر مي‌كنيد هدف ايده‌آلي كه در اين دانشكده بايد آن را پي بگيريم چيست؟ فرهنگ و ارتباطات نه ارتباطات و فرهنگ. اين‌ها دو مقوله است . ما الآن سه حوزه‌ي جغرافيايي در ايران داريم كه در حال كارند. 1. دانشگاه علامه طباطبايي: تابع فرانسه‌اند. استاد اعظمشان كه جناب دكتر معتمد نژاد است فرانسوي است.فرانسه كلاً از نگاه چپ و سوسياليسم كه از كليسا در مي‌آيد به ارتباطات نگاه مي‌كند و فرانسه كاتوليسم است و از درونش سوسياليسم درآمد و اين سوسياليسم هميشه چپ است مخصوصاً نسبت به دين. روشنفكري يعني فرانسه. آلمان روشنفكر ندارد مگر تابع فرانسه باشد. انگليس و آمريكا روشنفكر ندارند مگر اينكه بخواهند فرانسوي فكر كنند. در رسانه روي روزنامه مستقر مي شوند يعني ارتباطات فرانسه يعني روزنامه‌نگاري. در حوزه‌هاي ديگر خيلي كم كار مي‌كنند چون ارتباطاتشان روشنفكري است به همين دليل ژورناليسم وجه حاكم بر ارتباطات علامه است كه تحليل محتوا و تحليل گفتمان از آنجاست. پشت قصه‌ي مطبوعات و ژورناليسم در ايران ، روشنفكري است. الآن روزنامه‌ي خيلي حرفه‌اي غير چپ غالباً نداريم. به همين دليل وقتي دوم‌خردادي‌ها كه چپ مي‌زنند سر كار مي‌آيند رسانه‌ي ژورنال ‌ها به ميدان مي‌آيد. تلويزيون و صدا و سيما را مي‌كوبند چون مظهر ضد ‌روشنفكري است. در فرانسه هم همين است؛تلويزيون فرهنگ عاميانه است. 2. دانشگاه تهران: كه تابع مكتب بيرمنگام و فرانكفورت مي‌باشند . علتش هم اين است كه همه‌ي تحصيل‌كرده‌هاي آنجا بلا‌استثنا جامعه‌شناس‌اند . از جامعه‌شناسي وارد ارتباطات شده‌اند، به همين دليل چپ مي‌زنند اما چپ روشنفكري آنگلوساكسوني . بيرمنگام و فرانكفورت تغذيه‌ي فكري مي‌شود . اين‌ها روي ارتباطات و فرهنگ بحث مي‌كنند يعني تأثير ارتباطات روي فرهنگ . عمدتاً محور آن‌ها تلويزيون و اينترنت است ، به همين دليل به شدت ارتباطي و ارتباط‌زده هستند . به شدت تابع رسانه‌هاي جديد تلويزيون ، ماهواره و اينترنت (بصري) هستند. ديدگاه نقدي شان يا بيرمنگامي هستند ويا فرانكفورتي‌. - شخصيت‌‌هاي مهم حوزه‌ي دانشگاه تهران چه كساني هستند؟ شخصيت‌هاي مهم ندارند، چون همه‌شان جوان اند و جامعه‌شناس و هم‌سن‌و سال. 3. دانشگاه امام صادق(ع): كه قرار است در اينجا بر اساس فرهنگ ارتباطات را نقد كنيم نه بر اساس ارتباطات فرهنگ رانقد كنيم. - منظور از فرهنگ چيست؟ فرهنگ سنتي و دين‌محور . چون ايران و جهان‌آسيا و خاورميانه چنين است. به همين دليل روي جهان اسلام تكيه داشته و داريم . هرچند الآن متأسفانه ضعيف‌ترين عمل‌ها را انجام مي‌دهيم . الآن با اينكه پيشنهاد‌دهنده‌ي همايش دين و رسانه بودم اما در دانشگاه تهران برگزار شد. اين دانشگاه تنبل و وامانده نتوانست بفهمد. بعد من هم داد و بيداد كردم كه يعني چه؟ كه چيزي كه من خودم هم مي‌گويم از دستمان درمي‌رود. ما الآن مهم‌ترين كارمان در دانشگاه امام صادق(ع) طبق هويت دانشگاه امام صادق(ع) دين و ارتباطات بوده، اما هنوز گروه دين و ارتباطات نداريم.با اينكه اكثر رساله‌هاي دوستان هم روي همين قصه‌ي دين بوده. منظور از ارتباطات چيست؟ عام. همه‌نوع ارتباطات. شفاهي، غير‌شفاهي، كتبي و سنتي و گذشته و حال و آرشيو و معماري و...همه بود؛ چون خوانديم و زحمت كشيديم. حتي معماري هم ما داشتيم. فضاي مسجد و اتاق يك نوع ارتباطات است كه در آن توليد و مبادله‌ي معنا داريم، ولي متأسفانه اينجا برعكس عمل كرده. اين كار را نكرد. هنوز هم متأسفانه يك سري از دوستان در دانشگاه در همين هيأت علمي دوست دارند يا حاشيه‌ي علامه طباطبايي باشند يا حاشيه‌ي دانشگاه تهران؛ و نخواستند بگذارند مااينجا يك مكتب درست كنيم . حالا يك دليل داريد كه مي‌گويند شما مغروريد. بعضي‌ها به من همين را گفته‌اندو گفتند فيّاض مغرور است. چون غرور دارد نمي‌خواهد زير بار كسي برود؛ يا دارد حرف از خودش در‌وَكند! از اين حرف‌ها! يعني دارد مبالغه و شلوغ مي‌كند. مثلاً يكي به من لطف كرد و گفت : « آره فياض هر وقت كم مي‌‌ياره شلوغ مي‌كنه!» - سؤال اين است ، اگر خود دانشگاه امام صادق(ع) واعضاي هيأت علمي‌اش اين حوزه را در ايران باز كرده‌اند، چطور مي‌شود كه خودشان مبدع اين حوزه باشند اما با شروع و جدي شدن كار و تشكيل دانشكده، با اينكه فعاليت‌هايش بايد بيشتر شود كمتر مي‌شود؟ حمال تاريخ كه گفتيم يعني چه. همين است ما الآن حماليم. مشكلي كه گفتم همين است . روزي كه اين دوستان اينجا شروع كردند(البته من نبودم دوستان ديگر بودند) . پيشرفته‌ترين بحث‌ها را داشتند انجام مي‌دادند اما متأسفانه اين حوزه دنبال نشد. ما الان هم گرفتاريم سر عنوان درس‌هايي كه بايد فرهنگ وارتباطات باشد مي‌بينيم كه شده ارتباطات و فرهنگ، مي‌شود ژورناليسم. تا يك چارچوب تئوريك و مفهومي درست نشود به جايي نمي‌رسيم يعني رشته‌ي ما عملا تشكيل نشده. ما الان يك رشته داريم و عام است يعني فرهنگ و ارتباطات و يك رشته‌ي ديگر هم دارم [به نام] تاريخ تشيع كه آن هم ربط خيلي مستقيمي به رشته‌ي ما ندارد. ما اگر دين و ارتباطات را حل مي‌كرديم( نه ارتباطات و دين كه الان در دانشگاه تهران است يعني دين مجازي و اينترنتي) آنگاه رابطه تاريخ تشيع با ارتباطات نيز روشن نمي‌شود. بزرگترين مشكل ما در اين دانشگاه اينست كه يك چارچوب تئوريك نداريم. من هم دو سه با كَل‌كَل كردم. متاسفانه به دليل بعضي از انتقادات نقضي و غيره بعضي دوستان مانديم و تبديل به حركت نشد. - چارچوب تئوريك ندارم يعني چه؟يعني متفكر و تئوريسين نداريم؟ قرار نيست بشود. صد بار گفتم Workshop بگذاريد. اصلا قرار شد من بيايم و در گروه‌هاي هيئت علمي صحبت كنم. يكي از دوستان گفت اين نظر آقاي فياض است. از سال 81 من اين بحث را شروع كردم كه آقا بياييد اينجا يك چارچوب تئوريك درست كنيم و بارها هم گفته‌ام كه كلاه سر دانشجويان ما مي‌رود يعني دانشجويان بي‌چاره ما نمي‌دانند در آينده چه كار مي‌توانند بكنند چون وقتي رهيافت مشخص نباشد خود به خود معنا روشن نمي‌شود. خلاصه ما در اينجا در اين قصه مشكل داريم. - تعامل ارتباطاتي كه در دانشگاه امام صادق (ع) مدنظر است (دسته‌ سوم) با تبليغ چيست؟ تبليغ معناي انگليسي‌اش مي‌شود Effect communication، تبليغ از بلاغت مي‌آيد يعني پيام رساندن، فارسي‌اش مي‌شود ارتباط موثر. الان دنيا روي اين بحث رفته‌ است. اتفاقا ما از اين رو سراغ فرهنگ و ارتباطات رفتيم كه بگوييم چگونه تبليغ كنيم؟ اين رشته از رشته‌ي معارف اسلامي و تبليغ دانشكده الهيات آمده است. اما وقتي رفتيم در ارتباطات جايش بيندازيم متاسفانه نتوانستيم. پارسال پروفسور مولاناي چقدر اينجا داد كشيد . گفت آقاجان بياييد اين خط را در دنيا درست كنيد. مكتب دانشگاه امام صادق(ع) نبايد مكتب وامانده‌ي جهان سومي فلان دانشكده شود. شما پيشرو بوديد پيشرو بمانيد ولي نشد. مي‌دانيد كه ما همه‌ي رسانه‌ها را در نظر مي‌گيريم حتي رسانه‌هاي سنتي مثل منبر - آيا اين به عنوان يك مزيت محسوب مي‌شود؟ بله، اين به عنوان يك مزيت براي ما در دنيا بود ما الان اگر زرنگ بوديم دوستان را فرستاده بوديم بروند مثلا روي منبر كار كنند.منبر آقا شيخ حسين انصاريان كه اين همه مشتري در ايران دارد چيست. آقاي قرائتي چه‌كار مي‌كند؟ چه ارتباطي بين من و فضاي مسجد سنتي- وقتي وارد آن مي‌شوم- رخ مي‌دهد؟من چه فضايي را احساس مي‌‌كنم؟ - در واقع قرار بود اين بحث‌ها در حوزه‌ي جغرافيايي دانشگاه امام صادق(ع) انجام شود؟ بله متاسفانه به دليل عدم چارچوب تئوريك منسجمي كه قرار بود درست شود كه نشد.من حتي خودم اقدام كردم. - آقاي دكتر به صداحت بگويم عدم چارچوب تئوريك براي من قابل فهم نيست . من به عنوان دانشجو وقتي مي‌خواهم وارد رشته‌اي كه دانشكده اي و اعضاي هيئت علمي دارد شوم اين پيش‌فرض را دارم كه قطعا چارچوب تئوريك بوده كه اين‌ها مي‌آيند رشته‌ي 7-6 ساله ايجاد مي‌كنند. نا‌خودآگاه، يعني آگاهانه اينها را انتخاب نكردند. &nbsp; - چه كساني؟ دانشجويان؟ نه آن دوستاني كه اينجا بودند مي دانستند يك چيزشان هست. مثلا مردم‌شناسي و فرهنگ‌شناسي‌شان من بودم. من در رساله‌ي دكترايم اين را كردم. از دين به فرهنگ و از فرهنگ به ارتباطات رسيديم. يك چارچوب تئوريك درست كردم. بر اساس تمام مكاتبي كه كه وجود داشت هر چه بود خواندم و بعد تئوري هنجاري را در رابطه با ايران دادم. و جالب اينكه اين‌ها نگذاشتند همين كارم چاپ شود در اين دانشگاه. همين دوستان حتي نگذاشتند بيرون هم چاپ شود. - چرا؟ من نمي‌دانم اين سوالي است كه از آن‌ها بايد بپرسيد. - برايم منطقي نيست يعني چه كه قرار نيست؟ چارچوب تئوريك كه ما مي‌گوييم يعني روش حركت ما. دانشگاه امام صادق(ع) الان بايد مهمترين رشته‌اش دين و ارتباطات باشد. الان گرفتار مسائل روزمره شديم. الان بايد فرهنگ وارتباطات در خاورميانه و جهان اسلام داشته باشيم.. كارهايي شده ولي بسيار ابتدائي بوده در حد گزارش نه تحليل. - من كه با يكي از مسئولان دانشگاه صحبت مي‌كردم مي‌گفت اگر شما مي‌خواهيد برويد به اين سمت مي‌فهميد ما هيچ چيزي در اين زمينه نداريم. نه كتاب ونه استاد. نخواستيم. الان من تحدي مي‌كنم. من را يك يا دو هفته به عربستان بفرستيد.ببينيد من سيستم ارتباطي‌اش را در مي‌آورم يا نه.من قبلا بر روي ماهواره آلمان كار كردم وچارچوب‌هايش را بدست آوردم. هنوز هم دارند استفاده مي‌كنند. الان يكي از دوستان كه براي بار دوم به افغانستان رفته آمده‌بود پيش من گفتم كتاب‌هاي افغانستان را ديدي، گفت بله، گفتم چه احساسي كردي، گفت احساس كردم فاصله‌ي زياد دارد، گفتم اين يعني تو، بعد شروع به جمع‌آوري اطلاعات مي‌كني و چاروب تئوريك درست مي‌كني. بعد ارتباط با افغانستان شناسان دنيا . بلافاصله دعوت مي‌شوي . رشته‌ها بسيار گسترده است و ما مي توانيم در درونش رشته‌هايي بزنيم. من الان به دنبال روش‌شناسي هستم. بهترين و مهم‌ترين ارتباط بين دين و ارتباطات يا علوم اجتماعي به روش‌شناسي بر‌مي‌گردد. - منظور از روش‌شناسي چيست؟ يعني اينكه چه ارتباطي بين دين، علم و ارتباطات و علوم اجتماعي به طور كلي و سيستماتيك مي‌تواند وجود داشته باشد. يعني اينكه گستره‌اي باشد. آقاي انصاريان، كافي و فلسفي مقوله بودند، روي اين‌ها چه كسي كار كرد. در واقع بررسي اين‌ها وظيفه‌ي دانشگاه امام صادق(ع) است. اين يك نمونه‌ي ابتدائي است. ما الان بايد درمورد روش شهرسازي بحث كنيم. ما اصلابلد نيستيم. - حال كه ارتباطات و دين چنين حوزه‌ي وسيعي دارد دانشجو چگونه مي‌تواند حوزه‌ي مورد نظرش را پيدا كند؟ وقتي حوزه‌هاي مفهومي و روش‌شناختي خود راپيدا كرد يك حوزه‌ي پژوهشي را مي‌گيرد و جلو مي‌رود. مثلا برنامه‌هاي مذهبي مارا در تلويزيون نگاه كنيد. يا كف‌زدن است يا سينه‌زدن. چون برنامه‌هاي مذهبي نساختيم. مثلا در مورد طنز مذهبي چه كسي كار كرده است؟ اصلا بعضي‌ها در مورد وجود يا عدم وجودش شك دارند. در سريال «روزي روزگاري» پر از مفاهيم و محتوا بود و مردم آن را حس كردند. از جمله مفهوم «احتياط كن التماس نكن» اما تفنگ سرپر آنقدر خراب‌كاري و پست‌مدرن‌بازي درآوردند نيم‌ميليارد دلار خرج‌ هم كردند به جايي هم نرسيد و هيچ كس هم نگاه نكرد اما آن «روزي روزگاري» در آن بيابان برهوت چندبار پخش شده و هنوز هم بيننده دارد چون هنوز هم مفهوم دارد. - مشخص شد كه هسته‌ي اصلي رشته‌ي فرهنگ‌و‌ارتباطات دين بوده‌است حال سوال اين است هدفش چه‌بوده‌است؟ اينكه چگونه فرهنگ سنتي را در ارتباطات بازتوليد كنيم كه نه تنها هويت ملي- فرهنگي ما بماند بلكه ما صادرات فرهنگي به‌ دنيا داشته باشيم. زيرا مي‌خواهيم با دنيا تعامل داشته‌باشيم. براي همين روي سياستگذاري فرهنگي و ارتباطي رفتيم. - بر چه اساس اين هدف را انتخاب كردند؟ ما مي‌خواستيم در برابر ديگر دانشگاهها كه غرب‌گرا هستند و يا به فرانسه يا آنگلوساكسونها گرايش دارند فرهنگ خود را بازتوليد كنيم. ما مي‌توانستيم از حوزه‌ي آلماني خوب بهره‌مند شويم. پديدارشناسي كه ريشه‌اش در عرفان است. اگزيستانسياليست، جغرافياشناسي فرهنگي و .... در حوزه‌ي آلماني ارتباطات به تفاهم معني مي‌شود، فهم متقابل، نمي‌گويند فرستادن پيام. - براي بازتوليد اين فرهنگ روي چه حوزه‌هايي بايد كار كرد؟ قائدتا بايد از مردم‌شناسي شروع كرد و بعد از آن مقداري به جامعه‌شناسي برمي‌خوريم و نهايتا به ارتباطات مي‌رسيم. - همان ارتباطات علامه؟ نه، ارتباطاتي كه عام است . ارتباطات آن ها خيلي خاص است و بيشتر بازاري فكر مي كنند ما بهتر قرار بود تئوري ساز داشته باشيم. وقتي شما در چند سمينار چندتا حرف حرف نو بزنيد يقينا صدا و سيما به دنبال شما مي آيد . يعني اگر من به داخل صدا و سيما بردم و با مهندس ضرغامي بحثم شد، من نوآوري‌ام را كردم اگر سانسور نشده باشد معلوم است كه چه كسي حرف جديد زد .هر چه شما بحث هاي عميق تري توليد كنيد و دانشجويان ما نخبگان اجتماعي و فرهنگي شوند همه مي گويند زنده باد. اما اگر ما ان جا تايپيست بشويم يا حمّال و نوچه‌هاي ديگران بشويم. يا مانند دانشگاه تهران و علامه تكنيسين و كارشناس بشويم. در اين صورت به يك معنا وامانده‌ايم. الان ما به شدت منفعل شديم. سالي چندتا سمينار در همين دانشگاه برگزار مي شود در موضوع ارتباطات؟ چندتا كارگاه برگزار شده. با اينكه خودم اقدام كردم با اين حال ديدم استقبالي نيست وقتي مي گويم جواب مي دهند كه گرفتاريم. اما من اين حرف ها را قبول ندارم بحث ما عميق تر از اين حرف هاست. - آقاي دكتر جايگاه دين در سيري كه از مردم شناسي به ارتباطات تعيين كرديد كجاست؟ در همين مقوله ي فرهنگ، دين سنتي كه در فرهنگ باز توليد شده. - مردم شناسي در كجاي آن قرار مي گيرد؟ در همه جاي آن، مردم شناسي با رويكرد ديني. مردم شناسي يعني فرهنگ شناسي، فرهنگ شناسي يعني فرهنگي كه دين در آن معنا سازي مي كند. مانند تشيع در ايران. شما نگاه كنيد از اين محرم تا محرم بعدي چقدر معنا توليد مي شود؟ هويت قومي، هويت شهري، هويت روستايي، هويت محله‌اي و سنتي همه در محرم‌ها توليد مي‌شود. - در اين سير از مردم شناسي به ارتباطات چه حوزه هايي مغفول مانده است؟ دين مهمترين بخشش، الان جنگي شده ميان طرفداران ارتباطات و طرفداران فرهنگ. يعني عده‌اي رفتند به سمت ارتباطات ‌و ‌فرهنگ را فراموش كرده‌اند كه اين در اين دانشكده است. يعني الان اينطور شد كه فرهنگ، ارتباطات، فقه و دين [جدا از هم] شده. به همين دليل من از اينجا دارم نااميد مي‌شوم. احساس مي‌كنم ما سركاريم. كه اگر درست نشود مي‌روم. - الان در اين رابطه چه بايد كرد؟ [ بايد نزد مسئولان دانشكده برويد و بگوييد:] ما الان آمده‌ايم رشته‌ي معارف‌اسلامي‌و‌فرهنگ‌و‌ارتباطات، شما چه داريد كه به ما بدهيد. در هفت- هشت سال از بهترين سال‌هاي جواني‌ام به من چه داده‌شد؟ من چه چيزي را مي‌خواهم سنتز كنم. چه پايان‌نامه‌اي را توليد خواهم كرد كه غير از پايان‌نامه‌هاي دانشگاه تهران است. اين يك مشكل است؟ از سال 82 الان سه سال گذشته است. ده‌سالش هم مي‌گذرد. - دانشجويان چه مي‌توانند انجام دهند؟ روي گروه فشار بياورند. چه چيزي به ما مي‌دهيد. اين درس‌هاي پراكنده چيست كه من مي‌خوانم. اينجا ما رشته‌ي فرهنگ‌و‌ارتباطاتيم، ژورناليسم هستيم، تكليف ما چيست؟ آدم‌هاي مذبذب، يك تكه از اينجا يك تكه از آنجا، هيچ كار هم نمي‌توانيم بكنيم. آخر هم در يك سمينار مي‌رويم با دانشگاه علامه‌طباطبايي و تهران مي‌بينيم ما هيچ نيستيم و تخصص هم نداريم كه اين خيلي خطرناك است. - آيا اين يك پارادوكس نيست كه ما حوزه‌ي ‌فرهنگ‌و‌ارتباطات را اينقدر عام مي‌گيريم و از سوي ديگر دنبال تخصص هم هستيم. اين رويكرد ميان‌رشته‌اي چيست؟ اين همان كار مضاعف است. چارچوب تئوريكي كه گفته‌ام. الان من در رساله‌ام توليد معنا را در تمام فلسفه‌ها و عرفان‌هاي غربي و شرقي شروع كرده‌ام. بعد روش‌شناسي. حتي دوباره درمورد مبادله‌ي معنا همين‌طور كرده‌ام. روش‌شناسي در كنار چارچوب تئوريك، اينقدر دقيق كرده‌ام. در انتها رسيدم به تئوري هنجاري. ولي جالب است كه همين دوستان در دانشگاه امام‌صادق(ع) نگذاشتند اين پايان‌نامه چاپ شود همين‌طوردر صداوسيما. در پايان‌نامه من كار چارچوب تئوريك كرده‌ام و حاضرم همان افرادي كه نقد دارند بيايند، من كنفرانس بدهم آنها نقد كنند. اين كه كتبي نمي‌نويسند و شفاهي حرف ميزنند و جلوگيري مي‌كنند معنا دارد. رساله‌ي فوق‌ليسانس كه در مورد ساختار معرفتي صفويه بود. تا حالا كسي در اين مورد كاري نكرده‌است. - انجمن علمي به عنوان يك تشكل دانشجويي كه ميان دانشجو و دانشكده است چه مي‌تواند انجام بدهد؟ من از شما مي‌خواهم تكليفتان را با زندگي آينده‌تان مشخص كنيد چون داريد با زندگي خودتان بازي مي‌كنيد اين شماييد كه بايد آينده‌ي خود را بسازيد. واقعا بايد از من بخواهيد كه اين چرت‌و‌پرت‌هايي كه در كلاس گفتي چه‌ بود؟ من با اينها چه‌كار مي‌توانم بكنم؟ اگر براي شما رهيافت بيرون نيايد، يعني زندگي را باخته‌ايد. - آيا هدف‌ها سطح‌بندي نمي‌شوند. هدف در دانشگاه يا خارج دانشگاه، هدف شخصي يا گروهي. آيا هدف براي دانشجو متفاوت نمي‌شود؟ نه،‌ چون در سازمانيد و در آن بزرگ مي‌شويد. هفت سال جواني را در اينجا مي‌گذرانيد. بايد هدف شخصي و جمعي با هم تنظيم شوند. من كه نمي‌توانم بگويم كه فوق ليسانس زده‌ام ولي به من ربطي ندارد. نه مثل آقاياني كه در اينجا فكر مي‌كنند دانشجو مي‌آوريم بدون آنكه در مورد آينده‌اش فكر كنيم. ما يك مجموعه‌ي منسجم هستيم يك مجموعه كه مي‌خواهد با هم به جلو برود. - آيا مي‌شود براي همه‌ي اينها يك هدف مشخص كرد؟ بله، من وقتي خوب شكفته مي‌شوم كه شما خوب شكفته شويد. در يك كلاس قوي دانشجو شكفته نمي‌شود، استاد هم شكفته مي‌شود. حداقل اينكه در كلاس احساس اميدواري مي‌كند. استاد خنگ، خنگ مي‌سازد. خفه‌شو هر چه كه من مي‌گويم. استبداد همين است. چندين بار اعلام كرده‌ام بياييد بحث كنيم. نيامده‌اند. نتوانستيم بحث كنيم و در اين مانده‌ايم. الان بعد از مصاحبه مي‌روم مركز تحقيقات، چون در دانشكده نتوانسته‌ام كار كنم. گرفتار شديم يعني عملا در مرحله‌ي اولش به آن بي‌اهميتي شده. - استاد به عنوان سوال آخر لطفا بفرماييد خود شما هم‌اكنون به چه فعاليت‌هايي مشغول هستيد؟ در حال گسترش رشته‌ي مردم‌شناسي در دانشگاه تهران هستم. هم‌اكنون درس انسان‌شناسي شناختي را راه‌اندازي كرديم و هم‌اكنون ما جزو اقل‌‌كشورهايي هستيم كه اين درس را ارائه مي‌كنيم. روش‌شناسي مردم‌شناسي كه الان حتي در آلمان هم نيست. درس ديگر انسان‌شناسي دين در ايران بود، يعني دين در ايران چه سيري داشت. درس ديگر مردم‌شناسي ارتباطات. آقاي دكتر از اينكه وقتتان را در اختيار ما گذاشتيد متشكريم. خواهش مي‌كنم. &nbsp; &nbsp; &nbsp; &nbsp; ");
page[5]=new Array("film.htm","مستند درباره فيلم مارمولك","","&nbsp; &nbsp; &nbsp; &nbsp; &nbsp; سال اول، پيش شماره اول، مهر 84 &nbsp; &nbsp; &nbsp; مارمولك؛جنجالي ترين فيلم تاريخ سينماي ايران پديده هايي كه از بستر اجتماعي بر مي خيزند براي نقد و بررسي كامل نياز به گذشت زمان و در نتيجه دوري از جوزدگي و تعصب دارند. در اين مجال به بازخواني يك پرونده مي پردازيم كه گستره اي از آراي گاه متضاد را در جامعه به دنبال داشت. &nbsp; &nbsp; ");
page[6]=new Array("first page(backup2)new.htm","صفحه اول","","");
page[7]=new Array("firstpage(backup2).htm","صفحه اول","","مصاحبه &nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp; &nbsp; سرمقاله &nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp; &nbsp; مقالات &nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp; &nbsp; معرفي‌كتاب &nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp; &nbsp; معرفي سايت گزارش و خبر &nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp; &nbsp;مستند &nbsp;&nbsp;&nbsp; &nbsp;درباره ما &nbsp; &nbsp; جستجو در نشريه راهنما ");
page[8]=new Array("for first.htm","نقش رسانه","","&nbsp;سرمقاله&nbsp; مصاحبه با اساتيد دانشكده معارف اسلامي و فرهنگ و ارتباطات در مورد اهداف و چشم‌انداز‌هاي آن دكتر باهنر دكتر آشنا دكتر الويري دكتر همايون دكتر مهدوي دكتر فياض &nbsp; &nbsp; ");
page[9]=new Array("form.htm","فرم فعاليت در نشريه","","&nbsp; &nbsp; فرم تشكيل كارگروه انجمن علمي دانشجويان معارف اسلامي و فرهنگ و ارتباطات دانشگاه امام صادق(ع) &nbsp; &nbsp; &nbsp; &nbsp; توجه : 1 - اين فرم در بسته نشريه نيز موجود است 2- در صورتي كه در همين جا اين صفحه را پر كرديد كليد ذخيره را بزنيد و اين صفحه را در كامپيوتر ذخيره كنيد و سپس آن را به پست الكترونيك dawat@isu.ac.ir &nbsp;و يا آن را چاپ كنيد و به آدرس دانشگاه امام صادق(ع)، دفتر انجمن علمي دانشجويان معارف اسلامي و فرهنگ و ارتباطات ارسال كنيد. 3 - همانطور كه ذكر آن در صفحه‌ي« درباره‌ي ما» آمده است اين كارگروه‌ها در واقع سرويس‌هاي نشريه خواهند بود و از اين مزيت برخوردار خواهند بودكه در هيئت تحريريه نشريه خواهند بود. با اين وجود از مطال ارسالي ديگر نيز استقبال مي‌كنيم. نام كارگروه: &nbsp;موضوع:( مي‌تواند نام كارگروه و موضوع آن يكي باشد) &nbsp; &nbsp; &nbsp;محورهاي مطالعاتي: &nbsp;نام اعضا: &nbsp;&nbsp; دبير كارگروه:&nbsp; &nbsp; دانشگاه :&nbsp; رشته تحصيلي اعضا:&nbsp; شماره تماس:&nbsp; توضيحات &nbsp; &nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp; &nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp; &nbsp; &nbsp; &nbsp; &nbsp; ");
page[10]=new Array("gozaresh2.htm","اجلاس تونس  ادامه كشمكش هاي ژنو","","&nbsp; &nbsp; &nbsp; &nbsp; سال اول، پيش شماره اول، مهر 84 &nbsp; &nbsp; &nbsp; &nbsp; اجلاس تونس &nbsp;ادامه كشمكش هاي ژنو ( نزاع بر سر حاكميتِ اينترنت )&nbsp; تهيه و تنظيم:محمد لسانيدانشجوي كارشناسي رشته معارف اسلامي و فرهنگ و ارتباطاتدانشگاه امام صادق(ع) &nbsp; &nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp; &nbsp;&nbsp; &nbsp;&nbsp;&nbsp; &nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp; &nbsp; بحث از دهكده جهاني را افرادي چون مك لوهان با توجه به تكوين و پيشرفت ابزارهاي ارتباطي بشر آغاز كردند.در همان اوان بود كه ظهور اينترنت به عنوان وسيله ارتباطي نوين خانواده وسايل ارتباط جمعي را براي مدتي دچار پريشاني كرد تا با گذشت زمان و پذيرش اين وسيله نوين و جاافتادن كاركردهاي آن در مقايسه با ساير وسايل ارتباطي همگرايي و ثبات ايجاد گردد.[بحث خانواده وسايل ارتباط جمعي را كساني چون شرايبر مطرح كردند. اين نظر هنگامي شدت گرفته بود كه با ظهور تلويزيون به عنوان جذابترين وسيله ارتباطي روزنامه هاي ديپلودوكوس(نام نوعي دايناسور)گونه با تيراژهايي چند ميليوني ورشكست شدند و بسياري، جنگ بين وسايل ارتباطي را پيش بيني مي كردند؛ به مانند نظريه گزينش طبيعي داروين.كتاب نيروي پيام شرايبر وسايل ارتباطي را در تعامل با هم در يك خانواده مي داند نه در مقابل هم در يك نبرد.] عملاً ظهور اينترنت توان انسان را در برقراري ارتباط سريع و راحت به حد اكثر خود رساند و سومين انقلاب و موج را در زندگي بشر ايجاد نمود. انقلابي كه با نام انقلاب ارتباطات ناميده مي شود متفكراني چون الوين تافلر را بر آن داشت كه خاطرنشان كنند :&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp; « آينده رسانه ها در انحصار بي بي سي و سي ان ان نيست، روحانيوني از قم كه براي مردم كنگو يا قرقيزستان موعظه مي كنند نيز ابزار ارتباطي را در اختيار خواهند داشت.» &nbsp;اين انقلاب جهان را به سمتي سوق مي دهد كه ابزار ارتباطي نقش اول را در آن ايفا كند.جامعه اطلاعاتي (كه نام كتاب جديد دكتر معتمد نژاد نيز است) حاصل افراطگرايي جديد بشر در اين زمينه است.[همچون زماني كه بشر مصمم بود ملاك اقتصادي را عاملي براي نامگذاري تاريخ زندگي و آرمان جامعه آينده قلمداد كند (يا مسئله آزادي) اما اين رويداد نوظهورِ اطلاعات گوي سبقت را از ديگر رقبا ربوده است گرچه در تعامل به آنهاست.] هر چند بسيارى، از اجلاس جامعه اطلاعاتى به عنوان يك رويداد جديد ياد مى كنند اما در واقع مقدمات انجام آن به &#1778;&#1776; سال قبل باز مى گردد و از حدود چهار سال پيش با انجام كنفرانس هاى متعدد در كشورهايى مانند چين، مالزى، اندونزى، پاكستان و ... مقدمات مهيا شد تا در سال &#1778;&#1776;&#1776;&#1779;&nbsp; دور نخست اجلاس در ژنو سوئيس و با حضور 170 كشور جهان صورت پذيرد . سيد محمد خاتم&#1740;، رئيس جمهور پيشين ايران به همراه هيئت بلندپايه ا&#1740; از مقامات دولت&#1740; در اجلاس ژنو شرکت داشت که البته در نشستها&#1740; خبر&#1740; خود به شدت در زمينه آزاد&#1740; بيان در ايران و محدوديتها&#1740; اينترنت&#1740; مورد سؤال قرار گرفت. &nbsp;پس از بازگشت هيئت ايران&#1740;، کميسيون&#1740; مل&#1740; برا&#1740; پيگير&#1740; مباحث جامعه اطلاعات&#1740; راه انداز&#1740; شد. شكل گيري انجمن مطالعات جامعه‌ي اطلاعاتي ( زير نظر وزارت علوم تحقيقات و فناوري ) حاصل اين تصميم بود كه در زمينه مطالعات استراتژيكي در حوزه‌ي ICT &nbsp;در سطح ملي و بين المللي به فعاليت مي پردازد و رياست آن را &nbsp;دكتر معتمد نژاد پدر علوم ارتباطات ايران بر عهده دارد. در اجلاس ژنو توجه مسئولان بلند پايه كشورهاي مختلف و مخصوصاً كشورهاي در حال توسعه به عصر موسوم به ديجيتالي مشخص شد و دغدغه هايي مثل مسئله آزاد&#1740; بيان در ارتباطات اينترنت&#1740; و همچنين شيوه حاکميت بر اينترنت و مديريت اين شبکه اطلاعات&#1740; در حد همان دغدغه باقي ماند تا پس از 2 سال، ديگر بار همه دردمندان در كنار هم جمع شوند و مسئله را دوباره از سر گيرند. تونس &#1778;&#1781; تا &#1778;&#1783; آبان، ميزبان يک اجلاس جهان&#1740; شده بود که از سو&#1740; سازمان ملل برا&#1740; مقابله با سانسور، حق دسترس&#1740; آزاد به اطلاعات و رفع تبعيض در بهره مند&#1740; از فناور&#1740; اطلاعات برگزار مي گرديد. &quot;شکاف ديجيتال&#1740;&quot; يا فاصله ميان کسان&#1740; که از اطلاعات برخوردار هستند با اقشار&#1740; که از آن محروم مانده اند و تأثيرات آن بر وضعيت رسانه ها، زنان، آموزش و اقتصاد نيز در دستور كار اين اجلاس قرار داشت. بسيار&#1740; از ديپلماتها و سران کشورها&#1740; جهان آماده روياروي&#1740; با آمريکا شده بودند تا برا&#1740; برچيدن انحصار اين کشور بر حاکميت و مديريت اينترنت تلاش کنند؛تلاش&#1740; که ساير بحثها&#1740; اجلاس را تحت الشعاع قرار داد. تونس كشوري از قاره سياه جزو عقب افتادگان از كاروان ديجيتاليست ها است.اميدوار به آنكه با ميزباني چنين اجلاسي به يمن قدم مايكروسافتي ها و ديگر شركتهاي امريكايي به رهروان اين كاروان بپيوندد.اما هيچ گاه شايد فكرش را هم نمي كرد كه در عوض ميزباني و خدمت به اين كاروان نمكدان خويش را شكسته ببيند. سئوال همه اين بود كه تونس بحث تضمين آزاد&#1740; بيان و دسترس&#1740; به اطلاعات را چگونه در دستور کار خود قرار داده است درحاليکه سابقه انتقاد برانگيز در زمينه سانسور و محدوديتها&#1740; اينترنتي دارد؟ &nbsp; &nbsp;گزارشگران بدون مرز، سازمان مدافع حقوق روزنامه نگاران اظهار داشت: برگزار&#1740; اجلاس&#1740; درباره اينترنت در کشور&#1740; که تا اين اندازه آزاد&#1740; ها&#1740; اينترنت&#1740; را سرکوب م&#1740; کند، مضحک است. گفتني است &nbsp;ظهير يحيوي&#1740; در سال 2002 به دليل انتقاد از نظام سياس&#1740; تونس که در طول نيم قرن اخير تحت تسلط يک حزب واحد بوده است، بازداشت شد.به تازگ&#1740; نيز يک روزنامه نگار اينترنت&#1740; به نام محمد ابو در تونس به زندان افتاد. بخش&#1740; از اتهامات او مربوط به مقاله ا&#1740; بود که در آن، شکنجه زندانيان سياس&#1740; در تونس را با رفتار سربازان آمريکاي&#1740; با زندانيان عراق&#1740; در ابوغريب مقايسه کرده بود!جالب است بدانيد با اين حال تونس نخستين کشور آفريقاي&#1740; است که معيارها&#1740; جهان&#1740; حقوق بشر را در قانون اساس&#1740; خود تضمين کرده است.[فكر مي كنم پسامد آنچه پر كردن گپ(چاله) ميان كشورهاي ديجيتاليست و سايرين باشد همين وضعيت سرگردان تونس خواهد بود.] بركات برگزاري چنين نشستي به جامعه ژورناليست هاي تونس نيز رسيد.زين العابدين بن عل&#1740;، رئيس جمهور تونس هفته قبل از برگزاري اجلاس در يک سخنران&#1740; مقررات تازه ا&#1740; را تشريح کرد که محدوديتها&#1740; مطبوعات&#1740; را کاهش م&#1740; داد. در مورد تونس نكات جالبي پياپي به ذهنم خطور مي كند.با آنكه تضاد فاحشي بين سياستهاي دولت اين كشور و همچنين شيفتگيِ [كه به قول دكتر معتمدنژاد بلاي يك قرن اخير كشور ايران نسبت به غرب بوده است.]پيوستن به جوامع به ظاهر اطلاعاتي وجود دارد، در تبليغات دولت تونس اشاره شده بود که فکر برپاي&#1740; چنين اجلاس&#1740; نخستين بار از سو&#1740; همين دولت در سال &nbsp;1998 به اتحاديه جهان&#1740; مخابرات پيشنهاد شده بود! در واقع اتحاديه جهان&#1740; مخابرات هنگام برگزيدن تونس برا&#1740; ميزبان&#1740; اجلاس به اين نکته نيز توجه داشت. علاوه بر اين، به گفته رابرت شاو، مشاور سياستگذار&#1740; و استراتژ&#1740; اينترنت در اتحاديه جهان&#1740; مخابرات، واگذار&#1740; ميزبان&#1740; به تونس، انتخاب&#1740; نمادين نيز هست![يك نكته جالب ديگر] او گفت که در حال حاضر سهم آفريقا از ارتباطات اينترنت&#1740; به شدت کم است و تنها سه درصد از کاربران اينترنت&#1740; جهان در اين قاره قرار دارند. او به همين دليل برپاي&#1740; چنين رويداد&#1740; در يک کشور آفريقاي&#1740; و در حال توسعه را &quot;بسيار، بسيار مهم&quot; دانست. در آستانه اجلاس تونس، سازمان ملل گزارش&#1740; درباره هزينه دسترس&#1740; به اينترنت پرسرعت و گسترش شبکه ارتباط&#1740; در سطح جهان منتشر کرد که نشان م&#1740; داد اين هزينه ها به کشورها&#1740; در حال توسعه بيش از ديگران لطمه م&#1740; زند. چنانكه مي دانيد اينترنت ابتدا از پژوهشکده ها&#1740; دانشگاه&#1740; و نظام&#1740; در آمريکا سر برآورد و دولت ايالات متحده همچنان به ميزان قابل توجه&#1740; بر آن کنترل دارد. يک موسسه غيرانتفاع&#1740; موسوم به &nbsp;ICANN که در کاليفرنيا مستقر است و در سال &nbsp;1998 در زمان رياست جمهور&#1740; بيل کلينتون تأسيس شد، وظيفه دارد که ارتباط ميان همه اين شبکه ها&#1740; منفرد را تضمين کند. موسسه &nbsp;ICANNم&#1740; گويد وظيفه اش تنها جنبه فن&#1740; دارد و به منزله &nbsp;&quot;اداره &quot; يا &nbsp;&quot;کنترل &quot; اينترنت نيست زيرا اينترنت شبکه ا&#1740; چند جانبه است و شرکتها، کاربران و شبکه ها&#1740; متعدد&#1740; به آن پيوسته اند که هريک از اين سازمان ها و شرکتها به نوبه خود بخش&#1740; از مسئوليت اداره شبکه را برعهده دارند. با اين حال به گفته کلارک بويد، تحليلگر تکنولوژ&#1740; ب&#1740; ب&#1740; س&#1740; که در تونس حضور دارد، ICANN &nbsp;بر اساس يادداشت تفاهم&#1740; با وزارت بازرگان&#1740; آمريکا کار م&#1740; کند و همين نکته برا&#1740; برخ&#1740; از ناظران، به معنا&#1740; کنترل اينترنت از سو&#1740; آمريکاست. گزارشگر ب&#1740; ب&#1740; س&#1740; در گزارش خود از اين اجلاس مي گفت بسيار&#1740; از کاربران احتمالاً چندان در بند اين نکته نيستند که چه کس&#1740;(آمريكا) منابع مورد استفاده آنها را تحت نظر دارد اما نبرد&#1740; جهان&#1740; بر سر همين مسئله در گرفته است. [حتماً اين گزارشگر در طول برگزاري اين اجلاس به دنبال تغيير حاكميت اينترنت از آمريكا به انگليس بوده است.چون معمولاً لبه تيز انتقادات بي بي سي جز در مواقعي كه منافع ملي انگليس ايجاب كند به آمريكا ضربه وارد نمي سازد.] موضوع هميشگي مخالفت ايران با حقوق بشر و آزادي و امثال اين موارد را كه حتماً به خاطر داريد.چندي پيش بوش ايران را به هراه چند كشور ديگر محور شرارت ناميده بود؛ جالب است كه يك استاد برجسته انگليسي نيز ايران را محور مي داند.جاناتان زيترين، استاد صاحب کرس&#1740; حاکميت و کنترل اينترنت در دانشگاه آکسفورد گفت بخش زياد&#1740; از مخالفت جهان&#1740; با سلطه آمريکا، به دلائل نمادين صورت م&#1740; گيرد. [همانگونه كه بخش زيادي از مخالفت آمريكا با ديگر كشورها به دلايل نمادين صورت مي گيرد] به همين دليل، مجموعه ا&#1740; از کشورها به محوريت ايران، کوبا و چين به دنبال روند&#1740; هستند که سهم بسيار بيشتر&#1740; از مديريت شبکه را به دولتها&#1740; جهان بسپارد.[كوبا و چين پس مانده هاي تفكر كمونيسم هستند و با وجود آنكه كمونيسم به موزه هاي تاريخ پيوسته ولي كابوس برگشت آن همه غرب را به نابودي كامل آن سوق مي دهد. ايران نيز تاوان مقاومت خود را پس مي دهد.] دولتمردان آمريکاي&#1740;، پيشتر با اشاره به سابقه نقض حقوق بشر و آزاد&#1740; بيان در کشورهاي&#1740; مانند ايران، کوبا و چين که در صف پر سروصداترين مخالفان مديريت آمريکا قرار دارند، ادعا کرده بودند که سپردن حاکميت شبکه به چنين دولتهاي&#1740;، جريان آزاد اطلاعات را به مخاطره م&#1740; اندازد! بر اساس خبري كه خود ترجمه كردم FBI در طرحي جديد پيشنهاد داده است؛ ضبط و كنترل مخفيانه مكالمات در محيط اينترنت پهن باند قانوني ‌شود.اين در حاليست كه جان موريس وكيل مركز دموكراسي و تكنولوژي (CDT) در واشنگتن دي سي مي‌گويد:«هيچ منعي در استفاده FBI از وسايل شنود نيست چرا كه آنها به طور معمول به استراق سمع مشغولند.» هم اكنون به دليل تحريم هاى وسيعى كه از سوى آمريكا عليه ايران اعمال مى شود دسترسى به بسيارى از سايت هاى آمريكايى ناممكن شده و يا دريافت فايل و اطلاعات از آنها براى كاربران ايرانى امكان پذير نيست. همچنين هيچ كدام از شهروندان ايرانى از طريق سرويس هاى پرداختى كه توسط آمريكايى ها راه اندازى شده حق معامله ندارند و اجازه خريد هاى اينترنتى به آنها داده نمى شود. يك سال قبل يك شركت فروشنده فضا در مهلتى كوتاه سايت خبرگزارى دانشجويان ايران را از روى سرورهاى خود خارج كرد و هيچ دليلى را هم براى اين كار ارائه نداد.لذا جريان آزاد اطلاعات به مديريت آمريكا جز كذب محض هيچ نيست و خطري كه از سپردن هدايت اين جريان به سايرين، پديد مي آيد به مراتب از نتايج امپراتوري آمريكا بر وسايل ارتباطي به خصوص اينترنت كمتر خواهد بود. اگر اينترنت حاكم مي خواهد ( كه مي خواهد) بعضي سازمان ملل را بهترين متولي مي دانند. اما کوف&#1740; عنان به تازگ&#1740; در مقاله ا&#1740; نوشته است که نقش سازمان ملل در آينده اينترنت، نقش&#1740; کمرنگ خواهد بود.او به اين ترتيب، نشان داد که سازمان ملل را در جايگاه &quot;حاکم اينترنت&quot; نم&#1740; بيند. با اين حال اتحاديه اروپا هم در ماه سپتامبر خواهان تشکيلات&#1740; جديد و بين الملل&#1740; برا&#1740; مديريت شبکه شد. وزارت بازرگان&#1740; آمريکا و وزارت خارجه اين کشور بار ديگر تأکيد کرده اند که ايالات متحده به آنچه &quot;مباشرت&quot; در زمينه اينترنت خوانده اند، ادامه م&#1740; دهد.همچنين يک سناتور جمهوريخواه آمريکاي&#1740; گفته است که &quot;سياس&#1740; کردن&quot; بحث مديريت اينترنت و سپردن آن به نهاد&#1740; وابسته به سازمان ملل، توجيه معقول&#1740; ندارد. حت&#1740; برخ&#1740; سياستمداران و دولتمردان غيرآمريکاي&#1740; هم با اشاره به بوروکراس&#1740; سازمان ملل و عملکرد کند اين نهاد، از چنين ديدگاه&#1740; حمايت کرده اند و دلخوش هستند که در کنار آمريکا، دخالت بيشتر&#1740; در تعيين ساز و کار شبکه بيابند. كشورهايي كه به طور كامل مخالف حاكميت آمريكا بر اين جريان هستند در برابر اينترنت خودشاني قصد دارند اينترنت خودماني تأسيس كنند! اين کشورها م&#1740; گويند اگر آمريکا بخش&#1740; از کنترل خود بر شبکه را به ديگران واگذار نکند، شبکه ارتباط&#1740; جداگانه ا&#1740; را به راه خواهند انداخت تا &quot;اينترنت خودشان&quot; را برپا کنند. جاناتان زيترين از دانشگاه آکسفورد، آنچه در اجلاس تونس م&#1740; گذرد را &quot;نبرد&#1740; سياس&#1740;&quot; توصيف م&#1740; کند. به گفته او هرگاه که شمار&#1740; از ديپلماتها در اتاق&#1740; جمع شوند، بايد انتظار چنين نبرد و نزاع&#1740; را داشت: &quot; آنها راه&#1740; خواهند يافت تا به اختلاف شديد&#1740; برسند، بعد راه&#1740; م&#1740; يابند تا آن را حل کنند و سرانجام با اعلاميه ا&#1740; به کار خود خاتمه م&#1740; دهند. اين جريان، ممکن است هيچ ارتباط&#1740; با واقعيتها&#1740; فن&#1740; و شيوه عمل اينترنت نداشته باشد.&quot; نصرالله جهانگرد، دبير شورا&#1740; عال&#1740; اطلاع رسان&#1740; ايران به عنوان نماينده جمهور&#1740; اسلام&#1740; در جلسات مقدمات&#1740; و کميته ها&#1740; آماده ساز&#1740; اجلاس شرکت کرده بود. آقا&#1740; جهانگرد شاخص ترين چهره دولت خاتم&#1740; در زمينه تدوين سياستها و برنامه ها&#1740; فناور&#1740; اطلاعات، از جمله طرح پرسروصدا&#1740; &nbsp;&quot;توسعه و کاربر&#1740; فناور&#1740; اطلاعات و ارتباطات&quot; موسوم به تکفا بود که اجرا&#1740; پرهزينه آن در دستگاهها&#1740; دولت&#1740; و نيمه دولت&#1740;، هم حاميان پيگير و هم منتقدان جد&#1740; فراوان&#1740; دارد. همچنين آيين نامه ا&#1740; که هم اکنون در ايران برا&#1740; نظارت بر ارتباطات اينترنت&#1740; به کار م&#1740; رود و از جمله در محدود و مسدود کردن سايتها به آن استناد م&#1740; شود، بر اساس طرح&#1740; به تصويب رسيده است که نخستين بار از سو&#1740; آقا&#1740; جهانگرد به شورا&#1740; عال&#1740; اطلاع رسان&#1740; ارائه شد و سپس در شورا&#1740; عال&#1740; انقلاب فرهنگ&#1740;، از نهادها&#1740; بانفوذ و غير انتخاب&#1740; ايران به تصويب رسيد. جالب است بدانيد كه شيرين عبادي ( پيراهن عثماني كه هر از چندگاهي بر ضد سياستهاي ايران نمايان مي شود) به عنوان نماينده بخش جامعه مدني اجلاس و به نمايندگي از تمام سازمانهاي غيردولتي سخناني را در مورد فيلترينگ، آزادي بيان و روند توسعه جامعه مدني ايراد نمودند. با مصوبات اين اجلاس در شماره بعد آشنا شويد. ............................................. در اين باره بخوانيد «شبكه جهاني اينترنت در دست كيست؟» &nbsp; &nbsp; &nbsp; ");
page[11]=new Array("gozaresh3.htm","نقش رسانه‌ها در هدايت و فرونشاندن بحران","","&nbsp; &nbsp; &nbsp; &nbsp; سال اول، پيش شماره اول، مهر 84 &nbsp; &nbsp; &nbsp; گزارش از نشست: نقش رسانه‌ها در هدايت و فرونشاندن بحران تهيه و تنظيم:سيد محمد علي غماميدانشجوي كارشناسي رشته معارف اسلامي و فرهنگ و ارتباطاتدانشگاه امام صادق(ع) &nbsp; مقدمه 27 اكتبر سال 2005 ميلادي(پنجم آبان ماه 1384 هجري شمسي) سرآغاز بحراني در فرانسه بود كه تا سه هفته اين كشور را دچار بحران كرده بود. دو جوان پانزده وهفده&nbsp; ساله آفريقايي‌تبار در هنگامي كه پليس در حال كنترل هويت آن‌ها بود فرار مي‌كنند و در اين گريز كشته مي‌شوند. حادثه‌اي كه بار‌ها در فرانسه سابقه داشت اين بار به شورشي سه هفته‌اي تبديل شد. به عقيده‌ي بسياري از ناظران سياسي اين بحران نتيجه‌ي سياست‌هايي بود كه رسانه‌ها مجريان آن بودند. آنچه مي‌خوانيد سخراني دكتر كاوياني دكتراي روابط بين‌الملل از دانشگاه سوربن فرانسه و خبرنگار صدا و سيما در فرانسه است كه در تاريخ پنجم آذر ماه در دانشگاه امام صادق(ع) و با همكاري معاونت پژوهشي دانشكده معارف اسلامي و فرهنگ و ارتباطات برگزار شد. در زير پس از نگاهي كوتاه به نحو‌ي اعتراض مردم فرانسه و تاريخچه و وضعيت مهاجران در فرانسه، به نقش رسانه‌ها در هدايت اين بحران خواهيم پرداخت. &nbsp; نگاهي به نحوه‌ي اعتراض مردم فرانسه در گذشته : نحوه‌ي اعتراض مردم فرانسه به طرز قابل توجهي با ديگر كشور‌هاي اروپايي متفاوت است. انقلاب كبير فرانسه در سال 1789، آشوب‌هاي دهه‌ي 1850 در قالب حركت‌هايي كه امكانات عمومي و شهري را تخريب مي‌كرد به نوعي فرهنگ و خاصي را براي اعتراض مردم اين كشور رقم زده است. شايد بزرگترين بحران پيش از وقايع اكتبر را بتوان « انقلاب دانشجويي» سال 1968 دانست. در اين حوادث، دانشجويان با با تظاهرات‌هاي گسترده، اعتصاب، تعطيلي دانشگاه‌ها خواستار اصلاح نظام آموزشي در كليه‌ي دانشگاه‌هاي كشور شده‌ بودند. حتي در آغاز سال نو نيزدر جشن‌هاي مردم به آتش كشيده‌ شدن اتومبيل‌ها و تخريب امكانات عمومي شهر امري عادي است. از اين رو تبديل واقعه اخير فرانسه به يك بحران ملي در سطوح بالاي سياسي و دولتي تامل و ژرف انديشي بيشتري را مي‌طلبد. تاريخچه و وضعيت كنوني مهاجران در فرانسه بيشتر مهاجران در اروپا در فرانسه ساكنند. دولت فرانسه در قرن نوزدهم و اوايل قرن بيستم پس از جنگ‌ جهاني دوم با كمبود جدي نيروي كار مواجه شد. به همين دليل جهت دولت فرانسه تصميم گرفت براي رفع اين معضل نيروي كارمورد نياز خود را از مستعمراتش وارد كند.بيشتر اين نيروي كار از سه كشور تونس، مراكش و الجزاير تامين شد.از اين رو بيشتر مهاجران ساكن در فرانسه را مسلمانان آفريقايي تشكيل مي‌دهد. اين مهاجران اغلب به عنوان نيروي كار ارزان قيمت در حوالي شهر‌ها ساكن بودند و از بسياري از امكانات رفاهي محروم بودند. مدت اقامت آن‌ها در فرانسه چهار سال تعيين شده بود با اين وجود نياز فرانسه به نيروي كار مرتفع نشد و نسل‌هاي بعدي مهاجران در اني كشور باقي ماندند. طبق قانون خاك فردي كه تا 18 سالگي در يك شور زندگي كند تابعيت آن كشور را پيد خواهد كرد با وجود اين هنوز نسل‌ها بعدي مهاجران &nbsp;در حومه‌هاي شهرها[1] زندگي مي‌كنند و در عرف مردم شهرها با دو بخش مهاجر نشين و فرانسوي نشين شناخته مي‌شوند. حومه‌ها از نظر خدمات، نرخ كرايه‌ها و امنيت با مراكز شهرها تفاوت‌هاي عمده‌اي دارد. اكثر خرابكاري‌ها و بزه‌كاري‌ها به ساكنان حومه‌ها نسبت داده مي‌شود به طوري كه از نظر برخي صاحب نظران اين امر سياست دولت بوده تا بتواند مسائل منفي اجتماعي را به اين حومه‌ها و مهاجران مسلمان نسبت دهد و بدين وسيله سمت‌هاي عالي كشوري و دولتي را از دسترس آن‌ها خارج كند.[2]پنجاه سال از حضور مهاجران در فرانسه مي‌گذرد اما هنوز اين طبقه از جامعه فرانسه از سمت‌هاي متعارف اجتماعي محروم است. اگرچه نسل‌هاي دوم و سوم مهاجران تا حدود زيادي از هويت عربي وآفريقايي خود جدا شده‌اند اما هنوز به طور كامل جذب فرهنگ فرانسوي هم نشده‌اند. به تعبير يك نويسنده يهودي هيچ‌گاه اين جمعيت به طور كامل جذب فرهنگ فرانسه نخواهد شد. در حالي كه يهوديان اسم‌هاي خود را فرانسوي كرده‌اند، مهاجران مسلمان اسم‌هايي مانند كريم، فريد و محمود دارند. البته گويي تلاش‌هايي نيز در جهت جذب مهاجران در فرانسه ديده مي‌شود. قانون لائيسيته كه به قانون جدايي دين از سياست مشهور است در يكي از بندهاي خود اشاره به ْآغاز تدابيري براي جذب و همگرايي مهاجران با جامعه فرانسه دارد. بندي با عنوان انتگ‌راسيون‌توتال[3] بيان مي‌كند كه هرگونه تقسيم‌بندي مبتني بر مذهب مردود است.[4] آغاز بحران و پوشش خبري رسانه‌ها در 27 اكتبر سال 2005 ميلادي، دو جوان 15 و 17 ساله ساكن كليشي سوبوآ در حالي كه پليس هويت آن‌ها را كنترل مي‌كرد پا به فرار مي‌گذاشتند و به مركز برق پناه بردند و در آن‌جا كشته‌شدند. مرگ اين دو جوان مهاجر نشين اين گمان را به ذهن متبادر مي‌ساخت كه ان‌ها قرباني تبعيض نژادي شده‌اند. فرداي آن روز اولين جرقه‌هاي اعتراض به شيوه‌ي فرانسوي در شمال شرقي پاريس ديده‌ شد و دامنه آن به محله‌هاي اطراف كشيده شد. تا اين مرحله از جريان اعتراضات قابل پيش بيني بود. روز چهارم بحران، پليس با گاز اشك‌آور به جواناني كه در يك مسجد تجمع كرده ‌بودند با گاز اشك‌آور حمله برد. در همان زمان بود كه وزير كشور فرانسه، نيكلاس ساركوزي[5] با لحني توهين‌آميز معترضان را ارازل و اوباش خواند و اظهار داشت كه مهاجران را اخراج خواهد كرد. در حالي كه رسانه‌ها مي‌توانستند با عدم پوشش خبري خود جلوي گسترش بحران را بگيرند با پخش اخبار اين حادثه، ان را شدت بخشيد. پخش تصاويري از چگونگي حمله جوانان به بانك‌ها و مغازه‌ها و آتش زدن اتومبيل‌ها باعث شد ديگر جوانان حومه‌ها به اين عمل ترغيب شوند. پنجشنبه بعد از اين، شهردار منطقه رالدي سوبوآ كلود[6] به طور علني شبكه دوم فرانسه را متهم كرد كه در تشديد بحران نقش داشته است. اين نماينده راست‌گرا بيان داشت كه جوانان حومه‌ها شيفته‌ي تصويرند و ديدن اين تصاوير آن‌ها را تهييج كرد.پخش تصاوير به گونه‌اي بود كه بحران را از يك منطقه پاريس به 170 شهر فرانسه گسترش داد. پس از گذشت دو هفته اعلام شد رئيس جمهور در 18 نوامبر سخنراني تلويزيوني خواهد داشت. ژاك شيراك رئيس جمهور فرانسه در نطق سيزده دقيقه‌اي خود برخلاف ساركوزي خطاب به معترضان گفت : شما از هر تباري كه باشيد فرزندان ملت هستيد.» و اظهار داشت كه بايد به مشكلات ساكنان حومه‌ها پايان داده شود. ژاك شيراك در پايان سخنراني خود از رسانه‌ها در خواست كرد به مسئوليت خود عمل كنند. دو روز بعد يعني در بيستم نوامبر خبر رسيد که مسئولان رسانه ها در اين روز در کاخ اريتره براي يک شب مهمان رئيس جمهوري هستند. صبح روز بعد بر خلاف روزهاي گذشته هيچ تصويري از آشوبها پخش نشد و در روزهاي تعد هيچ خبري در اين باره مخابره نگشت گويا هيچ اتفاقي در حومه ها نمي افتد. به عنوان مثال روزنامه ي معتبر لوموند که ستوني با عنوان حومه ها در بحران داشت پس از جريان بيستم نوامبر نه تنها اين ستون را از اخبار خود حذف کرد که حتي آن را از روز آرشيو خود در اينترنت برداشت. پس از سه يا چهار روز از مهماني در کاخ اريتره بحران به طور کامل فروکش کرد. &nbsp; تحليل ريشه هاي بحران گسترش دامنه‌ي بحران به تمام فرانسه نتايج و تبعات زيادي را به بار آورد. طي اين حوادث جبهه‌ي ملي فرانسه که به حرکت هاي نژاد پرستانه معروف است تظاهرات‌هايي را بر ضد مهاجران به راه انداخت و اين ديدگاه در اذهان فرانسويان تقويت شد که مسببان اصلي بسياري از ناامني ها و قانون شکني ها مهاجران فرانسوي هستند در حالي که اين شکل از اعتراض، قالبي معمول براي اعتراض در فرهنگ فرانسوي جا افتاده است. در برخي رسانه ها با کنار هم قرار دادن تصاوير آشوب و زنان محجبه تلاش داشتند تا آشوب‌ها را به نام مسلمانان ثبت کنند. طبق نظرسنجي‌هاي موسسه‌ي ايپسون، آمار محبوبيت «ژان ماري لوپن» رهبر راست گراي افراطي جبهه‌ي ملي از شانزده در صد به بيست و يک در صد رسيد که نشان از افزايش احساسات ضد مهاجران دارد. طي نظرسنجي ها سارکوزي نيز توانست حمايت 70% افکار عمومي را به سمت خور جلب کند به طوري‌که به عقيده ي برخي صاحب نظران اين سارکوزي بود که اين جريانات را آغاز کرد و خودش بود که به آن پايان داد. اما نکته ي مهم ديگر حضور بيش از پيش شرکتهاي تجاري در صحنه هاي رسانه اي از يک سو و مالکيت يهوديان بر آنها از سوي ديگر است. هم اکنون شرکت TF1 و شبکه خبري فرانسه LCI زير مجموعه شرکت بوييگ هستند. روچيلد بانک دار بزرگ يهودي پيش از اين توانست سهام روزنامه ليبراسيون را بخرد. در سال 1989 بود که اين روزنامه در يکي از شماره هاي خود نوشته بود، شما آزاد هستيد به هر کس حتي خدا و پيامبر توهين کنيد اما يک خط قرمز وجود دارد: توهين به يهود. سال گذشته شاهد جرياني بوديم که از ابعاد مختلف شباهت‌هاي زيادي با بحران اخير فرانسه داشت. در تابستان سال گذشته خانمي با چهره‌اي اشک آلود و لباس و آستيني پاره و کودکي در بغل با آرمي يهودي بر بازوي خود به پليس يکي از حومه هاي شهري فرانسه مراجعه کرد و از توهين و آزار سه عرب و سه سياهپوست به خود خبر داد. در پي اين واقعه رسانه ها و مطبوعات از سقور اخلاق در جامعه فرانسه تيترها به چاپ رسانيدند و ابعاد آن به نحوي توسعه يافت که وزير کشور و نخست وزير و در نهايت رئيس جمهور در اين مورد بيانيه صادر کردند. پس از اين جريان پليس طي تحقيقات طولاني اعلام کرد اين جريان کاملا ساختگي بوده است. &nbsp; &nbsp; banlieux.[1] : حومه‌هاي شهرهاي فرانسه كه اغلب مهاجران ساكنان آن را تشكيل مي‌دهند. [2] . حومه‌هايي مانند كوتو(Couteaux)، اودسن (Ou-de-sein)، وال دوآ ( (Vale doingt و كليشي سوبوآ (Clichy-sous-bios) [3] . intégrationtotal [4] . اكثر آمار‌هايي كه خبر از تعداد مسلمانان در فرانسه مي‌دهد غير رسمي است. [5] . ساركوزي وزير كشور وقت فرانسه، از يهوديان و حاميان صهيونيست در فرانسه است كه فكر رياست جمهوري را در سال 2007 در سر مي‌پروراند. [6] . Raldi-sous-bios-cloud &nbsp; &nbsp; &nbsp; &nbsp; ");
page[12]=new Array("gozaresh din v  rasane.htm","گزارش از همايش دين و رسانه","","&nbsp; &nbsp; &nbsp; &nbsp; &nbsp; سال اول، پيش شماره اول، مهر 84 &nbsp; &nbsp; &nbsp; &nbsp; گزارشي از همايش دين و رسانه تهيه و تنظيم:حامد فروزاندانشجوي كارشناسي رشته معارف اسلامي و فرهنگ و ارتباطاتدانشگاه امام صادق(ع) &nbsp; جهانِ امروز در حال شناخت رشته‌ها و حوزه‌هاي مختلف در متن شبكه‌اي با اجزاي به هم پيوسته است؛ رشته‌ها و حوزه‌هايي كه روزي تصور مي‌شد كاملا از يكديگر متمايزند. در بسياري از زمينه‌ها، ديگر نمي‌توان بدون در نظر گرفتن حوزه‌هايي كه روزي اعتقاد بر آن بود كه ارتباطي به زمينه‌هاي مورد پژوهش ندارند، به تحقيق پرداخت. بنا بر اين، ديدگاه‌هاي جزء گرايانه به تدريج جاي خود را به طرز تلقي كل‌گرايانه مي‌دهند. توجه ويژه به رشد فزاينده رابطه ميان دين و رسانه در اواخر سده بيستم، شاهدي آشكار بر چنين كل‌گرايي‌اي است كه براي نخستين بار در ماه مي سال 1993 ميلادي در همايشي با عنوان &quot;رسانه، دين، و فرهنگ&quot; در دانشگاه اوپسالاي سوئد به ميان افتاد. از آنجا كه اهميت بررسي جامعي در مورد ارتباط ميان دين و رسانه در ايران كاملا مشهود است، صدا و سيماي جمهوري اسلامي ايران با همكاري دانشكده علوم اجتماعي دانشگاه تهران به برگزاري همايشي جهاني با عنوان &quot;دين و رسانه&quot; در تاريخ 24-22 آبان‌ ماه اقدام نمود. هدف از برگزاري اين همايش، بسط و گسترش دانش نظري و کاربردي در خصوص رسانه ديني، تعميق معارف درباره دو موضوع دين و رسانه، شناخت رابطه بين دين و رسانه، آسيب شناسي رسانه‌ها در ايران و جهان از منظر دين، وارائه راهکارهايي براي ديني كردن رسانه‌هاست. محورهاي مورد بحث همايش رسانه اي کردن دين رسانه و هويت ديني افول سکولاريسم و رسانه دين، رسانه و جهاني شدن دين، رسانه و حوزه عمومي مقدس سازي فرهنگ معاص اعضاي هيئت علمي دانشيار و مديرگروه فلسفه دانشگاه علامه طباطبائي &#61607; دکتر حميد رضا آيت الهي استاديار گروه ارتباطات دانشگاه تهران &#61607; دکتر مهري بهار استاد يار گروه جامعه شناسي دانشگاه تهران و دبير سمينار &#61607; دکتر محمد رضا جوادي يگانه استاديار فلسفهء علم دانشگاه صنعتي شريف &#61607; دکتر سيد حسن حسيني عضو هيئت علمي دانشکده صدا و سيما &#61607; دکتر حسن خجسته دانشيار گروه ارتباطات دانشگاه تهران &#61607; دکتر اعظم راود راد دانشيار و مديرگروه ارتباطات دانشگاه تهران &#61607; دکتر حميد عبدالهيان در اين همايش 30 مقاله توسط صاحب‌نظران داخلي و خارجي ارائه شد. برگزارکننده همايش، صداي جمهوري اسلامي ايران و دانشکده علوم اجتماعي دانشگاه تهران بودند. در مراسم افتتاحيه همايش، دکتر محمدرضا جوادي يگانه اظهار داشت: هدف اصلي از برگزاري اين کنفرانس، بررسي رابطه متقابل دين و رسانه، بسط و گسترش دانش نظري و کاربردي درباره رسانه ديني و آسيب‌شناسي وضعيت رسانه‌ها در ايران و جهان در موضوع دين و ارائه راهکار براي بهبود وضعيت دين در رسانه مي‌باشد. وي افزود: محورهاي اعلام شده همايش عبارتند از: - دين، رسانه و جهاني شدن - بازمقدس‌سازي فرهنگ معاصر - افول سکولاريسم و رسانه - رسانه‌اي کردن دين - رسانه و هويت ديني رسانه ديني يا دين رسانه‌اي بر اساس اين گزارش، نخستين سخنران اين همايش سيدحسن حسيني استاد يار گروه فلسفه علم دانشگاه صنعتي شريف بود که مقاله خود را تحت عنوان‌«دين و رسانه» رسانه ديني يا دين رسانه‌اي ارائه کرد. وي گفت: بايد گام‌هاي اساسي‌تري در خصوص تقريب دين و رسانه در دوراني که موسوم به عصر رسانه‌ها يا عصر اديان و يا عصر جهاني شدن است برداشته شود. وي افزود: محور بنيادين نظريه رسانه ديني، تکثرگرايي ديني است که توسط آن چهارمقوله دين، فرهنگ، جهاني شدن و رسانه‌ها در يک حالت متعادل و هماهنگ و پويا قرار مي‌گيرند. سخنران دوم اين همايش حسن خجسته عضو هيئت علمي دانشکده صدا و سيما بود که در مقاله مشترکي که به اتفاق عبدالحسين کلانتري دانشجوي دکتراي جامعه‌شناسي دانشگاه علامه طباطبايي ارائه داده بود اظهار داشت: در بحث نسبت ميان دين و رسانه‌هاي مدرن دو رويکرد مرتبط را مي‌توان پي گرفت: 1- رويکرد تاريخي جامعه شناختي 2- رويکرد فلسفي و در نتيجه هريک از اين رويکردها ما با طيفي از نظريات که از يک سو به جبرگرايي تکنولوژيک و از سوي ديگر به ابزارگرايي منتهي مي‌شود مواجه مي‌شويم، وي در اين سخنراني با عنوان «بررسي نسبت دين و رسانه، مطالعه موردي مناسک رسانه‌اي» گفت: رسانه ملي تلاش مي‌کند که به کارکردهاي مورد انتظار رسانه‌هاي مدرن در چارچوب فضائل اخلاقي و توصيه‌هاي ديني عمل کند، اما اين سوءال مطرح است که چگونه مي‌توان امور ديني را در گستره وسيع مخاطبان رسانه‌هاي عمومي ترويج داد و تبليغ کرد به گونه‌اي که مخاطبي که فرضا داوطلب دريافت آن پيام نيست، تحت پوشش قرار گرفته و به مخاطبي فعال و درگير تبديل شود. ابداع نمادهاي مشترک ديني رابرت اي.وايت، استاد مطالعه توسعه، نظريه و اخلاق ارتباطات دانشگاه گرگوري ايتاليا سخنران ديگر اين همايش بود که در سخناني تحت عنوان «ابداع نمادهاي مشترک ديني» گفت: در جهاني که اصولگرايي‌ها و کشمکش‌هاي فرهنگي باعث مي‌شود بيشتر و بيشتر تکه‌تکه شود، اجتماعات از هم گسيخته بر اثر جنگ به خلق نمادهاي مشترکي مي‌پردازند که همه خرده‌فرهنگ‌ها مي‌توانند در اين نمادها هويت خويش را بيابند. وي گفت: دغدغه من بررسي اين موضوع است که چگونه گروه‌هاي مختلف فرهنگي- ديني در ميانه کشمکش فرهنگي در لبه‌ها، جايي که فرهنگ خودشان با ديگر فرهنگها برخورد مي‌کند و با درک اينکه صلح و آرامش بيش از جنگ مفيد است در مورد نمادهاي مشترک به گفتگو مي‌پردازند. دکتر حميد عبداللهيان رئيس گروه ارتباطات دانشگاه تهران نيز درمقاله‌اي با عنوان‌«پرداشت نسلي جنسي از دين در صداو سيما، تعارض بومي- جهاني» اظهار داشت: ديني شدن درميان نسل‌هاي جديد در ايران، بيشتر در ارتباط با عناصري نظير مراسم ديني که توسط رسانه‌ها تبليغ مي‌شود، معني پيدا مي‌کند، اما از سوي ديگر، نسل‌هاي جديد در ارتباط با رسانه‌هاي چند منظوره، نظير اينترنت، زندگي روزمره خويش را سامان مي‌دهند که آموزه‌هاي سکولار را منتقل مي‌کند تعامل دين و رسانه دکتر اعظم راودراد دانشيار گروه ارتباطات دانشگاه تهران، نيز در مقاله‌اي با عنوان تعامل دين ورسانه گفت: هنگامي که صنعت چاپ اختراع شد، اولين چيزي که چاپ شد کتاب مقدس مسيحيان يعني انجيل بود، اين مطلب نشان‌دهنده رابطه دوستانه‌اي است که از همان ابتداي پيدايش، ميان وسائل ارتباط جمعي و دين برقرار شده بود. وي با تشريح کارکرد رسانه‌هاي ايران در ابعاد ديني گفت: تعامل بين دين و رسانه در صدا و سيما به دليل وابستگي آن به نظام ديني بسيار آشکارتر است دکتر راودراد تاکيد کرد: پي‌گيري اهداف ديني به صورت غير مستقيم در قالب‌هاي برنامه‌اي متفاوت، احتمال تاثيرگذاري رسانه را افزايش داده و برعکس پخش برنامه‌هاي ديني مستقيم در اشکال مختلفي چون سخنراني، مراسم ديني و گفتگوي نصيحت‌گونه بامخاطب موجب کاهش تاثيرگذاري رسانه در اين جهت شده است. نحوه کاربرد خوف و رجاء در رسانه‌هاي مدرن حسن خجسته عضو هيئت علمي دانشکده صدا و سيما و رئيس صداي جمهوري اسلامي ايران نيز در مقاله‌اي با عنوان «نحوه کاربرد خوف و رجاء به عنوان دو اصل تربيت ديني در راديو و تلويزيون» گفت: خوف و رجاء در رسانه‌هاي سنتي ايران همواره به شکل مناسبي وجود داشته است اما در رسانه‌هاي مدرن که مهم‌ترين آنها گستره انبوه مخاطبان و پوشش وسيع آنها است خوف هيچ جايگاهي در تعليمات ديني ندارد. وي ابراز عقيده کرد: سکولاريسم و خروج دين از حوزه اجتماعي و حصر آن در حوزه خصوصي يکي از مهمترين ويژگي‌هاي ذاتي مدرنيته است و رسانه‌هاي مدرن درحوزه عمومي در تبليغ دين به طور تام و کامل ناتوان هستند، از اين جهت فقط به رجاء مي‌پردازند و قادر به بيان خوف نيستند. دکتر جان هيوان ويل، کشيش و رئيس گروه توسعه بين‌المللي انويل نيز در مقاله‌اي با عنوان «مذهب در قاعده هرم» گفت: چهارميليارد انسان در پايين‌ترين قسمت هرم اقتصادي درجستجوي کسب 3 دلار يا حتي کمتر در روز مي‌باشند، بنابراين سوءال اين است که آيا مذهب تاثيري مثبت يا منفي در برطرف سازي فقر خواهد داشت؟ و نتيجه تلاش‌هايي که در عصر حاضر برپايه ايمان و مذهب و در جهت ريشه‌کن سازي فقر صورت مي‌گيرد چه خواهد بود؟ دو تن ديگر از ميهمانان خارجي نشست مذکور در روز اول همايش سخنراني کردند: پيتر هورسفيلد استاديار دانشگاه RMITاستراليا و چارلز هيرشکانيد استاد دانشگاه برکلي آمريکا. اولي با تکيه بر فيلم مصائب مسيح فيلمي از مل گيبسون، به پژوهش در باب دين و فرهنگ عمومي پرداخته بود و ديگري به بررسي تاثر، رسانه و اخلاق مرگ در مصر امروز توجه کرده بود. دين و رسانه‌هاي ديجيتالي اين گزارش حاکي است روز دوم همايش بيشتر به مقالاتي درخصوص تعامل دين و رسانه‌هاي ديجيتالي اختصاص يافت. دکتر حسام‌الدين آشنا استاديار دانشگاه امام صادق (ع) درمقاله‌اي با عنوان «اجتماع محوري در محيط سايبر ديني» گفت: در محيط سايبر ديني، کوشندگان يا افراد مذهبي هستند يا موسسات مذهبي رسانه‌اي و يا موسسات مذهبي مجازي و در حال حاضر ميدان‌دار سايتهاي مذهبي، موسساتي هستند که اصولا ماهيت مجازي و سايبري دارند. وي روندهاي موجود در فضاي ديني سايبري را متن محوري، نهاد محوري و مواجهه محوري دانست و گفت: اجتماع محوري آخرين مرحله از اين رويکرد است و طي آن تلاش براي خلق مجموعه‌اي از مومنان که داراي ارتباطات رو دررو با هم هستند صورت مي گيرد. وي دعوت‌گرايي، بسيج‌گرايي و رويکردهاي گفتگوگرا را انواع ديگري از فعاليت مسلمانان در فضاي سايبر دانست و گفت: در مدل هنجاري رسانه‌ها، 4 سوءال کليدي درباره سياست‌هاي اجتماعي، اطلاعاتي، سازماني و اقتصادي مطرح است وي سپس به سايت‌هاي اسلامي موجود در اينترنت اشاره کرد و آنها را به 4 دسته سني، وهابي، شيعي و معتدل تقسيم‌بندي کرد. دکتر آشنا آنگاه به بررسي 2 سايت اسلام آنلاين و تبيان پرداخت و گفت: سايت مذکور با 3 ميليارد تومان بودجه راه‌اندازي شده است و اکنون طرح‌هايي نظير هزارمسجد و استان‌گرايي را اجرا کرده است وي درباره تاثير سايت‌هاي مذهبي در ايران به مرگ عارفانه ايليا پطروسيان وبلاگ‌نويس ايراني که در ماه مبارک رمضان به اسلام گرويده اشاره کرد و گفت تعامل اين سايتها با جهان واقعي بسيار ملموس است. دين مجازي دکتر سعيدرضا عاملي استاديار گروه ارتباطات دانشگاه تهران نيز در مقاله‌اي درباره‌«دين مجازي، دو فضايي شدن محيط ديني و ارتباطات درون ديني و بين ديني» گفت: موانع اساسي در فهم فضاي مجازي، شامل موارد زير است: 1- دانش‌هاي قبلي 2- ترجيح‌هاي ما از قالبهاي سنتي رسانه‌ها 3- معرفت شناسي 4- اثر اوليه فضاي ديجيتال 5- اعتقادات 6- قضاوت‌هاي پيشين شکل گرفته. وي با اشاره به پديده‌هايي مثل زيارت مجازي حرم امام رضا(ع) يا انجام مناسک حج به صورت مجازي با استفاده از اينترنت گفت: آمارها نشان مي‌دهد که 84 درصد کاربران اينترنت حداقل يکبار با يک گروه مجازي ارتباط داشته‌اند و تشکيل گروه‌هاي مجازي ديني يکي از اين روشهاست. وي افزود: دين در فضاي مجازي انتخاب دوم است، يعني صحبت از جايگزيني يکي به جاي ديگري نيست نوع رابطه بين مجاز و واقعيت اهميت دارد و تلاش مي‌کند واقعي شود جغرافياي دين در فضاي واقعي و مجازي يکسان مي‌شود. دکتر عاملي تاکيد کرد: در شرايط واقعي، دين در قالب يک جغرافيا معرفي مي‌شود و هر ديني در هر کشوري پيوست‌هايي دارد که گاهي هم با عصبيت همراه است ولي فضاي مجازي اين قابليت را دارد که معاني را جدا از جغرافيا توليد کند و اين چالش‌هاي جديدي در فضاي ديجيتالي در حوزه ديني ايجاد مي‌کند. بازي‌هاي کامپيوتري ديني دکتر مسعود کوثري در مقاله خود با عنوان بازي‌هاي کامپيوتري ديني به کاربرد اين بازيها در ميان کودکان و نوجوانان پرداخت و گفت در مقايسه با بازيهاي کامپيوتري غربي که از عناصر خشونت، سکس، تعاملي بودن و بازبودن برخوردار است بازيهاي ديني فاقد عنصر تعاملي و باز بودن بوده و به همين جهت کاربر را خيلي زود خسته مي‌کند. وي تاکيد کرد: بايد اين بازيها طوري طراحي شوند که کاربر بتواند مثلا در بازي حضرت موسي‌کليم‌الله (ع) به همراه پيروان او از رود نيل عبور کند يا مثلا در بازيهاي صبا يا موارد مشابه بتوان قدرت انتخاب براي کاربر قائل شد. در شرايط واقعي دين در قالب يک جغرافيا معرفي مي‌شود و هر ديني در هر کشوري پيوست‌هايي دارد ولي در فضاي مجازي اين قابليت را دارد که مفاهيم را جدا از جغرافيا توليد کنند تشيع در چنبره چالش‌هاي جهاني شدن دکتر غلامعباس توسلي استاد گروه جامعه‌شناسي دانشگاه تهران نيز مقاله‌‌اي تحت عنوان تشيع در چنبره چالش‌هاي جهاني شدن و نقش رسانه‌هاي جمعي ارائه کرد و طي آن گفت: يکي از تازه‌ترين و در عين حال جدي‌ترين چالش‌هايي که امروزه بر نظريه‌پردازي‌هاي جامعه شناختي سايه افکنده، چالش جهاني شدن است که تا حدي با مسئله يکپارچگي جهان و دهکده جهاني و نيز با مقولات مدرنيسم و پست مدرنيسم در ارتباط است و عقايد ديني نيز درمعرض پديده جهاني شدن قرار گرفته و از اثرات آن برکنار نيست. وي گفت: جهاني شدن به نوبه خود، تنوع‌پذيري، ارتباط و مبادله فيمابين را طلب مي‌کند لازمه جهاني شدن، بازبودن و حرکت به سمت تنوع و تکثر جهاني است وي گفت: سوءالي که مطرح است اين است که شيعه به عنوان اقليتي در ميان يک ميليارد مسلمان پراکنده در سراسر جهان در برابر فرآيند جهاني شدن تا چه حد مقاوم يا آسيب پذير است؟ و چه فرصت‌ها و يا تهديدهايي از قبيل جهاني شدن در کمين تشيع است؟ وي گفت: جهان تشيع در رابطه با انديشه‌هاي مدرن و تحولات جهاني از امکانات و انعطاف‌پذيري بسياري برخوردار است و با بهره‌گيري صحيح از فرصتهايي که در پديده جهاني شدن فراروي اوست مي‌تواند در گسترش و تثبيت انديشه‌هاي والا و جهان شمول تشيع از آنها بهره‌مند‌ گردد و جايگاه واقعي خود را پيدا کند. در ادامه اين همايش نيز آقايان حميدرضا آيت‌اللهي دانشيار گروه فلسفه دانشگاه علامه طباطبايي مقاله‌اي با عنوان نقش رسانه‌ها در تهديدها و فرصتهاي جهاني شدن براي دين، سيدضياءهاشمي و محمدرضا جوادي يگانه مقاله مشترکي با عنوان تبليغات سنتي و مدرن درحوزه دين، محمدرضايي يزدي دانشجوي دکتراي مطالعات آمريکا در دانشگاه بيرمنگام انگلستان مقاله‌اي با عنوان «تصوير مسلمانان در سينماي هاليوود»، جوليان ميچل، استاديار ارتباطات، دين‌شناسي و اخلاق دانشگاه ادينبورگ اسکاتلند مقاله‌اي با عنوان «بررسي ماهيت واقعي عکس‌نامه‌نگاري، خشونت و دين»، ناصر باهنر استاديار دانشکده فرهنگ و ارتباطات دانشگاه امام صادق (ع) مقاله‌اي با عنوان سياستگذاري رسانه‌هاي ديني در ايران، لين اسکافيلد کلارک دانشيار مدرسه ژورناليسم و رسانه‌هاي جمعي دانشگاه کلرادوآمريکا مقاله‌اي با عنوان «ظهور برچسب شيوه زندگي ديني، مجلات مد، ميهماني‌هاي جهانگرا، موسيقي مردم پسند مسلمانان، دکترمحمدرضا سعيدآبادي استاديار دانشکده صدا و سيما مقاله‌اي با عنوان‌«جهان شمولي دين و جهاني شدن رسانه‌هاي الکترونيک» ارائه کردند. در روز سوم همايش نيز سه ميزگرد با حضور شرکت‌کنندگان در همايش برگزار شد و صاحب‌نظران و کارشناسان همايش، به سوءالات حاضران پاسخ گفتند.ديدار از شبکه العالم نيز از جمله برنامه‌هاي اين همايش سه روزه بود.. در نوبت صبح اين همايش جمعي‌از صاحب‌نظران داخلي و خارجي به ارايه مقاله و سخنراني در محور &quot;تعامل دين و رسانه&quot; پرداختند حسن خجسته&quot; رييس صداي جمهوري اسلامي ايران گفت: اينكه گفته مي‌شود دين نمي‌تواند از طريق رسانه جهاني شود، سخن درستي نيست زيرا براي جهاني شدن و بسط دين مي‌توان از نمادهاي مشترك در رسانه‌هاي عمومي استفاده كرد. وي افزود: از ويژگي‌ها و محسنات دين همين است كه هر كس مي‌تواند تجربيات شخصي خود را ارايه دهد. وي اظهار داشت: رسانه در ذات و ماهيت خود داراي ظرفيت‌هاي خاصي است كه از اين قابليت مي‌توان در حوزه سياست، اقتصاد، ادبيات و فرهنگ بهره گرفت. عضو هيات علمي دانشكده صدا و سيما يادآورشد: پيشنهاد من اين است كه درشبكه‌ها و رسانه‌هاي عمومي پيرامون دين &quot;مناسك‌سازي &quot; شود زيرا مخاطب در رسانه‌هاي مدرن همواره به دنبال تفريح است بنابراين مي‌توان با تعريف يك سري مناسك دين را جهاني كرد. &quot;لين اسكافيلد كلارك&quot; دانشيار مدرسه ژورناليسم و رسانه‌هاي جمعي دانشگاه كلرادو آمريكا گفت: رسانه مي‌تواند از يك سو به مصرف پيام‌هاي ديني در برنامه‌هاي خود توجه داشته باشد و از سوي ديگر از دنياي سرمايه‌داري نيز بي‌بهره نباشد و اين دو به هيچ وجه مغاير يكديگر نيستند. وي اظهار داشت: زندگي انسان از جوانب مختلف مي‌تواند برچسب دين را به همراه داشته باشد و در واقع مي‌توان فرهنگ مادي ديني را در بين جوامع ترويج كرد. وي، تجاري كردن رسانه‌ها را ازديگر موارد حايز اهميت دانست و تصريح كرد: اگر توليدكنندگان برنامه‌ها و فيلم‌هاي ايراني با ساير كشورها از جمله آمريكا در تعامل باشند، بهتر مي‌توانند تجربيات خود را در توليد داستان‌هاي مذهبي به جهان غرب ارايه دهند. &quot;رابرت اي. وايت&quot; استاد مطالعات توسعه، نظريه و اخلاق ارتباطات دانشگاه گرگوري ايتاليا نيز، با طرح اين سوال كه آيا بايد از تلويزيون و رسانه‌هاي سنتي براي ارايه موضوعات مذهبي بهره گرفت يا خير،گفت: بهتر است تركيبي از تمامي رسانه‌ها استفاده شود، زيرا ارتباطات گروهي مي‌تواند در گفتمان مذهبي موثر و نقش‌آفرين باشد . وي، به ارتباط صنعت رسانه و ساختار قدرت اشاره كرد و افزود: فيلم‌هاي هاليوود كه تماما برگرفته از خشونت است تنها ساختار قدرت را مدنظر قرار داده و از گفتمان كمتر بهره مي‌گيرد. وي تصريح كرد: براي آگاهي دقيق غرب از رسانه‌هاي مذهبي ايران لازم است تا برخي موارد از جمله نوع فرهنگ ايراني در چارچوب رسانه، عوامل تاثيرگذار بر توليد فرهنگ ايراني و ميزان نزديكي مطالب ارايه شده درقالب گفت وگوهاي تلويزيوني با كتاب‌هاي مذهبي بررسي شود. پيتر هورس فيلد استاديار دانشگاه آر ام آي تي استراليا اظهار داشت: من به همه مذاهب به صورت انتقادي نگاه مي کنم و اين در صورتي است که مذاهب قصد آنرا داشته باشند روح انساني را در چارچوب خاصي قرار دهند . وي افزود: هر بخشي از دين رسانه خاص خود را مي طلبد از اينرو براي استفاده از پيامهاي دين در رسانه ها بايد از قالبهاي مختلف برنامه سازي استفاده کنيم و همچنين در بيان دين از زبان واقعيت بهره بگيريم . در ادامه حجت الاسلام بيات ويژگي هاي اصلي دين را برشمرد و گفت: مخاطب همه اديان انسانها هستند و هر ديني با مخاطبان خود ا رتباط برقرار مي کند دين اسلام با همه انسانها سخن مي گويد. اديان مختلف، نقاط اشتراکي با يکديگر دارند همه اديان بدنبال گسترش، تبليغ و ترويج آموزه هاي خود بوده اند به همين معنا در صدر اسلام پيامبر و ائمه تلاش کردند تا از ابزارها، شيوه ها و موقعيتهاي متفاوت و مقبول در جهت در تبليغ دين استفاده کنند . از اين رو اعزام مبلغين براي تبليغ ذات دين به شکل گسترده انجام مي گيرد . وي افزود: براي گسترش آموزه هاي ديني بايد برنامه ريزي درستي داشته باشيم و اهميت و ضرورت اين موضوع بعنوان باوري در متوليان امور ديني پديدي ايد . حجت الاسلام بيات گفت: براي مطرح کردن مباحث قدسي دين لازم است محل تلاقي دين و رسانه را در تبليغات رسانه اي بشناسيم و بدانيم که ظرفيت و انتظارات موجود براي هر يک از اين دو مقوله چه موضوعاتي است و با درک درست از اين موضوع دين را به شانه رسانه ها برسانيم . وي افزود: ما براي تعامل درست و دقيق دين و رسانه و مکمل قرار دادن اين دو نهاد بايد به صورت تخصصي دين و ظرفيتهاي آنرا بشناسيم ، جنس اين ظرفيتها را بدانيم ودر اين راستا مي توانيم تعامل خوبي را بين اين دو مقوله برقرار کنيم . حجت الاسلام بيات در خاتمه سخنان خود از تجربه موفق راديو معارف ياد کرد و گفت: راديو معارف حوزه معارف را در زمان و مکان گسترش داده است و همه مقولات زندگي را از منظر دين بررسي کرده است دکتر عليرضا پويا نيز در ادامه اين نشست اظهار داشت: ارتباط دين و رسانه بايد توأم با تأمل بدون تعجيل و کميت گرايي باشد به اين جهت که در فعاليتهاي مهم چون فعاليتهاي ديني در عرصه رسانه، توجه به کميت باعث غفلت از محتوا مي شود. وي در مورد جنبه هاي زيربنايي ارتباط دين و رسانه افزود: لازم است بين رسانه ها تفکيک قائل شويم جرا که همه رسانه ها يک کارکرد مشخص ندارند وقتي ارتباط دين و رسانه را بررسي مي کنيم بايد توجه داشته باشيم که منظور ما کدام رسانه است و ارتباط دين با هر يک از رسانه ها را بازتعريف کنيم . دکتر پويا در تقسيم بندي رسانه ها اظهار داشت : رسانه ها در سه گروه فعاليت مي کنند، رسانه ديني و رسانه غير ديني . فعاليت رسانه ديني به اين ترتيب است که همه ملاحظات و کارکردهاي اين رسانه از جمله سرگرمي ؛ اطلاع رساني آموزش و ارشاد با مبناي ديني صورت مي گيرد. شيوه دوم که دين در رسانه را مطرح مي کند بخش کوچکي از برنامه ها به دين اختصاص دارد و مابقي اغلب غير ديني هستند . دکتر فارسيجاني نيز در ادامه اين نشست اظهار داشت: اگر دين را مجموعه اي از اعتقادات، عبادات و احکام در زندگي اجتماعي بدانيم تلويزيون براي تقويت و تعميق ايمان مخاطبان رسانه مناسبي است. وي افزود: تلويزيون در جامعه ايراني بطور اساسي نمي تواند دور از مسائل ديني باشد يعني در همه امور بايد تمام اجزاي اين رسانه در جهت تقويت و تعميق دين در مخاطبان قرار گيرند که تا مؤثر واقع شوند . وي با تأکيد بر استفاده از توانمندي اين رسانه گفت: بهترين توفيق براي تأثيرگذاري بر مخاطبان در اين رسانه است، از اين رو مي توان رسالت عمده انتقال پيامهاي ديني را ولو در الفاظ غير ديني در قالبهاي مختلف چون فيلم، نمايش و انيميشن منتقل کرد . هيو انويل کشيش و رئيس گروه توسعه بين المللي انويل نيز گفت: رسانه و دين دو مقوله مختلف هستند اما اين به آن معنا نيست که دين و رسانه با يکديگر تعارض دارند بلکه اين دو مقوله مي توانند در کنار هم حرکت کنند و نتايج مطلوبي را درمخاطبان داشته باشند . در حاشيه همايش *در حاشيه همايش نمايشگاهي از کتب و تحقيقات مراکز پژوهشي صدا و سيما انتشارات سروش و دانشکده علوم اجتماعي دانشگاه تهران برگزار شده بود اما بسياري از کتابها و مجلات فروشي نبود، *وقتي دکتر حسام‌الدين آشنا به انتهاي مقاله‌اش رسيد و ماجراي مرگ عارفانه يک وبلاگ‌نويس ايراني را مطرح کرد، اشک درچشمانش حلقه زده و با بغض مطلب را مي‌خواند *خلاصه مقالات ارائه شده در قالب کتابچه‌اي در اختيار همه قرار داده شده بود. &nbsp; &nbsp; &nbsp; ");
page[13]=new Array("gozaresh(borzooyee).htm","گزارشي از نشست آسيب شناسي تبليغات بازرگاني","","&nbsp; &nbsp; &nbsp; &nbsp; &nbsp; سال اول، پيش شماره اول، مهر 84 &nbsp; &nbsp; &nbsp; &nbsp; آسيب شناسي تبليغات بازرگاني در ايران با تاکيد بر تلويزيون تهيه و تنظيم:محمد برزوييدانشجوي كارشناسي رشته معارف اسلامي و فرهنگ و ارتباطاتدانشگاه امام صادق(ع) &nbsp; &nbsp; &nbsp; سخنران : دکتر محمود دهقان دکتراي روابط بين الملل و دکتراي تبليغات عضو هيئت علمي دانشکده صداوسيما و مسئول گروه تبليغات بازرگاني دانشکده صداوسيما &nbsp; &nbsp;اهميت تبليغات: براي ايجاد توليد ملي با يد سرمايه دار اطمينان کند که اين توليد براي وي سودآور باشد . کالايي که وارد بازار مي شود اگر براي مصرف کننده ناشناخته باشد آن کالا به فروش نمي رسد . وظيفه تبليغات دراين&nbsp; مورد، شناساندن ويژگيهاي کالا به مصرف کننده است که اگر کالا خوب شناسانده شود آنگاه مصرف کننده نيز خريداري مي کند و اين باعث گردش سرمايه بين مصرف کننده و توليد کننده مي شود که سرمايه دار را به سرمايه گذاري بيشتر ترقيب مي کند . بودجه تبليغات در توليد تعبيه شده است . تبليغات باعث گردش سرمايه ميان خط توليد و توزيع و &nbsp;مصرف کننده است . اگر اين عمل خوب انجام شود باعث رقابت مي شود و با ايجاد رقابت در بين توليد کنندگان کيفيت بالا مي رود و مصرف کننده قدرت انتخاب بيشتري پيدا مي کند . راه شکوفايي و تداوم کشور و ممانعت از خروج سرمايه ها از کشور، سرمايه گذاري در توليد است و&nbsp; تبليغات&nbsp; مي تواند به سرمايه دار جهت دهد . &nbsp; علمي شدن تبليغات درکشور باعث افزايش توليد مي شود &nbsp;حوزه هاي تبليغات: 1.&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp; تبليغات راديو و تلويزيون که حوزه تبليغاتي آن زمان است (Time Base Media) 2.&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp; تبليغات &nbsp;در روزنامه و مجله (Print Media) 3.&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp; تبليغات محيطي که فضا پايه کار است (Space Media) 4.&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp; خدمات تبليغات آژانس هاي تبليغاتي نيز در بين اين چهار حوزه قرار مي گيرد وبه گونه اي مغز متفکر تبليغات است و&nbsp; وظيفه آن، نوشتن برنامه هدفمند تبليغاتي است.&nbsp; آسيب شناسي تبليغات بازرگاني در ايران : امروزه تبليغات در ايران در بسته بندي و خدمات تبليغاتي ضعيف&nbsp; است &nbsp;به طوريکه اسپانيا زعفران را از ايران خريداري مي کند &nbsp;و با بسته بندي زيبا و استاندارد به ساير کشورها صادر مي کند . به طوريکه درآمد اسپانيا، سالانه 5/1 ميليارد دلار از زعفران ايران سود مي کند . دنياي کنوني زعفران ايران را با نام اسپانيايي آن مي شناسند و اين به دليل ضعف تبليغاتي ايران است . ضعف تبليغات باعث عدم شناخت صحيح از ويژگي هاي کالاي توليدي داخلي مي شود و مردم به سمت توليدات خارجي مي روند و اين ضعف در توليد باعث کمبود شغل و بي کار شدن جوانان مي شود . بسياري از بزه کاري هاي جوانان نيز به دليل عدم پشتوانه اي شغلي و آينده اي است . مخاطب شناسي در تبليغات بسيار مهم است . ويژگي هاي مصرف کننده بايد مورد تحقيق قرار بگيرد و با شناخت مخاطبان به&nbsp; تبليغات پرداخت ولي امروزه در ايران بيش از80 درصد از تبليغات غير علمي است و به مخاطبان توجه کافي ندارند. &nbsp;تبليغات در تلويزيون ايران : تبليغات در تلويزيون ايران داراي ضوابط خاصي است : 1.&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp; قوانين و مقررات ايران 2.&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp; حمايت از توليد داخلي 3.&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp; بر اساس &nbsp;هنجارهاي جامعه &nbsp;مثلا هيچ گاه در تلويزيون ايران ، از زنان و کودکان استفاده ابزاري صورت نمي پذيرد. تبليغات خارجي بعد از سخنان مقام معظم رهبري بسيار محدود شده است . امروزه در تبليغات تلويزيوني ،نوعي حمايت از توليد کنندگان داخلي وجود دارد به طوريکه تبليغات براي توليدات خارجي 4 برابر و براي کالايي که تحت ليسانس شرکت خارجي هستند 5/1 برابر تبليغات کالاهاي داخلي است . &nbsp; &nbsp; &nbsp; ");
page[14]=new Array("help.htm","راهنما نشريه","","&nbsp; &nbsp; &nbsp; &nbsp; &nbsp; سال اول، پيش شماره اول، مهر 84 &nbsp; &nbsp; &nbsp; &nbsp;راهنماي نشريه 1 - نرم افزار نشريه روي سيستم‌هاي عامل‌هاي ويندوز,XP 2000 و NT قابل اجراست. 2- نشريه Autorun است و پس از قرار گرفتن در درايو، بالا خواهد آمد.(در صورتي كه نرم افزار به طور خودكار بالا نيامد وارد درايو نشريه ( ) شويد و آيكون را دوبار كليك كنيد.) 3- ممكن است سيستم امنيتي ويندوز پيام‌هايي را هنگام اجراي نرم افزار بدهد. دو پيام معمول آن به صورت زير است: الف) ب) 4- صفحه‌ي اول داراي منويي است كه با قرار گرفتن موس روي آن‌ها صفحه‌اي نمايش داده مي‌شود كه شامل پيوند به صفحات مختلف در آن موضوع است. &nbsp;ابزار &#9668; پنجره‌ي مرور در صفحات: پنجره‌ي متحرك در همه‌ي صفحات تعبيه شده كه به صفحه اول، درباره ما، جستجو در نشريه و راهنماي نشريه پيوند دارد .(با گرفتن قسمت بالاي پنجره مي توانيد آن را حركت دهيد ) - راست‌كليك: با راست‌كليك كردن چهار‌گزينه پيش روي شما خواهد بود: 1) صفحه‌ي قبل 2) صفحه‌ي بعد 3) چاپ صفحه 4) رونوشت: براي نسخه‌برداري از مطالب نشريه بايد متن مورد نظر خود را انتخاب كنيد. براي انتخاب آن ، در ابتدا متن مورد نظر خود را كليك كنيد، دكمه‌يShift را بگيريد و در انتهاي متن كليك نماييد . حال روي متن مورد نظر راست‌كليك كنيد و گزينه ي رونوشت را برگزينيد . متن نسخه برداري شده را در اكثر نرم افزا‌رها مي توانيد جاگذاري نماييد. &#9668; جستجو در نشريه: موتور جستجويي در نشريه طراحي شده كه به شما در يافتن مطالب در نشريه ياري مي‌رساند. &#9668; كليد بازگشت به بالاي صفحه: برخي صفحات داراي نوار مرور ( Scrollbar )هستند لذا در بالاي صفحات كليدي با عنوان &quot;بالاي صفحه&quot; قرار دارد كه شما را به ابتداي همان صفحه منتقل مي كند. در نمايش كوتاه زير مي‌توانيد كار كردن با بخشي از ابزارها آشنا شويد: &#9668;فرم همكاري با نشريه &nbsp; &nbsp; &nbsp; ");
page[15]=new Array("homayoon.htm","مصاحبه با دكتر همايون","","&nbsp; &nbsp; &nbsp; &nbsp; &nbsp; سال اول، پيش شماره اول، مهر 84 &nbsp; &nbsp; &nbsp; &nbsp;مصاحبه با دكتر همايون رئيس گروه فرهنگ و ارتباطات مصاحبه كنندگان: محمد باقريه و مهدي يوسفي &#9668;انديشه محوري رشته و دانشکده‌ي ما تبليغ بوده است. &#9668;ما به دنبال روشي علمي بوديم که بتواند تبليغ را براي ما آموزشي و تحصيلي کند و آنرا براي ما علمي کند که اين غير از معارف اسلامي است که محتواي تبليغ است. &#9668;تعاملي که بين فرهنگ و ارتباطات بود براي ما اهميت داشت يعني در ارتباطات روشن کرديم که دنبال مثلا ارتباطات تجاري يا سياسي يا روز نامه نگاري نيستيم بلکه با فرهنگ کار داريم . &#9668;آنچه به نظر ما و با توجه به وضعيت کشور لازم بود و خلا آن احساس مي‌شد و جاي ديگري نيز متولي پر کردن آن نبود بحث سياستگذاري فرهنگي بود. &#9668;آنجايي که به تبليغ ربطي ندارد اگرچه فرهنگي و ارتباطاتي و سياستگذاري باشد اولويت اول ما نيست و آنجايي براي ما مهم است که موضوع تبليغ باشد. &#9668;ما بايد به عنوان سياستگذاراين دو را به هم وصل کنيم. &#9668;فرهنگ يعني كل نگري. &#9668;حوزه ها‌‌ را شما بايد شناسايي کنيد.&nbsp; متن كامل مصاحبهمتن مصاحبه با آقاي دکتر همايون که در تاريخ 28/10/84 انجام شده است. &nbsp;س) آنطور که از ظاهر اسم رشته ي معارف اسلامي و فرهنگ و ارتباطات بر مي‌آيد اين رشته گستره ي وسيعي را پوشش مي‌دهد چه در حوزه فرهنگ و چه در حوزه ارتباطات ،حال سوال اين است که آيا دانشجويان اين رشته بايد در حوزه‌هاي مختلف فرهنگ و ارتباطات با يک نگاه اسلامي فعاليت کنند مثل کار در رسانه‌ها و ... يا اينکه از کنار هم قرار گرفتن اسم‌ها هدف خاصي بوده است و دانشجويان بايد در اين رشته کار خاصي انجام دهند ؟ ج) ناچاريم کمي به تاريخچه رشته برگرديم. انديشه محوري رشته و دانشکده ي ما تبليغ بوده است همان که در عربي از آن به (الدعوه) تعبير مي‌شود که بسيار مهم است چرا که اين دانشکده از دل دانشکده‌ي معارف اسلامي و تبليغ برآمده است کما اينکه بيشتر اساتيد و هيات علمي دانشکده نيز فارغ التحصيل همان دانشکده تبليغ بوده‌اند و اينکه ما معتقد بوديم که تبليغ هم علمي است و با معارف اسلامي صرف نمي‌شود گفت تبليغ هم بلديم بنابراين ما به دنبال روشي علمي بوديم که بتواند تبليغ را براي ما آموزشي و تحصيلي کند و آنرا براي ما علمي کند که اين غير از معارف اسلامي است که محتواي تبليغ است ودر جستجوي اين روش پس از بررسي و مطالعه روي يک سري مسايل و روشها ازجمله propaganda وadvertising متوجه شديم که اين‌ها نمي‌تواند تبليغ اسلامي را براي ما سازماندهي کند و به تدريج متوجه گمشده‌ي خود شديم يعني ارتباطات که يکي از سه قسمت رشته است و پس از جستجو در ارتباطات متوجه وجود شاخه‌هاي متعدد در حوزه ي عام و گسترده ارتباطات شديم و به نظر مي‌رسيد که نمي‌توان رشته را به گستردگي تلقي کرد و بعد فرض کرد که فارغ‌التحصيل اين رشته همان کسي است که بتواند آن انديشه‌محوري را پاسخگو باشد بنابراين شروع کرديم به درست کردن چارچوب براي ارتباطات و به نظر مي‌آمد آنجايي از ارتباطات استفاده مي‌کنيم که بوي فرهنگ بيايد و آنچه براي ما اهميت داشت اين بود که ارتباطات بوي فرهنگ بگيرد که اينجا دو حالت داشت اول اينکه فرهنگ را در داخل ارتباطات بحث کنيم(ارتباطات فرهنگي) و دوم اينکه ارتباطات را به عنوان يکي از جلوه‌هاي فرهنگ و يکي از ابعاد ان در نظر بگيريم به طوري که فرهنگ اصل باشد به هر حال اين تعاملي که بين فرهنگ و ارتباطات بود براي ما اهميت داشت يعني در ارتباطات روشن کرديم که دنبال مثلا ارتباطات تجاري يا سياسي يا روز نامه نگاري نيستيم بلکه با فرهنگ کار داريم در کنار اين مسئله دين به خودي خود يک مقوله ي فرهنگي است ولي ما ميخواستيم در اسم رشته نيز تاکيد بيشتر وجود داشته باشد که اين رشته نگاه برخاسته از دين دارد بنابراين اسم رشته شد همين چيزي که امروز وجود دارد. ثانيا از باب اينکه نوع نگاه ما ميان رشته اي است يعني اينکه يک انديشه ي محوري در وسط قرار ميگيرد و در اطراف آن علوم مختلفي که مي‌تواند انرا تغذيه کندقرار مي‌گيرد که مهمترين انها ارتباطات و فرهنگ و معارف اسلامي و جامعه شناسي و روانشناسي است. پس اولا کار ما تبليغ است و ثانيا ميان رشته اي است و ثالثا اينکه در همين حوزه فرهنگ و ارتباطات به نظر مي‌رسيد بتوان فارغ التحصيلاني با توانايي‌هاي مختلف پرورش داد اما آنچه به نظر ما و با توجه به وضعيت کشور لازم بود و خلا آن احساس مي‌شد و جاي ديگري نيز متولي پر کردن آن نبود بحث سياستگذاري فرهنگي بود. استاد ببخشيد به نظر الان کمي از بحث تبليغ فاصله گرفتيد شما داشتيد از تبليغ صحبت ميکرديد ولي ناگهان به سياستگذاري فرهنگي ختم شد که بحث گستردهاي است و همه آن هم لزوما تبليغ نيست ؟ دقت خوبي کرديد. توضيح اينکه ما هميشه خودمان را با تبليغ مي‌سنجيم تبليغ يکي از ابعادش تبليغ رو در رو و چهره به چهره است و يکي از حوزه‌هاي تبليغ بحث سياستگذاري است حالا اسمش را بگذاريد سياستگذاري تبليغ يعني اگر مي‌خواهيد وارد حوزه سياستگذاري فرهنگي بشويد از باب تبليغ وارد مي‌شويد آنجايي که به تبليغ ربطي ندارد اگرچه فرهنگي و ارتباطاتي و سياستگذاري باشد اولويت اول ما نيست و انجايي براي ما مهم است که موضوع تبليغ باشد. س)آيا اين به معناي کار کردن در يک حوزه با نگاه اسلامي نيست به ديگر معنا اينکه ما برويم در اين حوزه ي خاص با رويکرد اسلامي نه اينکه تبليغ کنيم؟ ما بايد تابلو تبليغ را نصب العين خود قرار دهيم و خود را با آن بسنجيم و تبليغ يعني کمک به گسترش اسلام و معنويت در جهان. حالا اگر شما در رسانه‌ها رفتيد و سياستگذاري کرديد بايد با نگاه تبليغي باشد و در حال حاضر تبليغ براي ما لزوما به معناي اعزام مبلغ نيست اگر چه لازم است و بايد باشد ولي براي ما در حال حاضر سياستگذاري در حوزه فرهنگ و ارتباطات با نگاه تبليغي مهم است. البته لازم به ذکر است که هدف دوره اين مسئله است و همه فارغ التحصيلان اينگونه نمي‌شوند که البته ما هم دست دانشجويان را بر طبق برنامه جديد که ان شاء الله به زودي تصويب مي‌شود باز گذاشته ايم. س)جناب آقاي دکتر همايون شما از سه مورد زير کدام يک را به عنوان نهايت کار فارغ‌التحصيلان مي‌پسنديد؟ 1- اينکه فارغ التحصيلان بايد مبلغ باشند. 2- اينکه فارغ التحصيلان در سازمانهايي که متولي امر تبليغ اند فعاليت کنند. 3- اينکه فارغ التحصيلان در ساز مانهاي فرهنگي به طور عام در زمينه فرهنگ سياستگذاري کنند. ج) بهتر است اينگونه مطرح کنيم که يک بار تبليغ رودررو و چهره به چهره است ويک‌بار تبليغ با استفاده از رسانه‌ها و يا کار در سازمانهاي فرهنگي- تبليغي است ولي نگاه ما اين است که شما در آن سازمان وارد جزئيات نمي‌شويد فيلمبرداري نمي‌کنيد و يا سناريو نمي‌نويسيد بلکه سياستگذاري مي‌کنيد و اين هم که شما الان فيلمبرداري و عکاسي و ... ميخوانيد از باب اين است که اجمالا به کار فيلمبرداري آگاهي داشته باشيد چون شما بايد عرش را به فرش وصل کنيد يعني بگوييد اگر توحيد اگر خدا اگر نبوت اگر امام زمان و اگر اسلام پس حالا مثلا در اين سريال بايد چه کار کنم واين چه معنايي ميدهد. شما بايد آگاهي و اطلاع داشته باشيد که اين عوامل چه کار مي‌کنند و در عين حال سياستگذار و مغز متفکر باشيد. به عنوان مثال سريال برره را در نظر بگيريد دارد تبليغ مي‌کند حالا تبليغ هرچه هست ولي يک نفر پشت سر اين سريال هست که دستور مي‌دهد و مي‌گويد مثلا الان در جامعه وقت ان رسيده که اين سري ارزش‌ها رواج پيدا کندو... ما به دنبال ان آدم و ان مغز متفکر در حوزه تبليغ دين هستيم. آن وقت آن آدم مي‌تواند کارگردان و فيلمبردار و حتي نويسنده را به استخدام خودش بگيرد البته مي‌تواند خودش هم کارگردان باشد و هم مغز متفکر و هم نويسنده ولي ديگر اينها براي ما مهم نيست بلکه به ذوق و سليقه ي شما بستگي دارد. حالا اگر وارد ادارات و سازمان‌ها شديد مغز متفکر ان سازمان هستيد و اگر هم کنار خانه نشستيد و يا مقاله نوشتيد و يا درس داديد ذهن شما سياستگذارانه عمل مي‌کند. اشکال ما در کشور سال‌ها اين بوده است که کساني که در سطوح بالا فکر مي‌کنند ديگر نمي‌توانند پايين بيايند و عملياتي نظر بدهند و کساني که پايين کار مي‌کنند اصلا نمي‌توانند مسايل بالا را بفهمند و بي اطلاعند و ما بايد به عنوان سياستگذاراين دو را به هم وصل کنيم و اين کار بسيار مهمي است. س) با توجه به صحبت‌ها‌‌ي شما كه از يك طرف ما را به وارد شدن در حوزه‌ها‌‌ي مختلف توصيه كرديد و در ضمن در جلسات مشاورها‌‌ي كه قبلا با هم داشتيم شما به ما تمرين كردن كار جمعي را در دانشگاه توصيه كرده‌بوديد. آيا اين دو با هم تناقض ندارند؟ يعني آيا اين تمرين كار جمعي ما براي اين است كه بعداً با هم يك كار را انجام دهيم يا نه، البته همين سوال در مورد پايان نامه ها‌‌ي شما (فارغ التحصيلان رشته تبليغ) وجود دارد که در حوزه ها‌‌ي مختلفي کار کردند و اينکه اگر جمع مي‌شديد و در يک حوزه کار مي‌کرديد ثمره‌ي بيشتر داشت و پيشنها‌‌د شما براي دانشجويان چيست؟ اينکه کنار هم باشند و يک کار بزرگ انجام دهند و يا اينکه هر کسي باتوجه به توانايي ها‌‌ي خودش در حوزه‌ي رشته کار کند؟ من اولاً تاکيد مي‌کنم که شما روحيه تمرين کار جمعي را با هم در دانشگاه انجام دهيد از فارغ التحصيلي به هرحال يا با خودتان مي‌خواهيد کار کنيد و يا با ديگران ثانياً اينکه کار جمعي ما، همين دانشکده است اما عنوان پايان نامه‌ها‌‌ که در آنها‌‌ موضوع محوري تبليغ است مثلاً توريسم اينکه چون جها‌‌نگردي ره به عنوان يک وسيله‌ي تبليغ در نظر گرفتم و اينکه ما مي‌توانيم مکانيزمي طراحي کنيم که با استفاده از جها‌‌نگردي تبليغ دين کنيم از يک طرف تبليغ و از طرف ديگر حوزه‌ي سياستگذاري جها‌‌نگردي و يا مثلاً رسانه و دين به دين معنا که از طريق رسانه مي‌شود دين را تبليغ کرد يا در مورد شبکه ها‌‌ي خبري يا هيئات مذهبي و .. پس به هر حال ما ابزارها‌‌ي متفاوتي داريم که مي‌توانيم ببينيم هرکدام از آنها‌‌ براي تبليغ چقدر کاربرد دارند در هر صورت ما ابزارها‌‌ را محدود نمي‌کنيم. حوزه‌ي فرهنگ حوزها‌‌ي وسيع است و ابعاد و جلوه ها‌‌ي مختلفي دارد مثل سياست، اقتصاد، مديريت، حقوق و .... حال سوال اين است که آيا در رشته‌ي ما استفاده از علم ارتباطات در حوزه‌ي فرهنگ به منظور تبليغ دين به معناي وارد شدن در تمام اين حوزه ها‌‌ست يا خير؟ اشکالي که به مثلاً به رشته‌ي اقتصاد گرفته مي‌شود خيلي جدي‌تر از اشکالي است که به رشته‌ي ما مي‌گيرند مثلاً به اقتصاددان‌ها‌‌ مي‌گوييم همه دنيا که پول نيست پس ارزشها‌‌ي اخلاقي کجا رفته است اما در رشته‌ي ما بجاي اقتصاد، فرهنگ است که‌يک مجموعه‌ي کامل است (whole complex) و در آن همه چيز وجود دارد مثل اقتصاد و سياست و ... ( لازم به ذکر است که يکي از معاني فرهنگ اين نظام معنايي کلي است و معاني خاص هم دارد مثل صنايع فرهنگي و يا حتي خيلي خاص تر) و اين خيلي خوب است که رشته دست شما را نمي‌بندد و شما را محدود نمي‌کند و اينکه به ما مي‌فهماند ما بايد به طور کلي در همه‌ي حوزه ها‌‌ کل‌نگر باشيم و اين ويژگي سياستگذار است و اگر سياستگذار فقط اقتصاد يا مديريت يا سياست يا ... خوانده باشد يک بعدي نگاه مي‌کند ولي ويژگي سياستگذار دين است که فرهنگي ببيند و بينديشد و براي همين در برنامه‌ي جديد علاوه بر 18 واحد اختياري هر دانشجو مي‌تواند از هر دانشکدها‌‌ي در دانشگاه هر درسي را که لازم مي‌داند بگيرد و اصلاً فرهنگ يعني کل نگري. حالا چقدر در اين فرصت محدود تحصيل بتوان اين دروس را خواند و آماده شد. بحث ديگري است اما رشته به هيچ وجه محدود کننده نيست. و يک نکته بسيار مهم اين است که ما پژوهشگريم يعني در حقيقت اين logy ها‌ که در آخر اسم‌ها‌‌‌‌ي علوم آمده و آن‌ها‌ را به غلط «شناسي» ترجمه کرده‌ا‌ند اينگونه نيست بلکه ترجمه‌ي صحيح «پژوهي» است مثلاً روانپژوهش يا جامعه پژوهي. بنابراين ما پژوهشگريم نه اينکه واقعاً بشناسيم واعتقاد ما اين است که علم واقعي نزد خدا است و اگر هم بخواهد بدهد:«نور يقذفه الله في قلب من يشاء.» و بنابراين نبايد ترسي از نها‌‌يت کار داشته باشيم و از گستردگي حوزه ها‌‌ و وسعت کار نبايد ترسيد و اگر کسي بخواهد اينگونه فکر کند بايد وارد علوم نشود حال در رشته‌ي ما وسعت و گستردگي مسئله است اما مثلاً در ظرافت کار هيچ کاري به جراحي که نمي‌رسيد و آيا يک جراح مي‌تواند ادعا کند که من هر آن چيزي را که بايد بلد باشم مي‌دانم و آنگاه جراحي قلب اين مريض را انجام مي‌دهم؟ خير، يک مقداري مي‌داند و بعد هم توکل مي‌کند و بعد هم کارش را انجام مي‌دهد. و موضوع ديگر هم اينکه شما که فقط روي مدت تحصيل حساب باز نکردها‌‌يد و به هر حال بعد از فارغ التحصيلي نيز کار خواهيد کرد و دانسته‌ها‌‌ي خودتان را تقويت مي‌کنيد و حقيقت اين است که علوم انساني شبيه يک باغي است که ده- دوازده در دارد و براي ورود به اين باغ لازم نيست از همه‌ي درها‌‌ وارد شويد و وقتي شما از در ارتباطات و مطالعات فرهنگي وارد مي‌شويد ديگر لازم نيست که خارج شويد و از در سياست يا اقتصاد يا ... وارد شويد بلکه آنجا ديگر فضا باز است و شما گردش و جستجو مي‌کنيد و کار خودتان را انجام مي‌دهيد مهم اين است که شما از اين در خوب وارد شويد و در حد وسط در نمانيد و شک کنيد و بعد از وارد شدن و بعد از ورود بايد زبان تفاهم را با ديگر رشته ها‌‌ ايجاد کنيد سپس سعي کنيد که الان با چشم باز و هشيارانه داخل حوزه‌ي علوم انساني شويد. براي آينده‌ي رشته آيا شما خريداراني براي حرف سياستگذار مي‌بينيد يا نه و آيا اين خريداران به اندزها‌‌ي هستند که بتوان تغييري ايجاد کرد يا همچون قطرها‌‌ي در برابر سيل مي‌ماند؟ به نظر مي‌رسد که شما بسيار نگران هستيد. تجربها‌‌ي که ما فارغ التحصيلان رشته‌ي تبليغ داشتيم يک بيابان قوز لم يزرع بود که 4-5 نفر بيشتر اين فکر را نداشتند و حتي اين نوع سابقه‌ي آموزشي که شما در حال حاضر در حال آموختن اين رشته با يک روش خاص هستيد و با مسائل تجربي آشنا مي‌شويد را نداشتيم. و امروز با وجود پيشنها‌‌دها‌‌ي متعدد براي تربيت نيرو، در دانشگاه هستيم و بيشتر به عنوان مشاوره و از اين دست کار خارج از دانشگاه انجام مي‌دهيم در هر صورت اگر ما در چنا سال آينده شروع به بيرون دادن فارغ التحصيلاني کنيم که قبل از آن اصلاً در جامعه وجود نداشته ا‌‌ست مطمئناً کسي در برابر آنها‌‌ حرفي ندارد و براي شما الان مهمتر از همه درک عميقي است که مبتني بر تبليغ باشد که بايد آنرا در اين دانشگاه ياد بگيريد و در اينجا شکل بگيرد که نياز به زمان دارد و در صورتي که کار جمعي را هم در اينجا تجربه کنيد موق خواهيد بود ان شاء الله. س)هدفي که شما انتخاب کرده‌ا‌‌يد بر چه اساسي بوده‌ا‌‌ست و آيا اگر مجموعه انجمن دانشجويي به اين نتيجه برسد که در حال حاضر با توجه به شرايط و مسائل موجود در جامعه هدف ديگري مطرح است غير از تبليغ چه بايد کرد؟ همانطور که توضيح دادم اين جريان يک شبيه و ناگها‌‌ني نبوده‌ا‌‌ست و حاصل تعامل ساله با اين حوزه بوده‌ا‌‌ست و يک نکته‌ي ديگر براي جواب دادن به اين سوال که چرا اين هدف لازم به ذکر به نظر مي‌رسد اين است که: ما در دنياي زندگي مي‌کنيم که دارد متحول مي‌شود و از طرف ديگر انقلابي شکل گرفته و براي اولين بار در تاريخ، حکومت اسلامي به طوري جدي و رسمي شکل گرفته ا‌‌ست و به هرحال اين انقلاب براي اين نبوده‌ا‌‌ست که يک انقلاب داخلي باشد و خودش را در سطح يک کشور محدود کند کما اينکه از ابتداي انقلاب اعلام کرده‌ا‌‌يم که انقلاب ما، ذالمقدمه‌ي انقلاب جها‌‌ني حضرت مهدي (عج) است و از طرف ديگر اولين دستاورد علمي انقلاب، اين دانشگاه بوده ا‌‌ست که رشته ها‌‌ي اوليه‌ي آن معارف اسلامي و سياست و تبليغ و اقتصاد بودها‌‌ست که به نظر مي‌رسيده پايه‌ها‌‌ي هر حکومت بر اين سه علم استوار است و البته اقتصاد و سياست . و در حقيق ما دربين دو تفکر چيره و مسلط کاپيتاليستي و سوسياليستي حرف سومي زده‌ا‌‌يم که اسلام باشد. و اسلام را به عنوان الگوي سومي که مي‌خواهيم آنرا گسترش بدهيم مطرح کرده‌ا‌‌يم و چون انقلاب ما منجر به حکومت شده بود ديگر نمي‌توانست به همان تبليغ چهره به چهره که انجام قبل از حکومت هم براي ما امکان داشت بسنده کند و اکنون بايد با توجه به امکاناتي که در اختيار ما بود به سراغ شيوه‌ها‌‌ي جديد تبليغ مي‌رفتيم که به عنوان مثال آيا مي‌شود اين کار را (تبليغ) از طريق رسانه‌ها‌‌ انجام داد و يا امروزه از طريق اينترنت و .... و اصلاً با يک شرايط جها‌‌ني اينچنيني و انقلاب ما، ما را به اين سمت سوق مي‌داد که چنين کاري کنيم و پرچم تبليغ را بلند کنيم تا عده‌ا‌‌ي که در جها‌‌ن امروز تبليغ را مهم مي‌دانند مثل شما دانشجويان زير اين پرچم بيابند. ور در جواب اينکه رسيديد اگر انجمن به هدفي غير از تبليغ رسيد در اين‌صورت وارد گفتگو مي‌شويم چرا که پويايي رشته و دانشکده به اين است که خودش را با جامعه تطبيق دهد و واکنشها‌‌ي مناسب و به موقع را از خود نشان دهد. س)استاد لطفاً حوزه‌ها‌‌يي را که در زمينه‌ي رشته‌ي ما معقول مانده ا‌‌ست ذکر بفرماييد و به نظر شما با توجه ضرورتها‌‌ي جامعه‌ي کنوني کارکردن در چه حوزه ها‌‌ي را مي‌طلبد و از طرف ديگر معيار و ملاک شناخت و اوليت بندي حوزه ها‌‌ چيست؟ اين حوزه ها‌‌ را شما بايد شناسايي کنيد و روي آنها‌‌ کار کنيد و اگر همين ارتباطات را خوب بخوانيد بعد کم‌کم حوزه ها‌‌ را درمي‌يابيد. ملاک‌ها‌‌ بسيار مهم هستند مهمترين آنها‌‌ شاخص تبليغ است و اينکه چه چيزي و چه کاري براي تبليغ مناسب‌تر است و اينکه چه کار بکنيم که بهتر بتوان تبليغ کرد و چه کار کنيم که امام زمان عليه‌ا‌‌لسلام بفرمايند آفرين همچنين استعداد و ذوق و سليقه و ضرورتي که تشخيص مي‌دهيد و امکاناتتان از جمله معيارها‌‌ي ديگر است. البته بايد عجله نکنيد و کمي هم صبر کنيد که به قول حاج آقا باقري «دم بکشد» و کم کم جلو برويد تا به نقطه‌ي محوري خواست و اعتقادتان برسيد و صبرهم هرچه بيشتر، بهتر اما نقطه اپتي‌ممش را خود شما بايد پيدا کند و با خود شماست ولي صبر کنيد و عجله نکنيد و همين رسها‌‌ي دانشگاه را خوب بخوانيد کما اينکه قبلاً هم خدمت شما عرض کردها‌‌م که اولاً : درسها‌‌ي دانشگاه و ثانياً عميق شدن در درسها‌‌ي دانشگاه و در مرحله سوم کارها‌‌ي جنبي و ديگر کارها‌‌. البته قبول دارم که در رشتي شما کار گسترده‌تر و وسيع‌تر است و البته اين فرق رشته‌ي شما با ديگر رشته‌ها‌‌ است. در ديگر رشته‌ها‌‌ آنها‌‌ از يک در وارد مي‌کنند و از يک در هم خارج و بعد هم فارغ التحصيلان کارها‌‌ي مشخص خودشان را انجام مي‌دهندو هرچه به رشته ها‌‌ي فنر نزديکتر بشويم اين خاصيت و اين ويژگي محسوس‌تر است اما در يک‌سري از رشته‌ها‌‌ گسترده تر و دست باز تر است اما مبهم‌تر هم هست مثلاً شما يک بار براي خريدن يک خانه مي‌رويد و در صورت عدم رضايت از بعضي قسمتها‌‌ي خانه بايد تغييراتي بدهيد ولي يکبار هم از ابتدا نقشه‌ي خانه را خودتان مي‌کشيد که البته سخت تر است اما آن چيزي است که نياز شماست. لطفاً به صورت مصداقي اولويت ها‌‌ي انجمن را ذکر بفرمائيد؟ و انجمن در چه حوزه ها‌‌يي مي‌تواند متمرکز شود و راهکارها‌‌ي عملي براي اين منظور چيست؟ هدف انجمن چيزي جز هدف دانشکده نيست و در حقيقت هدف دانشکده در سطح دانشجويي مي‌شود هدف انجمن. انجمن خودش بايد شروع به کار کند و اولويت ها‌‌ و حوزه ها‌‌ را کشف کند و به نظر من زودتر از اينکه چيزي را در کلاس بخوانيد در انجمن کار نکنيد و هدف انجمن اين باشد که در حاشيه دروس کار کند و اين تعبير ديگري است از همان اولويت دوم که ذکر کردم يعني عميق شدن در دروس دانشگاه. &nbsp; &nbsp; &nbsp; ");
page[16]=new Array("jostejodarnashriye.htm","جستجو در نشريه","","&nbsp; &nbsp; &nbsp; سال اول، پيش شماره اول، مهر 84 &nbsp; &nbsp; &nbsp; &nbsp;براي نتيجه بهتر، فقط يك يا دو كلمه وارد كنيد. اگر بيش&nbsp; از يك يك كلمه وارد كنيد همانند يك عبارت با آن رفتار خواهد شد. مي‌توانيد از&nbsp; ستاره (*) به عنوان كاراكتر جانشين استفاده كنيد.(استفاده از بقيه‌ي نمادها مانند گيومه جايز نيست) &nbsp; &nbsp; &nbsp; &nbsp; &nbsp; &nbsp; ");
page[17]=new Array("khabar2.htm","فناوري جديد كلونايزر","","&nbsp; &nbsp; &nbsp; &nbsp; سال اول، پيش شماره اول، مهر 84 &nbsp; &nbsp; &nbsp; &nbsp; فناوري جديد كلونايزر ...................................................................................... www.digitalclone.net &nbsp; کلونايزر يک دستگاه جامع (All In One) ارگونوميک براي انجام کليه کارهاي روزمره کاربران، همراه با امکان استفاده آنها از کليه رسانه ها که حول محور کامپيوتر بنا نهاده شده است مي باشد. با توجه به نياز هماهنگي سيستم و سازگاري تمامي قطعات استفاده شده سعي شده از قطعاتي كه داري كيفيت مطلوب و فراتر از استانداراست ، استفاده شود. مشخصات كلي سخت افزار يك كلونايزر به شرح زير ميباشد ( قطعات اصلي قابليت ارتقاء را دارا ميباشد) مونيتور&nbsp;&nbsp; LCD&nbsp; پانزده اينچ TFT پردازنده&nbsp; پنتيوم&nbsp; چهار&nbsp; حافظه سخت ( هارد ديسك) 80 و 160 گيگابايت &nbsp;512&nbsp; مگابايت و يك گيگابايت&nbsp; حافظه موقت (RAM) &nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp; DVD&nbsp; وCD&nbsp; رايتر و رام مودم پرينتر و اسكنر صفحه كليد بي‌سيم Web Cam كارت راديو و&nbsp; و تي‌وي (TV) شبكه داخلي (LAN) بي‌سيم بلوتوس GSM Modem موس اپتيكال و اما مشخصات سخت افزاري آن 1. امکانات دفتري و اداري ديجيتال - انجام عمليات معمول از قبيل تايپ به وسيله فرمان صوتي - دفترچه تلفن ، آدرس ، آدرس الکترونيک و نمابر، سررسيد - فتوکپي اسناد با يک فرمان - قابليت خواندن متون - ترجمه متون انگليسي به زبان کاربر - قابليت فيلم برداري و عکس برداري و ضبط صدا 2. امکانات ارتباطي - امکان تماس تلفني و دريافت و ارسال پيغام تلفني( پيام گير ) - امکان دريافت و ارسال نامه الکترونيکي حتي به صورت خودکار - امکان ويديو کنفرانس 3. امکانات شبکه جهاني اينترنتي - امکان جستجو در شبکه اينترنت به روشي ساده - قابليت تبديل متون صفحات شبکه به صدا - ترجمه متون انگليسي صفحات وب به فارسي 5. امکانات رسانه اي - راديو وتلويزيون آنالوگ و اينترنتي و امکان ضبط برنامه هاي تلويزيوني و راديويي - روزنامه اينترنتي &nbsp; &nbsp; &nbsp; &nbsp; ");
page[18]=new Array("khabar of college.htm","اخبار دانشكده فرهنگ و ارتباطات","","&nbsp; &nbsp; &nbsp; &nbsp; &nbsp; سال اول، پيش شماره اول، مهر 84 &nbsp; &nbsp; &nbsp; &nbsp;اخبار دانشکده معارف اسلامي و فرهنگ و ارتباطات 1- آقاي مهدوي رساله‌ي دكتراي خود را با عنوان «دين و سبك زندگي» دفاع كرد.( گزارش اين دفاعيه را بخوانيد) &nbsp; 2- بازديد جمعي از دانشجويان عضو انجمن از شبكه راديويي تهران در چهارشنبه 17 اسفند سال 1384 3- برگزاري همايش روش تحقيق در علوم ارتباطات با حضور آقاي غلامرضا آذري 4- انتصاب آقاي دکتر حسن بشير به معاونت پژوهشي دانشکده و فعال شدن اين معاونت. ايشان که داراي مدرک فوق ليسانس روابط بين المللي و دکتري ارتباطات بين المللي از انگلستان (دانشگاه ناتنيگهام، لندن و ليستر) هستند در نيمسال اول 85-1384 درس روش تحقيق در علوم اجتماعي را نيز براي دانشجويان فرهنگ وارتباطات تدريس مي‌کنند. &nbsp; 5- حضور فعال آقاي دکتر همايون در دانشکده با سمت جديد رياست گروه ارتباطات و فرهنگ 6- حضور حجه الاسلام علي جعفري به عنوان عضو جديد هيئت علمي دانشکده، ايشان داراي مدرک ليسانس فقه و حقوق از مدرسه عالي شهيد مطهري، فوق ليسانس ارتباطات اجتماعي از دانشکده صدا و سيما، همچنين دانشجوي مقطع دکتري فرهنگ و ارتباطات دانشگاه امام صادق(ع) هستند. 7- برگزاري سه نشست علمي با همکاري معاونت پژوهشي و انجمن علمي تحت عناوين «بررسي ابعاد رسانه‌اي بحران اخير فرانسه(دکتر عليرضا کاوياني) و«آسيب شناسي تبليغات بازرگاني در ايران با تأکيد بر تلويزيون(دکتر محمود دهقان) و نشست چهارم تحت عنوان «نقش يهوديان در شکل‌گيري صنعت سينماي آمريکا(دکتر محمد جواد گوهرين)» 8- بازديد دانشجويان با همراهي رياست دانشکده و معاونت پژوهشي از مؤسسه اطلاعات 9- بازديد دانشجويان کارشناسي ارشد تاريخ تشيع از مؤسسه شيعه‌شناسي در قم 12- حضور فعال اعضاء هيأت علمي و مسئولين دانشکده در همايش بين المللي «رسانه و دين» در دانشکده علوم اجتماعي دانشگاه تهران و همايش«ارتباطات بين فرهنگي و سياست خارجي: رويکردي ايراني» در دانشکده حقوق و علوم سياسي دانشگاه تهران(22 و 23 آذر ماه) 13- ترجمة کتاب«آموزش مفاهيم دين همگام با روان شناسي رشد» نوشتة دکتر ناصر باهنر(رئيس دانشکده) به زبان عربي تحت عنوان «تعليم المفاهيم الدينيه: وفق علم نفس النموّ» توسط انتشارات الهادي در لبنان به چاپ رسيد. همچنين مقالة «سياستگذاري رسانه‌هاي ديني در ايران؛ سيستم متعادل، پويا و همگرايي ارتباطات ديني» توسط دکتر باهنر در همايش رسانه و دين ارائه گرديد. 14- انتشار سه مقاله بصورت تأليف«تحليل گفتمان: دريچه‌اي براي کشف ناگفته‌ها» ترجمه «تحليل شبکه‌اي جريان بين المللي خبري» و«اخلاق اسلامي و مسأله جهاني شدن» در مرکز تحقيقات. 15- راه اندازي گروه ارتباطات ودين مرکز تحقيقات و ايجاد فرهنگ، ارتباطات و دين و ارائه مقاله‌اي با عنوان«مدل‌هاي تعامل‌ همگرا در روابط فرهنگي و سياسي مردمي و دولتي در داخل و خارج مرزها» درهمايش ارتباطات بين فرهنگي و سياست خارجي از اهم فعاليتهاي پژوهشي آقاي دکتر بشير معاون پژوهشي دانشکده بوده است. 16- شرکت دكتر محسنيان راد در کنفرانس جامعه اطلاعاتي در تونس، ارائه مقاله‌اي با عنوان«تحولات جهاني شدن و‌ آينده ارتباطات ميان فرهنگي» در همايش ارتباطات بين فرهنگي و سياست خارجي، آماده شدن و ارائه کتاب«ايران در چهارکهکشان» به انتشارات سروش جهت چاپ و انتشار و آغاز پروژه پژوهشي شناخت ريشه‌هاي فرهنگي ارتباطات در ايران 17- آقاي دکتر حسام الدين آشنا موفق به انتشار کتاب«از سياست تا فرهنگ» شدند. ارائه مقاله‌اي با عنوان«اجتماع محوري در محيط سايبر ديني؛ مطالعه‌ مقايسه‌اي سايتهاي اسلام آنلاين و تبيان» در همايش رسانه و دين ،ارائه مقاله‌اي با عنوان «مطالعه مقايسه‌اي برنامه‌ريزي سازماني در ديپلماسي فرهنگي ايالات متحده آمريکا و جمهوري اسلامي ايران در همايش «ارتباطات بين فرهنگي و سياست خارجي» و شرکت در همايش «سياست خارجي رسانه‌هاي آمريکا» در دانشگاه تهران، از ديگر فعاليتهاي پژوهشي ايشان بوده است. 18- دکتر محمد هادي همايون با ارائه مقاله‌اي با عنوان«جهانگردي در جمهوري اسلامي ايران؛ ميان اقتصاد و فرهنگ» در همايش ارتباطات بين فرهنگي و سياست خارجي و تدوين سرفصلها و تشکيل کارگاه آموزشي و پژوهشي مهدويت و تمدن جهاني اسلام جهت ارائه به عنوان درس رسمي جديد دانشگاه فعاليت داشته‌اند. 19- همچنين حجة الاسلام الويري نيز فعاليتهاي متعددي داشته اند که اهم آنها به قرار ذيل است:‌ارائه مقاله‌اي با عنوان«چالشهاي فرهنگي اسلام و غرب و جايگاه ايران» در همايش ارتباطات بين المللي و سياست خارجي، ارائه مقاله‌اي با عنوان «چالشهاي آراستن بوستانها و فضاهاي تفريحي به فضايل اخلاقي» در همايش غني‌سازي فضاهاي معنوي بوستانهاي تهران، ارائه مقاله‌اي با عنوان مباني رفتار سياسي علماي شيعه از قرن هفتم تا قرن دهم» به مرکز برنامه‌ريزي و تدوين متون درسي ستاد نمايندگي ولي فقيه در دانشگاهها جهت درج در مجموعه مقالات اسلام و ايران. سخنراني با عنوان«نمادگرايي، روش ملهم از سيرة امام رضا(عليه السلام) براي بازسازي جاده ولايت» در همايش جاده ولايت سازمان ميراث فرهنگي و گردشگري استان خراسان رضوي، پذيرش معاونت آموزشي و پژوهشي دانشگاه مذاهب اسلامي و شرکت در هفت مصاحبه تلويزيوني و ميزگرد علمي در خبرگزاري ايسنا و شبکه خبر دانشجو 20-&nbsp; ارائه مقاله اي با عنوان «منظري اسلامي در ارتباطات و رسانه» در همايش دين و رسانه، انتشار 5 مقاله در مجله پگاه حوزه ، تدوين و ويراست سه کتاب در حوزه فرهنگ و دين براي چاپ و انتشار از جمله فعاليتهاي آقاي دکتر ابراهيم فياض بوده است. 21- دکتر ستار عودي، ديگر عضو هيأت علمي دانشکده نيز چهار فعاليت ذيل را به انجام رسانده‌اند: ارائه سه مقاله علمي جهت دايرة المعارف بزرگ اسلامي (جلد 3)، ارائه هشت مقاله علمي جهت دانشنامه جهان اسلام(جلد 8) ، ويراست نهايي کتاب«تاريخ دولت اغلبيان در افريقيه» جهت چاپ در انتشارات اميرکبير و ارسال مقاله فرقه راونديه به فصلنامه پژوهشي دانشگاه. 22- پژوهش«بررسي مردمنگارانه‌ مسجد امام حسن مجتبي (عليه السلام) بر اساس کارکردهاي چهارگانه رسانه‌اي» به عنوان تحقيق درسي برتر دانشکده از آقاي علي جعفري برگزيده گرديد آغاز پروژة «تحليل محتواي مطالب خبرگزاري مهر» نيز فعاليت ديگر وي بوده است. &nbsp; &nbsp; &nbsp; &nbsp; ");
page[19]=new Array("khabar.htm","اخبار","","&nbsp; &nbsp; &nbsp; &nbsp; سال اول، پيش شماره اول، مهر 84 &nbsp; &nbsp; &nbsp; خبرهايي كوتاه از دانشكده فرهنگ و ارتباطات آقاي مهدوي رساله‌ي دكتراي خود را با عنوان «دين و سبك زندگي» دفاع كرد. پخش مستند پژوهشي «چشم‌هاي شيشه‌اي» از شبكه چهار «چشم‌هاي شيشه‌اي» به كارگرداني حسين دهباشي مستندي پژوهشي است كه در چهارده نوبت به بررسي انتقادي شبكه‌هاي خبري بي‌بي‌سي، الجزيره و العربيه پرداخته است ( ادامه) &nbsp; شبكه جهاني اينترنت در دست كيست؟ پل تومي (Paul Twomy) رييس و مديرعامل استراليايي الاصل موسسه ايکان (ICANN) شايد تا چند ماه قبل تصور نمي کرد موضوع راهبري اينترنت که طي دو سال گذشته وقت و انرژي زيادي را از مجموعه تحت مديريت او گرفته، در دور نهايي اجلاس جامعه اطلاعاتي به سرانجام برسد.( مصاحبه رييس شركت ايكان با خبرنگار آي تي اناليز ) &nbsp; « فنآوري جديد كلونايزر» کلونايزر يک دستگاه جامع (All In One) ارگونوميک براي انجام کليه کارهاي روزمره کاربران، همراه با امکان استفاده آنها از کليه رسانه ها که حول محور کامپيوتر بنا نهاده شده است مي باشد. &nbsp; &nbsp; &nbsp; &nbsp; ");
page[20]=new Array("khabar_copy(1).htm","پخش مستند پژوهشي «چشم‌هاي شيشه‌اي» از شبكه چهار","","&nbsp; &nbsp; &nbsp; &nbsp; سال اول، پيش شماره اول، مهر 84 &nbsp; &nbsp; &nbsp; &nbsp; پخش مستند پژوهشي «چشم‌هاي شيشه‌اي» از شبكه چهار &nbsp; «چشم‌هاي شيشه‌اي» به كارگرداني حسين دهباشي مستندي پژوهشي است كه در چهارده نوبت به بررسي انتقادي شبكه‌هاي خبري بي‌بي‌سي، الجزيره و العربيه پرداخته است و ضمن ارزيابي اصول حرفه‌اي ايشان، عملكرد آن‌ها را در جريان بحران‌هاي تاريخ معاصر كشور‌هاي عراق و افغانستان مورد پژوهي مي‌نمايد. چشم‌هاي شيشه‌اي مبتني بر مطالعات كتابخانه‌اي، بررسي اسناد تصويري و بيش از 50 گفتگوي اختصاصي با خبرنگاران جنگي، برنامه‌سازان و مديران ارشد رسانه‌هاي بين‌المللي و دولتمردان برجسته عراقي و افغانستاني است. &nbsp;گفتن&#1740; است دو مجموعه « چين و ماچين» درباره مناسبات فرهنگ&#1740;، سياس&#1740;، اجتماع&#1740; سه كشور هند، چين و ژاپن و همچنين «عدالت بدون مرز» با موضوع حقوق بين الملل از دهباش&#1740; آماده پخش از شبكه اول سيماست. دكتر آشنا معاون پژوهشي دانشگاه امام صادق(ع) نيز به عنوان پژوهشگر اين مستند بوده‌است. پخش اين مجموعه مستند از 18 آذر ماه (ساعت 30/ 6عصر، جمعه) از شبكه 4 سيما آغاز شده و به مدت 14 هفته ادامه خواهد داشت. &nbsp;&nbsp; &nbsp; &nbsp; &nbsp; ");
page[21]=new Array("khabar_copy(2).htm","شبكه جهاني اينترنت در دست كيست؟","","&nbsp; &nbsp; &nbsp; &nbsp; سال اول، پيش شماره اول، مهر 84 &nbsp; &nbsp; &nbsp; &nbsp; شبكه جهاني اينترنت در دست كيست؟ .......................... پل تومي: ما نگراني هاي مردم و دولت ها را درک مي کنيم. اما اين مساله ما نيست وظيفه ما فقط سرپا نگاه داشتن اينترنت در دنيا است روابط دولت ها را خود دولت ها تنظيم مي کنند. &nbsp;پل تومي (Paul Twomy) رييس و مديرعامل استراليايي الاصل موسسه آيکان (ICANN) شايد تا چند ماه قبل تصور نمي کرد موضوع راهبري اينترنت که طي دو سال گذشته وقت و انرژي زيادي را از مجموعه تحت مديريت او گرفته، در دور نهايي اجلاس جامعه اطلاعاتي به سرانجام برسد. درست روز نخست اجلاس، زماني که او وارد سالن الکرام شد، رسانه هاي جهان از توافق بين المللي بر سر باقي ماندن راهبري اينترنت در دست دولت ايالات متحده سخن مي گفتند. مذاکرات فشرده اي که در زمينه راهبري اينترنت از سه روز قبل از اجلاس در تونس آغاز شده بود سرانجام در آخرين فرصت باقي مانده به يک توافق جمعي منتهي شد، توافقي که در عين تاکيد بر باقي ماندن راهبري اينترنت در دست آيکان و تحت اختيار ايالات متحده بر ادامه مسير بحث درباره راهبري اينترنت از طريق سازمان ملل نيز تاکيد مي کرد. آيکان طي دو سال گذشته و خصوصا يک سال قبل، پس از تشکيل کارگروه راهبري اينترنت(WGIG) برنامه هاي متعددي را ترتيب داد تا همگان را توجيه کند آيکان موسسه اي آمريکايي نيست و يا حداقل مي تواند به بخشي از نيازهاي جامعه بين المللي نيز جامه عمل بپوشاند. با وجود آنکه اين روزها &quot; تومي &quot;در اجلاس WSIS فشرده ترين برنامه کاري خود را پشت سر مي گذراند دعوت براي مصاحبه با ما را پذيرفت. شايد روند مذاکرات او را مجبور کرد در نخستين مصاحبه خود بعد از مشخص شدن نتايج بحث هاي مربوط به راهبري اينترنت براي اولين بار به سوالات روزنامه نگاران ايراني پاسخ دهد .هر چند در هنگام معرفي، تعجب خود را نيز از دنبال کردن بحث هاي مربوط به حاکميت اينترنتي در رسانه هاي ايراني پنهان نکرد. ايمان بيک ، علي شميراني، شهرام شريف آقاي تومي چه خبر؟ (با خنده)هيچ ، همه چيز مرتب و خوب است . - بر اساس آنچه که برخي رسانه ها مدعي شده اند ايالات متحده در مبارزه بر سر راهبري اينترنت، بحثي که از چند سال قبل شروع شد و در جريان مباحثات اجلاس WSIS شدت گرفت ، به پيروزي رسيده است آيا شما هم به اين پيروزي معتقد هستيد؟ به نظر من اجلاس براي اينترنت و جامعه چهاني به نتايج خوبي رسيده است. مباحثات پيچيده و فشرده اي صورت گرفت اما موضوع اصلا مبارزه اي براي تعيين دستورالعمل يا ايجاد نهادي براي راهبري اينترنت نبود ما فقط مي خواستيم اين موضوع به بحث گذاشته شود و ايده هاي متفاوت در آن مطرح گردد. چنين وضعيتي عملا اتفاق افتاد و البته بر خلاف هراس اوليه هم اکنون هيچ تغييري در ماهيت راهبري فعلي اينترنت ايجاد نشده است. - به نظر مي رسد موضوع تغيير شکل مديريت آيکان به مهم ترين بحث راهبري اينترنت در WSIS تبديل شد و اين نهاد همواره در اين دو سال زير اين فشار قرار داشته ، آيا نتايج به دست آمده از مذاکرات تاثيري در وظايف و روش کار آيکان در آينده خواهد گذاشت؟ آيکان يک موسسه چند مليتي است که جوامع مدني و دولت ها در آن نقش داشته و گروههاي مختلفي هم در آن ذي نفع هستند.آيکان داراي ساختاري پايين به بالاست که شامل گروه ها و زيرشاخه هاي فني و علمي متعددي است. در مباحثات WSIS که بعدا از طريق کارگروه راهبري اينترنت (WGIG) نيز دنبال شد موضوع تغيير راهبري مطرح شد ، البته نتايج حاصل از مذاکرات به تغييرات آيکان منجر شده و يا مي شود ولي ما تحت فشار قرار نداشتيم چون همواره خودمان به دنبال تغيير بوده ايم. - به نظر مي رسد که آيکان هم سعي کرد در اين مدت و همزمان با افزايش فشارها تعابيري را که وابستگي اين نهاد به يک دولت را تقويت مي کرد کمرنگ کند و نقش بين المللي اين نهاد را تقويت کند؟ بحث تغيير همواره در آيکان مطرح بوده و هم اکنون هم بحث تغيير در اجلاس مطرح است و ماهم همواره موافق ايجاد تغيير هستيم اما نکته اي که در اينجا مطرح است اين است که در WSIS هيچ کس نمي گويد قرار است براي اينترنت قوانيني وضع شود و اين بخش اصلي موضوع است. واقعيت است که ماهيت اينترنت با هيچ تکنولوژي ديگري قابل مقايسه نيست و اين بحث بسيار روي اقتصاد اطلاعات موثر است به همين دليل نمي توان اينترنت را بي نياز از تغيير دانست به طوري که ما هر دو سال مجبور هستيم در ساختار خود آيکان بازنگري کنيم و فکر نمي کنم بتوان سازماني را سراغ گرفت که به اين ميزان در معرض تحول باشد. - با توجه به توافقاتي که در نشست مقدماتي پيش از اجلاس حاصل شد تصور مي کنيد که خواسته هاي کشورهاي مختلف در زمينه راهبري اينترنت تامين شده است؟ اجلاس wsis نشان داد که دولت ها در زمينه راهبري اينترنت نگراني هاي خود را دارند و خواستار مشارکت در اين بحث هستند اما بايد توجه کرد که هدف از اين نشست ها فقط ارايه ديدگاه ها و مشخص شدن مسير آينده جهان بود طبيعي است که نمي توان گفت تمامي دغدغه هاي کشورهاي جهان به ويژه کشورهاي در حال توسعه پاسخ داده شده است. اما مهم اين است که ما بين مسايل فني و سطح کاربري تفاوت قايل شويم. - ايران و برخي کشورهاي ديگر طي جلسات مقدماتي و نشست هاي کارگروه هاي تخصصي در زمينه راهبري اينترنت همواره نظرات متفاوتي را با عقايد آمريکا و تعدادي از کشورهاي توسعه يافته داشته است. از يک طرف کشورهاي چون ايران متعقد به راهبري جامع تر و همه جانبه تر اينترنت هستند ولي آمريکا و کشورهاي پشتبيان آن از ساختار راهبري فعلي اينترنت حمايت مي کنند، به نظر شما عقايد و نظريات ايران تا چه حد منطقي است؟ ما در ژنو مذاکرات خوبي با مقامات ايراني داشتيم و نظرات آنها را نيز دريافت کرده ايم. ما نگراني ها و خواست هاي ايران و ديگر کشورهاي همراه را درک مي کنيم. آنها ايده هاي خوبي دارند ولي مهم است که بين مسايل فني و لايه کاربردي اينترنت که محتوا و مديريت آن را شامل مي شود تفاوت قايل شويم. اين لايه کاربردي (Application layer) جايي است که مديريت آن مي تواند در دست دولت ها باشد زيرا مستقيما با ارتباط مردم با مردم يا مردم با دولت سروکار دارد اما کاري که ما مي کنيم در لايه فني اينترنت صورت مي گيرد در واقع ما وظيفه داريم اينترنت را سرپا نگاه داريم. - طرفداران وضعيت فعلي حاکم بر اينترنت اعتقاد دارند که دولت ها نبايد حاکم بر شبکه اي بشوند که نقش فراگيري در زندگي همه اقشار و گروههاي يک جامعه دارد در صورتي که هم اکنون آيکان به عنوان يکي از مراکز اصلي راهبري اينترنت رابطه مستقيمي با دولت آمريکا دارد ، آيا نمي توان براي آيکان و نهادهايي از اين دست نقش و مشارکت بين المللي را پررنگ تر کرد؟ اينترنت مثل پديده هاي ديگر تکنولوژي نيست شديدا وارد فعاليت هاي تجاري شده و قانومند است. امروزه صدها هزار نفر اينترنت را اداره مي کنند، رييس اش نه من هستم و نه کس ديگر. با اين وجود هيات مديره آيکان آماده مذاکره با دولت هاست و درهاي آن به روي همه باز است . در خصوص رابطه آيکان و دولت آمريکا نيز بايد بگويم اين يک مساله تاريخي است که به زمان تولد اينترنت و ايجاد شبکه آرپانت برمي گردد. - به اين ترتيب شما قصد داريد نقش GAC ( کميته مشورتي دولتي آيکان) را تقويت کنيد؟ بله GAC هم اکنون نيز با داشتن 30 عضو فعال از کشورهاي مختلف جهان که ايران هم يکي از آنهاست عملا به عنوان يک بازوي آيکان محسوب مي شود و نقش فعالي هم دارد. هفته آينده در ونکوور کانادا و در جريان کنفرانس آيکان قرار است روي اين موضوع بحث کنيم. - وينت سرف رييس هيات مديره آيکان در نامه اي که چند روز قبل از اجلاس wsis به محمد شريل ترميزي مدير GAC نوشته رسما به وي اعلام کرده که خود را براي مذاکره بر سر افزايش اختيارات GAC آماده کند آيا مي توانيد به طور مشخص بگوييد که افزايش اختيارات در چه قالب و با چه سازوکاري صورت مي گيرد؟ در حال حاضر من نمي توانم چيزي در اين زمينه اعلام کنم چون هنوز چيزي مشخص نيست و من هم صرفا مجري سياست هاي تعيين شده از سوي هيات مديره خواهم بود بايد تا هفته بعد منتظر بمانيم و ببينيم چه تصميماتي اتخاذ مي شود البته من هم در همين زمينه نامه اي به اقاي ترميزي نوشتم و درمورد مذاکرات هفته آينده نکاتي را مطرح کردم. - ظاهرا ادامه بحث راهبري اينترنت به تشکيل يک مجمع ( فوروم ) متشکل از نمايندگان کشورهاي مختلف موکول شده نقش اين فوروم را که قرار است توسط سازمان ملل برگزار شود، چگونه ارزيابي مي کنيد؟ ابتدا بگويم که خود آقاي کوفي عنان دبيرکل سازمان ملل هم در سخنراني افتتاحيه اجلاس و هم در جلسه اي که امروز( چهارشنبه 16 نوامبر) با خود من داشت بر اين مساله به صورت شفاف تاکيد کرد که سازمان ملل هيچ برنامه اي براي کنترل اينترنت ندارد. در مورد فوروم هم ضمن اين که تشکيل آن را بسيار مفيد ارزيابي مي کنم اعتقاد دارم که قرار نيست اين مجمع قانون تصويب کند. طبيعي است که اين فورم به ويژه در زمينه اقتصاد اطلاعات مي تواند بسيار مفيد باشد. ما هم اعتقاد داريم که نوآوري هاي اينترنت تنها مربوط به آمريکا نيست و همه دنيا در اين زمينه نقش دارند بنابراين اين فوروم جايي است که عقايد و ايده ها مطرح شود و زمينه اي فراهم گردد تا ايده ها را پياده سازي کنيم. در مورد اين مجمع مي توان به يک سابقه تاريخي هم اشاره کرد. در واقع از اواخر دهه 90 ميلادي مسايل توسعه اي حول محور اينترنت شکل گرفتو دنبال شد. از جمله OECD در اين باره بسيار بحث کرده اما در OECD هم هرگز بحث قانونگذاري مطرح نبوده است. ما هنوز کاملا نمي دانيم دولت ها از اين مجمع چه انتظاري دارند و بايد ببينيم آقاي عنان چگونه مساله فوروم را به سرانجام مي رساند. - رسانه ها از پيروزي آمريکا در مذاکرات مربوط به راهبري اينترنت سخن مي گويند آيا به نظر شما هم نتيجه اين مذاکرات شکست موافقان نظر راهبري بين المللي اينترنت بوده است؟ در اين بحث همه برنده هستند و اصلا بازنده اي وجود ندارد . از زمان شکل گيري اينترنت سالها مي گذارد و ما مي خواهيم همه چيز به ثبات برسد چون ميليون ها کسب و کار روي اينترنت قرار مي گيرد و کلا مسايلي که مطرح مي شود درباره دستورالعمل ها نيست و بلکه به توليد ايده ها فکر مي کند. ما موافق اين هستيم که محلي براي ادامه بحث ها هميشه وجود داشته باشد تا بتواند به اين موضوعات بپردازد، وضعيت فعلي تفاوتي نسبت به گذشته ندارد ، همه مي توانند به کار خود ادامه بدهند و مشکلي هم به وجود نيامده است . البته خيلي از دولت هايي که اينجا حضور دارند روي بحث هاي محتوايي نظر دارند در حالي که ما نمي توانيم يک نسخه واحد براي همه مردم بپيچيم چون هر کشور قواعد خود را داشته و مي تواند آنها را پياده کند ، اين ربطي به همه دنيا ندارد . - به اين ترتيب ادامه راهبري اينترنت توسط ايالات متحده و يا سازمان هاي فعلي حاکم بر اينترنت که با اين کشور در ارتباط هستند تهديدي براي کشورهاي مخالف محسوب نمي شود؟ خواهش مي کنم بحث راهبري اينترنت را سياسي نکنيد. مقصود از راهبري اينترنت قراهم کردن محلي براي همکاري ها و طرح دغدغه هاي بين المللي است. اما نکته مهمي که اين جا وجود دارد و معمولا ناديده گرفته مي شود معنا و ماهيت کلمه Governance است. اين کلمه در زبان انگليسي معني مشخصي دارد و درزبان فرانسه هم داراي معادل دقيق است اما ترجمه آن به هيچ زبان ديگري روح معنايي آن را منتقل نمي کند تا جايي که بسياري آن را با دولت و حاکميت (government) اشتباه مي‌گيرند در صورتي که معني اين کلمه به نوعي اداره خوب، شفافيت، گفت و گو و همکاري است. تعابير غلط از اين کلمه باعث ايجاد هراس در دولت ها و ملتها شده و فکر مي کنند اين حق انحصاري در دست آمريکاست و منافع شان از اين طريق تهديد مي شود. - موضوعي که برخي نگراني ها را براي برخي کشورها از جمله ايران ايجاد کرده اين است که حاکميت يک جانبه اينترنت توسط دولتي مثل ايالات متحده مي تواند در مواقعي که روابط سياسي آن کشور با ايالات متحده تيره است روي خدمات دهي شرکت ها تاثير بگذارد وحتي از اين حق حاکميت به عنوان يک ابزار فشار استفاده کند . ما نگراني هاي مردم و دولت ها را درک مي کنيم. اما اين مساله ما نيست وظيفه ما فقط سرپا نگاه داشتن اينترنت در دنيا است روابط دولت ها را خود دولت ها تنظيم مي کنند. - اما در برخي مواقع مثل تحريم هاي اقتصادي همين از اين حربه استفاده سياسي مي شود. مثلا هم اکنون سرورهاي آمريکايي سرويس دهي به سايت هاي ايراني را بدون دليل قطع و اين سايت ها را از روي سرور اخراج مي کنند و يا شرکت هاي ثبت کننده دامنه هاي اينترنتي دامنه هاي ايراني را ثبت نمي کنند و يا آنها را بدون پرداخت هزينه از ديتابيس خود حذف مي کنند در اينجا کاربران ايراني از اين تضييع و محدوديت تکنولوژيک بيشترين ضربه را دريافت مي کنند. واقعيت اين است که اين سوال به حيطه مسئوليت من ارتباطي ندارد و به حيطه دولت ايالات متحده و شرکت هاي آمريکايي و سياست دولت در اين زمينه باز مي گردد. - اما همانگونه که گفتيد قوانين آيکان در مورد دامنه هاي اينترنتي را دولت آمريکا نمي نويسد، آيا در اين قوانين يک ثبت کننده دامين (Registrar) حق خارج کردن يک دامنه از روي سرور خود و يا نفروختن آن را به مشتريان دارد؟ باز هم مي گويم ما به عنوان آيکان نمي توانيم در حيطه مسئوليت دولت ها وارد شويم اما امروز جهان تکنولوژي جهان بزرگي است و شما مي توانيد ازامکانات تکنولوژي ديگر کشورها استفاده کنيد مثلا در مورد هاستينگ(Hosting) اگر کاربران ايراني با چنين مشکلي روبه رو هستند مي توانند از هاستينگ هاي هندي و يا ديگر کشورها استفاده کنند. به عنوان سوال آخر به موضوع IPv6 و مساله محدوديت منابع اينترنتي از جمله نام هاي دامنه بپردازيم به نظر شما اگر کشوري بخواهد روي IPv4 بماند با تهديدي مواجه نمي شود؟ حرکت از نسخه 4 به نسخه 6 پروتکل اينترنت کار ساده اي نيست و به صورت مرحله به مرحله انجام مي‌شود طبيعي است که برخي سريع تر و برخي آرام تر اين تکنولوژي را پياده سازي خواهند کرد بنابراين اين که کشوري از نسخه 4 استفاده کند يا نکند به نظر من نکته منفي نيست مساله اينجاست که استفاده از IPv6 به دليل محدوديت منابع اينترنتي در آينده گريز ناپذير خواهد بود. ............................................. در اين باره بخوانيد گزارش «اجلاس تونس &nbsp;ادامه كشمكش هاي ژنو » &nbsp; &nbsp; &nbsp; ");
page[22]=new Array("maghalat2.htm","پيرامون ارتباطات","","&nbsp; &nbsp; &nbsp; &nbsp; سال اول، پيش شماره اول، مهر 84 &nbsp; &nbsp; &nbsp; &nbsp; پيرامون ارتباطات &nbsp;کولين چري &nbsp; &nbsp; ترجمه وتحقيق: حسين سرفراز دانشجوي كارشناسي رشته معارف اسلامي و فرهنگ و ارتباطات دانشگاه امام صادق(ع) بسا زماني فرارسد، که هر دانشجوي ارتباطات تلاش و آزمون خود در مطالعات ارتباطات را برابر و همسنگ معناي پرسش حياتي وهميشگي،ارتباط چيست؟،قرار دهد. کولين چري که بازتاب فکر وانديشه اش در گفتار گزيده ي زير آمده در دهه1950 فعال بوده، ولي هنوز توصيف و شرح ظريف ودقيق اواز رويکرد فراگرد (Process Aproach) در مطالعه‌ي ارتباطات برقرار است. بيشتر فعاليت او سروکار داشتن با نشانه‌ها و رمزگان‌هاست. البته عمدتاًدر سطح رمزگذاري و رمزگشايي پيام ها.در اين گفتار، در درجه ي اول، او چند کليدواژه رابه ما معرفي وبيان مي کند. ارتباط، در حقيقت يک موضوع اجتماعي است. بشر تا به امروز مجموعه اي ازسيستم هاي ارتباطي را به وجود آورده است که زندگي اجتماعي او را ممکن ميسازند_ زندگي اجتماعي، نه به معناي زندگي محدود به شکارکردن و جنگيدن، بلکه تا حدي نامشخص ومتمايز بازندگي حيوانات. مهمترين نظامهاي ارتباطي زبان وگفتار آدمي است.زبان انسان با نظامهاي نشانه اي يکسان فرض نميشود.براي آدمي هيچ محدوديتي در صدا زدن فرزندش، پيشنهاد دادن براي هماغوشي، و يا فرياد زدن به هنگام خطر، وجودندارد. ما همچنين به مانند حيوانات داراي فريادهاي غريزي ناشي از درد هشدار و... هستيم.ما ميگوييم: آه اَه. ما لبخند مي زنيم، مي ناليم، وگريه مي‌کنيم. ما شرمنده ميشويم، مي لرزيم، خميازه مي‌کشيم واخم مي‌کنيم. يک مرغ قادر است جوجه هايش را با قدقدکردن خود دوان دوان به سوي خويش فراخواند و جمع کند.( ارتباطات به وسيله ي يک مکانيسم منتشر کننده تثبيت ميشود.). توسعه و رشد زبان، بازتاب انديشه ها و تفکرات است. به نسبت سازمان يافتن انديشه هاي زبان، تفکرات جديد به وجود مي آيند. خودآگاهي و حس مسئوليت اجتماعي، به عنوان نتيجه ي تفکرات سازمان يافته برآمده اند. نظام هاي اخلاق وقانون مدني بناشده اند.بشر مخلوقي اجتماعي مسئول و خودآگاه شده است. از آنجايي که واژه‌هايي که ما بکار مي بريم بايد ماهيت واقعي هرچيزي را به مانند حقيقت هر يک از ما آشکار سازد، واژه هاي بسيارو متنوع درباب ارتباطات فردي در اين زمينه بيش از سايرين آشکار و معلومند. واژه ي کاميونيکيت(Communicate) به معناي لغتShare است. شريک بودن وسهيم بودن. از آنجا که من وتو درحال برقراري ارتباطيم،ما يکي هستيم، البته نه به اندازه اتحاد يک واحد((Unit. ازآنجا که ماموافقيم، ميگوييم : مايک ذهنيم. ويا به گونه ي ديگر:ما يکديگر را مي فهميم.{ماايرانيان در چنين مواقعي ميگوييم که مايک روح در دو جسم هستيم.مترجم} اين يکديگر(Other) همان واحد و يکي مورد نظر ماست.من ترجيح ميدهم که گروه هاي مردم را،يک جامعه را،يک فرهنگ را، به عنوان مردمِ در حال ارتباط تعريف کنم. اما ممکن است گمان برده شود،که آن جامعه، آن فرهنگ&nbsp; به عنوان قوانين اشتراکي، زبان، رسم و رسوم و عادت موجودند. اما چه کساني آن قوانين را مي نويسد.اين قوانين از خود همان مردم برخاسته است. قوانين سازگاري(Conformity) و اين سازگاري را مي توان به همان تعبير واحد برد. درجه ي ارتباط، اشتراک و سازگاري&nbsp; به يک اندازه قابل تشخيص است. آنچه که ما سهيم مي شويم به مانند مالکيت ذاتي خويش، از آن خود ما نيست. هيچ انساني در اين جهان به تنهايي متولد نشده و زادوولد نکرده است. هر انسان جزيره اي تنها براي خويش نيست . گفتار و نوشتار تنها نظام هاي ارتباطاتي نيستند. مبادله ي اجتماعي به شدت توسط عادات و حرکات&nbsp; سرودست و ايما و اشاره تقويت ميشود. بوسيله ي تکان دادن سر، لبخندها، اخم ها، تکان دادن دست ها، بوسه ها، تکان دادن مشت و ديگر ايما واشارات ما قادريم ظريف‌ترين درک و فهم خود را انتقال دهيم. همچنين ما داراي نظام هاي اقتصادي براي ورود و خروج کالا هاي مادي هستيم که در اينجا نيز ما نشانه هاي ارتباطات را در سکه ها، قرارداد ها و اوراق شناسايي و اعتباري و...که مبادله ميشوند خواهيم يافت. ما داراي رسوم پوشش البسه، قوانين جاده اي، مراسم ورفتار اجتماعي هستيم.ما داراي قوانين براي اعضاي خانواده و موسسات هستيم. اما از همه ي موارد فوق که بگذريم، زندگي در جهان مدرن روز به روز و لحظه به لحظه&nbsp; بيش از گذشته به فني بودن در حوزه ي ارتباطات وابسته است. تلفن، تلگراف، راديو و صنعت چاپ. بدون چنين دستياران فني، دول مدرن حتي يک هفته هم دوام نمي آورند. بواسطه همان&nbsp; فناوري‌هاست که تجارت و بازرگاني پيش مي رود ،کالاها و خدمات هرجا نياز شود توزيع مي شود، راه آهن براساس يک برنامه زماني براه مي افتد، قوانين و دستورات حفظ ميشوند، آموزش و تحصيل امکان پذير خواهدشد. ارتباطات باعث ميشود که زندگي واقعي اجتماعي ممکن و مفيد شود. در حوزه ي معنايي ارتباطات، سازماندهي و يا سازمان دادن&nbsp; هم خود مسئله اي است. ارتباطات رشد اجتماعي را محقق مي سازد. از يک روستا به يک شهر،&nbsp; به يک دولت شهر مدرن و تا به امروز و اينک ما شاهد اعتماد دو جانبه حاصل از نظام هاي سازمان يافته روي زمين هستيم. در آغاز راه خويش، به بررسي و بحث در باب چند واژه و مفهوم زباني در ارتباطات مي پردازيم. زباني که رشد آن&nbsp; در تکامل بشر مرحله اي موثر بود. اين تعاريف از لغت نامه ي فشرده ي انگليسي آکسفورد برگزيده شده است: &nbsp;ارتباطات(Communication )، عمل گفتن ، انتقال دادن(بويژه اخبار)، اطلاعات داده شده ،مبادله،دادوستد.....(نظامي)اتصال ميان پايگاه و جبهه جنگ.... پيام(Message،) ارتباطات شفاهي و يا کتبي که از يک فرد به ديگري فرستاده مي شود. اطلاعات(Information،) آگاه کردن،بازگويي، گفته شده، دانش، شناخت، اقلام دانش و شناخت.... علامت،نشانه(Signal)، نشانه روشن و قابل فهمي در انتقال و ابلاغ اطلاعات....در يک مسافت... آگاهي(Intelligence)، فهم، ذکاوت،... اطلاعات ،اخبار... اخبار(News)،(بصورت جمع)،خبر، اطلاعات جديد... شناخت(Knowledge)،آگاهي بدست آمده به توسط تجربه ، گستره ي اطلاعات يک فرد.... اعتقاد(Belief)، اعتماد، اطمينان....تصديق و باور به درستي و وجود(هرگونه حقيقت،ادعا...).... سازواره(Organism)،جسمي سازمان يافته با اجزايي مرتبط به هم ووابسته و سهيم درزندگي معمول ...،يک کل با اجزاي به هم وابسته در قياس با يک عضو زنده... نظام(System)،يک کل مجتمع، مجموعه اي از اجزا يا چيزهاي مرتبط، سازواره اي از اجزاي مادي يا غير مادي و...شيوه ،اصول مهم و حساب شده اي يک رويه، اصول طبقه بندي و... &nbsp;چنين تعاريف لغت نامه اي،کاربردهاي معمول و عامي واژه هاست. استعمال علمي اغلب نيازمند محدوديت بيشتري است. البته نبايد عقل وشعور عرفي رابه اتهام اينکه استعمال عامي و معمول را به اشتباه دربرابر کاربرد علمي واژگان يکسان فرض گرفته اند و افراد عادي و ناشي اينگونه عمل مي‌کنند، نقض کرد و ناديده گرفت. بيشترين کاربرد واژگان مذکور در پيوند با ارتباطات انساني(Human Communication) است. بنا به آنچه که لغت نامه پيشنهاد مي دهد، واژه&nbsp; ارتباطات بي درنگ فرستادن ويا گرفتن يک نامه را به ذهن ما متبادر ميسازد و يا گفتگوي ميان دو دوست. برخي ممکن است به روزنامه‌هايي که روزانه ازيک دفتر مرکزي به هزاران مشترک آن مي رسد،توزيع مي‌شود، فکر کنند. يا به پخش وسيع برنامه هاي راديويي. و ديگران ممکن است به تلفن فکر کنند، اتصال ميان گوينده و شنونده. سيستم هاي ديگري نيز وجود دارد که تنها به ذهن متخصصان خطور مي‌کند. براي نمونه پرنده شناسان و حشره شناسان ممکن است به دورهم جمع شدن وازدحام پرنده ها و حشرات توجه کنند. و يا به دقت شگفت آور برخي از پرندگان در پرواز مانور گونه خود و يا لانه يابي کبوتران. روان شناسان به عملگر ارتباطي دستگاه عصبي در هماهنگ کردن اعمال تمام اجزاي يک جانور يک پارچه توجه مي کنند. اما در کفه ديگر ترازو انسان شناسان و جامعه شناس ها قرار دارندکه بيشتر به ارتباطات ميان گروهها ي انسانها، جوامع و نژادها ،همراه با ارزشهاي فرهنگي ،اقتصادي ونظام مذهبي، قوانين، زبانها و رمزگان اخلاقي موجود درايشان علاقه‌مندند.باري،نمونه هاي سيستم هاي ارتباطي(Communication Systems)بي پايان و متنوع اند. آن‌هنگام که اعضا يا عناصر در ارتباط با هم اند، در حال برقراري نوعي پيوند يا رابطه يا معاشرتند، و با هم مشارکت و همکاري دارند.آنها يک سازمان(Organization)و يا گاه يک سازواره(Organism) بوجود ميآورند. ارتباطات يک تابع اجتماعي است. کليشه اي قديمي در ذهن من هست که ميگويد: يک کل، بيش از مجموع چند جزء است. و اين واقعيت است.يک کل،سازمان يا سازواره داراي ساختاري است که بسان مجموعه اي از قوانين قابل توصيف است،واين ساختار،اين قوانين،ممکن است ثابت و بي تغيير باشد ويا به مانند عناصر فردي تغيير يابد. بوسيله در اختيار داشتن چنين ساختاري، کل سازمان {ازمجموع اجزاي آن}،بهتر و متناسب تربا برخي فعاليت هاي در راستاي اهداف، تنظيم ميشود. مي توان در پايان ،ارتباطات را به معناي مشارکت و سهيم بودن(Sharing ) عناصر رفتاري و يا الگوهاي زندگي، به همراه مجموعه يا سازماني از قوانين و مقرارات&nbsp; دانست. &nbsp;Colin Cherry, On Human Communication,1996 . MIT press. 10-12 p. &nbsp; ");
page[23]=new Array("maghalat4.htm","مقالات: موجي كه همه را با خود مي‌برد.","","&nbsp; &nbsp; &nbsp; &nbsp; &nbsp; سال اول، پيش شماره اول، مهر 84 &nbsp; &nbsp; &nbsp; &nbsp; موجي که همه را با خود مي برد &nbsp; محمد رضا برزويي دانشجوي كارشناسي معارف اسلامي و فرهنگ وارتباطات دانشگاه امام صادق(ع) &nbsp; &nbsp;امروزه با توجه به افزايش جمعيت و پراکندگي آن در نقاط مختلف وگسترش ارتباطات و عوامل فرهنگي&nbsp; اجتماعي و حتي عوامل سياسي و اقتصاد ي مردم از شنيدن واقعيتها و حقايق محروم شده اند . ‌‏‎کلام، محاوره و گفت وگو يکي از پايه هي اصلي تمدن بشري را تشکيل مي دهد . به عبارت ديگر داشتن گفت وگوي دو جانبه يا چند جانبه يکي از وابستگي ها و تعلقات زندکي انسان است . اين وابستگي ها به گونه ي رو به &nbsp;گسترش است که بسياري از کارشناسان علوم ارتباطات عصر حاظر عصر &quot;انفجار اطلاعات&quot; ناميده اند. در ين ميان بخش زياد ي از محاورات معمولي وروز مره اجتماعي در هر جامعه را شايعات تشکيل مي دهند . بسياري از گفتگوها ي دوستانه و خود ماني را شايعات و با غيبت هايي تشکيل مي دهد که عمدتا با عبارتهي &nbsp;&quot; گفته مي شود که ...&quot;&nbsp; و&quot; مي گويند که&quot;&nbsp; و &quot; شنيده ام که… &nbsp;&quot; شروع مي شوند . بحث شايعه در همه فرهنگها وجود دارد . ليکن در هر جامعه ي با توجه به ويژگي هاي فرهنگي آن جامعه برخي شايعات ، بستر خاصي را بري نقل و انتشار آن لازم دارد . مثلا در جامعه ما بري&nbsp; شايعات مربوط به سياهپوستان بستر مناسبي وجود ندارد. شايعه يک پديده اجتماعي ورواني است که سابقه ي&nbsp; به درازا ي تاريخ انسان دارد . جامعه شناسان به دليل توجهي كه به حل كردن مسائل گروهي، افكار عمومي و عكس العمل در مقابل مصائب دارند به بررسي شايعه علاقمند شدند. با وجود اين تلاشها، درك اين پديده براي محققاني كه با موانع جدي در جمع آوري اطلاعات معتبر روبه رو هستند، مشكل است. شايعه، بيش از اين كه يك امر مرضي باشد، يك نمونه كامل از فرايند اجتماعي است و تلاشي مهم و مستمر از سوي مردم براي كنترل تحولات زندگي است. حال دراين مقاله به بررسي چيستي,چگونگي تشکيل وانواع شايعه وشواهد قرآني وتاريخي آن مي پردازيم. &nbsp;معني لغوي شايعه (RUMOR) &nbsp;شايعه واژه ي عربي است و از ريشه &quot; شيع &quot; مي باشد . واژه شيع به معني تقويت و انتشار چيزي است . به شيعه ا زآن&nbsp; جهت شيعه مي گويند که باعث تقويت رهبر مي گردد و به&nbsp; شايعه از آن جهت شايعه مي گويند که خبري زياد نقل گردد و تقويت شود. لغت نامه دهخدا &quot; خبري که فاش شود ولي صحت ونا درستي آن معلوم نباشد (معجم الوسيط) &quot; فرهنگ دانش :&quot; شايعه خبر هي شيوع يافته ي &nbsp;راست يا دروغ است &quot; رابرت ناپ: &quot; شايعه انتقال دهان به دهان حکايت ها واخبا ر غير موثق است &quot; گرد ن آل پورت :&quot; شيعه يک گزاره يا مو ضوع خاص گماني که ملاکهي اطمينان بخشي بري&nbsp; رسيدگي آن وجو د &nbsp;ندارد و معمولا به صورت شفاهي بين افراد منتقل مي شود . &nbsp;شايعه چيست؟ شايعه خبر بدون سانسور است . خبر بدون دروازه بان كه گوش به گوش مي تواند برود و چون دروازه بان ندارد كنترل هاي حقيقت يابي هم ندارد و به اين ترتيب سهم تحليل بر اطلاعات در آن افزون مي شود. شايعه عموما تبيين ها، پيش بيني ها و توصيف هايي از وقايع است كه به طور گسترده در روابط و مناسبات غير رسمي شكل گرفته و با وجود اين كه به طور جدي از سوي تعداد كثيري از افراد ذينفع پذيرفته مي شود، به وسيله منابع معتبري تاييد نمي گردد. البته هنگامي كه اخبار و گزارش ها مبهم باشند، ممكن است مردم درباره درستي و نادرستي آن بينديشند. هر شايعه مشتري ويژه خود را دارد به طور مثال شاگردان مدارس كه همگي تعطيلي را دوست دارند، از گزارش هاي مرتبط با اين موضوع استقبال مي كنند. وقتي در انتظار خبر خاصي به سر مي بريم به سادگي مي توانيم باور كنيم كه اين خبر واصل شده است و يا ممكن است شايعه پراكن صرفا در پي جلب توجه باشد. &nbsp;تاثير رسانه &nbsp;در رواج شايعه &nbsp;رسانه ها در رواج شايعات بسيار موثر هستند به طوريکه &nbsp;مي تواند هم نقش مثبت و هم منفي داشته باشد. به طور مثال اينتر نت به عنوان يک فضي مجازي و رسانه ي جهاني چون دروازه بان ندارد ميتواند پخش شايعات را وسعت دهد و از طرف ديگر چون فضي نامحدودي &nbsp;است كه تصاويرآن از مقابل چشم انسانهاي زيادي مي گذرد مخاطبان با پرتاب كردن تير هايي به سمت شايعاتي كه سهم اطلاعاتي شان کم و تحليلشان بالا است، شايعه را به اطلاعات نزديک مي کنند و آن را از حالت شايعه خارج مي كنند. اما بايد نگران اين باشيم كه در اين سامان جديد جريان اطلاعات انحرافي يا ضد اطلاعات هم به نسبت اطلاعات مي تواند داخل آن برود، کسي با آن مقابله نکند و حضور پيدا کند. چون هنوز حقوق بين الملل نتوانسته آرايشي در مقابل اطلاعاتي که در اينترنت به گردش در مي آيد، پيدا کند. به اين دليل باز است و هنوز بازدارنده هاي حقوقي به تمامي در مقابلش قرار نگرفته اند. به عنوان نمونه در اين دنيي مجازي(اينترنت) شايعه ها به شکل نامه هايي (E-mailها) در مي آيند. که ممکن است باعث ترافيک سنگين و پر شدن پهني باند سرويس دهندگان شرکتهي خدمات پست اکترونيک (Mail Serverها) شوند . &nbsp;گوناگوني مطبوعات و گسترش انتشار نشريات متنوع و متفاوت و به طور کلي جايگاه شايسته ي رسانه ها در تنوير افکار و ايجاد فضي مناسب بري گفت و گو و برخورد سالم و سازنده ي نظرات و همچنين اهميتي که رسانه هي گروهي در ارتقاء سطح آگاهي و تعالي فرهنگ و دانش عمومي دارند، بي گُمان يکي از مهمترين عوامل توسعه ي فرهنگي و از نشانه هي پويايي و تحرک هر جامعه است. بديهي است که توسعه ي فرهنگي – به معني گسترده ي آن که در برگيرنده ي گشايش و گسترش گفت و گو هي فلسفي و فرهنگي و ادبي و هنري است – نه تنها عامل اصلي رشد خودآگاهي جمعي، بلکه زمينه ساز توسعه ي سياسي و اقتصادي و پيشرفت علوم و در واقع نخستين پيش شرط حل بنيادي مسايل و رفع مشکلات فراگير جامعه است . ارباب جرايد و اهالي قلم نيز بايد که به رسالت فرهنگي و مسئوليت خود در اطلاع رساني درست و ترويج تفاهم و تبليغ تسامح و تقويت حس همبستگي ملي و همزيستي مسالمت آميز آگاه باشند و جداً از حتک حرمت اشخاص و دروغ پردازي و شايعه پراکني، و از همه مهمتر، از تبليغ خشونت بپرهيزند. &nbsp;شواهد تاريخي رواج شايعه : &nbsp;در مرحله اول جنگ احد مسلمانان پيروز شدند ولي كفار كوه احد را دور زده و از دره اي كه پشت لشگر مسلمانان بود هجوم آوردند ، مسلمانان كه پراكنده و برخي در حال جمع غنائم بودند غافلگير شده ، و تا به خود جنبيدند جنگ سختي در گرفت . در آن بحبوحه خطر ناك و سر نوشت ساز ، يكي فرياد زد : &quot; محمد كشته شد &quot;، اين شايعه ، به سرعت در ميان لشكر اسلام و كفر پيچيده شد و موجب تضعيف روحيه مسلمانان و تقويت كفار گرديد ،و برخي از مسلمانان كه ايمان محكمي نداشتند فرار كرده و به دامنه كوه پناهنده شدند . اگر چه بعداً مشخص شد كه پيامبر اسلام ( ص ) زنده است ولي اين شايعه در آن مقطع زماني حساس توانست نقش مهمي ايفا كرده و دشمن بهره برداري لازم را بنمايد . &nbsp;نصر ابن مزاحم در كتاب &quot; پيكار صفين &quot; مي نويسد : در جريان جنگ صفين بخشي از لشگريان علي (ع ) در نقطه اي مهم و استراتژيك مستقر بودند كه از نظر نظامي داراي اهميت بود روزي معاويه نامه اي نوشته به تيري بست و آن را ميان لشگريان علي ( ع ) پرتاب كرد ، نامه را باز كردند ديدند ظاهراً ستون پنجمي نوشته است كه معاويه قصد دارد از آن نقطه حمله كند و نصيحت كرده كه لشگريان علي (ع) آن نقطه را ترك گويند . شايعه حمله معاويه از آن نقطه بسرعت در ميان لشگريان علي ( ع ) پيچيد و مهياي ترك آن منطقه شدند . حضرت علي ( ع ) ضمن مخالفت سعي كرد با دلايل منطقي و عقلايي آنها را قانع كند كه از نظر نظامي حمله از آن نقطه امكان پذير نيست و اگر معاويه بر آن مكان حاكم شود مي تواند صدمات زيادي به لشگريان علي ( ع ) وارد سازد . ولي شايعه حمله معاويه هر لحظه اوج مي گرفت و به سخنان حضرت علي ( ع ) توجهي نشان ندادند ، بالاخره سربازان علي ( ع ) آن منطقه را ترك كردند و معاويه به‌آساني و بدون هيچگونه مانعي ، در آن مكان مستقر شد . &nbsp;براي نمونه ديگر از تأثير شايعات مي توان به ميزان و تأثير شايعات معاويه و دستگاه تبليغاتي او عليه امير المومنين علي ( ع ) در منطقه شامات اشاره كرد ، كه توانست نزديكترين فرد به رسول الله و مقدس ترين چهره ديني را آنچنان در زير پوششي از ابهام قرار دهد كه وقتي خبر شهادت آن‌حضرت در مسجد كوفه به مردم شام رسيد از اينكه آن حضرت در مسجد بوده تعجب داشتند . همينطور پخش شايعات عليه حركت انقلابي امام حسين (ع ) در سرزمين اسلامي آنقدر گسترده و عميق بود كه در كوفه پايگاه اصلي حكومت امير المومنين ( ع ) مردم علاقمند به پيامبر ( ص) در حادثه جانسوز شهادت امام حسين (ع)و ياران باوفايشان و اسارت اهل بيت(س) ايشان ، جشن و سرور بپا كردند و عده اي هم در روز عاشورا با قصد قربت عليه امام معصوم شمشير زدند . در زمان حاضر نيز ازابن گونه شيعات مصون نبوديم مانند&nbsp; شايعات و شعارها برخاسته از منافقان پس از حادثه فوت مرحوم آقاي طالقاني که&nbsp; شهيد مظلوم بهشتي را عامل ين حادثه مي دانستند. آن روز كه منافقين عظمت و نفوذ معنوي شهيد&nbsp; بهشتي را در دل مردم انقلابي درك كرده بودند به دنبال تخريب اين شخصيت عظيم بلافاصله پس از فوت آقاي طالقاني در جامعه اين شعار مطرح شد که : &quot; بهشتي بهشتي طالقاني را تو كشتي &quot; و در حد زيادي در بين مردم تأ ثير گذاشت و پس از شهادت اين گنجينه انقلاب ، مردم به ميزان دشمني دشمنان اسلام نسبت به چهره هاي ارزنده پي بردند و حالت انفعالي در مردم بوجود آمد آن هم زماني كه ديگر دير شده بود &nbsp;شايعه در قرآن &nbsp;با نگاه به آيات روحبخش قرآن درباره حرمت مسلمانان وضرورت حفظ و حراست از حرمت و حريم انها در جامعه سخناني بيان&nbsp; شده است که شرعاً حفظ حرمت وآبروي مومنان از حفظ حرمت کعبه خانه محرم الهي لازم تر ومهمتر معرفي شده است . ين موضوع به وضوح معلوم خواهد شد که هر گونه لفظ ,کلام , نوشته , عمل و اشاره و کنايه ي که باعث خدشه دار شد ن حيثيت وآبروي مؤمن ويا مؤمناني شود نه تنها هيچ توجيه عقلي , شرعي و عرفي نداشته بلکه از گناهان بزرگ اجتماعي محسوب ميشود و از مصاديق روشن حق کشي وتضييع حقوق انسانها به حساب خواهد آمد. به عنوان نمونه خداوند در سوره حجرات آيه 12 مي فرمايد: آيا دوست دارد کسي از شما که گوشت مردار برادر خود را بخورد؟ اشاره به همين است که در حقيقت با بد گويي و هتک حرمت فرد غائب , گويي او را کشته ايم&nbsp; . چرا که انسان فاقد آبرو و حيثيت در واقع حيات و زندگي&nbsp; آبرومندانه خود را ازدست داده است . &nbsp;&nbsp;&nbsp; آيا شايعه دروغ است ؟ &nbsp;برخي از کارشناسان علوم اجتماعي بر ين باورند که هر شايعه ي ممکن است د رخود هسته ي از حقيقت را داشته باشد و بنابراين نبايد آن را کاملا انکا ر نمود زيرا واقعيت اين است که تقريبا همه شايعات با نوعي برداشت و ادراک از چيزي شروع مي شوند و با اين تصور که ادراک با واقعيت خارجي انطباق دارد مي توان نتيجه گرفت که هسته ي از موثق بودن را در خود مستتر دارد . اما اين به اين معنا نيست که هر شايعه ي را بايد به راحتي پذيرفت بلکه بايد ميزان&nbsp; صحت وسقم آن را با کسب اطلاعات مورد نياز تا حد امکان به محک واقعيت گذاشت . در هرصورت بايد با شايعه به عنوان شايعه برخورد کرد . &nbsp;علل شايعه پراکني: &nbsp;علل گسترش شيعه را بيد درجو عمومي گروههي اجتماعي و يا در نيازهي شخصي افراد گروه جستجو کرد . شيعه اغلب د رميان گروههي متجانس مانند ملت ، شهر که احساسات مشترکي دارند گسترش مي يابد . جنگ به گسترش شايعه کمک مي کند ، چون باعث مي شود که در ميان کساني که با آنها ارتباط دارند ، هيجانات مشترک شديدي به وجود آيد.شايعه ي که اين هيجان ها را بيان مي کند ، هم به سادگي شنيده مي شود . &nbsp;عوامل رواج شايعه در جامعه : &nbsp;1.&nbsp;&nbsp; ميزان اهميت يک مسئله در&nbsp; جامعه: احتمال پيديش شيعه درباره حوادثي که از اهميت خبري ناچيزي برخوردارند ، ضعيف است . 2.&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp; وجود ابهام در يک مسئله :اگر اخبارحوادث مهم در جامعه به صورت ناقص&nbsp; ويا در هاله ي درابهام مطرح&nbsp; شود شايعه رواج مي يابد . اين ابهام ممكن است ناشي از گزارش مبهم خبر، دريافت متناقض از سوي شنونده يا نا تواني شنونده از فهم خبر باشد. . 3.&nbsp;&nbsp; عدم اعتما د اجتماعي به اخبار رسانه ها: وجود اعتماد اجتماعي،&nbsp; بري پذيرش وتعامل با مردم ومحيط و گرفتار نشدن در دام انزوا و يا تفرقه بسيار ضروري است و عدم اعتماد اجتماعي به مطبوعات و رسانه ها مروج فرهنگ شفاهي و شيعه خواهد بود . 4.&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp; وجود حس كنجكاوي در نوع بشر 5.&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp; لذت آگاهي از اطلاعات روز 6.&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp; اضطراب وترس مردم د رمسئله ي خاص 7.&nbsp;&nbsp; عواطف و هيجانهي شخصي : گاهي يک شيعه به دليل ينکه برخي از نيازها ي عاطفي و هيجاني شخص را ارضا مي کند تکرار و رواج مي يابد. زيرا به اين وسيله امکاني بري بروز هيجانهي خود پيدا ميشود. انواع شايعه: محققان شايعه را با توجه به 5 اصل زير تقسيم بندي مي كنند: اصل اول : اصل انگيزه(معيار روانشناختي ): &nbsp;: يكي از دلايل روي آوردن و استقبال مردم از شايعه، انگيزه است, مثلا يك شايعه هراس آور ممكن است خود در برگيرنده عواملي مانند ماجراجويي، خود بزرگ بيني و شهوات جنسي به عنوان موتور محرك شايعه باشد. به طور كلي، عوامل انگيزشي پيچيده اي كه شايعه با آنها همانند سازي مي كند، موضوعي شخصي است. &nbsp;&nbsp;1-&nbsp; شايعات خصمانه يا تفرقه افکنانه : نشاندهنده تنفر وخصومت پخش کننده شيعه است 2- شايعات شيطاني : شيعاتي که بر ترس مبتني هستند . 3- شايعات رؤيايي : شايعاتي که بر اميد و آرزو متبني هستند . 4- شايعات هراس آور: ينگونه شيعات ماهيتا هشدار دهنده و مبتني بر تخيلات و ترس هستند. &nbsp;اصل دوم : اصل موضوعيت: صرفا تعداد شايعات، مطرح كننده يك موضوع خاصي است. در وضعيت عادي مثلا ممكن است اين موضوعات مرتبط با داستان هاي سياسي، خانوادگي، جنسي، بيماري يا نژادي باشد. اصل سوم : اصل زمان: باياو، جامعه شناس روسي با توجه به اصل زمان 3 نوع شايعه را تقسيم بندي كرده است: الف)&nbsp; شايعات خزنده: اين دسته از شايعات به آرامي گسترش مي يابند و به همراه احساسي مملو از رازداري , رواج پيدا مي كنند تا به مرور زمان همه از آن با خبر شوند. مانند شايعه خصمانه اي كه درباره مقامات دولتي رواج مي يابند. ب)&nbsp; شايعات آتشين: اين دسته از شايعات، مخاطرات يا وعده هاي فوري را مطرح مي كنند و مثل آتشي كه چوب را مي سوزاند، به سرعت منتشر مي شوند و جامعه را در مدت كوتاهي فرا مي گيرند. از آنجا كه اين نوع شايعات برپايه احساسات و عواطف شديد ناشي از دستپاچگي، خشم و يا شادماني ناگهاني قرار دارند و در جوي مملو از هيجان مطرح مي شوند، غالبا موجب واكنشي نيرومند مي گردند. ج)&nbsp; شايعات غواص: اين نوع شايعات براي مدتي رواج پيدا مي كنند و سپس زير آب رفته و دوباره به هنگام مناسب سر برآورده و شايع مي شوند. &nbsp; اصل چهارم: اصل طول عمر: اين اصل بيانگر مدت ماندگاري يك شايعه در ميان مردم است. براساس اين اصل 2 نوع شايعه وجود دارد: الف) شايعات معين: اين دسته از شايعات، مدت زمان محدودي دهان به دهان مي گردند و از تاريخ زمان خاصي به بعد، ديگر آن شايعه ماندگاري خود را از دست مي دهد. ب) شايعات غير معين: براي اين شايعات تاريخ معيني ذكر نمي شود و مي تواند تا مدتهاي مديدي در ميان مردم ماندگار باشد. اين گونه شايعات، تاريخ مصرف ندارند و تقريبا تا مدت زمان غير معلومي، توانايي ايفاي نقش خاص خود را دارند. نظير اين شايعه كه قرار است عليه حكومت وقت، كودتايي رخ دهد اما اين كه زمان وقوع آن چه وقت است، مشخص نيست. &nbsp; اصل پنجم : منبع ساخت: اين اصل به دنبال آن است كه شايعه از كجا و به چه وسيله اي و براي وصول به چه هدفي ساخته مي شود , لذا بر اساس اين اصل 2نوع شايعه وجود دارد: الف) شايعات غيرعمدي: بيشتر شايعاتي كه مردم روزانه به نقل و استماع آنها مي پردازند از اين نوع هستند. &nbsp;توده مردم كه مكالمات شفاهي، ساده ترين نوع تفريح آنهاست، اين نوع شايعات را بي آنكه متوجه شوند، خود كشت و برداشت مي كنند. ب) شايعات عمدي : ين نوع شايعات باهدفي از پيش تعيين شده در جهت تشويش اذعان عمومي ويا القا کردن مطلب&nbsp; يا خبري&nbsp; که عمدتاً دروغ است&nbsp; ترويج مي شود . راههاي مقابله با شايعه: &nbsp;1-&nbsp;&nbsp;&nbsp; ابهام زدايي از اخبار و حقايق: همانطور كه قبلا اشاره شد، يكي از زمينه هاي پرورش شايعه، وجود ابهام در موضوع است. ممكن است ابهام گاه به طور ذاتي و ناخواسته دريك موضوع وجود داشته باشد و راهي براي وصول به حقيقت آن در دسترس نباشد. گاه ابهام از روي عمد و به دلايل مختلف ايجاد مي شود كه مهم ترين دليل آن ، سانسور است. البته سانسور در تمامي حكومت ها رواج دارد زيرا اگر اجازه داده شود كه هر چيزي گفته شود باعث سوء استفاده دشمن و مخالفان خواهد شد. به همين دليل در زمان جنگ شايعات فراوان است, زيرا بنا به مصالح عمومي، سانسور شديدي بر رسانه ها حاكم است. به هر حال اگر جلوي گفتن هر چيزي هم گرفته شود، روحيه مردم تضعيف خواهد شد. بنابراين بهترين روش، رعايت محدوديتي بينابين است. 2- مشغوليت ذهن مردم: &nbsp;ذهن خالي به آساني با شايعات پر مي شود, بيكاري در انسان ها, تنش ايجاد مي كند و غيبت كردن و شايعه، امكان دفع اين تنش را فراهم مي آورد. فرد بيكار ملامت زده، شايعه را نقل و باور مي كند تا در خود برانگيختگي ايجاد كند و از يكنواختي رهايي يابد. بنابراين با ايجاد مشاغل متعدد، اين افراد وساير بيكاران جامعه ذهنشان مشغول به كار شده و يكي از راههاي شايعه مسدود مي گردد. &nbsp;3- تقويت فرهنگ اجتماعي: &nbsp;رواج شايعه در يك جامعه نشان دهنده پايين بودن فرهنگ و روحيه افراد آن جامعه است. براي مقابله با شايعه، ابتدا بايد به سالم سازي اين فرهنگ توجه كرد, در اين زمينه، بهترين روش، آشنا كردن مردم با آثار سوء شايعه و آموزش آنها در برخورد با شايعات است. در زمان جنگ جهاني دوم، تبليغات خصمانه عليه متحدان باعث رواج شايعات فراواني در آمريكا شده است. در اين زمان يك روزنامه نگار آمريكايي به نام آر. اچ كارين دست به يك ابتكار زد. وي هفته نامه اي را با كمك يك روانشناس محلي و ديگر مردم انگيزه دار منطقه، طبع و منتشر نمود و در آن شايعاتي را كه در عرض هفته بين افراد رواج يافته بود، مطرح و سپس به آنها پاسخ مي داد. اين عمل با عنوان كلينيك شايعه در آمريكا معروف شد و بسياري از نشريات آن را به كار بردند و از خوانندگان خود مي خواستند گزارشگر شايعه شوند و ايشان منبع عمده عرضه اين شايعات به مجلات شدند. ايجاد كلينيك شايعه در هر جامعه اي متناسب با فرهنگ آن از كارآمدترين راههاي فرهنگي مقابله با اين پديده رواني است زيرا به اين ترتيب بسياري از شركت كنندگان در امر كنترل شايعه از بين خود مردم هستند و بسياري از شايعات در منطقه از بين مي روند. در كشور ما كه درصد مطالعات كم است و فرهنگ ارتباطي مردم از نوع شفاهي است, مي توان اين كلينيك را به جاي مطبوعات در راديو و تلويزيون ايجاد كرد. تريبون هاي نماز جمعه و جماعات نيز از قابليت فراواني براي اين كار برخوردار است.براي مبارزه با شايعات، بايد از روشهاي غير مستقيمي مانند تحريك احساسات وطن دوستانه و مذهبي، القاي احساس شرم از طريق پوسترها ، اعلاميه ها و فيلمهاي داستاني و سينمايي احساس برانگيز و يا حتي تعليم مسائل روانشناسي استفاده كرد. به اين ترتيب مردم به ميزان بي خطري از شك و ترديد عموميت يافته نسبت به همه گزارشهاي شنيده شده، دست مي يابند و اين در واقع مهم ترين سنگر دفاعي قابل اتكا در مقابل شايعه است. &nbsp; 4-ايجاد&nbsp; روابط عمومي در سازمانها &nbsp; در نظام اداري نيززماني كه عرضه و تقاضا بين خبر نامتعادل شود ما دچار وضعيتي به نام شايعه خواهيم شد . براي حل مشكل شايعه، در كليه سازمانها و ادارات بخشي به عنوان &quot;روابط عمومي&quot; در نظر گرفته شده است كه وظيفه‌ي آن برقراري ارتباط با رسانه‌هاست. به عبارتي ديگر روابط عمومي سخنگوي هر سازمان و اداره است. &nbsp;شايعه در قانون مجازات اسلامي &nbsp;مطابق قوانين جزايي ايران ساخت، پردازش و انتقال شايعه به خودي خود عملي مجرمانه محسوب نمي شود. همانگونه كه دروغ ها هم با وجود آنكه از منظر شرعي امري مذموم محسوب مي شود، تا زماني كه به قصد اضرار به غير و يا كتمان حقيقت انجام نشود، مجازاتي را به دنبال نخواهد داشت. اما همين شايعه وقتي با قصد اضرار به غير، اشاعه فحشا، تشويش اذهان عمومي و يا مقامات رسمي توليد مي شود، مشمول فصل بيست و هفتم از كتاب پنجم قانون مجازات اسلامي مي گردد. بخشي كه به « افترا، توهين و هتك حرمت» اختصاص يافته است، مطابق ماده 698 اين قانون، تشويش اذهان عمومي ويا مقامات رسمي با قصد اضرار به غير به وسيله نامه، شكواييه، گزارش و به صورت اظهارات كذب و يا نسبت دادن هر موضوع خلاف واقع به اشخاص حقيقي و حقوقي حبس از 2 ماه تا سال و يا شلاق تا 74 ضربه براي شايعه پرداز به دنبال خواهد داشت. ضمن آن كه او ملزم به اعاده حيثيت زيان ديده مي شود. ماده 697 قانون مجازات هم به نسبت دادن امري غير قانوني به اشخاص به وسيله اوراق چاپي يا خطي يا درج در روزنامه و جرايد يا نطق در مجامع پرداخته و مرتكب آن را در صورت عدم اثبات ادعاي خود به يك ماه تا يك سال حبس و تا 74 ضربه شلاق محكوم كرده است اما به نظر مي رسد با وجود تمامي تمهيدات انديشيده شده تا زماني كه شايعه پردازان شايعه مي بافند و مردم شايعه مي خرند و اغلب پديد آورندگان اصلي آنها در سايه حركت مي كنند، نمي توان به ريشه كن شدن اين معضل اميدوار بود. &nbsp;منابع&nbsp; و مآخذ :&nbsp; •&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp; گردن آل پورت ولئو پستمن&nbsp; &quot;روان شناسي شايعه &quot;&nbsp; ترجمه ساعد دبستاني, مركزمطالعات وسنجش برنامه اي&nbsp; صدا وسيماي جمهوري اسلامي,انتشارات سروش ,1372 •&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp; مجموعه مقالات تبليغات و جنگ رواني ,ترجمه حسين حسيني&nbsp; •&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp; مقاله &quot;انتشار شايعه و زمينه هاي نفوذ أن در جامعه &quot; نشريه جمهوري اسلامي&quot; ,17/4/77 •&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp; مقاله &quot; اعتماد اجتماعي &quot; احمد بخارايي , نشريه اعتماد 23/3/81 •&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp; تارنمي بانک اطلاعات نشريات کشور (magiran) •&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp; فرهنگ دهخدا , ج 27 •&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp; فرهنگ دانش آموزگار &nbsp; &nbsp; &nbsp; &nbsp; ");
page[24]=new Array("maghalat5.htm","امت واحده","","&nbsp; &nbsp; &nbsp; &nbsp; سال اول، پيش شماره اول، مهر 84 &nbsp; &nbsp; &nbsp; &nbsp; امت واحده &nbsp; سيد عبدالرسول علم الهدي دانشجوي كارشناسي معارف اسلامي و فرهنگ و ارتباطات دانشگاه امام صادق(ع) &nbsp; از وقتي زندگي آدم ابوالبشر بر روي زمين آغاز شد، بشر سعي در استخدام طبيعت پيرامونش براي زندگي بهتر کرد. با گذشت زمان، بشر و امکانات توسعه يافت و جوامع گوناگون شکل گرفت. فرهنگ مجموعه مشترکي از رفتارها و گفتارها و عقايد افرادي است که جامعه را تشکيل&nbsp; داده اند. يکي از مسائل اصلي که در مطالعات فرهنگ بشري مورد توجه است تکامل گرايي فرهنگ يا نسبي گرايي آنست. آندسته از نظرياتي که پيرو تکامل گرايي فرهنگ بشري بوده اند بوسيله نسبي گرايان رد شد زيرا تکامل گرايي معتقد است که بهترين فرهنگ، فرهنگ امروز غربي است و معيار ارزيابي فرهنگها در زمانها و مکانهاي ديگر همين فرهنگ امروز است و نسبي گرايان با انتقاد از اين شاخص بندي معتقدند هر فرهنگ با ارزشها و هنجارهاي خود در زمان و مکان خود درست است و شاخصي براي خوبي و بدي فرهنگها وجود ندارد. 1) در اين بيان رفتارها و گفتارها و عقايد، آداب و رسوم، شيوه تفکر و نگرش به عالم به هر گونه که باشد در هر فرهنگي براي خود آن درست است زيرا بين افراد مشخص هنجار بندي شده است. بدين ترتيب فرهنگ دوره جاهليت عرب در عربستان به خودي خود درست بوده و هيچ اشکالي نمي توان به آن گرفت. 2) در بيان ديگر نسبي بودن فرهنگ حدود و صغوري دارد يعني هر فرهنگي در زمان و مکان خودش درست است اما نبايد از حدود مشخصي تجاوز کند. اين حدود بوسيله فطرت انسان و ارزشهاي نوع بشر مشخص مي شود و وحي متذکر و تبيين گري بر اين ارزشها و اصول ثابته انسان است. چارچوب و ساختاري که فطرت انسان در فرهنگهاي مختلف و با آداب و رسوم گوناگون دارد اصول ثابته اي را براي همه انسانها بهمراه دارد که ارتباطات انساني را شکل مي دهد و با توجه به اين اصول و ارتباطات، ارزشهاي واحدي و دين و فرهنگ يگانه اي بر جهان انساني حکومت مي کند که حيات معقول و طيبه را براي به کمال رسيدن انسان به همراه دارد. ((يا ايها الناس اتقوا ربکم الذي خلقکم من نفس واحده...)) نساء/1 تمام انسانها از يک نفس واحد آفريده شده اند پس حتما خصوصيات مشترکي براي نوع بشر وجود دارد و با اينکه فرهنگهاي مختلف هست اما ارزشها و گرايشهايي را مي توان براي همه بعنوان اصول انساني نام برد که با استفاده از آن اصول ارتباطات انساني زير لواي حکومت واحدي شکل مي گيرد. ((کان الناس امه واحده ...)) بقره/213 که بستر اين امت حيات طيبه را بهمراه دارد. ((من عمل صالحا من ذکر او انثي و هو مومن فلنحيينه حياه طيبه ...)) نحل/97 حال مي توان هر اسمي که مي خواهيد روي اين اصول بگذاريد. استاد شهيد مطهري اصول ثابت در فرهنگ بشري را از فطرت او دانسته و آن را فرهنگ يگانه بشري نام مي نهد. ((... ايا فرهنگ اصيل انساني ماهيت يگانه دارد؟ يا فرهنگ يگانه در کار نيست، فرهنگ ماهيت قومي، ملي يا طبقاتي دارد. آنچه وجود دارد و يا در اينده وجود خواهد يافت فرهنگها است نه فرهنگ. اين مساله نيز وابسته به اين است که ايا نوعيت انسان از فطرتي يگانه و اصيل برخوردار است و همان فطرت اصيل و يگانه به فرهنگ انسان يگانگي مي دهد و ياچنين فطرت يگانه اي در کار نيست. فرهنگها ساخته عوامل تاريخي قومي و جغرافيايي و يا ساخته گرايشهاي منفعت طلبانه طبقاتي است. اسلام به حکم اينکه در جهان بينش قائل به فطرت يگانه است، هم طرفدار ايدئولوژي يگانه است و هم طرفدار فرهنگ يگانه.)) انسان و ايمان/چاپ اول، صفحه 78 – اسلام يک دين جهاني است و در آخر الزمان با ظهور منجي عالم که پيام حيات طيبه را بهمراه دارد فراگير خواهد شد و خيل انسانها با تمام فرهنگها به سوي آن گرايش پيدا مي کنند ((و رايت الناس يدخلون في دين الله افواجا))نصر/2 در اينجاست که شناخت فرهنگها، و نيازها و خواسته هاي افراد آن براي تبليغ اين پيام و همچنين مشخص کردن نسبي بودن فرهنگ در حدود عقل فطري و دين ضرورت مي يابد. &nbsp; &nbsp; &nbsp; &nbsp; ");
page[25]=new Array("maghalat6.htm","مطبوعات و رسانه‌هاي جمهوري اسلامي ايران","","&nbsp; &nbsp; &nbsp; &nbsp; سال اول، پيش شماره اول، مهر 84 &nbsp; &nbsp; &nbsp; &nbsp; مطبوعات و رسانه‌هاي جمهوري اسلامي ايران &nbsp;از نگاه حضرت امام خميني(ره) &nbsp; حامد فروزان دانشجوي كارشناسي معارف اسلامي و فرهنگ و ارتباطات دانشگاه امام صادق(ع) &nbsp; ظهور و ورود رسانه‌هاي جديد برخاسته از فرهنگ و تمدن غرب در هر جامعه‌اي، قطعا فرهنگ آن تمدن را به جامعه‌ي مقصد منتقل خواهد كرد. مخصوصاً اگر فرهنگي از تمدن غرب وارد تمدن اسلامي كه با هم اختلافات اساسي، بنيادين و ايدئولوژيك دارند شود،‌ تضادهاي فرهنگي را بروز خواهد داد. با وقوع انقلاب اسلامي و تشكيل جمهوري اسلامي كه مدعي ايجاد حكومت اسلامي است،‌ انديشمندان اسلامي و مسئولان حكومت دچار چالش‌هاي مهمي در بسياري از حوزه‌ها مخصوصاً در حوزه‌ي فرهنگي_ارتباطي شدند،‌ از جمله اينكه آيا رسانه‌هاي جديد همچون تلويزيون، صرفاً ابزار و وسيله است يا اينكه خود فرهنگ است و فرهنگ‌ساز؟ آيا مي‌توان از رسانه‌هايي كه خاستگاه شكل‌گيري آنها،‌ جوامع غربي و تمدن مغرب‌زمين بوده‌است، در جامعه‌ي اسلامي كه قصد دارد،‌ تمام اجزاء و اركان آن اسلامي باشد، استفاده كرد؟ آيا مي‌توان از ابزار تلويزيون غربي استفاده كرد بدون تاثيرپذيري منفي از فرهنگ غربي آن وتلويزيون اسلامي ايجاد كرد؟ و اساسا آيا واژه‌ي تلويزيون اسلامي معنا دارد و در صورت معناداري به چه معنا است؟ و البته اين منحصر به تلويزيون نيست. راديو، سينما، تئاتر‌، مطبوعات و مخصوصاً در اين ايام،‌ماهواره همگي مشمول اين بحث مي‌شوند. بر آن شديم تا در راستاي فهم اين سوال‌ها و دريافت پاسخ‌هاي آنها،‌ ديدگاهها و عقايد معمار كبير انقلاب اسلامي، حضرت امام خميني(ره) را در زمينه‌ي مطبوعات و رسانه‌ها مورد بررسي قرار دهيم تا ان‌شاء‌الله ضمن درك بيشتر ديدگاههاي حضرت امام، بتوانيم در حد خود بخشي از مشكلات جامعه‌ي اسلاميان را مخصوصاً در بخش فرهنگي_ارتباطي و به ويژه از لحاظ تئوريك حل و فصل كنيم. آنچه كه از اين پس،‌ در اين سلسله يادداشت‌ها خواهد آمد،‌ يا عيناً‌ بخشي از كلام امام راحل(ره) و يا ماخوذ از محتواي كلام ايشان است كه براي مستندبودن سعي مي‌شود آدرس بيانات حتي‌الامكان از صحيفه‌ي نور ذكر شود. اساس كار مطبوعات و رسانه‌ها وصيت من به مجلس شوراي اسلامي در حال و آينده و رئيس‌جمهور و روساي جمهوري مابعد و به شوراي نگهبان و شوراي قضائي و دولت در هر زمان آن است كه نگذارند اين دستگاههاي خبري و مطبوعات و مجله‌ها از اسلام و مصالح كشور منحرف شوند و بايد همه بدانيم كه آزادي به شكل غربي آن كه موجب تباهي جوانان و دختران و پسران مي‌شود از نظر اسلام و عقل محكوم است و تبليغات و مقالات و سخنراني‌ها و كتب و مجلات برخلاف اسلام و عفت عمومي و مصالح كشور حرام است و بر همه‌ي ما و همه‌ي مسلمانان جلوگيري از آنها واجب است و از آزادي‌هاي مخرب بايد جلوگيري شود و از آنچه در نظر شرع حرام و آنچه برخلاف مسير ملت و كشور اسلامي و مخالف با حيثيت جمهوري اسلامي است، بطور قاطع اگر جلوگيري نشود همه مسئول مي‌باشند، و مردم و جوانان حزب‌اللهي اگر برخورد به يكي از امور مذكور نمودند به دستگاههاي مربوطه رجوع كنند و اگر آنان كوتاهي نمودند خودشان مكلف به جلوگيري هستند. خداوند تعالي مددكار همه باشد. به طور كلي در هر كشوري مطبوعات آن كشور و تلويزيون و راديو آن كشور بايد در مسير آن ملت و در خدمت ملت باشد. مطبوعات بايد ببيند كه ملت چه مي‌خواهد، مسير ملت چيست، روشنگري از اين طريق داشته باشد و مردم را هدايت كند. ......................................... 8/3/58- بيانات حضرت امام در جمع كاركنان روزنامه‌ي كيهان، صحيفه‌ي نور، ج 7، ص 18. &nbsp; &nbsp; &nbsp; ");
page[26]=new Array("maghalat8.htm","آشنايي با انديشمندان علم ارتباطات : پروفسور حميد مولانا","","&nbsp; &nbsp; &nbsp; &nbsp; سال اول، پيش شماره اول، مهر 84 &nbsp; &nbsp; &nbsp; &nbsp; آشنايي با انديشمندان علم ارتباطات : پروفسور حميد مولانا &nbsp; محقق : مهدي يوسفي دانشجوي كارشناسي معارف اسلامي و فرهنگ و ارتباطاتدانشگاه امام صادق(ع) &nbsp; قسمت اول سيري در زندگي،آثار و انديشه هاي پروفسور سيد حميد مولانا &nbsp; عناوين: مقدمه از کودکي در درياي علم،فقاهت وسياست ادامه تحصيلات در تهران حوزه و گرايش به معارف اسلامي از روزنامه نگاري تا عزيمت به آمريکا ادامه تحصيل در ايالات متحده مراجعت به آمريکا و اقامت دايمي چرا؟ تصاوير مقدمه تا حالا فکر کرده ايد که چرا ما ايرانيان عادت داريم که بزرگان و دانشمندانمان را بعد از اين که از دنيا مي روند بشناسيم.چه بزرگاني که از ميان ما رفتند و تازه بعد از رفتنشان بود که مقاله ها و کتب نوشته شد و مردم و جامعه دانشگاهي آن شخصيت را شناختند ؛بگذريم.از همان دوران نوجواني که نام پروفسور سيد حميد مولانا را شنيدم بسيار علاقه مند بودم که درباره ي شخصيت علمي و معنوي ايشان شناخت بيشتري پيدا کنم ولي اکنون که خود وارد دنياي علوم ارتباطات گرديده ام و مي بينم که چگونه چهره ي علمي و بيشتر معنوي ايشان مورد تغافل جامعه ي علمي و دانشگاهي و مديران و مسوؤلان علمي،فرهنگي کشور قرار گرفته است –به طوري که از ميان انبوه آثار علمي و پژوهشي ايشان با وجود نيازي که به چنين کتابهايي احساس مي شود تنها دو کتاب به زبان فارسي ترجمه شده است- بر خود لازم ديدم که دست به قلم شده و زندگي و آثار علمي اين استاد بزرگوار را مورد مطالعه و بررسي قرار دهم؛هر چند که در مورد زندگينامه وآثار علمي پروفسور مولانا مقالات(1)و کتبي (2) منتشر شده است ولي اين نوشتار در تلاش است ضمن پرداختن به زندگينامه ي اين استاد بزرگوار ،جايگاه علمي،مقالات،کتب و برخي مسايل مرتبط با ايشان را در مقاله اي نسبتاً جامع و در عين حال بسيط مورد بررسي قرار دهد. آنچه که دراين قسمت مي خوانيد خلاصه اي از زندگاني ايشان است؛با ما در قسمت هاي آتي همراه باشيد تا با زندگي، افکار و انديشه هاي اين&quot; سفير صداقت&quot;(3)بيشتر آشنا شويم. از کودکي در درياي علم،فقاهت وسياست(4) سيد حميد مولانا در 6 اسفند1315 شمسي در يک خانواده ي روحاني و علمي در تبريز متولد شد.او که هم از طرف پدر و هم از طرف مادر سيد هست،نسبش با بيست واسطه به امام هفتم مي رسد؛پدر و مادر سيد حميد بنا به گفته خودش&quot; نمونه و مظهرپرهيزگاري،تقوي،پاکي،صداقت و خداشناسي و مسلمان به تمام معنا بودند&quot;(5)وفضاي حاکم بر خانواده هفت نفره آنها صفا،صميميت و ايمان بود. خاندان مولانا خانداني معروف در فقاهت ومجاهدت و شناخته شده بوده و هستند؛قطعاًزيستن در ميان چنين خانداني تاثيرات بسزايي در شکل گيري بنيه هاي فکري سيد حميد داشته،به طوري که وقتي دانشجويان رشته روابط بين المللي دانشگاه آمريکن واشنگتن از ايشان در مورد بانفوذترين فرد در زندگي علمي شان مي پرسند،اين گونه جواب مي دهند که:&quot;اول و بالاتر از همه پدر بزرگ من آيةالله العظمعي سيد محمد مولانا&quot;؛اين فقيه بزرگوار که ازنفس روحاني اش بزرگاني همچون علامه اميني تربيت شده اند،کلمات و واژه هايي همچون &quot;دولت غاصب&quot;،&quot;مشروعيت&quot;،&quot;مشروطه&quot;و&quot;حقانيت&quot;را براي اولين بار به سيد حميد آموختند،که بنا به گفته ي خود پروفسور:&quot;من درس اوليه جامعه و دولت وشکاف بين اين دو در ممالک اسلامي را از او آموختم&quot;. سيد حميد در شهريور 1320 و در حدود پنج سالگي خود تجاوز يک قدرت بيگانه به مملکت را مشاهده نمود و اولين ديدگاه هاي خود را در امور ملي و بين المللي شکل داد.&quot;غم انگيزترين روزهاي من در تبريز حمله متفقين در جنگ جهاني دوم به ايران و اشغال تبريز توسط قواي شوروي بود&quot;؛بعد از فروکش کردن جنگ جهاني دوم،امتناع روس ها از اجراي پروتکل هاي بين المللي مبني برترک ايران،باعث بوجود آمدن حزب دموکرات آذربايجان به رهبري پيشه وري شد. در اين جريانات بود که سيد حميد با وجود صغر سن خود شکاف بين جامعه مدني آن روز و دولت و بروکراسي را به طور ملموس ديده و به گفته ي خود:&quot; به اين پديده ي ناموزون و نظريه پردازي آن علاقه فوق العاده پيدا نمودم&quot;. خود مختارها مدتي بعد پدر سيد حميد را به طور موقت بازداشت مي کنند و پس از مدتي، به دليل افزايش فشارهاعليه خاندان مولانا،اين خاندان در تصميمي قاطع به تهران هجرت مي نمايند. ادامه تحصيلات در تهران &quot;کلاس اول تا سوم ابتدايي را در دبستان سعدي در تبريز،کلاس چهارم را در دبيرستان رضوي تهران و پنجم ابتديي تا هشتم متوسطه را در دبستان و دبيرستان تعليمات اسلامي جعفري در تهران خواندم&quot;. حميد نوجوان با گرفتن مدرک سيکل رشته طبيعي آنزمان را انتخاب کرده و وارد دبيرستان مشهور مروي تهران گرديد. در اين ايام -1331تا1334&#65259;.ش.- که مقارن با نهضت ملي شدن صنعت نفت و کودتاي 28مرداد بود،عقايد غربي به طرفداري از دو قطب غرب و شرق،کمونيسم و سوسياليسم و ليبراليسم و کاپيتاليسم با شدت تمام تبليغ مي شد و جوانان با دسته بنديهاي تصنعي هر يک طرفدار ايده اي گشته و با آن شناخته مي شدند؛ولي سيد حميد اينگونه عمل مي کرد:&quot; من به هر دو گروه انتقاد داشتم وانقلاب اصيل را در هيچ يک از مکتب ها نمي ديدم و هميشه در بحث و صحبت خود آرزو داشتم که روزي يک خيزش و جهش اصيل و يک انقلاب اسلامي و مستقل از اين دو قطب،عالمگير شده وايران را نيز دربرگيرد&quot;. حوزه و گرايش به معارف اسلامي با توجه به فرهنگ موجود در ميان خاندان مولانا،ممکن است اين سوال به ذهن برسد که چرا سيد حميد بعد از گرفتن سيکل،به جاي حوزه علميه وارد دبيرستان شد؟خود پروفسور مولانا به اين سوال اين گونه جواب مي دهند که:&quot;کسب علوم حوزوي و تحقيق و مطالعه در اين رشته،يک نوع آسودگي خاطر و آرامش دل و يک نوع ثبات و محيط بخصوصي را احتياج دارد که متاسفانه براي بسياري از ما که در طوفان تغييرات سياسي و اقتصادي قرار گرفته بوديم امکان نداشت&quot;. پروفسور مولانا برخلاف تصورات عاميانه و با وجود اين که از بيست سالگي در غرب بوده است، سعي و کوششي ويژه در آموختن علوم و اصول اسلامي داشته اند؛ايشان در دوران دبيرستان،با مدرسه مروي نيز در ارتباط بوده وپاي بعضي از سخنراني هاي شهيد مطهري در آنجا نشسته اند. نيز قبل از رفتن از تهران با وجود کم بودن سنشان،چندين بار اجازه حضور در دروس آيات بزرگ حوزه علميه قم از جمله آيةالله العظمعي بروجردي را پيدا کرده و امام خميني را هم براي اولين بار،در قم ديده اند. هم اکنون نيز ايشان در مساجد مراکز اسلامي حومه واشنگتن شرکت و بارها به دعوت مراکز اسلامي و تشکل هاي مسلمانان در مساجد و دانشگاه هاي شهرهايي مثل لندن،منچستر،هامبورگ،بارسلون،الجزيره و قاهره سخنراني کرده اند. از روزنامه نگاري تا عزيمت به آمريکا درمدتي که سيد حميد در تهران بود اغلب اوقات فراغت خود را به مطالعه ي کتاب و روزنامه هاي قديمي در کتابخانه ي مجلس اختصاص مي دادو حتي در بسياري از جلسات دوره هاي شانزدهم و هفدهم آنزمان مجلس به عنوان تماشاچي در مذاکرات پرجنجال آنروز حضور داشته و يادداشت برمي داشت و اين امور تأثير بسزايي در آشنايي وي با مسايل جديد داشتند. آغاز فعاليتهاي مطبوعاتي پروفسور مولانا،نويسندگي روزنامه ي &quot;دانش آموزان&quot;بود که براي محصلان دبيرستان هاي آنزمان منتشر مي شد؛زماني که ايشان در سن 19 سالگي مشغول فراگرفتن دروس اقتصاد در دانشگاه تهران بودند،از کيهان به ايشان پيشنهاد کار مي شودو به عنوان سردبير نشريه جديدالتايس&quot;کيهان فرهنگي&quot;مشغول کار مي شوند؛يک سال بعد در سال 1335 به کيهان روزانه منتقل شده وعهده دار صفحه اقتصادي اين روزنامه مي شوند؛چاپ مقالات استاد در مطبوعات آنروز قبل از عزيمتشان به آمريکا،باعث شد که چندين بار توسط دادستان نظامي وقت مورد تفتيش و بازرسي قرار گيرند. ايشان در اوج تکاپوهاي مطبوعاتي خويش و در سن19 سالگي،پدر و مادر خود را در يک حادثه رانندگي از دست ميدهند ولي به مدد تعاليمي که از والدينشان اخذ کرده بودند نااميد نشده و روحيه خود را از دست نمي دهند. ادامه تحصيل در ايالات متحده &quot;من در 20سالگي روانه ي آمريکا و اروپا شدم&quot; .در سال 1337و شش ماه بعد از فوت والدين،سيد حميد توانست از دانشگاه &quot;نورت وسترن&quot;شيکاگو که يکي از دانشگاه هاي برجسته آمريکاست،بورس تحصيلي دريافت کند؛پروفسور مولانا بعدها در مورد انگيزه سفر خود به آمريکا مي گويد&quot;انگيزه من ازسفر به آمريکا،کسب دانش به حداکثرواستفاده از منابع علمي و دانشگاهي و آشنايي بيشتر با اين قاره و جامعه ي آمريکا بود&quot;. وي با علاقه و پشتکاري که از خود نشان ميداد توانست مدرک ليسانس و فوق ليسانس را خيلي سريع و در رشته روزنامه نگاري و گرايش هاي نويني چون اقتصاد و سياست از دانشکده مشهور روزنامه نگاري نورت وسترن که موسوم به مديل بود بگيرد. ايشان براي دکتري در&quot;برنامه مطالعات خاورميانه&quot;دانشگاه هاروارد پذيرفته مي شوند ولي اساتيدشان در نورت وسترن با اعطاي بورس بهتري ،ايشان را تشويق و قانع مي کنند تا در آنجا بماندو دکتراي خود را در رشته هاي علوم سياسي و بين المللي و اقتصاد و ارتباطات ادامه دهد.استاد ميپذيرند و بعدها مي گويند که:&quot;اين يکي از بزرگترين تصميمات من و موثرترين عامل تدريس و تحقيق من در رشته ي &quot;روابط بين المللي و ارتباطات جهاني &quot;بود&quot;.و بدين ترتيب استاد زير نظر معروفترين و مشهورترين استادان علوم سياسي و اقتصادي و جامعه شناسي و ارتباطات آنزمان آمريکا درس خواندند. سرانجام در آذرماه 1342 و تقريباَ شش ماه بعد از قيام خونين 15 خرداد،سيد حميد مولانا با اخذ بالاترين مقام آکادميک(پروفسوري)از دانشگاه نورت وسترن به ايران بازگشت. مراجعت به آمريکاو اقامت دايمي چرا؟ &quot;من با آنکه از کودکي و به مقتضيات محيط و شرايط ملي و بين المللي روز، هميشه کنجکاو بودم که هم غرب و هم شرق را درک کرده و بفهمم ولي نه هيچ وقت آرزوي اقامت دايمي در غرب و آمريکا را داشتم و نه مايل بودم در غرب شغلي پيدا کرده وحتي تدريس کنم&quot;. با توجه به وجود چنين اعتقادي در پروفسور مولانا جاي اين سوال مهم است که چرا ايشان در همان سال بازگشت خويش به ايران،مجدداًراهي محل تحصيل خود،آمريکا شد؛براي پاسخ به اين سوال بايد بررسي کنيم که در اين چند ماهه بر ايشان چه گذشت. پروفسور مولانا در همان اوايلي که به ايران آمده بودند از طرف کيهان دعوت به سردبيري اين روزنامه مي شوند.روزنامه اي که &quot;کيهان ش&quot; نام نهاده و به جان ملت انداخته بودند و چنگال هاي اهريمن در تنش فرو رفته بود؛اينجاست که پروفسور جوان در معرض امتحان سترگ الهي قرار مي گيردو به مدد شخصيت تربيت يافته ي خود از اين امتحان سربلند بيرون مي آيد و در اعتراض به بازداشت و تبعيد امام خميني ،از سردبيري کيهان استعفا مي دهد. ايشان اين وقايع را اينگونه توصيف مي کنند:&quot;چون اختناق در ايران در آنزمان به حد اعلاي خود رسيده بود و من در مدت چند هفته ايکه در ايران براي سمت سردبيري کيهان دعوت شده بودم چندين بار براي بازجويي به ساواک خوانده شده و تحت فشار دستگاه و نظام بودم،پس از سه ماه و نيم سکوت در ايران،به عنوان اعتراض عليه بازداشت امام خميني و خفقان موجود در مملکت استعفا داده و خاک ايران را براي هميشه ترک کردم و اين آغاز تدريس و استادي من در آمريکا بود&quot;.و بدين ترتيب پروفسور مولانا در حالي که از سوي رژيم پيشنهادهاي مختلفي براي کار در پست هاي مختلف -از وزارت گرفته تا وکالت-به ايشان شده بود، راهي تبعيد اجباري شد. با ما در قسمت هاي بعدي همراه باشيد..... تصاوير در پايان اين قسمت مناسب ديديم تصاويري از پروفسور سيد حميد مولانا را که شايد تا کنون آنها را نديده ايد بياوريم.(لازم به ذکر است اين تصاويراز منبع زير برداشته شدت است: فيضي تبريزي،کريم، سفير صداقت،تهران،دفتر نشر فرهنگ اسلامي،چاپ اول،1381)&nbsp; &nbsp; &nbsp;پا نويس ها 1-عمده اين مقالات در نشريه&nbsp; کيهان فرهنگي منتشر شده است که براي نمونه به چند مورد زير اشاره مي شود:&nbsp; &nbsp;ايراني ترين دانشمند آن سوي مرز:گفتگو با پروفسور حميد مولانا با حضور...،زير نظر مهدي پروين زاد،شماره 189 &nbsp;کتاب شناسي پروفسور حميد مولانا ،سبحان محقق،شماره189 2- آقاي کريم فيضي&nbsp; تبريزي با نوشتن دو کتاب مجموعه اي نسبتاًجامع در اين زمينه فراهم آورده اند که عبارتند از&nbsp;&nbsp; : &nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp; الف- پروفسور مولانا طنين تعهد&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp; &nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;ب- سفير صداقت&nbsp; 3 - اين عنواني است که آقاي فيضي تبريزي در کتاب دوم خود براي پروفسور مولانا برگزيده اند.شايد در نگاه اول چنين عنواني اغراق آميز به نظر آيد ولي بهتر است آنچه که در ادامه مي آيد را خوانئه و سپس قضاوت کنيد.&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp; 4- عمده مطالبي که در مورد زندگينامه ايشان آمده است بر اساس گفته هاي خود استاد مي باشد که در کتاب&nbsp; هاي آقاي فيضي تبريزي و نيز در مقالات ديگر آمده است.&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp; 5- مطالبي که به اين صورت مشخص گرديده اند عين گفته هاي استاد مي باشد که از منبع زير برداشته شده است: فيضي تبريزي،کريم، پروفسور مولانا طنين تعهد،تهران،شکوفه ياس،چ اول،پاييز1380 به دليل کثرت اين جملات از ذکر شماره ي صفحات خودداري نموده ايم. &nbsp; &nbsp; &nbsp; ");
page[27]=new Array("maghalat9.htm","منبع شناسي در ارتباطات انساني","","&nbsp; &nbsp; &nbsp; &nbsp; سال اول، پيش شماره اول، مهر 84 &nbsp; &nbsp; &nbsp; &nbsp; منبع شناسي در ارتباطات انساني &nbsp; محمد رضا روحانيدانشجوي كارشناسي ارشد معارف اسلاميدانشگاه امام صادق(ع) &nbsp; &nbsp; سايت‌هاي آموزشي (دانشگاهي) &nbsp;سايت علم&#1740; &nbsp;پايان‌نامه فارس&#1740; &nbsp;پايان نامه لاتين &nbsp;کتاب فارسي &nbsp;کتاب لاتين &nbsp;نشريه فارسي &nbsp;نشريه لاتين &nbsp; &nbsp; سايت‌هاي آموزشي &nbsp;&nbsp; &nbsp; The university of Lowa&nbsp; Centreal Queensland University The university of Villanova MIAMI University PURDUE North Central &nbsp; The university of Lowa http://www.uiowa.edu/~commstud/graduate/IPSG&nbsp;&nbsp; &nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp; عنوان اين سايت سايت Communication Studies مي‌باشد كه سايت ارتباطات دانشگاه lowa مي‌باشد و حاوي سايتهاي علمي ‌متعددي پيرامون رشته ارتباطات مي‌باشد عناوين درسي ارتباطات نيز در اين سايت بيان گرديده است و همينطور مقالات بسياري در زمينه ارتباطات را پوشش مي‌دهد سرفصل‌هاي اصلي درسي براي دوره‌هاي ليسانس، فوق ليسانس و دكتري نيز مبسوط و با ساعت و گروه درسي آن ارائه گرديده است مثل تئوري‌هاي ارتباطات تاثير متقابل ميان فردي گروه سازمان و ... اين سايت با بهره گيري از linkهاي مناسب مطالب مفيدي از اين علم در اختيار پژوهشگران قرار مي‌دهد از آن جمله مي‌توان به اي موارد اشاره نمود، ليسانس، فوق ليسانس، هيئت علمي‌، انتشارت، خبر‌رساني، دانش جويان فعال، دانش جويان ارتباطات در قسمت courses تمام سرفصل‌هاي درسي به هماره توضيحي اجمالي از آن درس آمده است در بخش faculty زندگي نامه و ارائه توضيحي در مورد اساتيد آمده در بعضي موارد اساتيد سايت علمي مختص به خود را نيز با لينك در آنجا معين نموده اند حتي به منظور تشويق دانشجويان نمونه بخشي را مختص به آنها اختصاص داده اند. اين سايت در قسمت resource سايت علمي بسيار مفيدي كه در همه زمينه‌هاي علمي و دروس ارتباطات مطالب گوناگوني را دارد ارائه مي‌نمايد در مجموع اين سايت براي دانشجويان اين رشته بسيار مفيد مي‌باشد. &nbsp; &nbsp; Centreal Queensland University http://www.infocom.cqu.edu.au &nbsp; &nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp; اين سايت درسي نيز از بخشهاي متعددي مثل Staff,Research,Students,Courses و... تشكيل شده است در قسمت courses رشته و عناوين درسي را به تفكيك كد رشته يعني ورودي‌هاي رشته و براساس ترم آنها در اختيار پژوهشگر قرار مي‌دهد كه از سال 1998 را ذخيره سازي نموده است در قسمت students برنامه‌هاي فوق برنامه دانشگاهي را در زمينه رسانه‌ها روزنامه‌ها و فرهنگ و غيره را در بر دارد كه در هر مورد به وسيله لينك اطلاعاتي مفيد در اختيار دانشجو قرار مي‌دهد شيوه ثبت نام و برنامه‌ها و راهكارهاي اصلي دانشگاه نيز در اين بخش مطرح گرديده است. در قمست Research نيز مجدداً سايتي علمي با تقسيم بندي‌هاي متعدد و گوناگون ايجاد شده است كه مطالب و گزارشات ارتباطي را در خود جاي داده است به بيان هيئت علمي و كارهاي علمي ايشان در زمينه ارتباطات به تفصيل پرداخته است. اين سايت علاوه بر اين بهره دهي‌ها از امكان Search نيز به منظور استفاده دانش‌پژوهان استفاده كرده است. &nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp; در مجموع اين سايت در رشته ارتباطات انساني بسيار كمك كننده در يادگيري‌ها به حساب مي‌آيد و آگاهي دانشجو را از مسائل جديد ارتباطات نيز افزايش مي‌دهد.‌دهد. &nbsp; &nbsp;&nbsp;Communication http://www.communication.villanova.edu &nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp; سايت بعدي در زمينه ارتباطات سايت دانشگاه Villanova است اين سايت هم چون سايتي دانشگاهي است اعتبار علمي فراواني دارد. در اين سايت نيز همان‌طور كه بيان گرديد رشته‌ها و درسهاي آنها را به تفصيل در ليسانس، فوق ليسانس و دكتري مطرح مي‌سازد در زمينه اساتيد دانشگاه نيز به بيان پاره‌اي مطالب در مورد آنها مي‌پردازد علاوه بر اين امكان ارتباط با اساتيد را از طريق link برقرار مي‌سازد اين سايت از قسمتهاي بسيار متعددي تشكيل شده است كه هركدام از آنها بصورت ارجاعي از راهبري مناسب برخوردارند. &nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp; دوره‌هاي آموزشي برنامه‌هاي تحصيلي پروژه‌هاي اصلي راهنماي گزينش مجموعه ي فيلم، تابستان در كشور يونان، تجهيزات ويديويي و... ز قسمتهايي است كه در اين سايت به تشريح بيان مي‌كند در اين سايت ساعات كاري اساتيد نيز به منظور آگاهي دانشجو نيز گذاشته شده است. &nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp; در مجموع اين سايت نيز حاوي مطالبي مفيد در حيطه ارتباطات است وانگهي اين سايت بيشتر در محدوده دانشگاه و فعاليت‌هاي دانشگاهي و اساتيد اين سايت را طراحي كرده و راهبردي مناسب براي دسترسي به سايت‌هاي علمي مهم در رابطه با ارتباطات ندارد. &nbsp; &nbsp; MIAMI University http://www.units.muohio.edu/communication/graduate_programs &nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp; اين سايت دانشگاهي نيز يكي از كاملترين سايت‌ها در زمينه ارتباطات است و ضمن بيان سرفصل ‌هاي درسي به تفكيك سال توضيحاتي تفصيلي بصورت ارجاعي به دانشجو در مورد نحوه كار برنامه‌ها، هزينه‌ها و... را مي‌دهد. اين سايت همچنين براي هيئت علمي بخش ويژه اي را طراحي نموده است و آنها را معرفي كرده است يكي ديگر از ويژگيهاي مهم اين سايت بكارگيري راهبردهاي مفيد براي ارجاع علمي به سايت‌هاي دانشگاهي ديگر است برنامه‌هاي جديد دانشگاه در اين سايت در معرض ديد كاربران قرار مي‌گيرد. به هر گرايش زير مجموعه ارتباطات امكان ارجاع داده شده تا توضيحات در مورد دوره‌هاي تحصيلي برنامه‌ها و... در آن زمينه ارائه گردد. در اين سايت بخشي به عنوان برنامه‌هاي ويژه نيز گنجانده شده است كه در آن در هر زمينه اي مثل رسانه و تلويزيون و .... مطالب مفيدي ارائه مي‌گردد اين سايت امكان search را نيز داراست، اخبار ورزش، اتفاقات و رويدادها از ديگر قسمتهاي مفيد اين سايت به شمار مي‌رود لازم به ذكر است كه اين دانشگاه رشته‌ها ديگري را نيز داراست كه ارتباطات يكي از آنها است و اين همه قسمتهاي متنوع و كاربردي فقط براي يكي از رشته‌هاي اين دانشگاه مي‌باشد. &nbsp; PNC http://www.pnc.edu/com &nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp; اين سايت درسي PURDUE North Central مي‌باشد كه همانند سايت درسي MIAMA قسمتي از سايت كلي اين دانشگاه است كه رشته‌هاي ديگر را نيز پوشش مي‌دهد اما در زمينه ارتباطات: اين سايت به بيان سرفصل‌هاي تحصيلي اين رشته مي‌پردازد در اين سايت مسائل و برنامه‌هاي آموزشي بسياري در مورد ارتباطات ارائه گرديده است. در قسمتي كه مخصوص دانش جويان است به بيان ابتكارات دانشجويان تحصيلات دانشگاهي آنها سرويس‌هاي مربوط به آنان گروههاي دانشجويي مي‌پردازد، در قسمتي ديگر اعضاي هيئت علمي و استيد دانشكده ارتباطات را معرفي مي‌نمايد و براي برقراري ارتباط دانشجويان با آنان ٍEmail آنها را نيز در اختيار دانشجويان قرار مي‌دهد. در اين سايت هم اخبار و رويدادهاي مهم بخش جداگانه اي را به خود اختصاص داده است همچنين اين سايت حاوي قسمتي در مورد زندگي خوابگاهي دانشجويان ارتباطات هم است كه در ارتباط با دانشجويان تنظيم گرديده است. در مورد بعضي از اساتيد اين دانشگاه لينكهايي ئنيز وجود دارد كه در مورد كارهاي ايشان مقالات ارزش و اعتبارهاي علمي آنها سخن به ميان رفته است ضمن ارايه اين مطالب بيوگرافي مختصري نيز از آنان در معرض ديد پژوهشگر قرار مي‌گيرد. &nbsp; &nbsp; سايت علمي &nbsp; Communication mass media/communication &nbsp;communication studies &nbsp;communication&nbsp; thoreise &nbsp;link to resources of communication &nbsp;interpersonal communication &nbsp;communication research resources &nbsp;mass communication resources center communication communication resources &nbsp; &nbsp; &nbsp; communication&nbsp; http://library.osu.edu/sites/gateway/bib/communication.html &nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp; &nbsp;&nbsp; اين سايت با عنوان communication است و همه سرفصل‌هاي ارتباطات از زيرمجموعه‌هايي چون ارتباطات ميان فرهنگي، ارتباطات ميان فردي، ارتباطات جمعي، ارتباطات غير كلامي، ارتباطات سازماني و ارتباطات سياسي تشكيل شده و با استفاده از كاربرد لينك هركدام از اينها نيز شامل مجموعه اي از دايره المعارف كلمبيا، دايره المعارف برتانيكا، دايره‌المعارف بين‌الملل فقط در بخش اطلاعات است در زمينه لغات و اصطلاحات هركدام از اين فصل‌ها ديكشنري‌هاي معتبر ارتباطاتي را در اختيار قرار مي‌دهد علاوه براين موارد كليد واژه‌ها و رده بندي اين علم نيز ارائه گرديده است در بخش ديگري اطلاعاتي كه در مجلات عمومي و تخصصي و روزنامه‌ها و مقالات در موضوع ارتباطات يا زيرشاخه آن آمده را مورد استفاده قرار مي‌دهد. در اين باره نيز مجلات معتبر را با استفاده از لينك در اختيار مي‌گذارد. در بخش ديگري اطلاعاتي در مورد كتب در باره ارتباطات و زيرمجموعه‌هاي آن بيان گرديده. اين سايت در زمينه سازمانها بطور گسترده ارتباطات انساني را در انواع مختلف آن مورد بررسي قرار مي‌دهد. در قسمتي ديگر نيز نظريات و عقايدي كه در اين زمينه است را بيان مي‌نمايد علاوه براين كاربردهاي يژه اين سايت از قابليت جستجوي پيشرفته نيز برخوردار است در مجموع اين سايت جامع سرفصل‌هاي ارتباطات است و اطلاعات مبسوطي در هر زمينه در اختيار پژوهشگر قرار مي‌دهد. &nbsp; &nbsp; &nbsp; mass media/communication http://www.popcultures.com/media.htm &nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp; اين سايت پيرامون ارتباطات جمعي كه مقالات بروز ارتباط جمعي را در بر دارد علاوه براين سازمان‌هاي ارتباطي كه در زمينه اطلاعات، مقالات، روزنامه‌ها، كتب ارتباطي كار مي‌كند با لينك در اختيار پژوهشگر قرار مي‌دهد چون از سازمانهاي معتبر جهاني استفاده شده است از صحت اطلاعات بالايي برخوردار است همچنين در زمينه ارتباطات فرهنگي و روزنامه نگاري دانشگاهي در اين سايت استفاده شده است و در هر كدام با استفاده از پيوند منابع و اطلاعات بيشتري در اختيار كاربر قرار مي‌دهد جستجو در وب در زمينه ارتباطات جمعي نيز از ديگر قابليت‌هاي اين سايت است. مخاطبان اين سايت را پژوهشگران ارتباطاتي خاصه روزنامه نگاران تشكيل مي‌دهند و جزو منابع ارجاعي است چون از بسياري روزنامه‌ها و سازمانهاي ارتباطي استفاده كرده است. همچنين از مزاياي ديگر اين سايت روزآمد بودن آن است بطوري كه گفته شد بخشي تحت اين عنوان نيز به خود اختصاص داده است. علاوه بر اين از نظر طراحي گرافيكي و استفاده از فونت‌ها كه در ميزان جذب مخاطب موثر است نيز از انواع متنوع لينك‌ها و رنگ‌ها بهره جسته است و در مجموع&nbsp; سايتي مناسب در زمينه ارتباطات جمعي به حساب مي‌آيد. &nbsp; &nbsp; &nbsp; communication studies http://www.calstatela.edu/library/libfac/comstud.htm &nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp; اين سايت علمي در زمينه ارتباطات اطلاعات مورد استفاده در اختيار پژوهشگر قرار مي‌دهد، اين سايت وابسته به دانشگاه كاليفرنيا است كه سايتهاي پر استفاده و مفيد ارتباطات را در مقاطع تحصيلي مختلف در رشته ارتباطات در بر دارد. همچنين در زمينه روزنامه نگاري و سازمانهاي مرتبط به ارتباطات مطالب متنوعي را حتي در زمينه وسائل ارتباطي در بر دارد در مورد ارتباطات مجلات الكترونيكي را نيز با استفاده از پيوندهاي مناسب در اختيار كاربر قرار مي‌دهند و قابليت جستجو در اين موارد را نيز به افراد در موارد مختلف ارتباطات فرهنگ ارتباط جمعي و... مي‌دهد. حتي قابليت جستجو در فيلم و تلويزيون نيز از ديگر مزاياي اين سايت است و در قسمت پاياني اين سايت نام 12 سازمان دولتي و خصوصي كه در زمينه ارتباطات كار مي‌كنند با استفاده ار پيوند قرار داده شده است اين سايت حاوي اطلاعاتي است دانشگاهي لذا از صحت بالايي برخوردار است و پديد آورندگان آن نيز دانشگاهيان و اساتيد و دانشجويان هستند و عمده مخاطبان آن را پژوهشگران ارتباطاتي تشكيل مي‌دهند در مجموع اين سايت جزو منابعي است كه هم توليد كننده و هم مصرف كننده اطلاعات ارتباطي است. &nbsp; &nbsp; &nbsp; communication&nbsp; thoreise http://www.tcw.utwente.nl/theorieenoverzicht &nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp; اين سايت علمي‌پيرامون تئوري‌هاي ارتباطي است كه محصول دانشگاه TWENTE هلند است و لذا از صحت اطلاعاتي بالايي خوردار است اين سايت حاوي مجموعه اي تئوري‌هاي ارتباطات در حوزه‌هاي: روابط و ارتباطات ميان فردي، ارتباطات سازماني ، رسانه‌هاي گروهي، فن آوري اطلاعات و ارتباطات، فرآيندهاي ارتباطات، ارتباطات سالم، رسانه، فرهنگ و اجتماعي، روابط عمومي، تبليغات، بازاريابي، رفتار مصرف كنندگان2- فهرست الفبايي نظريه‌ها 3- سطوح نظريه‌ها، خرد، ميانه، كلان 4- متون درسي نظريه‌ها. اين سايت با استفاده از پيوندهاي مناسب اطلاعاتي مفيدي در هر زمينه در اختيار فرد قرار مي‌دهد. مخاطبان اصلي اين سايت دانشجويان ارتباطات است و سايتي مورد استفاده در مورد درسهاي اصلي و رسمي دانشجويان به شمار مي‌رود. پديدآورندگان اين سايت اساتيد و دانشجويان اين رشته هستند كه به اعتبار و صحت اطلاعات آن مي‌افزايد قهراً چون از اطلاعات و نظريات خام اين علم استفاده برده است لذا جزو منابع دسته اول در اين زمينه به حساب مي‌آيد. در مجموع اين سايت نيز بدليل اينكه حاوي نظريات ارتباطاتي است بسيار مورد استفاده براي دانشجويان جديدالورود اين علم مي‌باشد. &nbsp;&nbsp; &nbsp; link to resources of communication http://www.uiowa.edu/~commstud/resources &nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp; اين سايت وابسته به دپارتمان ارتباطات دانشگاه ؟؟؟ است و به همين دليل از صحت اطلاعاتي بالايي برخوردار است پديدآورندگان اين سايت نيز عده اي از اساتيد و دانشجويان مي‌باشند كه به اعتبار سايت مي‌افزايد قسمتهاي متنوع اين سايت پوشش بسيار زيادي بر تمامي سرفصل‌هاي ارتباطات انساني را شامل مي‌شود. در مورد مطالعات فرهنگي و فرهنگ عامه پسند با استفاده پيوند اطلاعاتي مبسوط در اختيار كاربر قرار مي‌دهد در مورد رسانه‌هاي الكترونيكي و نظام ارزش گذاري همچنين منبع مطالعه در مورد فيلم‌ها مطالبي قابل استفاده در اختيار دارد. &nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp; مضاف بر اين در مورد آگهي‌ها و خبرها موارد بسياري را مي‌توان با استفاده از پيوندي كه تحت آن در بر‌دارد مورد استفاده قرار داد. موضوعات ديگري چون ارتباطات سازماني، ارتباطات سالم، ارتباطات ميان فردي و ارتباطات در گروههاي كوچك كه شامل ارتباطات غير كلامي‌هم مي‌شود و همينطور روزنامه نگاري و ارتباطات جمعي و ارتباطات سياسي و تئوري‌هايي كه در باره ارتباطات و شاخه‌هاي مربوط به آن مطرح گرديده نيز با پيوند به اطلاعاتي متصل مي‌گردد كه از جامعيت يك تحقيق علمي دانشگاهي به خوبي برخوردار است مخاطبان اين سايت عمدتاً دانشجويان ارتباطات فرهنگي و ارتباطات جمعي هستند كه بصورت كاملتري به بررسي اين دو موضوع پرداخته شده است. &nbsp; &nbsp; interpersonal communication http://www.abacon.com/commstudies/interpersonal/indefinition.html &nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp; اين سايت توجه خود را به ارتباطات ميان فردي و بين گروهي در گروههاي كوچك معطوف نموده است مقدمتاً از دو منظر 1) وابسته بقراين و 2) ديدگاه توسعه يافته ارتباطات ميان فردي را بررسي و تحقيق مي‌كند كه ارتباطات ميان فردي را بسيار موثر و پيچيده در تاثير گذاري بر يكديگر معرفي مي‌كند و اين تفاوت از نزديكي محسوسي است كه در اين نوع ارتباط رخ مي‌نمايد. اين سايت تاثيرگذاري و چابكي در تاثير گذاري در ارتباطات ميان فردي با استفاده از پيوندي در كاربر مورد بررسي قرار مي‌دهد آنچه در اين سايت بسيار حائز اهميت است قابليت گزينش كاربر است يعني كاربر را با استفاده از سوالاتي در هر زمينه از ارتباطات گروهي و ميان فردي مي‌سنجد كه بصورت سوالات چهارگزينه‌اي مطرح مي‌گردد و اين مورد در حوزه تدريس و نحوه تدريس كه قرابت بسياري به ارتباطات ميان فردي و گروهي دارد نيز مطرح مي‌شود اين سايت در قسمتي ديگر ارجاعي مربوط به اين سايت نيز كه اطلاعات سايت از آن برگرفته شده است را با استفاده از پيوند ذكر مي‌كند در مجموع اين سايت به يك شاخه ارتباطات انساني يعني ميان فردي پرداخته و به شيوه اي گزينشي امتحاني كاربر را مورد امتحان بوسيله خودش قرار مي‌دهد. &nbsp; &nbsp; &nbsp; communication research resources http://www2.newpaltz.edu/~cahnd/cahn4.html &nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp; عنوان اين سايت منبع پژوهش ارتباطات است كه قابليت جستجو در كتب اين زمينه در آمازون و همينطور قابليت جستجو در كتابخانه‌هاي ديجيتالي را داراست. از ديگر مزاياي اين سايت كه به اعتبار علمي آن مي‌افزايد استفاده از سازمانهاي معتبر ارتباطاتي در جهان است اين سايت با استفاده از پيوند به سازمانهايي چون ACS و EJC متصل مي‌گردد لذا از اعتبار و صحت اطلاعات بالايي برخوردار مي‌باشد از ديگر خصوصيات اين سايت استفاده از روزنامه‌هاي ديجيتالي و بروز در زمينه ارتباطات مي‌باشد يعني با معرفي مجلات تخصصي در اين رابطه با پيوندهاي مفيدي اين مجلات را در اختيار پژوهشگر قرار مي‌دهد همچنين اين سايت با استفاده از پيوند به سايت‌هاي موسسات ديگر در زمينه ارتباطات متصل مي‌گردد و به اين وسيله به منابع ديگري در اين زمينه‌ها ارجاع مي‌دهد مثل Media Communication Studies MCS كه موسسه ي انگليسي و معتبر در اين باره به حساب مي‌آيد از جمله كارهاي مفيد ديگري كه اين سايت انجام داده با تقسيم بندي سايت‌ها مهمترين‌ها و معتبرترين‌ها را از ديگر سايت‌ها جدا نموده است تا به اعتبار موضوعات مطروحه از موسسات معتبر بيافزايد و در بخش آخر هم بحث‌هاي گروهي را با پيوند مورد استفاده پژوهشگر قرار مي‌دهد. مجموعاً اين سايت علمي به دانشجويان در زمينه ارتباطات جمعي و روزنامه نگاري بيشتر توصيه مي گردد، اگر حاوي مطالبي متنوع در قسمتهاي ديگري از ارتباطات انساني نيز مي‌باشد. &nbsp; &nbsp; mass communication resources center http://college.hmco.com/communication/resources/students/mass/masscom_res_links.html &nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp; اين سايت علمي ارتباطات جمعي را مورد بررسي قرار مي‌دهد و پيوندهاي مناسبي در اين زمينه در اختيار دانشجويان اين رشته قرار مي‌دهد كه بيان مي‌گردد اين سايت وابسته به كالج Division است لذا از اعتبار علمي زيادي برخوردار است. اين سايت تحت عنوان سازمانهاي حرفه اي با استفاده از پيوند به باشگاه مطبوعات جهاني متصل مي‌گردد و به اين وسيله اطلاعات مفيدي در زمينه مطبوعات در اختيار كاربر قرار مي‌دهد، قسمتي ديگر به پيوندهاي رسانه‌هاي گروهي كه زيرمجموعه اي از ارتباطات جمعي است پرداخته مي‌شود و در اين حوزه پيوندهايي كه در زمينه ارتباطات و فرهنگ است خاصه سايت‌هاي انگليسي مربوط به ارتباطات مورد استفاده كاربر قرار مي‌گيرد در قسمتي ديگر به معرفي و پيوند سايتهايي كه مربوط به مجلات است پرداخته شده است و نهايتاً‌ به سايتهايي اشاره شده است كه اصول ارتباطات جمعي را بيان مي‌كنند كه هم سايتهاي علمي ‌ارجاع داده شده است و هم به سايتهاي اطلاعاتي در يك جمع بندي كلي اين سايت از منابع ارجاعي بسيار مفيد در زمينه ارتباطات جمعي به حساب مي‌آيد و از جهت اينكه قسمتي از آن را به رسانه‌هاي گروهي پرداخته است علي الخصوص روزنامه منبعي روزآمد شده در زمينه ارتباطات جمعي به شمار مي‌آيد كه اگر چه به يكي از جنبه‌هاي ارتباطات پرداخته شده لكن عميق تر و با تامل بيشتري پيوندها و اطلاعات در دسترس پژوهشگر قرار مي‌گيرد. &nbsp; &nbsp; communication http://www.library.ucsb.edu/subjects/comm/communic.html &nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp; اين سايت در مورد منابع جستجوي ارتباطات است كه حاوي دايره‌المعارف‌ها و منابع آن در حوزه ارتباطات و شركت‌هاي اطلاعاتي ارتباطات هم مي‌شود. اين سايت با بهره بردن از پيوندهاي الكترونيكي به شركتها و سازمانهايي كه در آنها منابع ارجاعي ارتباطات را تهيه كرده است متصل مي‌گردد مثل APA يا كتابخانه‌هاي اطلاعاتي. همچنين در بخشي ديگر تحت عنوان منابع جامع ارتباطات پيوندهايي به ديگر سايت‌هاي علمي و درسي در زمينه‌هاي رسانه و ارتباطات، مطالعات فرهنگي، مطالعات رسانه‌هاي جديد، پروژه‌هاي رسانه و .... ايجاد مي‌كند كه عمدتاً زير نظر دانشگاه‌هاي معتبر ارتباطاتي مي‌باشد اين سايت مضاف بر اينها ليستي از منابع اطلاعاتي الكترونيكي در زمينه ارتباطات ارائه كرده است در قسمتي سازمانهاي دولتي ارتباطاتي كه در اين حوزه‌ها فعاليت مي‌كنند را در اختيار پژوهشگر قرار مي‌دهند و همچنين 17 سازمان معتبر ديگر نيز كه در حوزه ارتباطات به طور رسمي‌كار مي‌كنند كه عمده ي آنها در آمريكا واقع شده است را ذكر مي‌كند كه كاربر با استفاده از سايتهاي اين سازمانهاي كه با لينك توسط اين سايت علمي در اختيار او قرار مي‌گيرد از اطلاعات مورد نظر خود آگاهي يابد. علاوه بر اين ليست كاملي از اطلاعات گزارشي و روزنامه اي در اين زمينه در بر دارد و حتي در انتهاي اين سايت علمي برنامه‌هاي درسي ارتباطات و سير ارتباطات مفصلاً با استفاده از پيوند در اختيار پژوهشگر قرار مي‌گيرد اين سايت عمدتاً اطلاعاتش را از دانشگاهها و سازمانهاي علمي برداشت مي‌كند كه به صحت اطلاعات آن مي‌افزايد و مجموعاً سايتي مناسب براي آگاهي بروز در مورد علم ارتباطات به شمار مي‌رود. &nbsp; &nbsp; &nbsp;communication resources http://www.sosu.edu/lib/subcomm.htm#general &nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp; اين سايت علمي‌اطلاعات مبسوطي در زمينه ارتباطات و حوزه‌هاي آن در اختيار پژوهشگر قرار مي دهد، نخست اطلاعاتي درباره ارتباطات وارتباطات جمعي در كتابخانه‌ها با استفاده از لينك به فرد مي‌دهد سپس در بخشهاي مختلفي در 15 عنوان مجزا از همه ابعاد ارتباطات را بررسي مي‌كند و مطالب و منابع جامعي در اين زمينه مي‌دهد. مقالات مجلات و منابع مجلاتي، مجلات الكترونيكي در زمينه ارتباطات، اطلاعاتي جامع در مورد انواع ارتباطات، توضيحي مبسوط در مورد ارتباطات ميان فردي و سازمانهاي مربوط به اين حوزه كه همگي با پيوند مشخص گرديده اند، تئوري‌هاي ارتباطات جمعي و ارتباطات غير كلامي، ارتباطات سياسي، ارتباطات حقوقي، علوم وابسته به ارتباطات، مباحثه‌ها و سخنراني‌ها در زمينه ارتباطات توضيح مبسوطي از وسايل ارتباطي و انواع آن در بررسي ارتباطات و همچنين منابعي اينترنتي در اين حوزه 15 عنواني هستند كه هر كدام شامل بخشهاي متنوعي است كه بوسيله پيوند اطلاعات و منابع جديدي به پژوهشگر معرفي مي‌نمايد. اين سايت نيز از همه ابعاد به بررسي ارتباطات پرداخته است استاد رجبي نيز اين سايت را تائيد كردند و فرمودند براي همه دوستان E mail كنم كه ناظر بر همه جانبه بودن سايت مي‌باشد همانگونه گفته شد سازمانهاي معتبر در جمع آوري اطلاعات اين سايت استفاده شده اند كه اعتبار و اطلاعات آن را زياد كرده است و سايتي جامع و مفيد در حوزه ارتباطات به حساب مي‌آيد. &nbsp; &nbsp; &nbsp; &nbsp; پايان نامه‌ها &nbsp;&nbsp; بررسي تاثير وسايل ارتباط جمعي بر رفتار سياسي &nbsp;بررسي ميزان بهره مندي جوانان از محتواي وسايل ارتباط جمعي راديو، تلويزيون و مطبوعات &nbsp;نشانه شناسي و ارتباط غير زباني &nbsp;بررسي پاره اي از عوامل موثر در فرآيند ارتباط &nbsp;بررسي تاثير ارتباطات غير كلامي در سياست &nbsp; &nbsp; &nbsp; &nbsp;بررسي تاثير وسايل ارتباط جمعي بر رفتار سياسي &nbsp;پايان نامه كارشناسي ارشد آقاي عباس ناصري كه با راهنمايي دكتر محسنيان راد انجام گرفته است. اين پايان‌نامه در سال 1377 در دانشگاه امام صادق‌(ع) دفاع گرديده است و حاوي مطالبي چون اثر و رفتار سياسي انتخابات عمومي و رسانه‌هاي گروهي مي‌باشد چكيده اي از اين پايان نامه ارائه مي‌گردد: طرح تحقيق بررسي تاثير وسايل ارتباط جمعي بر رفتار سياسي مطالعه‌اي است ميان رشته‌اي كه در چارچوب دو ديسييلين جامعه‌شناسي سياسي و جامعه‌شناسي وسايل ارتباط جمعي شكل گرفته است . آگاهي از سير تكاملي و فراز و نشيب‌هايي كه در تحقيقات و تئوري‌هاي مربوط به تاثير سياسي رسانه‌ها صورت گرفته است و نقش وسايل ارتباط جمعي در فرآيند شكل‌گيري رفتار سياسي هدف عمده اين تحقيق بوده است . مهمترين سوالي كه اين تحقيق به دنبال پاسخي براي آن بوده است اين است كه وسايل ارتباط جمعي چگونه تاثيري بر رفتار سياسي فرد مي‌گذارند. فصل اول نقش وسايل ارتباط جمعي به عنوان يكي از كارگزاران جامعه‌پذيري سياسي در عصر ارتباطات را در قالب تئوري‌هاي مدل‌سازي و الگوبرداري انتظارات اجتماعي مورد بررسي قرار داده است . در فصل دوم نيز سير تحول ديدگاه‌هاي مربوط به تاثير رسانه‌ها و مباني اختلاف اين ديدگاه‌ها پرداخته و آخرين رهيافت‌هاي مطالعاتي اين حوزه ذكر شده است . فصل سوم نيز در چارچوب مدل‌هاي ارتباطي و با نگاهي به ديدگاههاي روانشناسي اجتماعي نگاهي اجمالي داشته است به اين كه منبع ارتباط، ماهيت پيام و ويژگي‌هاي مخاطبان هر يك چگونه بر ميزان اثرگذاري ارتباط تاثير مي‌گذارد. در بررسي نقش وسايل ارتباط جمعي بر رفتار سياسي آن گونه كه مطالعه موردي هفتمين دوره انتخابات رياست جمهوري در بخش پاياني اين تحقيق نيز نشان داده است ، مي‌توان چنين نتيجه گرفت كه آنچه اغلب پديد مي‌آيد اثراتي است كه به تقويت عقايد و رفتارهاي موجود منجر مي‌شود و رسانه‌ها در تغيير عقايد، نگرش‌ها و رفتارها كمتر توفيق ميابند &nbsp; &nbsp;بررسي ميزان بهره مندي جوانان از محتواي وسايل ارتباط جمعي راديو، تلويزيون و مطبوعات &nbsp;اين پايان نامه در سال 1375 از دانشگاه علامه طباطبايي تهران توسط خانم آمنه خاتون مهرناز نقيبي و به راهنمايي استاد دكتر محسنيان راد دفاع گرديده است و به بررسي ابعاد تاثير گذاري رسانه‌هاي جمعي بر جوانان پرداخته است، چكيده اي از اين پايان نامه را مي‌خوانيم: فصل اول: ضرورت توجه به اين تحقيق مي‌تواند از دو جهت مورد توجه قرار گيرد: نخست يافتن شناخت علمي در زمينه ميزان بهره‌مندي جوانان از محتوي وسايل ارتباط جمعي و ديگر برداشتن گامهايي در جهت تغييرات اساسي و بنيادي. اين تحقيق اهدافي را تعقيب مي‌نمايد نظير 1) شناخت ويژگي‌هاي فردي و اجتماعي جوانان، 2) نحوه رويارويي جوانان با وسايل ارتباط جمعي. 3) آگاهي از مهمترين انتظارات و توضيحات جوانان. 4) دلايل عدم بهره‌مندي جوانان از محتوي وسايل ارتباط جمعي. فصل دوم: بررسي منابع: نگاه نظري تحقيق: در بخش اول فرآيند ارتباط آمده است . هر ارتباطي داراي اجزا مختلفي است كه با توجه به تركيب آنها فرآيند ارتباط پديد مي‌آيد. در ادامه نظريه نيازجويي مخاطبان آمده. طبق اين نظريه استفاده مخاطب از محتواي رسانه با هدف مشخصي كه براي تامين نيازهاي گوناگون وي مي‌باشد صورت مي‌گيرد. تاريخچه تحقيق در زمينه ارتباط جمعي شامل ايران و ساير كشورها بخش ديگر از اين قسمت است . در اين بخش ويژگي‌هاي وسايل ارتباط جمعي و بهره‌مندي‌ها مورد بررسي واقع شده. در بخش دوم فصل حاضر الگوهاي مخاطب مدار مورد بررسي واقع شده. الگوي روزن گرن، الگوي استفاده و تاثيرات ، الگوي اطلاع‌جويي مخاطبان از جمله آنهاست . بخش سوم فصل اختصاص به بررسي روان‌شناختي جوانان دارد. در بخش چهارم رابطه بين جوانان و رسانه‌ها را بررسي نموده و در ادامه سوالات تحقيق مطرح شده 1) جواناني كه از وسايل ارتباط جمعي بهره‌مند مي‌شوند چه ويژگي‌هايي دارند؟ 2) جوانان در ميان رسانه‌هاي مختلف از كدام وسيله بيشتر استفاده مي‌كنند؟ و ... فصل سوم: روش تحقيق: روش تحقيق پيمايشي است و از پرسشنامه استفاده شده. در اين قسمت متغيرها شامل بهره‌مندي، پويايي پاسخگويان، رويارويي با رسانه‌ها و ... تعريف نظري و عملياتي شده‌اند. جامعه آماري شامل افراد گروه سني 15-24 ساله بودند. حجم نمونه 300 نفر بود. براي تجزيه و تحليل از آزمون t، مجذور كاي و ضريب همبستگي استفاده شد. يافته‌ها: جوانان مورد مطالعه نه تنها از بين رسانه‌ها به تلويزيون بيشترين دسترسي را دارند بلكه گرايش آنها نيز به طرف اين رسانه بيشتر از رسانه‌هاي ديگر است . مهمترين توقع و انتظار جوانان از رسانه‌ها متوجه مسوليت اجتماعي اين وسايل است . كمبود وقت يكي از دلايل مهم گوش نكردن به برنامه‌هاي راديو، از سوي جوانان ذكر شده است كه با بي‌محتوايي برنامه‌ها رابطه مستقيمي دارد. &nbsp; &nbsp; &nbsp;نشانه شناسي و ارتباط غير زباني &nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp; پايان نامه كارشناسي ارشد علي توكلي و به راهنمايي نادر جهانگيري از دانشگاه فردوسي مشهد كه در سال 1374 صادر گرديده است. اين پايان نامه در سه بخش كلي تنظيم گرديده است در بخش اول علوم نشانه شناسي را مورد بررسي قرار مي‌دهد. كاربرد و نقش نشانه شناسي خدوت نشانه شناسي، نشانه شناسي جديد، رابطه معني شناسي و نشانه شناسي، زبان شناختي و الفباي نشانه شناسي در اين بخش مورد بررسي قرار مي‌گيرد اين رساله به بررسي نماد و نشانه علامه و نشانه و ابهام در معني در حوزه نشانه شناختي نيز مي‌پردازد در بخش دوم انواع نشانه‌ها را از ديدگاه كارشناسان اين امر بيان مي‌كند موضوع نشانه‌هاي گفتاري و فيزيولوژي در ارتباط نشانه‌هاي موسيقي در ارتباطات، نشانه‌هاي هويتي شخص، نشانه‌هاي فرا زباني و زبان اشاره ناشنوايان نيز جزو مطالبي است كه اين دانشجو در اين بخش به آن پرداخته و نشانه‌ها و علامات را كه در ارتباطات غير كلامي مطرح است بررسي و بيان مي‌نمايد. در قسمت بعد مفصلاً به بررسي ارتباطات غير كلامي، تعاريف نظام تفاوت‌هاي ارتباطات كلامي و غير كلامي را در اين بخش آگاهي مي‌يابيم اين رساله در بخش ارتباطات غير كلامي به حركات بدن انسان و نقش آن در ارتباط عملاً مي‌پردازد مجموعاً اين رساله را مجموعه اي مفيد براي شناختن عام همه جانبه از ارتباطات غير كلامي مي‌دانيم كه براي استفاده پژوهشگران ارتباطات توصيه مي‌گردد. &nbsp; &nbsp;&nbsp; &nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp; بررسي پاره اي از عوامل موثر در فرآيند ارتباط اين مورد نيز از دانشگاه فردوسي مشهد در 1375 بوده است كه توسط حسين نقي پور و با راهنمايي دكتر مهدي مشكوه الديني در 143 صفحه ارائه كرده است. در اين پايان نامه به زبانشناسي اشاره گرديده است و به فرآيند ارتباط و ابعاد مختلف آن پرداخته است و در زمينه پيام و نقش زبان در ايجاد پيام و همچنين گفتار و كاركرد آن در ايجاد ارتباط بين افراد نيز بررسي‌هايي انجام گرديده است همينطور در مورد گيرنده و فرستنده به عنوان عاملي اساسي در برقراري ارتباط در اين پايان نامه نكاتي قابل توجه مي‌بينيم اين رساله در 8 فصل تنظيم گرديده است و در واقع اجمالي از مباحث زيربنايي علم ارتباطات را در آن بخشي كه به زبان و ارتباطات كلامي مربوط مي‌شود را در بر دارد. از ديگر نكات مثبت اين پايان نامه استفاده بردن از تصوير و جدول در بيان ملموس تر مباحث ارائه شده از طرف دانشجو مي‌باشد در ذيل چكيده‌اي از اين پايان‌نامه را مي‌خوانيم: اين بررسي رساله حاضر است مشتمل بر هشت فصل. فصل اول به تعريف زبان، ماهيت و نقش پرداخته است و با اين نتيجه‌گيري كه بارزترين نقش زبان ايجاد ارتباط است رهگشاي فصل دوم كه عنوان آن ارتباط است مي‌باشد. در فصل دوم تعريف ارتباط، ماهيت ، اهميت و مدل ارتباط مورد بحث قرار گرفته‌اند. از آنجا كه مولفه‌هاي يك فرآيند ارتباطي را فرستنده، گيرنده، پيام و كانال تشكيل مي‌دهند، فصول سوم، چهارم، پنجم و ششم هر يك به بررسي اين مولفه‌ها مي‌پردازد. اما از آنجا كه هر پديده‌اي كه مي‌شناسيم در معرض آفتها و عناصري قرار دارد كه زوال آن را پديد مي‌آورد، بنابراين ارتباط نيز مستثني از اين آفات نمي‌تواند باشد لذا فصل هشتم تحت اختلال به عواملي كه زوال يك جريان ارتباطي را فراهم مي‌كند مي‌پردازد. &nbsp; &nbsp; بررسي تاثير ارتباطات غير كلامي در سياست &nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp; اين رساله دكتري به بررسي تاثير ارتباطات غير كلامي در سياست مي‌پردازد و نشانه شناختي را در ارتباطات سياسي بررسي مي‌نمايد اين پايان نامه در 298 صفحه در سال 1378 توسط آقاي جهانگير معيني علمداري دفاع شده است. استاد راهنماي اين دانشجو دكتر محمد رضوي مي‌باشد، چكيده اي از اين پايان نامه در ذيل آمده است: در اين رساله از نشانه‌شناسي براي توضيح پديده‌هاي سياسي استفاده شده است و امكانات نظريه‌هاي نشانه‌شناسي براي استفاده در تحليل‌هاي سياسي بررسي مي‌شود. رساله به يك مقدمه، پنج فصل و يك نتيجه‌گيري تقسيم شده است . در مقدمه به مزاياي يك رويكرد بين رشته‌اي مركب از سياست و نشانه‌شناسي براي توضيح مسائل سياسي اشاره مي‌شود. در فصل يك بحران فعلي نظريه پردازي در سياست و دلايل آن مورد بحث قرار مي‌گيرد. در فصل دوم شماي كلي نشانه‌شناسي و رويكردهاي مختلف آن برشمرده مي‌شود. فصل سوم به بيان رابطه انديشه و زبان و نگرش نمادين - نشانه‌اي انسان به جهان مي‌پردازد و در اين زمينه از نظرات «لوويگوتسكي»روانشناس اجتماعي شوروي و « ارنست كاسيرر» فيلسوف آلماني استفاده مي‌كند. فصل چهارم به نقش نمادها و نشانه‌ها در تداوم نظم سياسي و تبعات آن مي‌پردازد. در فصل پنجم ملاحظات سياسي و نظري براي حك و اصلاح نظرات نشانه‌شناختي براي بهره‌برداري در سياست مورد بحث قرار مي‌گيرد. سرانجام رساله با يك نتيجه‌گيري به پايان مي‌رسد. هدف اصلي از نگارش اين نوشته بحث درباره علل تثبيت افكار سياسي در اجتماع مي‌باشد. اين پايان نامه نيز براي دانشجويان در جهت شناخت ارتباطات غير كلامي و تاثير مهم آن در خط‌دهي سياسي كشورها بسيار مفيد به نظر مي‌رسد . &nbsp; &nbsp; پايان نامه‌هاي لاتين &nbsp; &nbsp;Eric Michaels Holander Gary Laflevr Joanne Blanchard Brown &nbsp;Phylis Flazier Elaine Byrne Paul Kowalewski Kara Moscoviz Anthony Will Denise Gasey &nbsp; &nbsp;بسط دادن خبر و آگاهي در بين زبان مطالعه اي در تئوري‌هاي ارتباطات انساني &nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp; اين پايان نامه در سال 2003 ميلادي توسط Eric Michaels Holander در 224 صفحه و در مقطع دكتري تنظيم گرديده است (كه از دانشگاه Denver) استاد راهنماي اين دانشجو آقاي F.E.Dance بوده است. اين پايان نامه به نقش زبان در ارتباطات انساني پرداخته است و تاثيرات آن را مورد بررسي قرار داده لذا در تقسيم بندي عام علاوه بر ارتباطات به علم روانشناسي نيز مربوط مي‌گردد. &nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp; در اين رساله به زمينه علمي‌و تئوريك موضوع پرداخته شده است و ضمن بررسي نظريات ارائه شده نتيجه اين بحثها را بيان مي‌نمايد و همچنين به تجزيه و تحليل متقاعد سازي در ارتباط افراد به منظور ادراك بيشتر طرفين از هم از منظر روانشناختي به نتايجي رسيده است. در اين رساله به مفهوم شكست در ارتباط پرداخته شده است و اين موضوع در حوزه طبابت و وكالت مطرح نموده است و به پديده هوشياري به عنوان نكته كليدي در برقراري ارتباط اشاره نموده است كه اين هوشياري است كه در تشريح سخنان افراد كمك به سزايي مي‌نمايد. &nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp; در بخش ديگري به ارتباط كلامي و غير كلامي پرداخته شده است و در اين رابطه ارتباط غيركلامي را بخش مركزي انتقال از عدم هوشياري به هوشياري معرفي مي‌نمايد در حيطه اي ديگر به بررسي ارتباطات گروهي و شرح و بسط دادن هوشياري از اين منظر توجه داده شده و در يك شماي كلي اين رساله ارتباطات انساني را تحت لواي رواشناسي با بررسي تئوري‌هاي روانشناسي مورد تحليل قرار مي‌دهد و لذا از مفاهيمي چون هوشياري روان درمان در حيطه ارتباطات كلامي و غير كلامي پرداخته شده است. &nbsp; &nbsp; « نيروي منطقي و منظر جسماني زماني در اسلوب ارتباطات انساني» &nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp; اين پايان نامه اثر GARY, LAFLEVR است كه از دانشگاه Massachusett در مقطع دكتري دفاع شده است موضوع اين پايان نامه نيروي منطقي و منظر جسماني زماني در اسلوب ارتباطات انساني است كه در 279 صفحه تنظيم گرديده است منظور اصلي از اين پايان نامه به بيان تئوري‌هاي كلي ارتباطات ميان فردي در عصر جديد مي‌پردازد. در اين رساله به موضوع مديريت بر معني پرداخته شده در اين باره بهترين تئوري‌هاي نمايش دادن و توضيح دادن توليد استدلال‌هاي مهم ميان غفردي را بسط مي‌دهد و بعد له چهار بخش اين مطالب را توضيح مي‌دهد 1) شرح اكتشافي مدل پيچيده و منعطف احكام اشخاص در محتوا 2) همچنين در اين رساله به اصلاح سنجش مدل براي تعيين ضرورت منطق ميان فردي پرداخته شده است 3) در اين بخش به شرح بينش پيچيده اي كه در رابطه با ابعاد جسماني بوده از منظر قدما پرداخته شده 4) در نهايت به ارائه پيشنهادي از منظري ديگر به منظور شرح دادن توليد ارتباطات ميان فردي در كارهاي ناخواسته و عمليات‌هاي تكراري اشاره مي‌كند در مجموع اين پايان نامه به شق ارتباطات ميان فردي از علم ارتباطات از منظر منطق و استدلال ميان فردي پرداخته است در اين پايان نامه گزارشاتي نيز كه حاكي از تجربه بوده است جمع آوري شده است كه به اعتبار تجربي تحقيقاتي آن افزوده است. &nbsp; « درك و مشاهده الگوي ارتباطات كلامي و غيركلامي مادران در مقابل بچه‌هاي آنها» &nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp; درك و مشاهده الگوي ارتباطات كلامي و غيركلامي مادران در مقابل بچه‌هاي آنها عنوان رساله Joanne Blanchard Brown است كه در مقطع دكتري در سال 1997 تنظيم گرديده است استاد راهنماي اين دانشجو Martin Share, Tomas, Yawkey هستند و اين پايان نامه از دانشگاه Pennsylvania State صادر گرديده است. اين رساله به مطالعه و مقايسه دركها و مشاهدات مختلف در ارتباط والدين چه از نظر كلامي چه غير كلامي با فرزندانشان پرداخته است در اين منظر خاصه ناراحتي‌هاي مادرانه را در مقابل كودكش و نمود ارتباطي آن را بررسي مي‌كند و ناراحتي مادرانه را مورد آزمون قرار مي‌دهد و به كنش برقراري ارتباط والدين در اين ميان با فرزند مي‌پردازد. اين دانشجو از استفاده وسايل ارتباطي به عنوان عاملي در برقراري ارتباط كلامي و غير كلامي ياد مي‌كند و مشاهداتي كه در اين زمينه با آنها برخورد داشته است را بيان مي‌نمايد و سپس به مقايسه ارتباط كلامي و غير كلامي تحت موضوع خاص خودش پرداخته است. &nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp; درك مشاهدات ارتباطي والدين اطلاعاتي را به آنها مي‌دهد كه باعث استفاده كردن و بهره جستن آنها دربرخورد با كودكان مي‌شود. &nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp; اين موضوع مشاهداتي را بيان مي‌نمايد كه در حيطه برخورد والدين به آنها توجه نظري به طريق اولي عملي نمي‌شود مفهومي چون ارتباط كلامي و غير كلامي و تاثير آن در برخورد با كودك بسيار مهم و قابل اهميت است فلذا اين موضوع علاوه بر وجه نظري مشتمل بر وجه آموزشي تربيتي نيز مي‌باشد. &nbsp; &nbsp; &nbsp;&nbsp; ارتباطات گفتاري و نقش زبان در برقراري ارتباط و زبان شناختي در آموزش و پرورش &nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp; اين رساله اثر Phylis Flazier است كه در دانشگاه Oklahoma به سال 1997 در مقطع دكتري دفاع گرديده است. استاد راهنماي اين دانشجو آقاي Gustay Friedrich است و موضوع آن ارتباطات گفتاري و نقش زبان در برقراري ارتباط و زبان شناختي در آموزش و پرورش مي‌باشد تحت عنوان بررسي تئوري روش رمزي كردن و كشف رمز و كد در ارتباطات غير كلامي است. در اين پايان نامه تئوري اثر گفتار را بيان مي‌كند تحليل آن مي‌پردازد به اين صورت كه ترجمه و رمزي كردن را روشي براي ارتباطات غير كلامي معرفي مي‌نمايد اين دانشجو به بررسي عقايد مختلف در اين موضوعات مي‌پردازد به تئوري آقاي (White (1982 و Carroll (1986) و Vygotsky در سال 1962 در اين پايان نامه توجه ويژه شده و به بسط و شرح آنها پرداخته شده است. &nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp; تئوري وايت پيرامون مرحله پيشرفت كودك وابسته به افراد است كه در ارتباط نزديكي كه در نوزادي با مادر خويش برقرار مي‌كند متبلور مي‌شود. تئوري كارول به عنصر ارتباطات در كودكان اشاره مي‌نمايد و مشاهداتي را در زمينه ارتباطات غيركلامي ارائه مي‌نمايد. &nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp; در اين پايان نامه همچنين تاريخچه اي از آموزش ترجمه در ارتباطات غيركلامي نيز مطرح گرديده است در يك نگاه كلي اين پايان نامه به وجه ارتباطات از منظر كلامي و خصوصاً غيركلامي پرداخته است. &nbsp;&nbsp; &nbsp; «ارتباطات غيركلامي و توانايي گروه سازي در آموزش خواندن» &nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp; عنوان اين رساله ارتباطات غيركلامي و توانايي گروه سازي در آموزش خواندن است و پديدآورنده آن Elaine Byrne از دانشگاه نيويورك است كه در مقطع دكتري اين پايان نامه را در 169 صفحه و تحت راهنمايي دكتر Willavene Wolf تنظيم گرديده است. &nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp; اين تحقيق تجزيه تحليلي از ارتباطات كلامي و غيركلامي است كه در عملكرد 7 مربي در طوب درس داده آنها مورد بررسي قرار گرفته است در ارزيابي گروههاي دانش آموزان آنها را به ضعيف و قوي از لحاظ توانايي تقسيم كرده اند در اين رساله به سوابق اين مربيان در آموزش و مديريت كدگذاري و انظباط اشاره شده است كه به اعتبار پژوهش در مورد اين 7 مربي افزوده است. &nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp; اين دانشجو به ارتباط بين مربيان و دانش آموزان چه از لحاظ ارتباطات كلامي و چه غيركلامي پرداخته است و در اين مجموعه ارتباط متقابل اين دو گروه اشاره نموده است . اين رساله در يك ديد كلي و اجمالي دربردارنده مفاهيمي از ارتباط رودر رو ولي در حيطه آموزشي و پرورشي است و لذا از جنبه روانشناختي بحث نيز مي توان آن را مورد توجه قرار داد. &nbsp; &nbsp; فرآيند تئوري ارتباطات &nbsp;Paul Kowalewski&nbsp; اين پايان نامه اثر &nbsp;مي‌باشد كه در مقطع دكتري از دانشگاه نيويورك صادر شده است همچنين در سال 1982 و در 187 صفحه نگاشته شده است موضوع اين رساله پيرامون فرآيند تئوري ارتباطات است در اين رساله به وابستگي تصوير هويت و رفتارهاي ارتباطاتي فرد پرداخته شده و آن را موثرترين نكته در تئوريهاي ارتباطات بيان مي‌كند و اين مطلب موضعي كلي است كه تاثير گذاري تصوير تجسم هويت در طبيعت ارتباطات و رفتارهاي ارتباطي در طول زندگي بشر مشاهده شده است. مفهوم در بسياري از تئوريهاي ارتباطات يافتن دست صحيح قصد مردم است (آنچه ارسطو از آن به عنوان اقناع مخاطب ياد مي‌كند) توضيحات مختلف و متفاوتي در مورد پيشرفت ادراك هويت شخصي ارائه شده است. مردم براي نگه داري اين وجود فردي است كه ارتباط برقرار مي‌كند به دليل اينكه اين وجود فردي جزو اموال اشخاص است كه در ارتباط با ديگران تجلي مي‌يابد. اين رساله در مورد نمود و تجلي،‌مقدمه اساسي درباره سازمانها نيز ارائه مي‌دهد مجموعاً اين دانشجو ارتباطات را راهي به سوي اغناي معرفت و ادراك اشخاص بصورت وجودي فردي و همچنين متعلق و وابسته به ديگران و اين آن توضيحي است كه تئوريسين‌هاي ارتباطات در مورد ارتباطات انساني داده اند كه رفتارهاي ارتباطاتي را نيز معنا و مفهوم مي‌بخشد اين رساله از ديدي علمي ارتباطات انساني را به وسيله تئوري آن مورد بررسي قرار مي‌دهد و از اين منظر براي نقد بنيادين مباني ارتباطات انساني مفيد به نظر مي‌آيد. &nbsp; &nbsp; تاثيرات ارتباطات گروهي بر نتيجه رفتار در حل مسائل مربوط به مدرسه &nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp; اين رساله پيرامون تاثيرات ارتباطات گروهي بر نتيجه رفتار در حل مسائل مربوط به مدرسه است كه اثر Kara Moscoviz از دانشگاه نيويورك است و در مقطع دكتري در 209 صفحه تنظيم گرديده است. استاد راهنماي اين دانشجو Scott Statge مي‌باشد اين رساله بگونه اي تجربي و علمي به ارتباطات در گروه از منظر مدرسه كه يك گروه بزرگ اجتماعي به شمار مي‌آيد مي‌پردازد و ارتباطات گروهي را از نگاهي آموزشي بررسي مي‌نمايد او ارتباطات كلامي را نبيادي‌ترين فعاليت در مدارس ارزيابي مي‌نمايد و نقش مشورت را در اين باره بهايي دو چندان مي‌بخشد او رفتارهاي گويا و ارتباطي كه معني را متجلي مي‌كند را در ح مسائلي كه پيرامون مدرسه در اين حوزه مطرح مي‌گردد موثر مي‌داند در صورتي فقدان اين رفتارها ممكن است عاملي در جهت اختلال در اين فرآيند گردد در اين پايان نامه با بررسي رفتار ارتباطاتي عده ي كمي از دانش‌آموزان به تحليل مدلي در اين حوزه پرداخته مي‌شود نظر به اهميت ارتباطات گروهي در نزديكي دسته‌هاي اساسي و بنيادين احتياج به كسب تجربه در اين زمينه مي‌باشد و اطلاعات راهبردي براي آسان كردن حل مسئله در اين رشته بسيار حائز اهميت مي‌باشد اين رساله ضمن بيان رفتارهاي كلاس و تشريح آن در حل مسائل به فعاليت‌هاي ارتباطي وابسته به اعضاء در ارتباطات گروهي نيز اشاره دارد در مجموع اين رساله به ارتباطات از جنبه گروه پرداخته و آن را بصورتي تجربي مورد بررسي قرار داده است. &nbsp; &nbsp; «درك ارتباطات در گروههاي كوچك» &nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp; اين رساله اثر Anthony Will است كه در سال 1999 از دانشگاه واشنگتن در مقطع دكتري دفاع گرديده است، استاد راهنماي او دكتر Tim Hopf است كه مطالب زيادي در حوزه ارتباطات از خود بجاي گذاشته است موضوع اين رساله پيرامون درك ارتباطات در گروههاي كوچك است كه ضمن اين موضوع مقايسه اي بين نمايش تصوري و حسي و غير حسي صورت مي‌دهد او براي شخصي موفق است مطلب وابسته به تعليم و تربيت را نيز مورد بحث قرار مي‌دهد او از وظايف گروههاي كوچك و اعضا و بخش‌هاي آن سخن به ميان آورده و عامل سنجش را براي ورزيدگي درك ارتباطات در گروههاي كوچك موثر بيان مي‌نمايد هدف اين رساله و هدف اين مطالعه سنجش عوامل مداخله در ارتباطات به منظور اختلال در ارتباطات گروهي البته در گروههاي كوچك نيز مي‌باشد خصوصاً فرض تصور اجرا و نمايش نيز كه عاملي تداخلي در اختلال پيام ارتباطي گروههاي مورد نظر هستند نيز در اين رساله پرداخته شده است در مجموع رساله دكترا ؟؟؟ به موضوع ارتباطات از نگاهي جديد ولي از پنجره ارتباطات گروهي پرداخته است و عوامل موثر در گزارشات گروهي نيز مد نظر او بوده است اين پايان نامه براي دانشجويان ارتباطات خاصهً ارتباطات جمعي توصيه مي‌گردد. &nbsp; &nbsp; «اثر شديد يادگيري در ارضاي ارتباطات ميان فردي» &nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp; اين رساله اثر Denise Gasey از دانشگاه MIAMI است كه در بخش سايت درسي به عنوان يكي از سايتهاي مفيد معرفي گرديد. عنوان اين پايان نامه اثر شديد يادگيري در ارضاي ارتباطات ميان فردي مي‌باشد كه در مقطع دكتري در سال 2004 صادر شده است. استاد راهنماي اين دانشجو Paul Driscoll مي‌باشد و در 136 صفحه تنظيم گرديده است اين رساله بگونه اي سنجش و مقايسه اي بين ارتباطات رو در رو در كلاس‌هاي دانشگاه مي‌باشد كه از لحاظ ارتباطاتي صورت گرفته است در اين رساله از تئوريهاي ارتباطات ميان فردي براي جهت دهي بررسي استفاده گرديده است. در ارضاي ارتباطات ميان فردي معني متفاوتي از يكديگر وجود ندارد چه در ارتباطات رو در رو و چه در ارتباطات On line هرچند دانشجويان سال بالايي در ايجاد ارتباط ميان فردي از درجه بالاتري نسبت به دانشجويان جديدالورود برخوردارند. در كلاس‌هاي دانشگاه ارتباطات مثبت چه در ارزش اعتبار شخص و چه در ارتباطات ميان فردي موثر است اين دانشجو ضمن تحقيق در اين زمينه اين موضوع را قابل بررسي و تحقيق بيشتر در اينده مي‌داند در مجموع در يك نگاه كلي اين رساله به بررسي ارتباطات ميان فردي در محيط دانشگاه پرداخته است و از اين جهت كه اين موضوع ارتباطاتي را در يك محيط بسته و محدود به دانشگاه مورد نقد و تحليل قرار داده ارزشمند و براس استفاده بسيار مفيد به نظر مي‌رسد. &nbsp; &nbsp; «موقعيت سوق الجيشي اصول ارتباطات بين المللي » &nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp; اين رساله پيرامون موقعيت سوق الجيشي اصول ارتباطات بين المللي است كه اثر Bou Lin در مقطع دكتري است كه در سال 1998 در 254 صفحه و از دانشگاه Rensselaer Polytechnic Institute صادر شده است استاد راهنماي اين دانشجو دكتر Daniel Berg مي‌باشد. اين پايان نامه از جنبه ارتباطات جمعي به اين حوزه پرداخته است و فهم و درك بهتر و تقسيم بندي شده فرآيند تكنولوژي ارتباطات را در بين دو سازمان بين المللي مجزا موردب ررسي قرار مي‌دهد. در ابتدا وابستگي مديريت مطبوعات در تحقيق خود آورده است. استخوان بندي نظري و اصولي اين موضوع در رساله مورد نظر بررسي گرديده است كه خالي از اطلاعات تجربي پژوهشي نمي‌باشد، قصد اين دانشجو ايجاد كردن مدل منظمي از تكنولوژي بين المللي اعم از ارتباطات مي‌باشد بطوري كه مدلي از ارتباطات بصورتي پژوهشي مورد بررسي قرار مي‌گيرد. مدل فرآيند ارتباطات در اين پژوهش بخصوص در سطح گروهي و فعاليت گروهي نيز مطرح مي‌گردد. از اين منظر انتقال تكنولوژي بوسيله گروه و ارتباطات گروهي حائز اهميت است اين دانشجو نقش ارتباطات را در تعامل گروهها موثر بيان مي‌نمايد در مجموع اين رساله بحث انتقال تكنولوژي را مطرح مي‌كند. در ارتباطات بين المللي اين بحث وابستگي غير قابل انكاري با ارتباطات خصوصاً در حيطه گروهي دارد و از اين رواست كه اين پايان نامه نيز در اين رشته كاربرد دارد. &nbsp; &nbsp; &nbsp; كتاب فارسي &nbsp;&nbsp; ارتباطات انساني جامعه شناسي ارتباطات ارتباط شناسي نظريه‌هاي ارتباطات مطالعات في الاعلام &nbsp; &nbsp; ارتباطات انساني &nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp; كتاب ارتباطات انساني دكتر علي اكبر فرهنگي در سال 1374 در تهران و در موسسه خدمات فرهنگ رسا به چاپ رسيده است موضوع اصلي اين كتاب پيرامون ارتباط بين اشخاص است. در اين كتاب كه يك جلد مباني ارتباطات را نيز همراه دارد انواع ارتباطات بطوري مبسوط ارائه مي‌گردد نظرياتي كه در حوزه ارتباطات مطرح مي‌گردد نيز از ديگر مطالبي است كه براي پژوهشگران مفيد به نظر مي‌رسد دكتر علي اكبر فرهنگي 1321 متولد شده است و پايان نامه دكتري او نيز در حوزه ارتباطات بوده است و مقالات علمي ارتباطاتي نيز از خود به ثبت رسانده است علاوه بر اين در حوزه مديريت ارتباطات سازماني كارهاي اجرايي و پروژه‌هاي تحقيقاتي نيز انجام داده است كه در اين مدخل مورد اهميت به نظر مي‌رسد انتشارات خدمات فرهنگي رسا كار نشر اين كتاب را انجام داده است اين ناشر كارهاي متعددي در زمينه علوم انساني انجام داده است و جزو ناشرين پر تيراژ در سال به حساب مي‌ايد اما تمام فعاليتش محدود به ارتباطات نمي‌شود هرچند كارهايي كه در اين زمينه انجام داده نيز كم نيست در يك جمع بندي كلي كتاب ارتباطات انساني دكتر فرهنگي مثل كتاب ارتباطات انساني دكتر محسنيان براي شناختي كلي ئ خط سيري جامع از اين علم بسيار مفيد به نظر مي‌آيد. &nbsp; &nbsp; جامعه شناسي ارتباطات &nbsp;كتاب جامعه شناسي ارتباطات دكتر باقر ساروخاني در سال 1371 در تهران از انتشارت اطلاعات منتشر گرديده است دكتر باقر ساروخاني از اساتيد دانشگاه در حوزه ارتباطات است و كارهاي متعددي در اين زمينه انجام داده مقالات علمي متعددي نيز در اين رشته چه در داخل و چه در خارج از كشور از او انجام شده است كه اعتبار علمي پديدآورنده اين كتاب را مي‌رساند. در اين كتاب به ارتباطات از جنبه گروهي و اجتماعي آن پرداخته شده است و مي‌توان اين كتاب را منبعي مفيد براي ارتباطات جمعي دانست. همچنين در اين كتاب رسانه‌هاي گروهي&nbsp; و تاثير گذاري آن بر اجتماع مورد بررسي قرار مي‌گيرد. همانگونه كه بيان گرديد ناشر اين كتاب موسسه اطلاعات است كه مهمترين فعاليتش را در زمينه رسانه‌هاي گروهي مي‌دانيم. كتاب جامعه شناسي ارتباطات بارها تجديد چاپ شده است و جزو منابع ارجاعي در روزنامه‌ها و مقالات به شمار مي‌آيد. مجموعاً كتاب دكتر ساروخاني جزو كتب عميق در حيطه ارتباط جمعي است كه به يك حوزه از ارتباطات اما به نحوي همه جانبه پرداخته است. &nbsp; &nbsp;&nbsp; &nbsp;ارتباطات انساني &nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp; كتاب ارتباط شناسي دكتر محسنيان‌راد كاملترين كتاب در زمينه ارتباطات انساني است كه هم اكنون در دانشگاهها تدريس مي‌شود و طبق نظر كارشناسان ارتباطات جزو جامع‌ترين منابع ارتباطاتي است در اين كتاب به تعاريف مختلف ارتباط پرداخته شده است و ضمن تعريف نقدي از بعضي از آنها ارائه مي‌دهد. انواع ارتباطات را اعم از كلامي و غيركلامي، فرهنگي و ... مورد بررسي قرار مي‌دهد نكته اي كه اين كتاب را اهميت ويژه مي‌بخشد استفاده از تحقيقات و گزارشات انجام شده توسط مولف كتاب در موضوع مورد بحث است كه به مطالب نظري گفته شده وجهي تجربي نيز مي‌بخشد در بخش عمده اي از اين كتاب انواع مدلهاي ارتباط را بيان مي‌كند و ضمن بيان اين مدلها توضيحاتي پيرامون چگونگي آنها داده مي‌شود مهمترين مطلب اين كتاب شرح و تفصيل مدل منبع معني دكتر محسنيان‌راد است كه اين مدل هم اكنون كاملترين مدل در خارج و داخل كشور به حساب مي‌آيد كتاب دكتر محسنيان‌راد تاكنون 5 بار ويرايش شده و چاپ گرديده است و كار انتشار آن را موسسه سروش انجام داده است كه همه فعاليتهايش مختص ارتباطات و رسانه‌هاي گروهي است كه اين نكته نيز جزو مزايا و نكات مثبت اعتبار كتاب به حساب مي‌آيد كتاب ارتباط شناسي شناختي كلي ولي جامع در مورد علم ارتباطات به دانشجوي اين حوزه مي‌دهد. &nbsp; &nbsp; نظريه‌هاي ارتباطات &nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp; كتاب نظريه‌هاي ارتباطات ترجمه دكتر عليرضا دهقان جزو كتب مفيد ديگري است كه در دانشگاه تهران تدريس مي‌شود دكتر دهقان جزو اساتيد گروه ارتباطات دانشكده هلوم اجتماعي دانشگاه تهران است كه در زمينه نظريه‌هاي ارتباطات فعاليتهايي انجام داده است كتاب ديگري كه در زمينه نظريه‌ها ارتباطات از او منتشر شده است كتاب نظريه‌هاي روابط عمومي است وي مدرك دكتري خود را از دانشگاه NSW استراليا در سال 1375 اخذ كرده است و علاوه تاليف روابط عمومي را نيز ترجمه كرده است دكتر دهقان علاوه بر اين دو كاربرد نظريه‌هاي ارتباطات را نيز در كارنامه خود دارد. اين كتاب را انتشارات تهران منتشر كرده است كه علاوه بر نظريات ارتباطات توضيحاتي پيرامون مدلها البته بصورتي اجمالي ارائه كرده است اين كتاب مشتمل بر انواع نظريات ارتباطاتي است كه اطلاعات بسيار مفيدي در اين حوزه در اختيار دانشجو اين مي‌دهد و چون انتشارت دانشگاه تهران آن را منتشر كرده است از صحت و اعتبار اطلاعات در مورد اين علم نيز برخوردار است و لذا منبع ارتباطاتي خوبي به شمار مي‌رود. &nbsp; &nbsp;&nbsp; مطالعات في الاعلام &nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp; كتاب مطالعات في الاعلام اثر دكتر محمد محمد خضر است كه در سال 1361 اين كتاب را به طبع رسانده است اين نويسنده اهل لبنان است و مطالب بسياري پيرامون ارتباطات و حوزه‌هاي مربوط به آن نگاشته است در اين كتاب ابتدا به تعريف ارتباطات و انواع و اقسام آن مي‌پردازد و ضمن بررسي آنها تفاوت ميان تعاريف را بيان مي‌كند آنچه اين كتاب را از بقيه كتب متمايز مي‌كند دخول مباحث اسلامي در ارتباطات است يعني در بخشهايي از كتاب ضمن بررسي موضوع مطروحه آن را از نظر اسلام و تاريخچه موضوع را در صدر اسلام مورد بررسي قرار مي‌دهد. علاوه بر اين موضوع ارتباطات را بصورتي زيربنايي با مفاهيم هم جهت او مقايسه مي‌كند در بخشي از اين كتاب به اصول ارتباطات پرداخته مي‌شود و خصوصيات و تقسيم بندي‌هاي آن بيان مي‌گردد و از اين جنبه بسيار پراهميت به نظر مي‌رسد به دليل اينكه پژوهشگر با مراجعه به اين كتاب با زيربناي ارتباطات آشنايي مي‌يابد همچنين به ارتباط جمعي از جنبه خبري پرداخته مي‌شود كه ضمن تعاريف و تقسيم‌بندي‌هايي كه در اين زمينه نيز صورت مي‌گيرد به نقش ارتباط جمعي و خبر در اقناع مخاطب نيز پرداخته مي‌شود و نهايتاً مصطلحات مورد استفاده نيز بيان مي‌شود اين كتاب با نظر به مباني ارتباطات نگاشته شده است و مطالعه آن به دانشجويان رشته ارتباشات خصوصاً گرايش روزنامه نگاري كه در دانشگاه تهران و علامه طباطبايي تحصيل مي‌كنند مفيد به نظر مي‌رسد. &nbsp; &nbsp; &nbsp; كتاب لاتين &nbsp; nonverbal communication&nbsp; Approaches to Human Communication &nbsp;Human Communication اثر Michael Burgoon Human Communication and its history &nbsp;Human communication اثر Stewart Tubbs &nbsp; &nbsp; nonverbal communication &nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp; كتاب nonverbal communication ارتباطات غيركلامي تاليف Robert Aubrey است اين كتاب در لندن به چاپ رسيده كه از نظر اعتبار بر اهميت اين كتاب مي‌افزايد و انتشارت Cambridge University Press آن را به چاپ رسانده است همانطور كه مشخص است اين ناشر جزو بهترين و معتبرترين انتشارات دانشگاهي است و دليلي بر علمي بودن اين كتاب مي‌باشد كتاب ارتباطات غيركلامي در سال 1972 منتشر گرديده است و براي استفاده دانشجويان كمبريج در اين رشته به طبع رسيده است. &nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp; در مورد نويسنده ي اين كتاب نيز بايد گفت كه Aubrey يك متخصص رفتارشناسي است و كتابهاي متعددي در مورد رفتارهاي انساني و حيواني از خود به چاپ رسانده است&nbsp; او تحت تاثير اين كتاب يعني ارتباطات غيركلامي در سال 1973 كتاب Constraints on learning را نوشت كه در مورد ضرورت يادگيري بوده است. &nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp; در اين كتاب به اشكال ارتباطات غيركلامي معني و مفهوم آن پرداخته شده است ولي در اين زمينه تا امروز پيشرفتهاي بسياري رخ داده است كه شايد پايه اي از اين توسعه‌هاي علمي در ارتباطات غير كلامي Robert Aubrey باشد. &nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp; انتشاراتي كه اين كتاب را منتشر كرده است يكي از معتبرترين انتشارت است مختص به ارتباطات نمي‌شود و در همه زمينه‌هاي علمي در همه رشته كتابهاي قابل استفاده اي براي دانشگاهيان در اختيار آنها قرار مي‌دهد. &nbsp; &nbsp; Approaches to Human Communication &nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp; كتاب Approaches to Human Communication اثر Richard Budd است اين فرد در زمينه ارتباطات و ارتباطات جمعي كارهاي متعددي نموده است اين كتاب در مورد مباني ارتباطات انساني تهيه گرديده است و براي كسي كه مي‌خواهد از اين علم و محتواي آن آگاهي پيدا كند كتابي مفيد به نظر مي‌رسد اين كتاب توسط گروهي كه نويسنده نيز جزو آنها بوده ويرايش شده است و در كتابخانه انگليس موجود است انتشارات Spartan Book در نيويورك اين كتاب را منتشر نموده است سال انتشار اين كتاب 1972 بوده از كتب معتبر در زمينه ارتباطات به شمار مي‌رود. انتشارات مذكور نيز از جمله انتشاراتي است كه در زمينه‌هاي علمي كار نموده است و كتابهايي در مورد كلام و زبان و ارتباطات منتشر نموده است. &nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp; كتاب ارتباطات انساني همانگونه كه گفته شد در آمريكا تنظيم گرديده است و لذا از جمله نكاتي به حساب مي‌آيد كه اعتبار كتاب مذكور را نشان مي‌دهد زيرا نويسنده اين كتاب با نظريات مختلف در زمينه ارتباطات انساني كه در كشور خودش متولد شده اند آشناست و تحت تاثير اين نظريات اين كتاب را نگاشته است. &nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp; در مجموع اين كتاب به منظور آشنايي با علم ارتباطات اهداف محتوا و ديد اجمالي از آن بسيار مفيد به نظر مي‌رسد و در شناسايي ما بسيار كمك مي‌نمايد. &nbsp; &nbsp; Human Communication &nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp; نام اين كتاب ارتباطات انساني است كه اثر Michael Burgoon مي‌باشد از اين فرد 8 اثر ديگر در كتابخانه كنگره آمريكا بصورت كتابي، ميكروفيلمي و الكترونيكي موجود مي‌باشد كه زمينه آن در مورد ارتباطات و فرآيندهاي جامعه، رسانه‌هاي جمعي، ارتباطات كلامي، گروههاي كوچك ارتباطات و ارتباطات ميان فردي مي‌باشد و اين مطلب مي‌رساند كه اين فرد همه فعاليت علمي‌اش در حيطه ارتباطات و حوزه‌هاي آن مي‌باشد و جزو موارد اعتبار كتاب باعث افزودن ضريب صحت اطلاعات اين كتاب مي‌گردد. از نكات ديگري كه در مورد اين كتاب مي‌توان ذكر نمود محل نشر كتاب است ، كتاب ارتباطات انساني Burgoon در نيويورك و انتشارات (Holt Rinehart and Wiston) در سال 1978 در 532 صفحه تنظيم گرديده استاين انتشارات در حوزه‌هاي علمي فعاليتهاي بسياري داشته اما تمام فعاليتش صرف ارتباطات و شاخه‌هاي آن نمي‌شود Burgoon قبل از نگارش اين كتاب همانطور كه بيان شد كارهاي ارتباطاتي و مقالات علمي در اين زمينه انجام داده است كه تحت تاثير آن كتابها و مقالات كتاب ارتباطات انساني خود را نگاشت آخرين كاري كه از او انتشار شده است كتاب وسايل ارتباطات جمعي كه در سال 2002 در نيويورك به چاپ رسيده است ارتباطات انساني او جزو كتب مفيد و معتبري است كه شناختي مبسوط در مورد شاخه‌هاي ارتباطات به دانشجو مي‌دهد. &nbsp; &nbsp; Human Communication and its history &nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp; كتاب Human Communication and its history كتابي است كه در سال1981 در نيويورك به نشر Thames and Hudson انجام شده است و در زمينه علم ارتباطات و تاريخچه اين علم مي‌باشد و در مورد ايده‌ها و مدلهايي كه تا آن زمان در مورد ارتباطات بوده سخن به ميان آورده است اين نوشته در كنگره به هر سه صورت كتاب ميكروفيلم و الكترونيكي موجود مي‌باشد. اين كتاب محصول كار دو نفري Raymond Williams&nbsp; و Rossi-Landi مي‌باشد Williams &nbsp;متولد سال 1921 در انگلستان است او بيشتر در زمينه مطالعات فرهنگي فعاليت نمود او در بين سال 1960-1950&nbsp; در زمينه فرهنگ و جامعه و ارتباطات و انقلاب بزرگ كارهايي عملي از خود بجاي گذاشت و نهايتاً‌ در سال 1998 در گذشت&nbsp; لازم بذكر است كه Williams در سالهاي 1962و 1966و 1967و 1976 نيز كارهايي تحقيقاتي در زمينه ارتباطات از خود بجاي گذاشت پيش مقدمه اي براي كارهاي علمي او در زمينه فرهنگ بود كه در سال 1973و1985 تحت عنوان شهر و روستا از اين فرد بجاي مانده است. &nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp; همانطور كه گفته كتاب مذكور از نشر Thames and Hudson از آمريكا منتشر شده است كه از ناشران معروف آمريكايي است ليكن مختص ارتباطات انتشار نمي‌كند ولي اين كتاب توسط اين موسسه انتشاراتي انتشار يافته است. &nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp; عمده كار موسسه انتشاراتي در زمينه هنر، معماري، طراحي، فتوگرافي و موضوعات تاريخي است و چون اين كتاب مشتمل بر تاريخچه ارتباطات نيز بوده است در اين انتشارت منتشر گرديده است.http://www.thamesandhudson usa.com/&nbsp;&nbsp; &nbsp; &nbsp; Human communication &nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp; نام اين كتاب Human communication &nbsp;ارتباطات انساني است كه در كتابخانه كنگره آمريكا نيز موجود مي‌باشد هم بصورت كتب و هم ميكروفيلمي و هم الكترونيكي در اختيار افرار قرار مي‌گيرد نويسنده اين كتاب آقاي Stewart Tubbs است كه متولد سال 1943 است و دكتراي خود را در رشته ارتباطات و سازماندهي رفتار از دانشگاه كانزاز اخذ نمود و كارهاي تحقيقاتي بسياري در اين زمينه انجام داد و با 500 كمپاني در سازماندهي ارتباطات همكاري مي‌نمايد دكتر Tubbs در زمينه ارتباطات جمعي و همينطور در زمينه ارتباطات درون شخصي هم پژوهش داشته است او به «معلم زمانهاي سه‌گانه»‌معروف است و همچنين هم اكنون جزو دانشمندان اين در آمريكا نام برده مي‌شود از او مقالاتي در ISI نيز به چاپ رسيده و درباره اين نويسنده اين نكته نيز مهم است كه در بيشتر بلكه همه كارهايي كه از خود به جاي گذاشته است با همكاري Sylvia Moss بوده است Tubbs قريب به 21 كار ديگر در كنگره موجود است كه در حوزه ارتباطات انجام شده است. اين كتاب براي سومين بار هم ويرايش شده است و نشر در نيويورك در سال 1980 توسط Random House انجام شده است. اين ناشر در زمينه‌هاي ارتباطي كارهاي زيادي انجام داده است ولي مختص همين گرايش علمي نمي‌شود. &nbsp; &nbsp;&nbsp; نشريه فارسي &nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp; فصلنامه علمي پژوهش و سنجش &nbsp;فصلنامه مطالعاتي تحقيقاتي رسانه &nbsp;&nbsp; &nbsp; فصلنامه علمي پژوهش و سنجش &nbsp;اين نشريه فصلنامه اي علمي پژوهشي در زمينه ارتباطات از انتشارات مركز تحقيقات و سنجش برنامه‌اي سازمان صدا و سيماي جمهوري اسلامي ايران مي‌باشد كه نخستين بار در زمستان 1372 و در 116 صفحه به چاپ رسيد و تاكنون (يعني 11 سال) منتشر مي‌گردد اين نشريه نمايشگر فعاليت‌هاي پژوهشي در صدا و سيما مي‌باشد كه دو ويژگي مهم را داراست يكي سنجيدگي مطالب است كه مطابق با گروه و افرادي كه مخاطب اين نشريه هستند موضوعات بيان گردد و دوم دقت عمل زياد بدليل اينكه پژوهش صورت گرفته در اين نشريه مورد ارجاع بسياري قرار مي‌گيرد هدف وهم اين فصلنامه پژوهشي ايجاد راهبردي براي رسانه ملي و دست اندر كاران آن مي‌باشد. هم اكنون اين نشريه بعد از 11 سال پياپي جايگاهي ويژه در بين نشرياتي كه به ارتباطات و حوزه‌هاي مربوط به اين علم پرداخته اند به خود اختصاص داده است و منبعي مورد اهميت در اين حوزه به شمار مي‌آيد اين فصلنامه كوشيده است تا از يكسو در حوزه رسانه و ارتباطات به جايگاه مناسبي دست يابد و به غناي ادبيات در اين حوزه بيافزايد و از سوي ديگر در حدامكان خود به نيازهاي سازمان صدا و سيما در بخش نظري و كاركردي پاسخ گويد كه تا حد قابل توجه موفق بوده است پژوهش و سنجش امروزه به مسائلي چون جايگاه رسانه و فرهنگ در فرآيند جهاني شدن تئوريهاي انتقادي در حوزه ارتباطات همت گماشته است و به همين دليل است كه نشريه اي مناسب براي ارجاعات علمي در اين حوزه ب شمار مي آيد اين نشريه نيز به توصيه مدير اطلاع رساني استاد رجبي انتخاب گرديده است . &nbsp; &nbsp; &nbsp;فصلنامه مطالعاتي تحقيقاتي رسانه &nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp; فصلنامه مطالعاتي تحقيقاتي رسانه كه پژوهشي در وسايل ارتباط جمعي است در بهار 1369 زير نظر ‌هادي خانيكي شروع به چاپ كرد دست اندركاران اين نشريه از اساتيد برجسته ارتباطات به شمار مي‌آيند مانند پروفسور كاظم معتمد نژاد پدر ارتباطات ايران، دكتر علي اسدي، دكتر نعيم بديعي و دكتر مهدي محسنيان‌راد مهمترين فعاليت اين نشريه چاپ مقالات علمي معتبر در زمينه ارتباطات است چه مقالات داخلي و چه مقالات خارجي. امروز پس از 15 سال همچنان اين نشريه جايگاه علمي خود را در زمينه ارتباطات حفظ كرده البته امروز اساتيد ديگري چون دكتر يونس شكرخواه و دكتر فرقاني نيز در تهيه و تنظيم اين نشريه نيز مورد استفاده قرار مي‌گيرند و بر اعتبار علمي اين نشريه بيش از پيش مي‌افزايند. نكته قابل توجه در اين نشريه معرفي مطالب كتب مقالات جديد براي استفاده ارجاعي نيز مي‌باشد كه پژوهشگران با ارجاع به منابع مطروحه به اطلاعات مورد&nbsp; نظر خود مي‌توانند دست يابند اين نشريه نيز بنا به پيشنهاد مديريت اطلاع رساني استاد رجبي انتخاب گرديده است كه براي پژوهشگران ارتباطات خاصه ارتباطات جمعي و رسانه‌هاي گروهي بسيار مفيد است به اين دليل كه رسانه‌هاي گروهي و در ديدي عام تر ارتباطات را بطور همه جانبه و كلي و بروز مورد بررسي قرار مي‌دهد و فرآيندهاي موجود در اين علم را مورد بررسي علمي قرار مي‌دهد. &nbsp; &nbsp; &nbsp; &nbsp; نشريه لاتين &nbsp;&nbsp; Human Communication Research Communication theory Jounal of Communication Communication Reports American Communication Journal &nbsp; Human Communication Research http://hcr.oupjournals.org &nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp; نشريه Human Communication Research پژوهشي در ارتباطات انساني است كه تمركز آن در روشن كردن كار و فعاليت در فضاي ارتباطات انساني است پيشرفت درك فرآيند نمادهاي انساني با تاكيد بر تئوري‌هاي تحقيق در مدلهاي نظري ارتباطات از ديگر اهدافي است كه اين نشريه دنبال مي‌كند. اين نشريه به نياز جامعه شناسان، زبان شناسان و انسان شناسان در فضاي ارتباطات بخوبي پاسخ مي‌گويد. اعتبار اين نشريه از سازمان ارتباطات بين‌المللي است كه در صحت و اعتبار اطلاعات و مقالات آن بسيار حائز اهميت است. موضع مهم ديگري كه اين نشريه بدان پرداخته تاثير گذاري متقابل جامعه و زبان است علاوه بر اين در اين نشريه همانگونه كه در about us آن آمده است به ارتباطات غيركلامي و ارتباطات ميان فردي و ارتباطات سازماني، ارتباطات سالم، ارتباطات جمعي، ارتباطات ميان فرهنگي و توسعه و پيشرفت در ارتباطات در مقالات علمي و تحقيقات نيز پرداخته شده است. مقالات علمي اين نشريه در مجله ISI و در رديف 44/1 مربوط به ارتباطات نيز به چاپ رسيده است كه درجه اعتبار آن را افزايش مي‌دهد اين مجله بوسيله پوشش‌هاي ارجاعي و منابع معتبر همكاري مي‌شود كه نام 17 مورد از آنها در about us مجله آمده است. در مجموع اين نشريه پاسخگويي نياز علمي در همه حوزه‌هاي ارتباطات به نظر مي‌رسد اين نشريه&nbsp; سايتي نيز براي يافتن مقالات&nbsp; است كه بصورت link ارائه مي‌گردد . &nbsp; &nbsp; Communication theory http://ct.oupjournals.org &nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp; نشريه Communication theory نيز تحت نظر دانشگاه Oxford در سطح بالايي از نظر علمي چاپ مي‌گردد و در زمينه توسعه و پيشرفت نظري در زمينه ارتباطات مطلب مي‌نگارد در زمينه مطالعات ارتباطات، جامعه شناسي، روان شناسي، فرهنگ، زبان شناسي و .... در اين نشريه يافت مي‌گردد مقالات عميق علمي از طريق جستجو در اختيار دانشوران اين حوزه قرار مي‌گيرد. تئوريهاي ارتباطات شامل علم سخن گفتن در ارتباطات براي دست يافتن به سطوح مهارتي بالا‌در اين نشريه نيز مي‌شود. اين نشريه در ISI در رديف ارتباطات شماره 44/20 را به خود اختصاص داده كه اعتبار و صحت مقالات از نظر علمي را در اين نشريه مي‌رساند اين مجله از سرويسهاي اطلاعاتي و گروههاي تجزيه و تحليل متعددي تشكيل شده است كه نام 12 مورد از آنها ذكر گرديده در سايت مربوط به اين نشريه نيز كه مقالات بصورت موضوعي و كليد واژه اي قابل جستجو هستند قابليت‌هاي ويژه اي يافت مي‌شود كه در آنها مي‌توان به امكان E mail به پژوهشگر و همچنين Book Reviews نيز اشاره كرد مجموعاً اين نشريه جزو منابع اصيل و ارجاعي ارتباطات به شمار مي‌رود كه چزء مجموعه نشريات ارتباطات تحت نظارت و كنترل دانشگاه Oxford مي‌باشد كه همانند نشريه قبلي با سازمان ارتباطات بين‌المللي در ارتباط و تبادل اطلاعات مي‌باشد. &nbsp; &nbsp; Journal of Communication http://joc.oupjournals.org &nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp; نشريه Journal of Communication به منزله معتبرترين مجلات در زمينه مطالعات ارتباطات به شمار مي‌رود و استفاده از آن براي متخصصان ارتباطات امري اجتناب ناپذير است. اين نشريه اصول نظري ارتباطات را نيز شامل مي‌شود و بسياري از اكتشافات مهم در اين حوزه پيرامون اين مجله بوده است. همچنين طرحي وسيع و همه جانبه در مورد Book Reviews نيز ارائه مي‌دهد كه از اين منظر اهميت دارد. علم جستجو مجلات و نشريات از كمالات ارتباطات است كه در اين مجله به آن پرداخته شده است 793 نفر در اين نشريه مشغول به كار هستند كه حاصل كار آنها اعتبار زائدالوصف اين نشريه در سازمانهاي بين المللي است زيرا در رده بندي ISI جايگاهي در مجلات ارتباطات به خود اختصاص داده است (44/13). 33 سازمان معتبر در زمينه اطلاعات ارتباطات با اين نشريه همكاري مي‌كنند كه از آنها مي‌توان به سازمانهاي آمريكايي در حوزه ارتباطات اشاره كرد. همچنين در اين مورد نقش مراكز آموزشي و تحقيقاتي نيز حائز اهميت مي‌باشد مجموعاً اين نشريه همانگونه كه مشاهده شد از اعتبار بين المللي به دليل استفاده از مقالات علمي و معتبر برخوردار است و تحت نظر Oxford بودن آن صحت اطلاعات آن را به دليل اعتبار دانشگاهي آن دو چندان مي‌نمايد. &nbsp; &nbsp; &nbsp; Communication Reports http://www.tandf.co.uk/journals/titles/08934215.asp &nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp; نشريه Communication Reports تحت نظر دپارتمان دانشگاه نيو مكزيكو آمريكا منتشر مي‌گردد از سال 1988 اين نشريه بصورت 6 ماهه منتشر مي‌گردد&nbsp; و جزو يكي از دو مجله معتبر غرب آمريكا در زمينه ارتباطات به شمار مي‌رود اين نشريه جزو مجموعه نشرياتي است كه شركت Taylor &amp; Francis Group در سايت مربوط به نشريات ارتباطات آن را توضيح داده است. در اين نشريه زمينه‌هاي بنيادين ارتباطات بطوري وسيع و گسترده تبيين مي‌گردد كه عموماً تعريف در حوزه ارتباطات انساني پرداخته مي‌شود. وظيفه اين نشريه نشان دادن اين گونه مسائل بدون سانسور عقايد و مباحث و بدور از هرگونه تعصبات مقالات اين نشريه مختص به دست اندركاران آن نيست و متاثر از پژوهشگران اين امر نيز مي‌گردد. انتشارات اين مجله اهدايي از دكتر Follert مي‌باشد. اين نشريه ارتباطاتي از مجموعه انتشارات WSCA است كه انتشارات غرب آمريكا به شمار مي‌رود. بسياري از مطالب و مقالات عنوان شده در اين مقاله از طريق معتبرترين منابع ارتباطاتي كه اين حوزه فعاليت مي‌كنند تامين مي‌گردد و همانطور كه گفته شد انتشارات اين مجموعه از انتشارات تخصصي در اين حوزه محسوب مي‌گردد كه به اعتبار اين نشريه مي‌افزايد مجموعاً اين نشريه نيز اطلاعات مفيد و سودمندي از دنياي ارتباطات به پژوهشگران اين امر مي‌دهد آدرس سايت شركت Taylor مه اين نشريه را نيز در خود دارد ارائه مي‌گردد. &nbsp; &nbsp; &nbsp; American Communication Journal http://www.acjournal.org &nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp; نشريه American Communication Journal يكي از منابع معتبري است كه فقط در زمينه مطالعات ارتباطاتي فعاليت مي‌نمايد و انتشارات سازمان ارتباطات آمريكا كار طبع آن را به عهده دارد. اين نشريه جزو بروزترين و كاملترين مجلات علم ارتباطات به شمار مي‌رود. تنوع مباحث مورد جستجو كه در اين نشريه آمده از ديگر مزاياي آن است كه روشي نو و تازه در مطالعات ارتباطات ارائه مي‌دهد. اين نشريه دانش پژوهان را براي ارجاع به كتب مربوط به حوزه ارتباطات مهيا مي‌سازد و منابع ارجاعي Online را در دسترس آنها قرار مي‌دهد در اين نشريه پژوهشگر در دادن عقيده و نظر خود به منظور تاثير بر نشريه آزاد است در واقع ACJ فعاليتش خلق پرده نقاشي گسترده اي است كه از پژوهشگران تاثير مي‌پذيرد و به خود شكل مي‌دهد روي هم رفته دانش پژوه ارتباطات يافته و استدلال خود را در زمينه اي از رشته‌هاي ارتباطات بيان مي‌نمايد و اين راه پر معني و قابل تاملي است كه در ACJ دنبال مي‌گردد. اين نشريه در دفتر كتابخانه مجلس آمريكا نيز ثبت شده و منابع مهم در اين حوزه به شمار مي‌آيد در مجموع ACJ جزو نشريات معتبري است كه از مقالات ISI نيز استفاده مي‌كند و با استفاده از قابليت جستجو اين امكان را به پژوهشگر مي‌دهد كه با سهولت بيشتري موضوع خويش را مورد جستجو قرار دهد. &nbsp; &nbsp; &nbsp; ");
page[28]=new Array("maghalat(hamed).htm","تشكيلات ايماني از نگاه شهيد بهشتي","","&nbsp; &nbsp; &nbsp; &nbsp; &nbsp; سال اول، پيش شماره اول، مهر 84 &nbsp; &nbsp; &nbsp; &nbsp; تشكيلات ايماني از نگاه شهيد بهشتي حامد فروزان دانشجوي كارشناسي رشته معارف اسلامي و فرهنگ و ارتباطات دانشگاه امام صادق(ع) &nbsp; شهيد مظلوم آيت‌ا... دكتر سيد محمدحسين بهشتي، دبير كل حزب جمهوري اسلامي و رئيس قوه‌قضائيه بيانات زيبايي در مورد تشكيلات دارد كه در اين نوشتار تحت دو عنوان شرايط و ويژگي‌ها تقديم شما مي‌گردد: شرايط: براي يك تشكيلات ايماني مي‌توان شرايط زير را از نگاه شهيد بهشتي&nbsp; بيان كرد: 1- تشكيلات بايد پاسدار ارزشها باشد نه پاسدار خود: درواقع يعني تشكيلات بايد خداپرست و خداخواه باشد نه خودخواه. بايد دائما مراقبت كنيم كه هر يك از تشكل‌هاي ما خودخواه نشود و هميشه خداخواه بماند و اين محقق نمي‌شود مگر با خودسازي و مراقبت تك‌تك افراد يك تشكيلات. 2- تشكيلات بايد كمك به سيرالي‌ا... براي اعضاي آن باشد: هر وقت يكي از افراد به تشكل، سرگرم و مشغول شد چنين تشكلي لهو مي‌شود و بايد از آن پرهيز كرد چون ما را از ياد خدا دور مي‌كند. اگر تشكيلات برايمان آنقدر محبوب شد كه جانشين خدا و حق شد اين حالت لهو است و لهو «ينهي عن ذكر الله» است. حال سوال اين است كه از كجا بفهميم كه تشكيلات برايمان لهو و سرگرمي نشده است؟ شهيد بهشتي چنين جواب مي‌دهد: وقتي كه ببينيم در اين تشكيلات داريم ساخته‌ مي‌شويم يا اينكه كار تشكيلاتي ما حالت عبادت دارد. بايد دفاتر تشكيلات معبد و محل خودسازي ما باشد و اين جز با اخلاص درنيت و با مراقبت بر عمل محقق نمي‌شود. 3- تشكيلات نافع براي مردم باشد نه مانع براي آنها: تشكيلات هزينه‌، نيروي‌انساني و... دارد. بر روي آن سرمايه‌گذاري مي‌شود. اگر اين تشكيلات به درد مردم نخورد لغو مي‌شود و مومنان «عن اللغو معرضون» هستند. ويژگي‌ها: 1- كار يك تشكيلات ساختن ناقص‌هاست نه حذف آنها: تشكيلات بايد آنقدر قوي و سازنده باشد تا ناقصها را بسازد و اين ساختن زمان مي‌برد و در اين زمانيكه براي ساختن لازم دارد بايد با نقصشان ساخت و كنار آمد. جراحي و حذف به عنوان آخرين علاج است نه اولين علاج. 2- اركان اصلي يك تشكيلات ايماني دو چيز است: اول: آزادي در داخل تشكيلات بايد آزادي‌هاي انسان‌ساز حفظ شود. دوم: خودسازي در تشكيلات انسان‌ها بايد احساس حركتي خودساز و آزاد كنند. تشكيلات بايد بكوشد انسان‌ها را همسو كند نه رقابتي. 3-&nbsp; دشواري‌هاي يك تشكيلات: ما خيال مي‌كنيم داشتن يك تشكيلات اسلامي كار آساني است و كاري ندارد كه ده آدم دور هم جمع شوند و يك اسم و اساسنامه، يك نمودار تشكيلاتي و تمام شد. خير اينجور نيست اگر به تجربه‌هاي شخصيتان بنگريد مي‌بينيد كه مشكل بزرگ داشتن يك تشكيلات در درون يك‌يك ماست، زيرا كه ما به اين آساني‌ها آدم نمي‌شويم و به اين آساني‌ها انسان نمي‌شويم. بر سر راه انسان‌شدنمان صدها عقبه وجود دارد كه «فلا اقتحم العقبه» صدها تنگه وجود دارد و تا وقتي‌كه بخواهيم از اين تنگه‌ها عبور كنيم، اولا بايد تنگه‌ها را بشناسيم، ثانيا بايد توانائيش را داشته باشيم و تازه از يك تنگه عبور مي‌كنيم، خيال مي‌كنيم تمام شده، مي‌بينيم عجب، تنگه‌هاي سخت‌تر بر سر راهمان است و اين تا لحظه‌ي مرگ انسان هست،‌ پس تشكيلات هم آفت دارد و هم دشواري و عقبه دارد. 4- خصلت‌هاي مخرب تشكيلات: اگر افراد با خصلت‌هاي منفي وارد يك تشكيلات شوند در حقيقت با ورودشان ميكروب‌ها را وارد تشكيلات كرده‌اند. پس هر يك از ما موظفيم ضعف‌هاي شخصي خود همچون سوءظنها، بدگماني‌ها، بدتفسيركردن‌‌ها، خودخواهي‌هاي شخصي وخودمحوري‌هاي خود را به شدت مراقبت كنيم. در بيرون تشكيلات ضعف شخصي، ضعف شخصي است اما در داخل ضعف‌ شخصي، ضعفي شخصي اما همراه با يكنوع امكان سرايت به ديگران است و گسترش ضعف‌ها ممكن است خطرناكتر و شديدتر باشد. در نتيجه هم گناهش و هم عقابش مضاعف است. پس افراد اولا بايد قرنطينه شوند و بعد وارد تشكيلات شوند منتهي قرنطينه‌ي دائمي و مستمر. يعني بايد دائما مراقبت كرد كه اگر ويروسي يا ميكروبي با يك فردي داخل تشكيلات مي‌آيد، همان اول علاج شود قبل از آنكه خصلت بد او به افراد ديگر سرايت كند. اما توجه به ده توصيه‌ي تشكيلاتي دبير كل حزب جمهوري اسلامي بسيار مفيد خواهد بود: 1- ايمان هرچه قوي‌تر به آرمانتان؛ 2- برنامه‌هاي عملي جهت نشان‌دادن برتري كاركرد ساختار اسلامي و نيروهاي مومن؛ 3- تقويت ارتباط بين اعضا؛ 4- جذب عناصر جديد؛ 5- انضباط تشكيلاتي؛ 6- شناسايي و كشف استعدادها؛ 7- افزايش معلومات تخصصي خود در كنار مطالعات اسلامي؛ 8- يادگيري شيوه‌هاي صحيح برخورد با دشمن و مخالف؛ 9- انتقاد از خويشتن؛ 10- اميد كامل به آينده. اميدواريم با بهره‌گيري از توصيه‌هاي ارزشمند شهيد مظلوم حضرت آيت‌الله دكتر بهشتي بتوانيم در راستاي رسيدن به تشكيلات ايماني و قرآني موفق‌تر باشيم. &nbsp; &nbsp; &nbsp; &nbsp; ");
page[29]=new Array("maghalat(hoseein).htm","فرهنگ","","&nbsp; &nbsp; &nbsp; &nbsp; &nbsp; سال اول، پيش شماره اول، مهر 84 &nbsp; &nbsp; &nbsp; &nbsp;فرهنگ ريمون ويليامز ترجمه وتحقيق: حسين سرفراز دانشجوي كارشناسي رشته معارف اسلامي و فرهنگ و ارتباطات دانشگاه امام صادق(ع) درآمد: يکي از تفاوت هاي مهم ميان رويکرد فراگرد(Process approach) ورويکرد نشانه شناسيSemiotic approach)) به ارتباطاتCommunication)) اين است که درمدل هاي فراگرد بجز داده ها(Data)،ارتباطات را بويژه دريک بافت و گستره ي فرهنگي (Cultural context)،قرارميدهد.دررويکرد نشانه شناسي،معنا(Meaning)،بر بافت هاي فرهنگي فرستنده،گيرنده وپيام وابسته است.به عبارت ديگر،رويکرد فراگرد،نقش فرهنگ(Culture) را در باقي نهادن آن به عنوان مانعي نهفته دربرابر ارتباطات،ازنظر معنايي وبه لحاظ رواني ايفا ميکند.فرهنگ &nbsp;بنابر آنچه ريمون ويليامز معترف است،يکي از پيچيده ترين واژه هاي زبان انگليسي است.در علم ارتباطات،خواندن بسياري از متون موجود با دريافت بافت فرهنگيِ قابل ملاحظه ي آنها امکان پذير است واين بخوبي بيانگر همان امري است که ويليامزرا واداشت تا به فرهنگ، نام کليدواژه را بنهد. &nbsp; &#9668; ميتوان دشواري حاصل از رشد نوين واژه ي فرهنگ(Culture) ودشواري کاربرد واستعمال آنرا فهميد.ما ميتوانيم معناي واژه راکه به تداوم کاربرد لغوي درفرايند فيزيکي کنوني تحت عنوان &quot;کشت چغندرقند&quot;(Sugar-beet culture) وابسته است، ويا کاربرد فيزيکي تخصصي واژه را در دانشي چون باکتري شناسي ازدهه ي 1880تحت عنوان&quot;کشت ميکروب&quot;(Germ-culture) تشخيص دهيم. اما اگر اينبار به واژه ي Culture، بدون در نظرگرفتن منابع ومراجع مادي وفيزيکي روي آوريم،به شناخت سه مقوله کلي وعام درباب استعمال واژه يCulture، خواهيم رسيد: 1-اسمي مستقل وانتزاعي که فراگردِ عامِ رشدِ فکري،معنوي وهنري رااز قرن هجدهم، توصيف وتبيين ميکند. 2-اسمي مستقل که بطورعام ياخاص بکاررفته ويک روش خاص براي زندگي(مردم،مدت زمان يا يک گروه ويا بطورکلي انسانيت)را توصيف ميکند. 3-اسمي مستقل وانتزاعي که کارها، اعمال وفعاليت هاي فکري وبويژه هنري راوصف وشرح ميکند. به نظر ميرسد که متداولترين کاربرد مقوله سوم امروز بدين صورت است که واژه يCulture رامترادف موسيقي، ادبيات، نقاشي ومجسمه سازي، تئاتر وفيلم مي يابيم.درجهان امروز وزارت فرهنگ، بخصوص به اين فعاليتها ميپردازد.وگاهي ايام علاوه برآنها حوزه هايي مثل فلسفه، دانش وتاريخ نيز به آنها افزوده ميشود.استعمال مقوله ي سوم، به نسبت تازه وجديد است وتاريخ نهادن دقيق برآن دشوار.به اين سبب که مقوله سوم دراصل شکل کاربردي وامروزي مقوله اول است: ايده ي فراگرد عام رشد فکري، معنوي و هنري بطور موثري اجراوبه سوي اعمالي منتقل شد که تحت عنوان فرهنگ ذکر گرديد وهمچنان تداوم دارد.... درزبان انگليسي،مقولات1و3 همچنان بهم نزديک اند.زمانيکه مقوله2 باقاطعيت توسط تيلور(Tylor) بااثرخود، فرهنگ اوليه(Primitive culture) به زبان انگليسي معرفي شد،مقولات 1و3،آنچنانيکه آرنولد(Arnold,1867) دراثرخود،فرهنگ وآنارشي(Culture&amp;Anarchy) آورده،غيرقابل تشخيص بودند.بهرحال توسعه ي قطعي مقوله سوم درزبان انکليسي دراواخرقرن 19 واويل قرن20 بود. روبروشدن باچنين مشکلي وتاريخ همچنان فعال چنين واژه اي،واکنش نشان دادن درانتخاب يک مقوله ي درست،معقول وياعلمي ورهاکردن ديگر مقولات تحت عنوان درهم وبرهم وياغير علمي،آسان است.....روشن است که درمحدوده ي يک روش ورشته خاص علمي، استعمال فکري وتصوري واژه به وضوح ميانجامد.اما بطور کلي،وجودگسترده وتداخل وهمپوشاني معناها پراهميت وقابل ملاحظه است. پيچيدگي مقولات مذکور، به نوعي به پيچيدگي بحث روابط ميان رشدانساني به معناي عام، تبيين روشي خاص براي زندگي وآثار وفعاليتهاي هنروتفکر، اشاره ميکند.اين امرجالب است که بدانيم درباستان شناسي وانسان شناسي فرهنگي(Cultural anthropology)، مرجع ومنبع فرهنگ عمدتاً محصول مادي(Material) است.درحاليکه درتاريخ ومطالعات فرهنگي(Cultural studies)، مرجع عمده،معني بخشي( دلالت) وياسيستم هاي نمادين ونشانه اي است.پرسش محوري درباب روابط ميان مادي ونمادين گيج کننده است اما بهرحال دربرخي مباحث اخير ارتباط آندو بيش ازجدايي وتفاوت ايشان است. درمحدوده ي بحث دشوارما، نمودِتضادها درکنار موقعيت هاي تداخل معنا، توامان موجود است ونيز بسياري از پرسش هاي حل نشده وپاسخ هاي آشفته وجوددارد.اين امربه استعمال اَشکال مختلف اين واژه درزبانهايي غيراز انگليسي نيز مرتبط است.استعمال فرهنگ درزبانهاي ديگر،تغييروتنوع بسياردارد.کاربرد انسان شناسانه ي فرهنگ درزبانهاي آلماني،اسکانديناوي ومجموعه زبانهاي اسلاوي رايج ومعمول است.اما درزبانهاي ايتاليايي وفرانسوي، واژه فرهنگ بطورمشخص تابع مقولات هنرويادگيري،ويافراگرد عام رشد انساني است.اين تغييرات وتنوعات واژه ي فرهنگ شامل ديدگاههاي متفاوت نسبت به فعاليتها، فراگردها وروابطي است که بر دشواري واژه ي فرهنگ، دلالت ميکند. دشواري بيان شده،سرانجام واژه ي فرهنگ نيست، بلکه در مسايل و مشکلات تنوع استعمال آن، بطور چشمگيري نمايان ميشود. Keywords ,&nbsp; By&nbsp; Raymond Williams,&nbsp; Published by Fontana.1983. P 90-92 &nbsp; &nbsp; &nbsp; ");
page[30]=new Array("maghalat(javad).htm","هاليوود و اسلام ستيزي","","&nbsp; &nbsp; &nbsp; &nbsp; &nbsp; سال اول، پيش شماره اول، مهر 84 &nbsp; &nbsp; &nbsp; &nbsp; هاليوود و اسلام ستيزي محمد جواد رمضاني &nbsp;دانشجوي كارشناسي معارف اسلامي و فرهنگ و ارتباطاتدانشگاه امام صادق(ع) &nbsp; تاريخچه و پيشينه هاليوود: وقتي که سينما در سال 1890 اختراع شد، بسياري آن را جدي نگرفتند. در آغاز، سينما کاملاً تفنني تلقي مي شد. در سالهاي 1916 و 1917 با ورود برخي از سينماگران حرفه اي و با ساخت فيلم هاي جذاب اين هنر رونق گرفت. ساخت استوديوهاي شش گانه آمريکايي در دهه 1920م، هاليوود را در حومه شهر لوس آنجلس تشکيل دادند و تا 30 سال بعد از آن هاليوود حاکم مطلق اين هنر بود. صاحبان اين کمپاني ها، يهودي و از مهاجرين اروپاي شرقي بودند. اين عده شامل برادران وارنر، ساموئل گلدن، لويي ماير، کارل لمله، ادولف زوکر و ويليام فاکس مي شدند. آنها از هر چيزي براي موفقيت فيلمهايشان استفاده مي کردند. استفاده ابزاري از زنان، سيستم ستاره سازي، طرح و ساخت موضوعات غير اخلاقي، خشونت، اسطوره سازي، ترويج خرافات و جادو و از اين قبيل جزء برنامه هاي اصلي هاليوود بود. سياستمداران آمريکا براي اينکه مديريت افکار عمومي را بدست گيرند، از اين صنعت خوب استفاده کردند. براي صاحبان قدرت و سرمايه در آمريکا اين امر اثبات شده است که نمي توان بدون مديريت افکار عمومي بر جهان سلطه پيدا کرد، افکار عمومي در داخل و خارج کشور باري پيش برد اهداف بسيار مهم است تا زمينه رواني مناسبي فراهم نباشد، استراتژي ها و اقدامات پيش نخواهد رفت. آمريکا و غرب از اين صنعت براي تحقق اهداف و منافع خود در جهان بويژه جهان اسلام به خوبي استفاده کرده است. در همين راستا در دهه اخير جهان استکبار با توجه به ابزارها و اهرم هاي تبليغاتي که در اختيار دارد، به يک تهاجم گسترده فرهنگي عليه دنياي اسلامي دست زده است. شيوه ها و ابزارهاي آمريکا و غرب براي اسلام زدايي و اسلام ستيزي بسيار متنوع است. امروزه قدرت پيام از مهم ترين عوامل اقتدار اجتماعي کشورها محسوب مي شود. کسي که رسانه را در اختيار داشته باشد و خوب مديريت و هدايت نمايد، مي تواند نقش کنترل اجتماع را به آسان و سريع در جامعه ايفا نمايد. يکي از اين کشورها که به خوبي توانسته از ابزار رسانه بهترين بهره برداري را بنمايد. يکي از اين کشورها که به خوبي توانسته از ابزار رسانه بهترين بهره برداري را بنمايد، ايالات متحده آمريکاست.&quot; آمريکا هرگاه که عزم جنگي مي کند يا مي خواهد يکي از استراتژي هاي کلان خود را به اجرا درآورد، از هاليوود کمک مي گيرد. در چنين مواقعي زبان هنر و رسانه اي آمريکا به گونه اي مصلحتي ارزشي مي شود، يعني قائل به تفکيک حق و باطل يا خير و شر مي گردند. در چنين حالتي به بيننده و يا شنونده اينگونه القاء مي کند که بايد يکي را انتخاب کني. آمريکا هميشه خودش را در جناح حق مي داند. اگر کسي هم با او مخالفتي داشت در جناح شيطان، شر يا آنتاگونيست قرار مي گيرد و مي گويد چون ما قدرتمند و برحقيم، در قبال سرنوشت انسان هاي ديگر هم به شدت مسئوليم و نبايد بي تفاوت باشيم و وظيفه داريم نيروهاي سرکش و متمرد و تروريست را بر سر جاي خود بنشانيم. هاليوود در اين عرصه بسيار ياور و کمک کار آمريکا بوده وهست. مثلاً سينماي هاليوود در مورد ويتنام کمک هاي بزرگي به دولت آمريکا نمود تا افکار عمومي جامعه آمريکا را جهت ورود به جنگ آماده سازد.&quot; [1] حال بايد بدانيم که اين تئوريسين هاي فرهنگي و سياسي که صاحبان رسانه هاي سينمايي هاليوود نيز هستند، چه کساني هستند و در صدد القاء چه چيزي هستند. قبل از اينکه بخواهيم مبحث اسلام ستيزي را مطرح کنيم، لازم است که در آمدي بر عقايد صهيونيست ها در زدودن دين و رواج باورهاي غلط و خرافي در ميان افکار مردم، داشته باشيم. هاليوود در جنگ سرد، روس ها را شر مطلق معرفي مي کرد. آمريکايي ها تا مدت ها حتي در فيلمهاي علمي، تخيلي و فضايي خود چهره شرور روسها را به تصوير مي کشيدند. با فروپاشي شر مطلق (روسها)، و با گسترش موج بيداري اسلامي، سمت گيري هاليوود بيشتر به سمت اسلام و مسلمانان تغيير جهت داد. همانطور که گفته شد مسلمانان در دهه هشتاد کمتر هدف سينماي هاليوود قرار مي گيرند، اما گام هاي پر شدتي که هاليوود با آغاز دهه 90 برداشت، گويا قرار است مسلمانان صريحاً جايگزين تابوي شر شوروي بشوند، چون از نظر منطق رسانه اي، شر مطلق از بين رفته و بايد شر ديگري جايگزين آن شود تا درام هاليوود شکل بگيرد. لذا فيلم هايي ساخته مي شود که در آنها انسان هايي با عقايد، آداب و ظاهر اسلامي هستند که منافع آمريکا را به خطر مي اندازند. چهره هاي اين انسان ها افرادي کريه المنظر، بي رحم و تروريست و از کشتن و کشته شدن خودشان ترسي ندارند، به تصوير کشيده مي شود. شکي نيست که اتاق فکر هاليوود را تئوريسين هاي سياسي خط مي دهند، اينها هستند که با مباني سازي هاليوود را تشويق به ساخت فيلم هاي اسلام ستيزي مي نمايند. نظريات ساموئل هانتيگتون از جمله موراد است. هانتيگتون که زماني مشاور سياست خارجي کلينتون بود مقاله اي را تحت عنوان «مناسبات خارجي» در سال 1993 نوشت. اين مقاله با تشويق و پي گيري همکاران و موسسات آمريکايي کامل شد و در سال 1996 با عنوان کتاب «برخورد تمدن ها و بازسازي نظم جهاني» منتشر گرديد. به گفته او اين موضوع يعني برخورد تمدن ها موجب جنگ ها و درگيري هاي جهان نوين پس از جنگ سرد خواهد شد. در اين کتاب تمدن هاي معروف و مهم را بر مي شمارد و به گفته سنک سومباس از فلوريدا استناد مي نمايد که نهايتاً رويارويي اصلي بين دو تمدن اسلام و غرب است و هانتيگتون آشکارا مطرح مي سازد که غرب نبايد درباره بنيادگراهاي اسلامي نگران باشد، بلکه بايد درباره خود اسلام نگران باشد. اين نظريه که به آرامي از گردونه بحث ها داشت خارج مي شد، با حوادث 11 سپتامبر مجدداً توجه بسياري را به خود جلب کرد بعضي معتقد بودند، آنچه در 11 سپتامبر اتفاق افتاد، تاييديه و شاهدي بر نظريه هانتيگتون شد. لذا اين ديدگاه دستمايه هاليوود شد و فيلمي که بنام «ترميناتور 2» ساخته شد. در اين فيلم نيروهاي خير بر ماشين ها که شر بودند غلبه پيدا کردند. همين مضمون در فيلم «دروغ هاي حقيقي» تکرار مي شود اما اين بار به جاي ماشين ها، مسلمانان نيروي شر هستند که در مقابل آرنولد قهرمان اصلي فيلم قرار مي گيرند. در اين جا نيروهاي شر و تروريست کسي جز مسلمانان نيستند. هاليوود در انحصار صهيونيسم: اين مقدمه که صنعت سينماي هاليوود امروزه، در انحصار بزرگان يهود است، نيازي به اثبات مجدد ندارد و به قدري اين موضوع روشن است که جمله معروفي در اين زميه نكته جالب توجه اينكه، يكي از مجلات‏ صهيونيست‏ها به نام مومنت(Moment)در شماره اوت سال 1996 خود تحت عنوان«يهوديان هاليوود را اداره مي‏كنند، خوب كه چي؟»، به حقيقت اين مطلب اقرار نموده و فعاليت يهوديان را درمطبوعات به گونه‏اي توجيه كرد.[2] لذا اطاله کلام نمي کنيم و به موضوعهايي که مورد توجه سينماگران يهودي است مي پردازيم. &quot; با مرور اجمالي&quot;پروتكل‏هاي جهاني يهود&quot;به‏ سهولت مي‏توان دريافت كه صهيونيسم بين الملل به هدفي كمتر از تصاحب كامل دنيا و تشكيل حكومت واحد جهاني نمي‏انديشد و براي نيل به اين مقصود، ترويج خرافات ديني را بعنوان يكي از راهكارهاي اساسي خود برگزيده است. سوء استفاده از برخي‏ فرازهاي تحريف شده كتاب تورات و ترويج اين خرافات از طريق‏ فيلم‏هاي سينمايي از همان آغاز در دستور كار صهيونيسم‏ بين الملل قرار داشته و همين امر حجم گسترده‏اي از فيلم‏هاي‏ ظاهرا ديني(ولي در باطن خرافي)را در تاريخ سينماي جهان پديد آورده است.&quot;[3] مقصود از &quot;خرافات ديني&quot; شوائبي است كه آدمي بر مبناي تخيل‏ نفس اماره به ساحت لايزال دين منتسب مي‏دارد و اين شوائب‏ خيالي را عين حقيقت مي‏انگارد. حال آنكه دين، جلوه‏اي از حقيقت رحمان است و خرافات، زاييده مكايد شيطان. همواره در كنار هر اعجاز موسايي، سامري‏ به ساحري بر مي خيزد و ادعاي معجزه مي كند. امروزه براي‏ صهيونيسم، هيچ ساحري برتر از سينما و هيچ سحري مهيب‏تر از خرافات ديني نمي‏تواند مفيد باشد. خرافات ديني يهود متكي بر چند ركن است. ركن اول: نگاه خرافي يهود نسبت به مفهوم شيطان. بر اساس اين‏ نگرش، شيطان مفهومي اهريمني است كه با قدرتي مخوف و ويرانگر در برابر اراده پروردگار قد علم مي‏كند و با كمك پيروانش‏ نسل آدمي را در معرض نابودي قرار مي‏دهد .در آن گروه از آثار سينمايي كه شيطان را اينگونه ترسيم کرده اند، انسان‏ بي‏پناهي است كه به چنگال شيطان اسير شده و هيچ امدادي از جانب پروردگار به او نمي‏رسد. در اين مهلكه، اراده‏ خود او يا انسان‏هاي ديگر تنها سرمايه‏اي است كه مي‏تواند به آن‏ اميدوار باشد. &quot;اين باور خرافي و كودكانه تا كنون دستمايه آثار سينمايي متعددي‏ قرار گرفته كه فيلم‏هايي نظير:&quot;جن گير&quot;،&quot;طالع نحس&quot;،&quot;پايان‏ روزگار&quot;و&quot;وكيل مدافع شيطان&quot;از آن جمله‏اند. &quot;[4] از ديگر خرافه‏هاي صهيونيستي كه به سينما راه يافته: &quot;افسانه آخر الزمان&quot; و پيشگويي‏هاي مربوط به آن است كه در فيلم‏هايي نظير: &quot;نوستراداموس&quot;، &quot;آرماگدون&quot; و &quot;روز استقلال&quot; ردپايي از آن‏ مي‏توان يافت. بر اساس اين افسانه، فاجعه‏اي عظيم حيات بشري‏ را تهديد خواهد كرد و آخرين نبرد خير و شر در جغرافياي خاصي‏ از زمين به وقوع خواهد پيوست. وسعت فاجعه آن قدر است كه‏ انسان‏ها از مقابله با آن در مي‏مانند و نااميدانه به هوشمندترين و شجاع‏ترين نژاد بشري(يعني آمريكايي‏ها) پناه مي‏برند! &quot;مهمترين تأثير اين گروه از فيلم‏هاي خرافي آن است كه حس‏ اعتماد به نفس را در مخاطبين جهان سومي نابود مي‏سازد و همزمان اعتماد و انقياد نسبت به صاحبان اصلي دنيا را (كه به زعم‏ اين فيلم‏ها آمريكاييان و يهوديان هستند) ترويج مي‏نمايد. در صورت مشاهده مكرر اين قبيل فيلم‏هاي خرافي،مردم جهان سوم‏ ظاهرا به آمريكا و باطنا به صهيونيسم بين الملل حق مي‏دهند كه‏ چند صباحي در اين عالم فاني حكومت و سروري كنند! زيرا وقتي‏ فاجعه عظمي بروز كند، همين‏ها هستند كه بايد به داد مردم دنيا برسند و نسل انسان را از خطر نابودي برهانند!&quot;[5] با پرداختن به موضوع آخرالزمان ترسيم مغرضانه از پيروان شيطان، کشورهاي مشرق زمين و اسلامي را در اين گونه فيلم ها به عنوان آنتاگونيست معرفي مي کنند. يعني شيطان از کشورهاي اسلامي برمي خيزد و نيمه غربي عالم را مورد تاخت و تاز خود و يارانش قرار مي دهد. به عنوان نمونه فيلم «جن گير» به گونه اي ساخته مي شود که اسلام يک هيولاي باستاني ماقبل تاريخ است. در اين فيلم، در خرابه هاي نينواي عراق گروهي باستان شناس مشغول حفاري هستند که با صداي اذان شروع مي شود -وقت غروب از نظر مسيحيان وقت شيطاني است- ناگهان يک مقبره باستاني باز مي شود و مجسمه شيطان آشور بيرون مي آيد، گويا روح شيطان که در وقت غروب و همزمان با صداي اذان از يک کشور اسلامي برخاست، به شهر جورج تاون در آمريکا مي رود و در کالبد يک دختر آمريکايي حلول کرده و او را به يک هيولا تبديل مي کند و اين دختر هم دست به جنايت هاي متعدد مي زند. برخي مواقع هاليوود ارزش هاي اسلامي را به صورت ظريف به نفع خودش مصادره مي کند و از آن خود مي داند. مثلاً در فيلم گلادياتور ژنرال «ماکسيموس» به صورت يک قديس و انساني ارزش گرا و اخلاقي و خانواده دوست ظاهر مي شود، اين شخص ريش دار ضد فساد است و به دنبال شهادت و عدالت طلبي است. &quot;خرافه ديگري كه صهيونيست‏ها آن را در قالب سينمايي مصادره به مطلوب كرده‏اند، مسئله «ظهور ناجي» و «سفر به سرزمين موعود» است. اما ناجي اين قبيل فيلم‏ها نه آن منجي است كه بشريت در انتظار اوست.&quot;[6] حال اين قالبهاي ارائه شده را همراه با نظريه هاي نظريه پردازاني چون فوکوياما، هانتينگتون و برنارد لوئيس که اسلام را به عنوان عامل خشونت و شر معرفي مي کنند، در کنار يکديگر قرار مي دهيم. نتيجه ساده است، فيلم هايي نظير «هري پاتر» و «ارباب حلقه ها» که تقابل خير و شر را نشان مي دهند، ساخته مي شود. و يا فيلم هايي که سعي در اثبات يک قوم به عنوان خير و نژادي ديگر به عنوان شر هستند، اکران مي شوند. &quot;صهيونيستها براي ترويج افکار و ايده هايشان سرمايه گذاري زيادي کرده اند. مثلاً در دهه 50 رژيم صهيونيستي ميليون ها دلار خرج کرد تا فيلم هايي همچون ده فرمان و بن هور ساخته شد. تا بتواند به نوعي حضور نامشروع اسرائيل در فلسطين اشغالي را توجيه کند.&quot;[7] اما شيوه هاي تقابل هاليوود با اسلام، شامل موارد ديگري نيز مي شود که به طور خلاصه به هر کدام از آنها اشاره مي کنيم. 1-&nbsp;&nbsp;&nbsp; تبليغ عرفان هاي سکولار و بدون خداي شرقي که به نوعي انحراف از مسير خداي واقعي است. 2-&nbsp;&nbsp;&nbsp; تهاجم فرهنگي و مقابله با مسلمانان با ترويج ارزشهاي مادي گرايانه مثل انحرافات جنسي، خشونت و جادوگري و... 3-&nbsp;&nbsp;&nbsp; بي تمدن و عقب مانده و تروريست جلوه دادن مسلمانان در فيلم هايي همچون محاصره و دروغهاي حقيقي. 4-&nbsp; برتر جلوه دادن يهوديان و قوانين آنها در تمام عرصه ها و تحقير اديان اسلام و مسيحي مثل فيلم دختر راهبه و يا فيلم هايي که عليه مسلمانان مي سازند مثل فيلم کشتي هاي بلند، ماه، سحر و هديه. 5-&nbsp; تبليغ چهره اي اهريمني از مسلمانان و سست کردن آنان در باورهاي خود و تزلزل نسبت به تظاهرات ديني و شعائر مذهبي و از همه مهمتر، هويت اسلامي شان. 6-&nbsp; استفاده از تصاوير مسلمانان در فيلمهاي طنز و خنده دار، فيلمي به نام «دنبال کمدي در دنياي مسلمانان» ساخته البرت بروکز به نوعي توهين به مسلمانان بود. &quot;روي هم رفته هاليوود عمدتاً مسلمانان را عرب معرفي مي کند، حال آن که حدود 15درصد مسلمانان عرب هستند. تصوير ارائه شده از مسلمانان در سينماي هاليوود مشخصاً به سه دوره تقسيم مي گردد: از ابتداي تاسيس هاليوود تا شکل گيري دولت صهيونيستي؛ در اين دوره سينماي هاليوود، مسلمانان را عمدتاً به صورت انسان هاي غير متمدن، بدوي و احمق معرفي مي کند. از زمان شکل گيري دولت صهيونيستي تا ظهور انقلاب اسلامي؛ در اين دوره علاوه بر تصوير دوره اول، مسلمانان را اغلب به صورت انسان هاي غارتگر و و حشي نشان مي دهد که يا پولداراني احمقند و يا قدرتمنداني بي رحم که به کسي ترحم نمي کنند. از ظهور انقلاب اسلامي به بعد بويژه پس از يازده سپتامبر؛ در اين دوره هم علاوه بر تصويرهاي اول و دوم، شخصيت مسلمانان را عمدتاً به صورت خشک مقدس، متنفر از يهود و مسيحيت و تروريست نشان مي دهند. زنان عرب را هم به صورت رقاصه، جادوگر، جنسي زبون و ذليل در فيلم هايشان به تصوير مي کشند.&quot;[8] &nbsp; [1] قاسمي، علي، نقش هاليوود در اسلام ستيزي، فصلنامه مطالعات سياسي، سال چهارم، شماره هفدهم ص102 [2] ميرلوحي، سيدهاشم، آمريکا بدون نقاب، ص 119 [3] شاه حسيني، مجيد، سينما و صهيونيست، ص11 [4] شاه حسيني، مجيد، سينما و صهيونيست، ص12 [5] همان [6] همان [7]&nbsp; قاسمي، علي، نقش هاليوود در اسلام ستيزي، فصلنامه مطالعات سياسي، سال چهارم، شماره هفدهم ص104 &nbsp; [8]&nbsp;&nbsp; قاسمي، علي، نقش هاليوود در اسلام ستيزي، فصلنامه مطالعات سياسي، سال چهارم، شماره هفدهم ص108 &nbsp; &nbsp; &nbsp; &nbsp; &nbsp; ");
page[31]=new Array("maghalat(nazary).htm","رسانه امروز","","&nbsp; &nbsp; &nbsp; &nbsp; &nbsp; &nbsp; سال اول، پيش شماره اول، مهر 84 &nbsp; &nbsp; &nbsp; &nbsp; رسانه امروز نوشته:‌‌استاد شيخ‌ ابراهيم‌ محمد سرسيق‌ ترجمه و تنظيم:جواد نظري مقدمدانشجوي كارشناسي رشته معارف اسلامي و فرهنگ و ارتباطاتدانشگاه امام صادق(ع) &nbsp; در دنياي‌ امروز ديگر اين‌ مساله‌ كه‌ آيا وسايل‌ ارتباط‌ جمعي‌ مي‌تواند در حيات‌ بشري‌ تاثيرگذار باشد يا خير، مطرح‌ نيست. مي‌توان‌ به‌ وضوح‌ مشاهده‌ نمود كه‌ بحث‌ و گفت‌ و گو تئوريك‌ و مناقشات‌ علمي‌ پيرامون‌ تاثير يا عدم‌ تاثير رسانه‌ها به‌ طور كلي‌ به‌ كنار گذاشته‌ شده‌ و آن‌ چه‌ كه‌ محل‌ نظر انديشمندان‌ است‌ بحث‌ وكنكاش‌ پيرامون‌ چگونگي‌ و دامنه‌ اين‌ تاثيرات‌ و گسترش‌ شعاع‌ آن‌ است. در عصري‌ كه‌ مي‌توان‌ آن‌ را عصر ارتباطات‌ خواند، فشارهاي‌ رسانه‌اي‌ جايگزين‌ انواع‌ ديگر فشارهاي‌ مادي‌ و روحي‌ شده‌ كه‌ سال‌هاي‌ متمادي، در عصر قهر مادي‌ و استعمار نظامي‌ بر زندگي‌ انسان‌ها سايه‌ افكنده‌ و بر روح‌ ملت‌ها و جوامع‌ چيره‌ شده‌ بود. جنگي‌ كه‌ امروز بشريت‌ با آن‌ رو بروست‌ جنگ‌ رسانه‌اي‌ است. مبارزه‌اي‌ در حيطه‌ فرهنگ‌ها و تمدن‌ها كه‌ فعاليت‌ها و اقدامات‌ خبيثانه‌ بعضي‌ اصحاب‌ رسانه‌ و سردمداران‌ ارتباطات‌ رسانه‌اي‌ جهان‌ با انواع‌ وسايل‌ ارتباطي‌ نوشتاري‌ و مكتوب‌ و وسايل‌ سمعي‌ و بصري‌ در پايگاه‌ها و كانون‌هاي‌ متعدد رسانه‌اي‌ بر ميزان‌ حرارت‌ آن‌ افزوده‌ و آن‌ را به‌ گونه‌اي‌ ديگر رقم‌ زده‌ است. امپرياليسم‌ فرهنگي‌ جهان‌ امروز بي‌آنكه‌ خود بداند به‌ جهت‌ كفه‌ سنگين‌تر يعني‌ همان‌ دنياي‌ رسانه‌اي‌ كه‌ واجد قدرت‌ چشمگيري‌ است‌ ميل‌ پيدا كرده‌ و به‌ سوي‌ فضايي‌ حركت‌ مي‌كند كه‌ رسانه‌هاي‌ گروهي‌ براي‌ او ترسيم‌ كرده‌اند. به‌ نظر من‌ اگرچه‌ رسانه‌ها به‌ معرفي‌ و بزرگنمايي‌ بعضي‌ نحله‌ها و آيين‌ها و عقايد و آرا و تئوري‌هاي‌ سياسي‌ و فرهنگي‌ خاصي‌ دست‌ مي‌زنند و به‌ نوعي‌ درصدد قداست‌ بخشي‌ آن‌ ايده‌ها بر مي‌آيند اما اين‌ هيچ‌ دليلي‌ بر برتري‌ و صحت‌ نظر صاحبان‌ آن‌ انديشه‌ها نخواهد بود. بلكه‌ فقط‌ تبليغات‌ رسانه‌اي‌ است‌ كه‌ به‌ آنان‌ مجال‌ ظهور بخشيده. امروزه‌ انواع‌ شركت‌ها و موسسات‌ رسانه‌اي‌ خبره‌ترين‌ و زبده‌ترين‌ كارشناسان‌ ارتباطات‌ را به‌ جهت‌ برنامه‌ريزي‌ كلان‌ فرهنگي‌ و رسانه‌اي‌ و شيوه‌هاي‌ اطلاع‌ رساني‌ و تبليغات‌ به‌ كار گمارده‌اند تا به‌ واسطه‌ آن‌ روح‌ ملت‌ها را تسخير نمايند. آنان‌ از اين‌ راه‌ توانسته‌اند ملت‌ها را به‌ نوعي‌ اطاعت‌ و تقليد كوركورانه‌ از رسانه‌ دچار كنند به‌ گونه‌اي‌ كه‌ خود ملت‌ها نيز متوجه‌ چيرگي‌ توطئه‌هاي‌ رسانه‌اي‌ نمي‌شوند. در اين‌ بين‌ صاحبان‌ رسانه‌ها، خبيثانه‌ سعي‌ بر آن‌ داشته‌اند كه‌ چهره‌اي‌ حق‌ به‌ جانب‌ گرفته‌ و وانمود نمايند كه‌ خالصانه‌ به‌ دنبال‌ هدايت‌ ملت‌ها در مسير رشد و سعادت‌ و كمال‌اند. اما حقيقت‌ تلخ‌ و اسفبار گوياي‌ چيز ديگري‌ است. هميشه‌ اين‌ گونه‌ نيست‌ كه‌ صاحبان‌ رسانه‌ها در همه‌ نقاط‌ و شبكه‌هاي‌ كانال‌هاي‌ رسانه‌اي‌ دنيا به‌ دنبال‌ اين‌ اهداف‌ انساني‌ باشند. در اكثر موارد مشاهده‌ شده‌ كه‌ قدرت‌هاي‌ سياسي‌ و اقتصادي‌ دنيا به‌ منظور دستيابي‌ به‌ اهداف‌ خواسته‌هاي‌ پليد خود از صاحبان‌ رسانه‌ها و كانال‌هاي‌ پرمخاطب‌ و قدرتمند به‌ عنوان‌ طلايه‌ داران‌ مبارزه‌ فرهنگي‌ بهره‌ مي‌گيرند. آنان‌ براي‌ نيل‌ سريع‌تر به‌ اين‌ هدف‌ برنامه‌ريزي‌ مي‌كنند و به‌ مبارزات‌ تبليغاتي‌ دامن‌ مي‌زنند تا از اين‌ راه‌ بتوانند افكار عمومي‌ را در دست‌ بگيرند و آن‌ را به‌ سمت‌ جريانات‌ و نتايج‌ خاص‌ و مورد نظر خود هدايت‌ كنند. رسانه‌ها، ارزش‌ها و هنجارها از كاركردهاي‌ مهم‌ رسانه‌هاي‌ جمعي‌ اين‌ است‌ كه‌ از قدرت‌ حكومت‌هاي‌ متمركز مي‌كاهند. اين‌ وسايل‌ به‌ عبارتي‌ درصدد كاهش‌ قدرت‌ دولت‌ها و حكومت‌هاي‌ مركزي‌ سلطه‌ جو هستند با توجه‌ به‌ اين‌ مساله‌ انتظار آن‌ را دارند تا با پاسخ‌ مثبت‌ اجتماع‌ مواجه‌ شوند و توده‌ و ملت‌ها به‌ گونه‌اي‌ رفتار كنند كه‌ آنان‌ مي‌خواهند. چرا كه‌ اطمينان‌ دارند هيچ‌ مانعي‌ نمي‌تواند در مقابل‌ تاثيرات‌ طغيانگر و پرنفوذ وسايل‌ ارتباط‌ جمعي‌ تاب‌ بياورد و در برابر اثرات‌ سحرآميز آن‌ بايستد. اين‌ نيروها و تاثيرات‌ رسانه‌اي‌ قادرند حيات‌ اجتماعي‌ افراد را مطابق‌ خواست‌ و اراده‌ صاحبان‌ رسانه‌ها يا صاحبان‌ قدرت‌ رقم‌ بزنند. رسانه‌ها مي‌توانند موجب‌ حاكم‌ شدن‌ بعضي‌ ارزش‌هاي‌ اجتماعي‌ معين‌ شوند و حال‌ ممكن‌ است‌ اين‌ ارزش‌ها در مسير ارزش‌هاي‌ حاكم‌ باشد و يا بر خلاف‌ آن. و يا اينكه‌ رسانه‌ حتي‌ مي‌تواند به‌ بزرگنمايي‌ و يا كوچك‌ نمايي‌ هنجارها و ارزش‌هاي‌ موجود بپردازد و به‌ آنها جلوه‌ خاصي‌ ببخشد. رسانه‌ها قدرت‌ آن‌ را دارند تا در جهت‌ كم‌ و يا زياد كردن‌ حقايق‌ گام‌ بردارند و به‌ قلب‌ حقايق‌ دست‌ بزنند به‌ گونه‌اي‌ كه‌ اين‌ حقايق‌ واژگون‌ براي‌ توده‌ حقايقي‌ صائب‌ و مورد اعتماد در نظر آيد و در بطن‌ جامعه‌ نفوذ كند و به‌ عنوان‌ يك‌ امر دروني‌ پذيرفته‌ گردد تا آنجا كه‌ افراد براي‌ دفاع‌ از آن‌ در مقابل‌ خطرات‌ اجتماعي‌ بر مي‌خيزند و از خود واكنش‌ نشان‌ مي‌دهند. رسانه‌ها با ظرافت‌ زيركانه‌اي‌ اين‌ عمليات‌ را به‌ انجام‌ مي‌رسانند. بدون‌ آنكه‌ حتي‌ اين‌ فرصت‌ را در اختيار مخاطبان‌ خود قرار بدهند تا پرچم‌ مقاومت‌ فعالانه‌ را بر خلاف‌ اين‌ جريان‌ تبليغاتي‌ رسانه‌اي‌ علم‌ نمايند يا در صدد دفاع‌ از خود برآيند. وسايل‌ ارتباطي‌ عصر حاضر، موجبات‌ ظهور محصولات‌ فرهنگي‌ و تكنولوژيكي‌ عظيمي‌ را فراهم‌ نموده‌ و اين‌ مساله‌ بستر و زمينه‌ لازم‌ را براي‌ دستيابي‌ هرچه‌ سريعتر و راحت‌تر به‌ اخبار و اطلاعات‌ روز و مواد علمي‌ و فناوري‌ پيشرفته‌ گشوده. رسانه‌ها بر اين‌ مبنا و با اين‌ نگاه‌ كه‌ انسان‌ها داراي‌ قابليت‌ها و ظرفيت‌هاي‌ يكسان‌ فرهنگي‌ هستند با توده‌ ارتباط‌ برقرار مي‌كنند و به‌ توليد برنامه‌هاي‌ متنوع‌ مي‌پردازند. اصحاب‌ رسانه‌ معتقدند افراد جامعه‌ بايد به‌ سمتي‌ حركت‌ نمايند كه‌ افكار و سلايق‌ و رفتارهاي‌ مشابه‌ و يكسان‌ فرهنگي‌ در آنان‌ پديدار شود و به‌ نوعي‌ در جهت‌ يكسان‌ سازي‌ عادات‌ و جهت‌گيري‌ها حركت‌ نمايند. اين‌ در نوع‌ خود نه‌ پديده‌ كاملا شومي‌ است‌ و نه‌ پديده‌اي‌ كاملا خوش‌ يمن‌ و پربركت.‌ شوم‌ نيست‌ چرا كه‌ اراده‌ي‌ خداوند متعال‌ بر اين‌ امر تعلق‌ گرفته‌ كه‌ امت‌ها به‌ كمال‌ وحدت‌ برسند تا همچون‌ دژي‌ استوار و مستحكم‌ به‌ حلقه‌اي‌ آسيب‌ناپذير مبدل‌ گردند. و چندان‌ خوش‌ يمن‌ نيست‌ چرا كه‌ خداوند، انسان‌ها، ملل‌ واقوام‌ را در درجات‌ مختلف‌ و با ظرفيت‌ها و قابليت‌هاي‌ گوناگون‌ ناهمگون‌ آفريده‌ است. بعضي‌ را نسبت‌ به‌ بعضي‌ ديگر برتري‌ بخشيده‌ حال‌ اين‌ تفاوت‌ ممكن‌ است‌ ناظر بر عقل‌ و درجات‌ آن‌ بوده‌ باشد و يا به‌ جهات‌ ديگر ابعاد حيات‌ بشري‌ مانند رزق‌ و منابع‌ مادي‌ و استعدادهاي‌ فرهنگي‌ وغيره‌ مربوط‌ مي‌شود. اگر همه‌ انسان‌ها تحت‌ ظرفيت‌هاي‌ فكري‌ و فرهنگي‌ يكسان‌ به‌ يك‌ گونه‌ رفتار مي‌كردند و همانند هم‌ مي‌انديشيدند. ديگر چه‌ جايگاهي‌ براي‌ مفاهيمي‌ همچون‌ هدايتگري‌ و اندرز و رهبري‌ مي‌توان‌ متصور بود؟ در اين‌ شرايط‌ ديگر تضارب‌ افكار و عقايد و گفت‌ و گوي‌ ملل‌ و تمدن‌ها چه‌ حاصلي‌ داشت؟ چگونه‌ ادامه‌ حيات‌ ممكن‌ مي‌شد اگر همه‌ انسان‌ها همچون‌ صفحات‌ مشابه‌ و يكنواخت‌ كتاب‌ واحدي‌ از يك‌ نسخه‌ واحد بودند. پيشرفت‌ يا پسرفت‌ وسايل‌ ارتباطي‌ در خيلي‌ از برنامه‌ها و حيطه‌هاي‌ مختلف، موارد و معلومات‌ متفرق‌ و گسترده‌اي‌ افزوده‌اند و در خيلي‌ از جهات‌ موجب‌ پيشرفت‌ شده‌اند. به‌ گونه‌اي‌ كه‌ ملت‌ها مي‌پندارند اين‌ پيشرفت‌هاي‌ مقطعي‌ و سطحي‌ قابل‌ اطمينان‌اند و اسكان‌ در سايه‌ اين‌ پيشرفت‌ها به‌ سوي‌ كمال‌ حقيقت‌ رهنمون‌ شده‌ است. ولي‌ به‌ نظر من‌ با اين‌ ابزار، دانش‌ و معرفت‌ زودگذر پرشتاب‌ بر دانش‌ و معرفت‌ اصيل‌ و عميق‌ ريشه‌دار چيره‌ گرديده. و اين‌ در عصري‌ اتفاق‌ افتاده‌ كه‌ ما گمان‌ مي‌كنيم‌ همه‌ شاخص‌هاي‌ علوم‌ ناشي‌ از تخصص‌ و محاسبات‌ علمي‌ دقيق‌ هستند حال‌ آنكه‌ اين‌ طور نيست. آيا ادراكات‌ علمي‌ متفرق‌ و شاخه‌ شاخه‌ ما را از پيوند با علوم‌ عميق‌ تخصصي‌ گذشته‌ بي‌نياز مي‌كند؟ شك‌ نكنيد كه‌ وسايل‌ ارتباطي‌ اين‌ عصر مسوول‌ مستقيم‌ ضايعه‌ كم‌ عمقي‌ و سطحي‌ بودن‌ يافته‌ها و نيز گمراهي‌ هلاكت‌ بار دستاوردهاي‌ علمي‌ اين‌ نسل‌ هستند. گسترده‌ شدن‌ علوم‌ و جزيي‌تر شدن‌ و شاخه‌ شاخه‌ شدن‌ آن‌ به‌ همراه‌ حجم‌ انبوهي‌ از اطلاعات‌ موجب‌ ايجاد و راه‌ اندازي‌ بانك‌هاي‌ اطلاعاتي‌ وسيع‌ در خيلي‌ از مكان‌ها شده‌اند. اما آيا به‌ نظر شما اقسام‌ آرشيوها و طبقه‌بندي‌هاي‌ معلومات‌ و اطلاعات‌ كه‌ در تجهيزات‌ ارتباطي‌ موسسات‌ اطلاعاتي‌ موجود است‌ ما را از ضرورت‌ بازگشت‌ مشاهده‌اي‌ مستقيم‌ به‌ كتابخانه‌ها و استفاده‌ و بهره‌گيري‌ بي‌واسطه‌ از كتب‌ اصيل‌ بي‌نياز مي‌كند. تبليغات‌ نقش‌ ديگري‌ كه‌ رسانه‌ها ايفا مي‌كنند. تبليغات‌ است‌ كه‌ امروزه‌ بيشتر به‌ صورت‌ تلاش‌هاي‌ سركوبگرانه‌اي‌ براي‌ رسيدن‌ به‌ سود بيشتر و حذف‌ رقبا تبديل‌ شده‌ (پروپاگاندا). تبليغات‌ رسانه‌اي‌ منبع‌ مالي‌ هنگفتي‌ براي‌ آنها به‌ شمار مي‌آيند. شكي‌ نيست‌ كه‌ رسانه‌هايي‌ كه‌ به‌ امر انتشار پيام‌هاي‌ تبليغاتي‌ كالاهاي‌ صنعتي‌ و تجاري‌ مشغولند نقش‌ عظيمي‌ در گسترش‌ داد و ستد و خريد و فروش‌ كالا در جامعه‌ دارند. نتيجه‌ اين‌ افراط‌ آنها در سرويس‌هاي‌ تبليغات‌ تجاري‌ اين‌ است‌ كه‌ تب‌ و مصرف‌گرايي‌ روزافزون‌ را در اجتماع‌ منتشر مي‌كند. و اين‌ گاه‌ متوجه‌ كالاهاي‌ غير ضروري‌ و وسايل‌ غير نياز مردم‌ خواهد بود. به‌ گونه‌اي‌ كه‌ براي‌ آن‌ كالاها مشتري‌ جذب‌ مي‌كنند و مردم‌ را به‌ سمت‌ آن‌ مواد و كالاها هدايت‌ و تحريك‌ و تشويق‌ مي‌نمايند. به‌ عبارت‌ روشن‌تر رسانه‌هاي‌ گروهي توانسته‌اند اراده‌ انساني‌ افراد جامعه‌ را فلج‌ نمايند. اين‌ تاثيرات‌ به‌ گونه‌اي‌ است‌ كه‌ تو گويي‌ به‌ شستشوي‌ مغزي‌ شباهت‌ دارد و يا به‌ نوعي‌ هيپنوتيزم‌ نقابدار افراد صرفنظر از اينكه‌ به‌ كيفيت‌ و مرغوبيت‌ يا عدم‌ مرغوبيت‌ كالا توجه‌ كنند و با صرف‌ نظر از اينكه‌ آيا اين‌ كالاها مواد مورد نياز او به‌ شمار مي‌آيند يا خير؟ به‌ طرف‌ آن‌ حركت‌ مي‌كنند طالب‌ آن‌ مي‌شوند. عصر تنهايي‌ با توجه‌ به‌ تمام‌ اين‌ مسايل، بعضي‌ محققان‌ و انديشمندان، رسانه‌ها را پديده‌ي‌ مسكن‌ و اطمينان‌ بخش‌ اين‌ عصر مي‌دانند. ما مي‌پذيريم‌ كه‌ رسانه‌ها در پرورش‌ اهداف‌ مثبت‌ در بعضي‌ مناسبت‌ها و سطوح‌ ديگر علوم‌ و اجتماع‌ موفق‌ شده‌اند ولي‌ اين‌ تمام‌ كار نمي‌تواند باشد. اين‌ وسايل‌ نتايج‌ ديگري‌ نيز به‌ دنبال‌ داشته‌اند. چرا كه‌ ما هم‌ اكنون‌ در يك‌ معنا در عصر تنهايي‌ و غربت‌ زندگي‌ مي‌كنيم. حتي‌ با وجود اينكه‌ در كنار ديگرانيم‌ و شمار بسياري‌ از افراد در اطراف‌ ما حلقه‌ زده‌اند به‌ اين‌ جهت‌ كه‌ روح‌ مدنيت‌ جديد - مدرنيزم‌ با تمام‌ ابزار آلاتش‌ - انسان‌ امروز را به‌ گونه‌اي‌ پرورش‌ داده‌ كه‌ به‌ دور از افكارش‌ و به‌ دور از عقايد و دغدغه‌هاي‌ فردي‌ خود زندگي‌ مي‌كند. انسان‌ امروز روز به‌ روز بيشتر از خود فاصله‌ گرفته. او در فضايي‌ به‌ سر مي‌برد كه‌ اطرافيان‌ او به‌ سر مي‌برند در جوي‌ يكسان‌ و هماهنگ‌ كه‌ رسانه‌ها براي‌ او و اطرافيانش‌ تدارك‌ ديده‌اند. اين‌ چنين‌ است‌ كه‌ فرصت‌ براي‌ تاثير برنامه‌هاي‌ رسانه‌اي‌ به‌ حداكثر خود مي‌رسد. و بدين‌ مناسبت‌ بازاري‌ يكسان‌ توليد مي‌شود و كالاهاي‌ مشابه‌ و يكسان‌ در گستره‌ بسيار وسيع‌ توزيع‌ مي‌گردد. و بالاخره‌ سرمايه‌داران‌ و كانون‌هاي‌ بزرگ‌ تجاري‌ اقتصادي‌ دنيا در هر كجا كه‌ باشند از مزايا و سود حاصل‌ از آن‌ استفاده‌ مي‌كنند. تمام‌ آنچه‌ در بالا به‌ بيان‌ و شرح‌ آن‌ پرداختيم‌ بخشي‌ از قابليت‌هاي‌ وسايل‌ ارتباطي، فوايد و مزيت‌ها و خطرات‌ و مضرات‌ رسانه‌ها در دنياي‌ امروز بود. و بالاخره‌ با تمام‌ اين‌ تفاسير عجيب‌ نيست‌ كه‌ اصحاب‌ رسانه‌ و كارشناسان‌ ارتباطات‌ در توضيح‌ نظريه‌ تزريقي‌ رسانه، وسايل‌ ارتباط‌ جمعي‌ را سوزن‌ زير پوستي‌ مي‌دانند كه‌ ما بحث‌ تفصيلي‌ پيرامون‌ اين‌ مساله‌ را به‌ مجالي‌ ديگر مي‌سپاريم. منبع: اصول‌ الاعلام‌ الحديث‌ و تطبيقاته‌ &nbsp; &nbsp; &nbsp; ");
page[32]=new Array("mahdavi.htm","مصاحبه با دكتر مهدوي","","&nbsp; &nbsp; &nbsp; &nbsp; &nbsp; سال اول، پيش شماره اول، مهر 84 &nbsp; &nbsp; &nbsp; &nbsp;&nbsp;مصاحبه با حجه‌الاسلام دکتر محمد سعيد مهدوي کني مصاحبه كنندگان :سيد محمد علي غمامي و مهدي يوسفي تاريخ مصاحبه:25/11/84 &nbsp; &#9668;از نظر بنده اين رشته نه تنها خاستگاهش که بلکه جهت گيري اصلي‌اش همان جهت‌گيري رشته‌ي تبليغ است‌‌‌‌‌‌ با يک تفاوت؛نگاه دانشگاه به مقوله‌ي تبليغ در آن دوره يک معناي خاص تبليغ بود. &#9668; در واقع بايد گفت با اين وضعيت دنيا و اين مقدار جمعيت ديگر نمي‌نوان کار را با ارتباط چهره به چهره پيش برد. &#9668;بايد تکنولوژي‌هاي نمايش و دعوت و تبليغ را بومي کنيم و بعدها اصلاً‌از درون فرهنگ اسلامي ادبيات جديدي براي آنها بنويسيم.منتها اين مال دراز‌مدت است.فعلاً اولويت با اين است که اين تکنولوژي‌ها را اسلاميزه‌اش کنيم يعني آن لبه‌هاي تيز و مخالفت‌هاي صريحش با دين را بگيريم. &#9668;فرهنگ‌،‌بستر روابط اجتماعي است. &#9668; ما قصد نداريم که مسئول توليد فيلم يا کارگردان اسلامي بسازيم که اينها کار دانشکده‌ي صدا‌و‌سيما است که بايد به کارگردانش احکام مربوط به توليد فيلم را نيز بياموزد. &#9668;چگونه مي توانيم از اين تکنولوژي‌ها استفاده کنيم و آنها را در خدمت تبليغ دين قرار دهيم.البته اين کار اوليه ما است و خيلي دور از دسترس نيست &#9668; البته باز جاي تأکيد است که اين هدف اصلي ما نيست بلکه از جهت تحقق نزديک‌تر است. هدف اصلي اين است که&nbsp; بتوانيم از درون دين براي حوزه‌ي تبليغ و نيز فرهنگ سازي و توليد الگوهاي مناسب براي جامعه‌‌، ‌الگوهاي مناسب خلق کنيم.يعني وظيفه‌ي ما اين نيست که به کارگردان بگوييم چگونه فيلمي بسازد که با محدوده‌هاي شرعي تعارض نداشته‌باشد. وظيفه‌ي ما اولاً اين است که‌بررسي کنيم که چگونه بايد از اين ابزار استفاده کنيم تا ارزش‌هاي اسلامي را تبليغ و ترويج کنيم وثانياً الگوهاي تبليغي و رفتاري و روش و شبک زندگي کردن ديني را ما از درون متون اسلامي درآوريم. محتواي اسلامي را علماي قم توليد مي‌کنند‌، بحث بر سر اين است که اين محتوا چگونه بايد تبديل به روش عمل و نگرش و احساس و درک و هيجان اجتماعي شود. &#9668;اساساً ما مي‌خواهيم به اين سوال جواب دهيم که چگونه مي‌توان از طريق تلوزيون ارزش‌هايي چون صداقت،محبت،امانت و ... را در درون مردم نهادينه کرد. &#9668;ما بايد تواماً توجه داشته با شيم که کجاها آسيب را به ما وارد مي‌کنند و کجاها ما داراي بيشترين قدرت هستيم.اين در واقع شناخت فرصت‌ها و تهديدها و به عبارت دقيق‌تر يک نوع سياست‌گذاري است. &#9668;مثل بعضي از دوستان كه به نظر من و نه به نظر خودشان از حوزه‌ي تبليغ فاصله گرفته‌اند‌،‌نباشيد. &#9668; ما نمي‌خواهيم مسئله‌ي تئاتر و قوميت را حل كنيم &#9668; مبلغين مباشر كه ذيل رشته‌ي ارشاد هستند وظيفه‌شان اين است كه 80% محتوا را ياد بگيرند. 15 تا 20% هم قالب‌ها را بدانند يعني مخاطب شناسي و شناخت انتقال پيام. &#9668;برخلاف آن‌ها كساني که اکنون در رشته‌ي فرهنگ و ارتباطات و در گرايش‌هاي حقوق و سياستگذاري هستند در حدي از اسلام اطلاع دارند كه بدانند چگونه قالب‌هاي مناسب را براي اسلام پيدا کنند‌، &#9668; اين‌كه من مي‌گويم اول بايد مطالعات غربي‌ها را ديد براي اين است كه مفاهيمي كه در حوزه‌ي ديني هستند مجمل‌اند اين‌ها بايد باز شوند، و بسط يافتن آن‌ها با سئوال است. بايد با سئوال وارد متون ديني شد. وگرنه قرآن را ما هزار سال است كه مي‌خوانيم . چرا اين حرف‌ها را از درونش نمي‌بينيم؟ &#9668;كارهاي دانشجويي را بگذاريد براي كارهاي تيمي و در واقع سطوح پايين‌تر كارهايي كه بعدا مي‌خواهيد انجام دهيد. مثل اينكه الان وقت عاشورا است، اين يك كار دانشجويي است که بياييد مانند شهيد مطهري كه در حد يك كار منطقي الگوي كلود شنون را برداشته و بحث فرستنده و گيرنده و پيام و ابزار را در عاشورا پياده كرده، عاشورا را روي مدل‌هاي ارتباطي پياده كنيد. &#9668; عناصر آموزشي‌تان را بگذاريد در برنامه درسي ياد بگيريد و در كارهاي دانشجويي‌تان سنتز و تركيب كنيد. موضوعاتي از قبيل توهين به حضرت پيامبر(ص) را در اينترنت جستجو كنيد تمام آن چه را كه گفته‌اند، از مخالف تا موافق يك مرتبه پياده كنيد،يك عده‌تان حقوقي بحث كنيد. &#9668; سوال: سوالي که قبل از شروع به هر فعاليت‌هاي مطالعاتي چه به صورت گروهي و چه فردي در راستاي رشته با آن مواجه مي‌شويم اين است که در چه زمينه‌اي بايد کار کنيم؟پاسخ به اين سوال مستلزم اين است که بدانيم هدف از تاسيس رشته‌ي ما چه بوده است. در تبيين اين مسئله اين ابهام برايمان بوجود آمد که آيا رشته‌ي فرهنگ و ارتباطات مي‌خواهد د رحوزه‌هاي مختلف فرهنگ و ارتباطات به صورت جداگانه کار کند يا دنبال هدف خاصي است. به عبارت ديگر ما دنبال فعاليت در حوزه هاي مختلف دين‌،‌فرهنگ و ارتباطات هستيم يا اينکه هدف چيزي فراتر از زير‌شاخه هاست؟ پاسخ: بسم الله‌الرحمن الرحيم.ابتدا لازم است خاطرنشان سازم که قطعاً‌در نظرات بنده و ساير اساتيد تفاوت ها و شباهت‌هايي را خواهيد ديدو اين امري طبيعي است که نظرات مختلف باشد.حتي نظرات خود من ممکن است نسبت به نظرات چند وقت قبلم متفاوت شده باشد.اين لزوماص به معناي تغيير نيست بلکه طبعا نظرات افراد در اثر تجربياتي که بدست مي‌اورند کامل‌تر مي‌شود.ولي قاعدتاً در صحبت‌هاي اساتيد بايد يک‌سري محورهاي مشترک و اصلي به دست‌ايد و آنچه که خواهيد يافت يک گفتمان غالب است. پيشينه و خاستگاه رشته مشخصاص تبليغ است.ولي اين بدين معنا نيست که اگر خاستگاه مسئله‌اي يک امر مشخص باشد ديگر تمام آن مسئله ان امر مشخص باشد.بايد توجه داشت که در بررسي خاستگاه يک چيز مي‌خواهند بگويند که چه شد که اين شده است و لزوماٌ آنچه که در مرحله‌ي دوم پديد مي‌آيد عين مرحلهِ اول و يا گسترش يافته ي آن نيست ،بلکه مي‌تواند تغييراتي بکند. دانشگاه به طور کلي و يا به طور اخص ما دانشجويان دوره اول ديدگاه هايي در زمينه‌ي تبليغ داشتيم که بعد‌ها در فرهنگ و ارتباطات اين ديدگاه امتداد پيدا کرده است ولي لزوماٌ با آن ديدکاه تطابق ندارد.اما اگر امتداد اين خط را بگيريم قطعاً به بحث تبليغ و رشته‌ي تبليغ و تجربيات دانشگاه در اين زمينه خواهيم رسيد؛از نظر بنده اين رشته نه تنها خاستگاهش که بلکه جهت گيري اصلي‌اش همان جهت‌گيري رشته‌ي تبليغ است‌‌‌‌‌‌ با يک تفاوت؛نگاه دانشگاه به مقوله‌ي تبليغ در آن دوره يک معناي خاص تبليغ بود.دانشگاه اساساً براي يک کار تبليغي درست شده‌بود و رشته‌هاي مختلف در دانشگاه رويکرد‌هاي مختلف به اين امر داشتند.يعني توليد محتوا و کارگزاران اسلامي در حوزه‌هاي مختلف که دين را در عمل تبليغ کنند. در اين رشته ي خاص تبليغ نظر اين بود که به معناي مصطلح و رايج تيليغ پرداخته شود.يعني رساندن لفظي و کلامي دين.در رشته‌ي فرهنگ و ارتباطات نيز باز همين معناست با اين تفاوت که رشته‌ي تبليغ آن دوره تبليغ مباشر را مد نظر داشت.يعني سعي در تربيت افرادي داشتد که به صورت مستقيم و چهره به چهره با مردم و گروه هاي مختلف اعم از شيعيان‌،‌عالم اسلامي و يا يه طور کلي در سطح جهان روبه‌رو شده و چهره‌‌ي اسلام رامعرفي کنند. لذا در اين رشته بيشتر تکيه به محتوا بود و د راين رشته سعي مي‌شد افراد بيشتر با محتواي اسلامي آشنا شوند و اسلام را با يک عمقي فهميده باشند.البته آموزش‌هايي هم از روانشناسي و جامعه‌شناسي و ... براي آشنايي با قالب‌ها و شناخت مخاطب داده مي‌شد. اما در همان دوره مشخص شد که يک ضعف عمده در حوزه‌ي تبليغ دين به‌چشم مي‌خورد و آن ضعف عبارت بود از نداشتن مبناي نظري و عدم آشنايي کافي مبلغان با فنون و تکنولوژي جديد بود. چه بسا فنون و تکنولوژي جديد امروزه قدرت بسيار بيشتري از يک ارتباط چهره به چهره براي تبليغ دين فراهم آورد. لااقل مي‌توان گفت وسعت بيشتري فراهم مي‌آورد. در واقع بايد گفت با اين وضعيت دنيا و اين مقدار جمعيت ديگر نمي‌نوان کار را با ارتباط چهره به چهره پيش برد.کاري که بايد کرد اين است که پيام‌مان را در يک گستره‌ي وسيعي پخش کنيم سپس هسته‌هايي را تشکيل دهيم که اين افراد جذب مسجد ‌و گروه‌هاي فرهنگي و اجتماعي شوند. خصوصاً در دنياي غرب و جامعه‌ي اسلامي به صورت عام اگر مي‌خواهيم کاري بکنيم بايد اول يک نوع آشنايي بدهيم. چون خوشبختانه در داخل کشور به دليل وجود يک نظام سنتي مثل منبر مشکلي از اين نظر نداريم. مسئله‌ي ديگري که در اين زمينه وجود دارد و امري بسيار مهم است اين است که از آنسوي دنيا صداهايي مي‌آيد و حمله‌هايي مي‌شود که جو خودي(هم شيعيان و هم کل مسلمانان) را متأثر مي‌کند. اين‌ها در واقع سحر ساحراني است که چشم‌هاي اهل دين را مسطور مي‌کند. مقابله با اين سحر لازمه‌اش اين است که تکنولوژي‌هاي تبليغي را بشناسيم. اين تکنيک‌ها بايد اولاً در خدمت اسلام درآيد و ثانياً از درون فرهنگ اسلامي بجوشد. شايد به واقع درست باشد که بگوييم رسانه و ابزارهاي جديد خود لزوماً داراي يک محتواي خاص نيستند اما استفاده‌ي زيادشان توسط دشمنان و آنها که نگاه ديني ندارند خود به خود اين ابزارها مثل ماهواره و اينترنت را داراي معناي خاصي نموده است.حتي اگر بخواهيم محتواي اسلامي در آنها بريزيم باز هم مقارناتي وجود دارد که با افکار ما مخالفت مي‌کند. لذا بايد بدانيم چگونه اين مسئله را وارد کنيم که دچار معضل نشويم و نشود که به جاي دعوت به دين، به ضد دين دعوت کنيم ،‌مشابه اتفاقي که بعد از انقلاب در صداوسيماي ما رخ داد و مي‌بينيم که بعضا ً‌از درون صدا‌و‌سيماي خودمان تهاجم‌فرهنگي مي‌شود. پس بايد تکنولوژي‌هاي نمايش و دعوت و تبليغ را بومي کنيم و بعدها اصلا ً‌از درون فرهنگ اسلامي ادبيات جديدي براي آنها بنويسيم. منتها اين كار دراز‌مدت است. فعلاً اولويت با اين است که اين تکنولوژي‌ها را اسلاميزه‌اش کنيم يعني آن لبه‌هاي تيز و مخالفت‌هاي صريحش با دين را بگيريم.مثل مسئله‌ي سانسور سکس که به جهت نظري و عملي امري ساده است و فقط مي‌آييم قسمت‌هايي از فيلم را قيچي ميکنيم. اما آيا اين امر کفايت ميکند؟اصلاً خيلي جاها نمي‌شود اينگونه قيچي کرد.خيلي از آسيب‌هاي که فرهنگ غير اسلامي مي‌زند از طريق خود ما و قالب‌هاي ما انجام مي‌گيرد.نمونه ي بارز آن سينماي دفاع مقدس است که بعضاً مي‌بينيم از درون آن به يک سري معاني برآمده از انقلاب و دفاع مقدس حمله مي‌شود. اينجا بود که ما متوجه شديم حوزه‌اي خالي و نيازمند مطالعه است.اين حوزه‌،‌حوزه‌ي خود تبليغات و ارتباطات بود. بدين معنا که ما يک سري پيام‌ها و آگاهي‌هايي را از طريق تکنولوژي و ابزار و تکنيک‌هاي خاصي به مردم برسانيم و ببينيم که اين تکنيک‌ها چگونه بومي مي شود و چگونه به خدمت اسلام درمي‌آيد و بعدها در معناي واقعي کلمه اسلامي مي‌شود. با اين موضوع&nbsp;&nbsp; مطالعه و جستجو و طراحي پايه‌هاي نظري شروع شد. به اين نتيجه رسيديم که عمده‌ي اين مباحث در حوزه‌ي ارتباطات و البته در بستر مباحث فرهنگي است. به بيان ديگر دو حوزه‌ي انسان‌شناسي و جامعه‌شناسي و با نگاه خاصي که ما آن را برگزيديم و آن نگاه‌،‌ديدگاه فرهنگي بود.اين نوع نگاه خود در علوم اجتماعي نوعي مکتب و طرز تفکر است که ما معتقد شويم فرهنگ‌،‌بستر روابط اجتماعي است. البته تلاش ما در ترجيح دادن نوع خاصي از نگاه نبود. به همين دليل از اسامي خنثي استفاده کرديم که با &quot;واو&quot;به هم پيوند مي خورند و هيچ کدام بر ديگري ترجيح ندارند. مهمتر از آن اين که هدف ما از طرح اين بحث ها اين بود که اينها را به خدمت اسلام درآوريم بنابراين نام رشته شد معارف اسلامي در ابتدا و بعد فرهنگ و ارتباطات. البته گاهي اوقات به جاي «معارف اسلامي» از عنوان «دين» استفاده مي‌شود و اين به اين دليل است که جايگاهي که در غرب براي مباحث اسلام‌شناسي مطرح شده‌است ذيل شاخه‌ي دين است والا مراد ما از دين همان بحث معارف اسلامي است.لذا اگر از نگاه غريب به رشته‌ي ما نگاه شود به نظر مي رسد که ما در سه حوزه‌ي جدا از هم دين‌،‌فرهنگ و ارتباطات کار مي‌کنيم ولي ما معارف اسلامي را بستري عام مي‌دانيم براي همه‌ي بحث ها. سوال:به نظر جنابعالي اگر بخواهيم اهدافي را که طرح شد محقق سازيم‌،‌روي چه حوزه ها و مصاديقي بايد کار کنيم؟ پاسخ:اول بايد توجه داشت که لزومي ندارد تک‌تک ابزارها يکي‌يکي رويش بحث شود.چون خيلي وقت ها تفاوت چنداني باهم ندارند. البته بعضي از آنها موقعيت‌هاي بيشتري فراهم مي‌آورند تا با احکام اسلام تعارض داشته‌باشند.ولي اين باعث نمي‌شود که بگوييم اگر آن ابزار ديگر را بگيريم لزوماً به يک ابزار ديني رسيده‌ايم.در همه‌ي ابزارها ممکن است يک سري هنجارها و شرايطي باشد که ضد ديني و ضد اسلامي باشد و همين‌گونه نيز هست.ما با همه‌ي لوازم تکنولوژي يک مسئله داريم و آن اين است که يک جرح و تعديل و فکري در زمينه‌ي احکام و اخلاق و ... اين تکنيک بکنيم.حقيقت اين است که اگرچه ما به اين مباحث به عنوان مباحث جانبي مي‌پردازيم ولي اين کار اصلي ما نيست. ما قصد نداريم که مسئول توليد فيلم يا کارگردان اسلامي بسازيم که اينها کار دانشکده‌ي صدا‌و‌سيما است که بايد به کارگردانش احکام مربوط به توليد فيلم را نيز بياموزد.ما اين‌ها را به عنوا ن مقدمه مي‌خوانيم ، آنچنانکه خود تکنولوژي و يا حتي ديدگاه اخلاق اسلامي را هم به عنوان مقدمه مي خوانيم. بايد توجه کنيم که هيچ کدام از اين امور براي ما موضوعيت اصلي ندارد‌. آن چيزي که براي ما اهميت دارد اين است که چگونه مي توانيم از اين تکنولوژي‌ها استفاده کنيم و آنها را در خدمت تبليغ دين قرار دهيم.البته اين کار اوليه ما است و خيلي دور از دسترس نيست و ما اميدواريم که با فراغت از تحصيل همين اولين دوره ها اين هدف محقق شود. البته باز جاي تأکيد است که اين هدف اصلي ما نيست بلکه از جهت تحقق نزديک‌تر است.هدف اصلي اين است که شما بتوانيداز درون دين براي حوزه‌ي تبليغ و نيز فرهنگ سازي و توليد الگوهاي مناسب براي جامعه‌‌،‌الگوهاي مناسب خلق کنيم.يعني وظيفه‌ي ما اين نيست که به کارگردان بگوييم چگونه فيلمي بسازد که با محدوده‌هاي شرعي تعارض نداشته‌باشد.وظيفه‌ي ما اولاً اين است که‌بررسي کنيم که چگونه بايد از اين ابزار استفاده کنيم تا ارزش‌هاي اسلامي را تبليغ و ترويج کنيم وثانياً الگوهاي تبليغي و رفتاري و روش و شبک زندگي کردن ديني را ما از درون متون اسلامي درآوريم.محتواي اسلامي را علماي قم توليد مي‌کنند‌، بحث بر سر اين است که اين محتوا چگونه بايد تبديل به روش عمل و نگرش و احساس و درک و هيجان اجتماعي شود. دنياي غرب از درون ليبراليسم براي خود يک سري شعارهايي را درآورده است که و در فيلم هايي که مي‌سازند‌،‌آخرش همان شعارها بيرون مي‌آيد؛اين که ما به کارگردان بگوييم نبايد موهاي زن بيرون باشد يک کار ساده است. ما مي‌خواهيم به او بگوييم‌،‌اگر شما اين تصوير را اين‌گونه نشان داديد کدام ارزش اسلامي را داريد توليد مي‌کنيد.اين‌ها اموري بسيار مهم‌اند. ما با زاويه‌ي دوربين خود مي‌توانيم علي (ع) را محکوم کرده و يا بر حق معرفي کنيم ‌،‌يا مي‌توانيم فرازهايي از زندگي حضرت را به گونه‌اي در يک فيلم‌،‌انتخاب و نمايش دهيم که عميق‌ترين تأثيرات را در زندگي مردم داشته باشد و يا اين فيلم را طوري بسازشم که به جاي اين که از فيلم امام علي(ع) درآيد‌‌‌،‌غطام درآيد!اساساً ما مي‌خواهيم به اين سوال جواب دهيم که چگونه مي‌توان از طريق تلوزيون ارزش‌هايي چون صداقت،محبت،امانت و ... را در درون مردم نهادينه کرد. &nbsp; سوال:آيا اين يک حالت منفعلانه نيست که ما رسانه‌هاي جديد را قبول مي‌کنيم و بعد مي‌گوييم که بايد پياممان را از اين کانال بگذرانيم.آيا شما اين حالت را به عنوان مقدمه‌اي ميدانيد که بايد انجام شود يا اين که منظورتان چيز ديگري است؟ اين بحث دقيقاَ مربوط به حوزه‌ي سياست‌گذاري است. يعني ما بايد مطالعه کرده و اولويت‌هايمان را مشخص کنيم.به جهت نظري روشن است که توليد ابزارها و تکنيک‌هاي متناسب با دين در يک زمان طولاني پديد مي‌آيد و ما نمي‌توانيم خيلي سريع به يک ابداع فوق‌العاده دست بزنيم.البته ممکن است در وسط کار يک اتفاق هم بيفتد که اين هم از نوع شانس‌هايي است که مي‌گويند هر که برود سراغش‌،‌شانس هم به سراغش مي‌آيد! ناگفته نماند که ما اطمينان داريم که اگر اين راه را برويم‌،‌عنايت الهي نيز شامل حالمان مي‌شود و خداوند راه را به ما نشان مي‌دهد‌،‌به شرط اين‌که ثابت قدم باشيم. اين نوع نگاه از جهت ديدگاه ايدئولوژيک و اميدوارانه‌ي ما نسبت به آينده است؛اما آنچه که ما بايد در شرايط فعلي به دنبال آن برويم اين است که نسبت به تهاجمي که از سوي غرب عليه ما انجام مي‌شود‌،‌دفاع کنيم.هيچ مهاجمي نمي‌تواند بدون دفاع‌،‌کار خود را پيش ببرد.البته معني اين امر اين نيست که فقط دفاع کند و در لاک دفاعي فروبرود‌،‌ولي بايد يک جنبه‌ي دفاع کننده هم داشته باشد. پس منظور بنده اين بود که ما در مرحله‌ي اول بايد مهمترين داشته‌هايمان را که همانا جوانان باشند‌،‌از معرض سخت‌ترين هجماتي که از سوي غرب مي‌شود‌،‌در امان داريم.البته روشن است که اينگونه رويکردها محدوديت‌هايي دارد‌،‌ولي ما بايد بهترين گزينه‌ها را انتخاب کنيم. يعني ما بايد تواماً توجه داشته با شيم که کجاها آسيب را به ما وارد مي‌کنند و کجاها ما داراي بيشترين قدرت هستيم.اين در واقع شناخت فرصت‌ها و تهديدها و به عبارت دقيق‌تر يک نوع سياست‌گذاري است.مرحله‌ي دوم کار عبارت از اين است‌که ما هم نيروهاي خودي را آگاه کنيم و هم نيروهاي دشمن را نسبت به مواضع خود آشنا سازيم که در حديث داريم که :«لو علموا محاسن کلامنا لتبعونا».در اين مرحله ما بايد به زبان خودشان با آن‌ها صحبت کنيم و اين لزوماً به معناي طبعيت از کار خلاف آن‌ها نيست. مرتبه‌ي اول اين کار اين است که با زبان انگليسي آشنا شويم.در مرتبه‌ي بعدي ما بايد از اشکال و قالب‌هايي استفاده کنيم که آن فرد غربي با آن‌ها مأنوس است.و اين شروع مرحله‌ي دوم کار است که حمله به دشمن باشد. حمله‌اي بدون هيچ‌گونه سلاح‌،‌که بزرگترين سلاح در دنياي امروز‌،‌تبليغات است. البته ما بيشتر به عقبه‌ي دشمن حمله مي‌کنيم و در تلاش‌اين که آن‌ها را متوجه سازيم که آن‌ها که پرچم‌دار شما هستند‌،‌بر خلاف آن‌چه که اظهار مي‌دارند‌،‌خائن به بشريت هستند.پس تبليغي که ما مي‌گوييم‌،‌معناي محدودي ندارد و ما هم حمله مي‌کنيم و هم دفاع البته با ابزارهاي جديد.دوباره تأکيد مي‌کنم که اينجا بحث&quot;الاهم فالاهم&quot; است و با وجه به اين که امکانات و زمان ما محدود است بايد امور را اولويت‌بندي کنيم و اين يعني سياست‌گذاري. &nbsp; سوال:شما بحث سياست‌گذاري را مطرح کرديد.به نظر مي‌رسد که ما در تبيين اهداف رشته با نوعي تشطط مواجه هستيم:سياست‌گذاري فرهنگي‌،‌تبليغ و ...و ما عملاً به حوزه‌هاي مختلف وارد مي‌شويم نه اين که بر روي خود مقوله‌ي تبليغ به صورت اختصاصي متمرکز مي‌شويم.لطفاً بحث هدف را به صورت دقيق‌تري تبيين نماييد که اين شبهات ما نيز به گونه‌اي مرتفع شود؟ پاسخ:توجه داشته باشيد که تداخل در مجموعه‌ي اهداف نيست بلکه آن اموري که مطرح کرديد‌،‌برداشت‌هاي مختلفي است که در مورد تبليغ مي‌شود.آنچه که ما مي‌خواهيم امر تبليغ است که حوزه‌هاي مختلفي را که مي‌تواند در خدمت دين و تبليغ آن قرار گيرد‌،‌در يک مسير قرار مي‌دهد.شما همه‌ِ اين امور را در يک نظام ليبرال‌-‌دموکراسي هم مي‌توانيد ببينيد حتي دريک نظام لائيك هم دين هم يك مقوله است كه بايد با آن كنار بيايند .مهم اين است كه به كدام جهت و سمت و سو. نخ تسبيح ما تبليغ است تبليغ از نظر ما يك معناي وسيعي دارد كه كل دانشگاه به دنبال آن است. ما معتقديم دين دنياي مردم را اداره مي‌كند. منتها ميزان دخالتش در فيزيك و شيمي بنيادين و در حد سوالات فلسفي است و در علوم انساني قدم به قدم با هم تداخل مي‌كنند. در يك موضوعاتي كاملا عجين‌اند و در يك موضوعاتي مي‌شود بستر و جهت دهنده. پس ما در كل مجموعه، احساسمان اين است كه كار ما تبليغ است و هر چه لازمه‌ي تبليغ دين است در اين حوزه قرار مي‌گيرد. اين لوازم خيلي وسيع‌اند ولي بعضي‌ها خيلي نزديك است يعني نزديكترين تماس‌ها را با حوزه‌ي تبليغ دارد كه آن حوزه‌،‌حوزه‌ي فرهنگي-اجتماعي است. حوزه‌ي ارتباطات هم در حوزه‌ي وسيع فرهنگ جا مي‌گيرد. با اين معنا ما با فرهنگ جامعه سروكار داريم و هر آنچه در اينجا لازم باشد ما در آن دست مي‌اندازيم و رشته‌هاي جانبي ديگر در قسمت‌هاي ديگر يعني در اقتصاد و سياست و حقوق و ... كمك خواهند كرد .چون ما معتقديم كه كل اين مجموعه بايد با هم كاركنند. ما هم حوزه‌ي فرهنگي‌اش را گرفتيم. منتها در مسئله تبليغ امروزه حوزه‌ي ارتباطات و فرهنگ چنان بزرگ شده كه نمي‌توان آن را ناديده گرفت. در واقع فرهنگ امروزه يك بسته است كه تبليغ كاملا در يك بخش آن متمركز شده كه آن‌،‌حوزه‌ي ارتباطات است، اگرچه از ديگر بخش‌ها هم كمك مي‌گيرد. همه‌ي حوزه‌هاي فرهنگ مورد نظرماست. حوزه‌ي ارتباطات با مسئله تبليغ افكار و انديشه‌ها بيشترين تماس را دارد . &nbsp; سوال:اگر ما بسته‌‌اي علمي به نام فرهنگ و ارتباطات را براي تبليغ بپذيريم حال اين سوال پيش مي‌آيد كه شخص فارغ التحصيل بايد در حوزه‌هاي مختلف كار كند. يا اين که مجموعه‌اي منسجم شوند و يك كار تبليغي خاصي را انجام دهند که مي‌تواند شکل سازماندهي و رياست داشته باشد. مثلا اگر شخصي در صدا و سيما فعاليت كند و كاز تبليغي هم انجام دهد باز هم همان تبليغ است؟ امروزه انتقال مفاهيم و ارزش‌هاي ديني و الگوسازي براي جامعه با حوزه‌هاي متعددي پيوند خورده است. شما اگر بخواهيد به وظيفه‌ي ديني‌تان عمل كنيد‌، ناچاريد در آن حوزه‌ها وارد شويد .به عنوان مثال مسئله‌ي «قوميت» في‌حد ذاته ممكن است به عنوان يك اولويت تبليغي مطرح نشود و اگر اسلام اساسا به مقوله‌ي اقوام و ملل پرداخته است از باب پذيرش يك واقعيت خارجي است نه از باب ايجاد مناسبات خاص براي نگهداري قوميت و ترويج اختلافات. بحث سر اين است كه اختلافات اقوام از آيات خداست و يك واقعيت است از نظر هدايت انسان‌ها. پس اسلام هم نوعي معامله‌ي خاص مي‌كند و اقوام را دعوت به تقوا مي‌كند ولي آن‌ها را به رسميت مي‌شناسد. به همين لحاظ حالا كه شما در چنين جامعه‌اي مي‌خواهيد تبليغ كنيد كه چند قوميتي است‌، آيا مي‌توانيد اين مسئله را ناديده‌بگيريد كه در اين جامعه كرد و ترك و ... وجود دارد؟ آيا مي‌توانيد وجود مليتي ايراني و زباني به نام زبان فارسي در دنيا را ناديده بگيريد ؟ آيا مي‌شود تبليغ را بدون در نظر‌گرفتن اين امور انجام داد و مي توانيد فرض كنيد كه اين آدمي كه مي خواهيد با او صحبت كنيد نه ترك است و نه لر و نه ... وبگوييد من فقط مي‌خواهم با زبان انسانيت با او صحبت كنم.آيا اين امر واقعيت دارد و در عالم، انسانيت به معناي محض آن وجود دارد؟ پس شما مجبوريد كه اين‌ها را بدانيد و نه تنها بدانيد بلكه در حال حاضر شما يك كشوري داريد كه در آن حاكم هستيد. حتي اگر حاكم هم نباشيد وقتي در امر هدايت اجتماعي وارد مي‌شويد توقع مردم اين‌ است كه شما براي همه‌ي زندگي آن ها حرف داشته‌باشيد. لذا شما هر چه در جامعه مسئوليت بيشتري مي‌پذيريد‌،‌پاسخ‌گوي نياز‌هاي بسيار سطحي و پايين مردم هم بايد باشيد. روزي كه امام انقلاب كرد بنا نداشت كه شهرداري درست كند و يا سيم برق خانه‌هاي مردم را بكشد‌، ‌ولي لازمه ي حاكميت اين‌ است كه سيم برق مردم را هم درست كنيم و نمي‌تواني بگويي كه من مسئول دين شما هستم. مردم مي گويند اگر شما حاكم شديد و مي‌خواهي مردم را به سمت خدا و پيغمبر دعوت كني اين هم جز زندگي ماست. و اين است كه شما كه مي‌خواهيد از حوزه ي فرهنگ وارد شويد‌،بايد بدانيد که فرهنگ جنبه‌هاي مختلفي دارد. رقاصي و ...هم دارد. شما بايد برايش فكري بكنيد. اما اين‌ها ملحقات است و اصل نيست. اصل هدايت مردم است و ما مجبوريم براي هر چيزي كه لازمه‌ي اين هدايت باشد‌، پاسخي داشته باشيم. و يك تذكر ديگر اينكه ما در حدتوان نيرو سازي مي‌كنيم. ولي علاقه‌‌مان اين است كه شما به بالاترين اولويت‌هاي حوزه‌هاي موجود بپردازيد و مثل بعضي از دوستان كه به نظر من و نه به نظر خودشان از حوزه‌ي تبليغ فاصله گرفته‌اند‌،‌نباشيد. درمورد مسئله‌ي تنوع موضوعات پايان‌نامه‌هاي ما دور اولي‌ها‌،‌ که ممکن است براي شما جاي سوال باشد‌،‌بايد بگويم که اين امر نه ‌تنها در گروه‌ فعلي هست‌، ‌بلكه در همان رشته‌ي تبليغ هم وجود داشته است .اين به خاطر نوع نگاهي است كه هر كسي به مسئله‌ي تبليغ دارد و ناشي از نوع برداشت‌هاي مختلف از تبليغ است. برخي برداشتشان اين است كه هر چه در خدمت جمهوري اسلامي است در خدمت تبليغ است كه اين حرف برآيندش درست است اما لزوما اولويت‌ها در آن لحاظ نشده است. &nbsp; سوال: به نظر شما چه حوزه‌هايي به طور مصداقي وجود دارد كه بتوان روي آن‌ها كار پژوهشي انجام داد و به امر تبليغ نزديك‌ترند؟ اين مسئله را بايد مورد به مورد بررسي كرد و به خصوص زمانه در آن خيلي موثر است. يعني با همان اولويتي كه گفتم. اولويت مي‌شود اين که‌، از كجا داريم ضربه مي‌خوريم. مثلاً الان در روابط بين‌الملل يك پديده داريم به نام ترور اسلام و يك پديده‌ي داخلي يعني ترور احكام اسلام و خالي كردن اسلام از محتوا‌، كه نه‌تنها در ايران بلكه در تمام كشور‌هاي اسلامي رخ مي‌دهد. خصوصاض مبارزه با اسلام ناب محمدي(ص) و اسلامي كه در نگاه امام(ره) بود. يعني نگاهي كه اسلام را همه جانبه، فعال و مبارز تعريف مي‌كند که منجر مي‌شود که اسلام وارد عرصه‌ي اجتماعي ‌شود.اين نوع نگاه ،‌همه چيز را هم اسلامي مي‌خواهد و براي اين‌كار هم شعار مي‌دهد هم معقولانه بحث مي‌كند و هم مي‌جنگد. اين نوع نگاه را دارند ترور مي‌كنند و در درون كه نمي‌توانند اين شعارها را بياورند و نمي‌توانند با خود اسلام بجنگند، شروع به خالي كردن اسلام از درون كرده‌اند. با اين مسئله بايد برخورد كرد. اولاً بايد به مردم و مسلمانان نشان داد كه امكان اجراي اسلام هم در زندگي فردي و هم در زندگي احتماعي وجود دارد . ثانياً اينكه جلوي اين تهاجم و بسته شدن نفس خودمان را بگيريم. مثلاً رساله‌ي يكي از دوستان ما‌،درباره‌ي تبليغ است ولي در جهت تبليغ دفاعي و موضوع اين بود كه ما چه كنيم تكنيك‌هاي تهاجمي دشمن در زمان شاه را بفهميم كه همان تكنيك‌ها را امروزه با ابزارهاي جديد دارند پياده مي‌كنند. كار يكي ديگر از دوستان در جهت الگوسازي ساختار توليد كننده مفاهيم ديني در تلويزيون است يا ديگري در حوزه‌ي خبر همين مقوله را دنبال مي‌كرد‌ه‌است. به هر حال ما به دنبال الگويي هستيم كه از درون آن ارزش‌هاي اسلامي بجوشد. بنابراين اگر در موضوعات پايان‌نامه‌ها تعارضي مي‌بينيد ناشي از نوع نگاه شما است و اگر از بالا نگاه كنيد، متوجه مي‌شويد كه اين‌ها آجرهاي، يك ساختمان هستند. البته هر كدام از دوستان به سبب شغلي كه داشتند يك مزيتي براي اين‌ها ايجاد مي‌شد و اين مزيت‌ها براي آن‌ها اولويت ايجاد مي‌کرد. پس زاويه‌ي ديد را بايد عوض كرد. ما هم دوست داريم و هم توصيه مي‌كنيم كه شما در جاهايي كه بيشترين ارتباط را با مسئله‌ي تبليغ دارد متمركز شويد. در ضمن ما سلائق شما را ناديده نمي‌گيريم و حتي ممكن است كه هر كدام از شما در يك زمينه‌اي تلاش كنيد و اولويت‌هايي را هم به‌دست آوريد، ولي به هر حال خط را گم نكنيد و از ياد نبريد که ما مي‌خواهيم پرچم اسلام و شيعه را برافرازيم. ما نمي‌خواهيم مسئله‌ي تئاتر و قوميت را حل كنيم، ولي اگر لازم باشد به آن هم مي‌پردازيم البته در حد اطلاع و دانستن . ما اولويت درسي واحدها را هم ،اينگونه در نظر گرفته‌ايم و جهت‌گيري در آن به اين سمت است كه به تبليغ برسيم و موضوع خروجي ما‌،‌ آن باشد .شما بايد به اين مسئله به عنوان يك فرآيند دراز مدت نگاه كنيد. شما هم در اين جدول مندليف يكي دو خانه‌اش را پر مي‌كنيد. مهم اين است كه هشيار باشيم و بفهميم اين جدول چيست؟ بعضي اوقات به نظر مي‌آيد كه در رشته‌‌ي ما هر كسي به دنبال كار خودش است و نقطه‌هايي در اين فضاي بيكران بوجود مي‌آيد كه هيچ وقت امتدادي را پديد نمي‌آورند. سعي كنيد يك امتداد درست كنيد كه بعدي‌هاي شما بدانند كجاست، كد هاي بعدي بدانند كه فضاي خالي شما كجاست؟ حالا شما بايد تقويت كنيد و جاي خالي را پر كنيد. ما اميدواريم شما تا سال ششم به اين فضا پي ببريد و شكل اين فضا ترسيم شود و شما جاي خودتان را پيدا كنيد. سوال:خيلي از اسلام صحبت شد اما شما در بخشي از صحبت‌هاي خود فرموديد كه لازم نيست اسلام را عميق ياد بگيريم؟ گفتم ميان مبلغين مباشر با نوع آموزشي که اکنون در رشته‌ي فرهنگ و ارتباطات انجام مي‌گيرد تفاوت وجود دارد.البته رشته‌ي بعدي ما رشته‌ي ارشاد است كه اميدواريم اين كار در آنجا انجام گيرد. رشته‌ي ديگري هم داريم كه دين و ارتباطات است که رشته‌اي مستقل نبوده و در واقع گرايشي است از فرهنگ و ارتباطات. مبلغين مباشر كه ذيل رشته‌ي ارشاد هستند وظيفه‌شان اين است كه 80% محتوا را ياد بگيرند. 15 تا 20% هم قالب‌ها را بدانند يعني مخاطب شناسي و شناخت انتقال پيام. روش‌ها و شيوه‌هاي جديد اقناع چيست ؟ عمليات رواني چگونه است؟ عمليات رواني خنثي چيست؟ اين گونه موارد را در حد اطلاع بدانند. برخلاف آن‌ها كساني که اکنون در رشته‌ي فرهنگ و ارتباطات و در گرايش‌هاي حقوق و سياستگذاري هستند در حدي از اسلام اطلاع دارند كه بدانند چگونه قالب‌هاي مناسب را براي اسلام پيدا کنند‌، تا بعد به مرحله‌ي توليد از درون بپردازيم،كه مقوله‌اي ديگر است. اين‌ها بحث‌هايي است كه ان‌شاءا... در سال‌هاي بعد آن‌هم در دوره دكتري بايد به دنبالش بود و لازمه‌اش، هم دانستن عميق اسلام است و هم عميق شدن در فرهنگ و ارتباطات . كساني كه شايستگي خواندن عميق هر دو را پيدا كنند، اين شايستگي را نيز پيدا مي‌كنند كه علم ديني را درست كنند. علم برآمده از معرفت ديني. اين امر براي يك عده خاص است. ما هم توقعي نداريم ، در اين هرمي كه بالا مي‌رود يك يا چند نفر به آن بالا مي‌رسند. طبعاً آن‌ها بايد هم دين را خوب بشناسند و هم اين حوزه را. سوال: باز دانشجويان اين دغدغه را دارند كه درس‌هاي ديني موجود در رشته‌،‌ آن سواد اسلامي لازم را ايجاد نمي‌كند و اطمينان لازم را از آن جهت که بدانيم نظراتمان ديني است و با دين تعرضي ندارد‌،‌ به دست نمي‌دهد؟ ما سعي داريم كه در اين 6 سال به شما آموزش بدهيم كه هر وقت خواستيد در مقوله‌اي حرف بزنيد، حداقل با متون دست‌دوم يا دست‌سوم تماس داشته باشيد. خودتان لزومي ندارد استنباط كنيد. نگاه كنيد بقيه چه گفته‌اند، تا حرف خلاف اسلام نزنيد. كسي که در دانشگاه تهران درس مي‌خواند، نه تنها اصلا جهل مركب دارد، يعني نمي‌داند آيا اسلام در اين زمينه‌ها حرفي دارد يا نه، بلكه متن آن را نيز نمي‌تواند بخواند.حتي متن دست‌سوم ، مثل کتب شهيد مطهري را هم نمي‌تواند بخواند و هر وقت كه مي‌خواند كج‌فهمي دارد، جون هنوز با مفاهيم ديني خوب آشنا نيست. و ديگر اين‌که مي‌آموزيد كه اگر مي‌خواهيم مفهومي را به دست بياوريم، بايد به كجا برويد. در هر حال حرفتان عالمانه است، ممكن است كامل نباشد، اما عالمانه است يعني درون سيستم است. سوال: اگر گروه‌هاي علمي دانشجويان به وجود آيند ،آنان در ابتدا بايد روي چه حوزه‌هايي كار كنند؟ بستگي دارد كه در چه فضايي صحبت كنيم. فضاهاي متعددي وجود دارد كه مي‌توان رويش بحث كرد. يكي از حوزه‌هايي كه خود من به آن علاقه‌مند هستم اين که شما بتوانيد با شناخت وضعيت امروز ، الگوهاي رفتار ديني را درآوريد. يعني توليد فرهنگ، فرهنگ ديني از لباسش تا نحوه‌ي زندگي و تحصيل، مطالعه، ازدواج، زندگي خانوادگي، تربيت فرزندان. البته ممكن است نتوانيم در همه‌ي زمينه‌هايش صحبت كنيم.اين مقوله‌ها، مباحث پايه‌ي حوزه‌ي فرهنگي است كه ما مي‌توانيم در اين حوزه‌ها كار كنيم. مثلا الگوهاي هنجاري در جامعه چگونه توليد مي‌شود. غربي‌ها مطالعه كردنده‌اند ولي درجامعه‌ي ما چگونه توليد مي‌شود؟ سپس شما مي‌توانيد اين فهم خود را به آموزش و پرورش منتقل كنيد تا توليدي واقع شود. چگونه يك چيز در جامعه مد مي‌شود الگوهاي غربي در جامعه‌ي ما لزوماً تطبيق ندارند. اين‌ها در اختيار روانشناسان به خصوص در حوزه‌ي فرهنگ عمومي قرار مي‌گيرد. اين‌ها كارهاي بنيادي است. اين‌كه من مي‌گويم اول بايد مطالعات غربي‌ها را ديد براي اين است كه مفاهيمي كه در حوزه‌ي ديني هستند مجمل‌اند اين‌ها بايد باز شوند، و بسط يافتن آن‌ها با سئوال است. بايد با سئوال وارد متون ديني شد. وگرنه قرآن را ما هزار سال است كه مي‌خوانيم . چرا اين حرف‌ها را از درونش نمي‌بينيم؟ در فقه علما سوال داشتند ، وارد شدند و استفاده كردند و چه استفاده‌هاي ارزشمندي هم كردند. با اين سئوالات وارد دين مي‌شويم. آيا دين در اين مورد توصيه‌اي دارد؟ آيا مي‌توان شيوه‌هايي را از تاريخ، سنت اهل بيت،‌ تجربيات اسلامي، علما و هم متون ديني بيرون كشيد. مثلاً در مورد مد. آيا اسلام مد را مي‌پذيرد؟ آيا اسلام با مد سازي، يك نوع هوس اجتماعي موافق است؟ يا مي‌خواهد با آن مقابله كند؟ جزئي ‌تر از اين هم مي توان وارد شد. مثلا طراحي انواع سازمان‌هاي تبليغي حتي در مدارس. حتي طراحي مدسه‌اي كه با نظام تفكر اسلامي ما همراهي داشته‌باشد. وقتي بررسي مي‌كردم متوجه شدم كه حوزه را بگونه‌اي درست كرده اند كه هر كس مي‌خواهد به ارزش‌هاي ديني پايبند باشد‌، ‌مانعي برايش وجود ندارد. يعني در ايام عزاداري تعطيل است و براي نماز صبح وي برنامه ريزي كرده‌‌اند و بعد از نماز صبح درس‌خواندن شروع مي‌شود . الان در دانشگاه‌ها خيلي از اوقات با جابجايي ساعت‌ها، وقت كلاس‌ها با نماز خواندن در تعارض قرار مي‌گيرد. يعني الگوي اداره جامعه را طوري چيده‌اند كه نماز خودبه‌خود در رتبه دوم مي‌نشيند. اما وقتي به گذشته نگاه مي‌كنيم از شكل معماري آن گرفته تا نوع تدريس استاد، همه‌اش بر اساس ارزش‌ها و معيار‌هاي اسلامي درست شده‌ و تداعي كننده‌ي اخلاق است؛ ولي دانشگاه امروزي اينگونه نيست.اينكه معيار در دانشگاه ما از ساختمان آن و الگوي واحد گيري تا برنامه ريزي‌هاي درسي اش چه چيزي مي‌تواند باشد از اينگونه موارد است. و در اين جا به ذوق افراد بستگي دارد. اشخاصي در اين زمينه وجود دارند اما در فرهنگ عمومي كسي نيست كه كار كند و به نظر مي‌رسد كه دانشجويان بايد در حوزه‌هايي كه متخصص ندارند قدم بگذارند و متولي اصلي آن باشند. الان ما نيز روي حوزه‌ي رسانه‌ها ،خصوصا راديو و تلويزيون و اينترنت و سپس فرهنگ عمومي متمركز هستيم كه اتفاقاً با رسانه‌هاي عمومي، فرهنگ عمومي بيشتر دست‌كاري و توليد مي‌شود. بعد هم روابط چهره به چهره مي‌باشد كه بسيار پايه‌اي بوده و بخش‌ اصلي ارزش‌ها از طريق ارتباط چهره به چهره منتقل مي‌شود. يعني مردم آنچه كه باور مي‌كنند از طريق روابط چهره به چهره است، مابقي فقط احساساتشان را تحريك مي‌كند. ما مي‌خواهيم انشاءا... مفاهيم انساني را در الگو‌هاي رفتاري باز توليدكنيم و در يك مرحله هم به يك شناخت علمي برسيم. &nbsp; سوال: از صحبت‌هاي شما مي‌توان اين برداشت را كرد كه فعاليت‌هاي دانشجويي بايد براساس دروس تخصصي چيده شود. آيا اين امكان وجود دارد؟ آيا مي‌توان موضوع فعاليت پژوهشي يك گروه دانشجويي را در يكي از دروس قرار داد؟ چرا شما هم مي‌توانيد هم يك كار كلاسي را مبناي كار دانشجويي قرار دهيد. اين يعني اينكه من دارم درس فلان را مي‌خوانم پس لازم است كه در اين درس موفق و قوي شوم پس مي‌روم تا آن را ياد بگيرم. اين يك كار دانشجويي است. خودش موضوعيت ندارد اما چون ابزار است و ابزار را بايد خوب بلد بود، بايد به آن پرداخت. انواع روش‌هاي تحقيق خودش مي‌ارزد كه آدم چند كار تحليل محتوا و تحليل گفتمان انجام دهد. آن موضوعي كه تحليل مي‌شود، شايد لزوماً خيلي موضوع درجه يكي نباشد اما مهم اين است كه شما يك كار آموزشي و در واقع كارورزي انجام داده‌ايد. اما من پيشنهاد مي‌كنم كارورزي‌ها را بگذاريد براي كار رسمي‌تان. همان گزارش كه به استاد مي‌دهيد را خوب انجام دهيد اما كارهاي دانشجويي را بگذاريد براي كارهاي تيمي و در واقع سطوح پايين‌تر كارهايي كه بعدا مي‌خواهيد انجام دهيد. مثل اينكه الان وقت عاشورا است، اين يك كار دانشجويي است که بياييد مانند شهيد مطهري كه در حد يك كار منطقي الگوي كلود شنون را برداشته و بحث فرستنده و گيرنده و پيام و ابزار را در عاشورا پياده كرده، عاشورا را روي مدل‌هاي ارتباطي پياده كنيد. يا كشورهايي كه در آن‌ها انقلاب رخ داده است با عاشورا مقايسه كنيد، كار كوچكي كه از بسياري از كارهاي بزرگ نمايان‌تر است. شايد بگويند اين‌كار كيفيت ندارد اما شما در جمع كردن اطلاعات و رساندشان براي موضوعاتي كه هدف شماست توانمند مي‌شويد. مي‌خواهم بگويم عناصر آموزشي‌تان را بگذاريد در برنامه درسي ياد بگيريد و در كارهاي دانشجويي‌تان سنتز و تركيب كنيد. موضوعاتي از قبيل توهين به حضرت پيامبر(ص) را در اينترنت جستجو كنيد تمام آن چه را كه گفته‌اند، از مخالف تا موافق يك مرتبه پياده كنيد،يك عده‌تان حقوقي بحث كنيد، اگر بگويند كارتان ساده است اشكالي ندارد چون در مرحله‌ي دانشجويي است. صرف كارهاي بزرگ چرا؟ منتها نه اينكه ژورناليستي برخورد كنيد. بعضي اوقات دوستانشان فكر مي‌كنند كار دانشجويي مثل مقاله‌هاي روزنامه است. نه تحليل، نه منبع، نه سند دارد. فقط يك سري تحليل‌هاي ذهني است . اگر تحليل ذهني استاد فلان باشد مي‌ارزد اما اين تحليل‌ها به درد روزنامه مي‌خورد كه با آن ساندويچ بپيچند و بيندازند دور. كار دانشجويي روشمند است بايد مستند باشد. اينكه بخواهيد مقاله بنويسيد و هدف روزنامه پر كردن براي كه روزنامه‌ها مي‌خواهند صفحه پر كنند باشد بلكه بايد هدفمند باشد و مشخص باشد كه عالمانه نوشته‌شده‌اند. اگر شما روي موضوع اهانت به پيامبر اكرم (ص) كه (روي آن كار نشده) به مطالعه چند مقاله و متن حقوق بين الملل بپردازيد مي‌توانيد بگوييد چه تخلفي انجام داده‌اند و هنچنين خلا‌هاي حقوق بين‌الملل كجاست؟ گرچه ممكن است تئوري شما ضعف داشته باشد اما چند نفر ديگر آن را مي‌خوانند و آن‌ها نيز مطالبي به آن مي‌افزايند. در اين حالت هم مقالاتتان خواننده‌ دارد وهم اينكه در هر سميناري كه در آن زمان باشد آن را ارائه كنيد. در مورد سمينار‌ها حتي در سطح جهاني موضوعات مرتبط اسلامي را پيدا كرده و روي آن‌ها كار كنيد. در اين حالت براي خود جايي مي‌يابيد. دلگرم مي شويد چون برايتان دعوت‌نامه مي‌آيد. پيشنهاد من اينست كه روي موضوعاتي كار كنيد كه تجزيه‌ي عناصر درس‌ها نيست بلكه برگرفته‌ از مجموعه‌ مطالعات شماست و نيز با هدف دانشگاه ورشته و سواد شما مرتبط است. ادعاهاي بزرگ هم نكنيد از كارهاي ساده شروع كنيد چون كارهاي بزرگ زود آدم را خسته مي‌كند و در اثر كوچكترين نقد و حمله فرد كار را در نيمه رها مي‌سازد. براي مناسبت‌ها مثل ازاد سازي خرمشهر يك مجموعه مقالات آماده كنيم و به بسيج و يا روزنامه‌ها و ... ارائه دهيد و بلافاصله از شما مي‌پذيرند. هم زود نتيجه‌ي كارتان را مي‌بينيد و هم اينكه موضوعتان هدفمند بود يعني اينكه منفعل نبوديد. خلاصه پيشنهاد من اين است كه مناسبت‌ها و موضعات روز را با استفاده از آگاهي‌هايي كه داريد مورد بررسي قرار دهيد اما در سطح خودتان. بعضي از شما ممكن است به مطالعه‌ي عميق علاقه داشته باشند يك جايي هم براي آن‌ها بگذاريد. در انجمن علمي شما بايد فضايي را فراهم كنيد كه همه‌ي ذوق‌ها را در بر بگيرد نمي‌خواهم بگويم ذوق بي‌ربط و يا خداي نا‌كرده، حرف‌هاي ناجور يا اينكه با اهداف تعيين شده‌ منطبق نباشد. به هر حال چارچوب داشته باشند نه اينطور كه معنايش فقط بشود دبير انجمن. چارچوبي كه بقيه هم در آن جاي بگيرند و كار كنند ولي بايد مديريت شود. سوال: به عنوان آخرين سوال خودتان هم اكنون مشغول چه فعاليتهايي هستيد؟ پاسخ:تا كنون گرفتار رساله بوده ام كه تا چند هفته ديگر جلسه دفاعيه است كه موضوعش هم «سبك زندگي ودين » است. چهار گرايش را نيزهم در دستور كار داريم كه قرار بود گرايش «آموزش وپرورش» اما متاسفانه آقاي علاقمند معاون مركز تحقيقات آموزش و پرورش فوت كرد. &nbsp; &nbsp; &nbsp; &nbsp; ");
page[33]=new Array("moarrefi ketab1.htm","معرفي كتاب « رسانه، دين، فرهنگ»","","&nbsp; &nbsp; &nbsp; &nbsp; سال اول، پيش شماره اول، مهر 84 &nbsp; &nbsp; &nbsp; &nbsp; كتاب « رسانه، دين، فرهنگ» هدف اين كتاب ايجاد پيوند ميان نظريه‌هاي دين، رسانه و فرهنگ&nbsp; در مجموعه‌اي منسجم‌تر است.به نظر نويسنده‌ كتاب رسانه‌ها، دين، فرهنگ را بايد شبكه‌اي به هم پيوسته در درون جامعه قلمداد كرد. بيشتر تحقيقات رسانه‌اي در سطح جهان نسبت به دين بي‌اعتنا بوده‌اند و اغلب تحقيقات مربوط به حوزه‌ي ارتباطات هيچ‌گاه به طور جدي رابطه دين و فرهنگ مورد بررسي قرار نگرفته است. نام کتاب: بازانديشي درباره رسانه، دين و فرهنگ نويسنده: استورات ام.هوور نات لاندباي مترجم: مسعود آريايي نيا انتشارات: ســروش فهرست و مقدمه&nbsp; كتاب را بخوانيد... &nbsp; &nbsp; &nbsp; ");
page[34]=new Array("moarrefi ketab11.htm","معرفي كتاب « رسانه، دين، فرهنگ»","","&nbsp; &nbsp; &nbsp; &nbsp; سال اول، پيش شماره اول، مهر 84 &nbsp; &nbsp; &nbsp; &nbsp; &nbsp; &nbsp; &nbsp; &nbsp; &nbsp; &nbsp; &nbsp; &nbsp; &nbsp; &nbsp; ");
page[35]=new Array("moarrefi ketab11_copy(1).htm","معرفي كتاب « رسانه، دين، فرهنگ»","","&nbsp; &nbsp; &nbsp; &nbsp; سال اول، پيش شماره اول، مهر 84 &nbsp; &nbsp; &nbsp; &nbsp; &nbsp; &nbsp; &nbsp; &nbsp; &nbsp; &nbsp; &nbsp; &nbsp; &nbsp; &nbsp; ");
page[36]=new Array("moarrefi ketab11_copy(2).htm","معرفي كتاب « رسانه، دين، فرهنگ»","","&nbsp; &nbsp; &nbsp; &nbsp; سال اول، پيش شماره اول، مهر 84 &nbsp; &nbsp; &nbsp; &nbsp; &nbsp; &nbsp; &nbsp; &nbsp; &nbsp; &nbsp; &nbsp; &nbsp; &nbsp; &nbsp; ");
page[37]=new Array("moarrefi ketab11_copy(3).htm","معرفي كتاب « رسانه، دين، فرهنگ»","","&nbsp; &nbsp; &nbsp; &nbsp; سال اول، پيش شماره اول، مهر 84 &nbsp; &nbsp; &nbsp; &nbsp; &nbsp; &nbsp; &nbsp; &nbsp; &nbsp; &nbsp; &nbsp; &nbsp; &nbsp; &nbsp; ");
page[38]=new Array("moarrefi ketab11_copy(4).htm","معرفي كتاب « رسانه، دين، فرهنگ»","","&nbsp; &nbsp; &nbsp; &nbsp; سال اول، پيش شماره اول، مهر 84 &nbsp; &nbsp; &nbsp; &nbsp; &nbsp; &nbsp; &nbsp; &nbsp; &nbsp; &nbsp; &nbsp; &nbsp; &nbsp; ");
page[39]=new Array("moarrefi ketab11_copy(5).htm","معرفي كتاب « رسانه، دين، فرهنگ»","","&nbsp; &nbsp; &nbsp; &nbsp; سال اول، پيش شماره اول، مهر 84 &nbsp; &nbsp; &nbsp; &nbsp; &nbsp; &nbsp; &nbsp; &nbsp; &nbsp; &nbsp; &nbsp; &nbsp; &nbsp; &nbsp; ");
page[40]=new Array("moarrefi ketab11_copy(6).htm","معرفي كتاب « رسانه، دين، فرهنگ»","","&nbsp; &nbsp; &nbsp; &nbsp; سال اول، پيش شماره اول، مهر 84 &nbsp; &nbsp; &nbsp; &nbsp; &nbsp; &nbsp; &nbsp; &nbsp; &nbsp; &nbsp; &nbsp; &nbsp; &nbsp; &nbsp; ");
page[41]=new Array("moarrefi ketab dar hezartoye .htm","معرفي كتاب « در هزار توهاي نظم نوين جهاني»","","&nbsp; &nbsp; &nbsp; &nbsp; &nbsp; سال اول، پيش شماره اول، مهر 84 &nbsp; &nbsp; &nbsp; &nbsp;در هزارتوهاي نظم جهاني در هزارتوهاي نظم جهاني عنوان آخرين کتابي است که دکتر ناصر فکوهي دانشيار گروه انسان‌شناسي دانشکده‌ي علوم اجتماعي دانشگاه تهران تاليف کرده است. اين کتاب را که داراي چهار فصل است و نگاهي انتقادي به پديده‌ي جهاني شدن دارد، نشر ني منتشر کرده است. فصل اول اين کتاب با عنوان « محروميت، تمرکز و جهاني شدن» به بررسي تعاريف،‌اشکال، روند شکل‌گيري،‌ شاخص‌هاي محروميت و تحليل وضع موجود محروميت پرداخته و در ادامه با ارائه‌ي تعاريفي از توسعه،‌ پيشينه‌ و اشکال جهاني شدن را مورد بررسي قرارداده و سپس فقر و نابرابري نظام مبادلات مالي جهاني را به تصوير کشيده است. در فصل دوم با عنوان «فساد، بحران‌ها و موانع مالي و اقتصادي توسعه» به بررسي ابعاد مختلف بحران‌ها و فسادهاي مالي در نظام جهاني توسعه محور پرداخته است. اين فصل را مي‌توان مهمترين و غني‌ترين فصل کتاب دانست. بحران استقراض،‌ گريزهاي مالياتي، شبکه‌هاي مافيايي و فرآيند شست‌و‌شو، اقتصاد غيررسمي، جنگ و تروريسم، بحران اجتماعي، بحران انرژي، انرژي‌هاي جايگزين، خاورميانه مرکز ثقل اقتصاد جهاني، بحران‌هاي رسانه‌اي و بازارهاي جهاني سرمايه، صندوق‌هاي بازنشستگي، تجربه‌ي خصوصي‌سازي، کسري بودجه، مسکن و مسئله‌ي جمعيتي و شهري از مهمترين عناوين و موضوعات مطرح در فصل دوم است. در فصل سوم که عنوان « ضرورت اصلاح رابطه‌ي شمال- جنوب و نهادهاي جهاني» را بر خود دارد، ضرورت اصلاح ساختاري صندوق بين‌المللي پول، « ماليات توبين» به عنوان ابزاري براي توسعه و موضوع اخلاق مالي مورد بحث قرار گرفته است. &nbsp; &nbsp; &nbsp; &nbsp; ");
page[42]=new Array("moarrefiyeketab.htm","معرفي كتاب","","&nbsp; &nbsp; &nbsp; &nbsp; &nbsp; سال اول، پيش شماره اول، مهر 84 &nbsp; &nbsp; &nbsp; &nbsp;« در هزار توي نظم جهاني » در هزارتوهاي نظم جهاني عنوان آخرين کتابي است که دکتر ناصر فکوهي دانشيار گروه انسان‌شناسي دانشکده‌ي علوم اجتماعي دانشگاه تهران تاليف کرده است.(ادامه) &nbsp;« رسانه، دين، فرهنگ » اين كتاب اثر ام. استوارت هور استاد رسانه‌اي و استاد دين پژوهي دانشگاه كلرادو است كه پيش از اين كتاب&nbsp; « دين و رسانه‌هاي گروهي» را نوشته است (ادامه) &nbsp; &nbsp;« Cyberlaw: the law of internet» در هنگامه‌&#1740; رشد انفجارگونه‌&#1740; فضا&#1740; اينترنت بسياري از سوالات قانوني آزاردهنده به وجود آمده است. در سرتاسر اين کتاب خواندن&#1740;، نگاه&#1740; جامع به اين سوالات انداخته است و نويسنده راهنماي&#1740; ارزنده اي را فراهم آورده است. او موضوعات حقوق کپ&#1740; بردار&#1740;، تجارت، حق مؤلف، افترا، دزد&#1740; نرم افزار و موارد گوناگون ديگر را در اينجا پوشش داده است. قواعد اساس&#1740; قانون&#1740; به علاوه‌&#1740; موارد قانون&#1740; مناسب که نظام مند و قانون گذار&#1740; شده اند، برا&#1740; وکيلان، مديران سيستم ها&#1740; اطلاعات&#1740;، و ديگر کاربران حرفه ا&#1740; که از اينترنت استفاده م&#1740; کنند، برا&#1740; اينکه از نقاط تاريک و پيچ و خم ها&#1740; اينترنت&#1740; سر در بياورند مفيد مي باشد. اين کتاب کاملترين نحوه &#1740; عمل قانون&#1740; برا&#1740; موضوعات آن لاين م&#1740; باشد. (در نظر سنج&#1740; که سايت آمازون از مشتريان خود در مورد اين کتاب به عمل آورده است اين کتاب از نظر مشتريان&#1740; که اين کتاب را خوانده اند امتياز بالاي&#1740; کسب کرده است) http://www.cyberlaw.com &nbsp; &nbsp; &nbsp; ");
page[43]=new Array("moarrefiyesaytvweblag.htm","معرفي وبلاگ","","&nbsp; &nbsp; &nbsp; &nbsp; سال اول، پيش شماره اول، مهر 84 &nbsp; &nbsp; &nbsp; &nbsp; Www.arnet.ir ....................................................... شبكه عمليات رواني سايت arnet.ir در واقع با هدف قد علم کردن در برابر تهاجم رسانه‌اي غرب و مخصوصا آمريکا و نيز صهيونيزم جهاني بر عليه کشورهاي جهان سوم و بويژه مسلمان، ايجاد شده است. اين سايت سعي دارد تا به مراجعان خود در باره موضوع جنگ رواني اطلاعاتي داده و با آگاه ساختن او از اين حربه، وي را از آسيب‌هاي آن در امان دارد. مديريت سايت اين مطلب را در بخش «درباره ما» به اين گونه شرح مي‌دهد: «سايتي كه بنام عمليات رواني راه اندازي شده است بدليل حساسيت موضوع عمليات رواني بوده و استفاده فراوان كشورها بخصوص استكبار جهاني و صهيونيزم بين‌المللي از اين حربه در اجراي سناريوي استثمار فرانفر و به زير سلطه كشيدن جهان سوم به ويژه كشورهاي مسلمان و از طرفي خلأ منابع و پژوهش و تحقيق در اين خصوص در كشور؛ ما را برآن داشت كه دست به چنين اقداماتي زده و با جمع‌آوري منابع و موضوعات مرتبط با موضوع از منابع داخلي و خارجي در جهت شناسايي دكترين، اهداف، سياستها، استراتژي، تاكتيك و تكنيكهاي عمليات رواني گامهايي را بر داريم.» مي‌توان گفت اين منبع قصد دارد تا با آوردن گزارش، خبر ، مقاله، معرفي‌کتاب و .... به روشنگري درباره سياست‌هاي دوگانه و فريبکارانه صهيونيزم و امريکا در قبال جهان اسلام بپردازد. در قسمت بالاي سمت راست تمام صفحات اين سايت، لينک به قسمت هاي مختلف سايت وجود دارد که امکان گردش در ميان صفحات را، راحت تر و سريع تر ساخته است. اين قسمت نشانگر بخش هاي مختلف سايت مي باشد. برخي از اين قسمت ها عبارتند از : صفحه لينکستان سايت که در آن لينک سايت هايي با موضوعات خبري- تحليلي ، لينک روزنامه هاي ايراني، خبرگزاري‌ها، نشريات ايراني و نيز يک نشريه غير ايراني که موضوعات مختلفي دارند، لينک به وزارتخانه هاي ايران وبرخي سازمان ها و ادارات دولتي، و نيز سازمان هاي جهاني و... قابل دسترسي است. بخش گزارش فيلم شامل شرح فيلم هايي با موضوعات رسانه و سياست، و مخصوصا فيلم هايي که به نقد نظام هاي غربي مي پردازند و نيز فيلم هاي روز دنيا که درباره اسلام و حکومت هاي اسلامي ساخته مي شوند، مي باشد. سايت عمليات رواني فصلنامه‌اي تحليلي دارد كه اگرچه به صورت چاپي منتشر مي‌شود اما متن كامل آن را در سايت قرار داده است. همچنين اگر مي خواهيد از تاريخچه جنگ رواني اطلاعاتي کسب نماييد، اين سايت مي تواند به شما کمک نمايد. البته اين منبع معايبي نيز دارد و از آن جمله بوضوح جانبدارانه عمل کردن آن مي باشد، که ممکن است باعث شود در مواردي جانب انصاف را از دست بدهد. ديگر اينکه صفحه اول home page سايت بسيار شلوغ است. آرشيو، گزارش‌ها و تمام مواردي که در سمت راست و بالاي صفحه آورده شده اند، دوباره در صفحه اول قسمت پايين و در سمت راست آورده شده اند که باعث کثرت موارد موجود در صفحه شده اند. ديگر اينکه اصلا مشخص نيست و سخني نيز از اين موضوع به ميان نيامده است که بوجود آورندگان سايت چه کساني هستند و آيا داراي وابستگي به گروه يا ارگاني هستند يا خير؟ در نگاهي کلي اين سايت قابليت معرفي شدن به عنوان سايتي نسبتا قوي را داراست؛ اخبار نسبتا به روز ،گزارش‌هاي تحليلي، مقالات مرتبط با موضوع و مطالب ديگر آن را به سايتي قابل توجه در اين موضوع تبديل ساخته است. Www.arnet.ir &nbsp; &nbsp; &nbsp; &nbsp; ");
page[44]=new Array("mosahebe2.htm","گزين گويه‌هاي دكتر باهنر","","&nbsp; &nbsp; &nbsp; &nbsp; سال اول، پيش شماره اول، مهر 84 &nbsp; &nbsp; &nbsp; گزين گويه‌هايي از &nbsp;دکتر ناصر باهنر رئيس دانشکده معارف اسلامي فرهنگ و ارتباطات دانشگاه امام صادق (ع)&nbsp; &nbsp; تهيه وتنظيم: حسين سرفراز دانشجوي كارشناسي&nbsp; رشته معارف اسلامي و فرهنگ و ارتباطات دانشگاه امام صادق(ع) &nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp; &nbsp; &#9668;ارتباطات يعني، رساندن، بخشيدن، انتقال دادن، آگاه ساختن، مکالمه، مراوده داشتن معنا. در يک فرهنگ دانشگاهي انگليسي- فارسي خطوط ارتباطي، وسايل ارتباطيف مبادله، گزارش، ابلاغيه، اطلاعيه، نقل و انتقالف ماورده، اخبار، مشارکت، مکاتبه، سرايت، راه، وسيله نقل وانتقال و... در رديف معاني ارتباط قرار گرفته اند. اگر به ذکر مفهومي کلي بسنده کنيم ارتباط فراگرد انتقال پيام از منبع توليد پيام به مخاطبان به منظور ايجاد معاني مورد نظر دز ذهن آنهاست. ارتباطات داراي انواع مختلفي است: غيرکلامي، درون فردي، ميان فردي، ميان فرهنگي و.... اکنون ارتباطات ميان تمدني از بحث هاي جديد و مورد توجه است. &nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp; &#9668;رسانه ها متاسفانه بيشتر در حوزه اعمال قدرت و سلطه ناصحيح بر بشريت بکار گرفته شده اند. حال در دوره اي سلطه سياسي وجه غالب است که اکنون هم ادامه دارد و بسياري براي اعمال منويات قدرت طلبانه خود از رسانه ها کمک مي گيرند و زماني غلبه يا سلطه اقتصادي است. سلطه اقتصادي از ابعاد غالب در ارتباطات يکسويه نوين است. سرمايه داران و کمپاني هاي بزرگ امروزه 70 تا 80 درصد رسانه هاي دنيار را در اختيار دارند. وقتي رسانه اي در خدمت منافع و مصالح اقتصادي باشد هرنوع پيام رساني، سياست گذاري و تعاملي خواه ناخواه به ريشه هاي اقتصادي باز مي گردد و براساس منافع بايد ها و نبايدهاي رسانه تعيين مي شود. وقتي يکسويه به منفعت هاي اقتصادي نگاه مي کنيم ضررهاي بيشمار فرهنگي و آموزشي را در جامعه ملي و بين المللي تحمل خواهيم کرد. &nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp; &#9668;علاوه بر سلطه اقتصادي امروزه سلطه فرهنگي به ابعاد موضوعي رسانه ها افزوده شده است. کساني که موضوع اقتصاد را محور سياست گذاري رسانه اي خود قرار داده اند براي تامين منافع خود ناچارند در مولفه هاي فرهنگي مخالفان دست کاري کنند تا بازار، مورد نظر ايشان باشد. &nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp; &#9668;در نظريه هاي ارتباطي تصور بر اين بود که رسانه ها، ارزشها و هنجارهاي بشري را تعيين مي کنند. وجدان انساني يعني وجداني که رسانه هاي غرب تعريف مي کنند اما تظاهرات اخير در دنيا غلط بودن آن تصور را اثبات کرد و نشان داد که ارتباطات شفاهي و رو در رو که حتي در جوامع رسانه اي وجود دارد، هنوز غالب است. &nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp; &#9668;مک لوهان اگرچه داراي مطالعات قابل توجه و موثر در عرصه ارتباطات بوده اما صبغه ادبي در مطالعات وي غلبه دارد و بايد متوجه باشيم وقتي او برخي از واژه ها را بکار مي برد خيلي هم جدي نيستند. دهکده جهاني با دهکده هايي که در ذهن ما وجود دارد (يعني جايي که کدخدا دارد) متفاوت است. سعي مي شود که فرهنگ غالب و مسلطي وجود داشته باشد ولي به هيچ وجه چنين اتفاقي نخواهد افتاد. هرچه زمان مي گذرد مي بينيم که فرهنگها بيشتر دنبال ابراز خودشان وحضور در عرصه رقابت براي استيفاي حقوق پايمال شده گذشته خود هستند. &nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp; &#9668;رسانه هاي ديني، راديو، تلويزيون و مطبوعات ديني کارکردهاي متفاوت دارند. اطلاع رساني ديني يک کارکرد است. کارکرد ديگر آموزشي است. رسانه ها مي توانند آموزش ديني بدهند. سرگرمي محور ديگري است. مردم متدين ومسلمان نياز دارند که اوقات فراغت خود را با موضوعات سرگرم کننده- سرگرمي نه به معناي منفي آن- در عين رعايت هنجارها و ارزشهاي ديني خود پر کنند که البته در اين زمينه مناقشات بسياري است. کارکرد ديگر ارشادي است که بوسيله آ، بر اخلاق، رفتار و احساسات متدينين مي توان اثر گذاشت. بسيج متدينين براي امر عام المنفعه، تبليغ موارد ديگري از اين دسته است. &nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp; &#9668;بافت ارتباطي کشورهاي اسلامي بطور عمده سنتي است. يعني رسانه هاي سنتي ديني مثل مسجد، مدارس ديني، هيئت ها، کارکردهاي اسلامي جامعه را برعهده داشته اند.اکنون نکته اي که ما در ارتباط با رشد اسلام گرايي در جهان بايد مورد توجه قرار دهيم همان بافت سنتي است. &nbsp; &nbsp; &nbsp; ");
page[45]=new Array("mosahebe.htm","مصاحبه با دكتر باهنر","","&nbsp; &nbsp; &nbsp; &nbsp; سال اول، پيش شماره اول، مهر 84 &nbsp; &nbsp; &nbsp; &nbsp;مصاحبه با آقاي دکتر باهنر &nbsp; مصاحبه كنندگان: مجتبي احمدي و حسين همازاده &#9668;موفقيت ما در حوزه ارتباطات وقتي است که شما ارتباطات حالا با هر معنايش رسانه‌‌اي، غير رسانه‌‌اي به عنوان يک عنصر فرهنگي، يک خرده نظام فرهنگي که در تعامل با نظام‌هاي ديگري است در نظر بگيريم. &#9668;اين رشته دو ويژگي دارد يکي ميان رشته‌‌اي بودنش دوم که&nbsp; اين کلي بودنش. &#9668;در اين کلاس‌ها چيزهاي محدودي است. شما بايد زمينه‌هاي خارج از کلاس هم در دانشگاه فراهم بياوريد. &#9668;&nbsp;با آن ديد رشته تاسيس شده ولي شما ملزم نيستيد آن ديد را تعقيب کنيد ببينيد. &nbsp; &nbsp; &nbsp;سوال: همان طور که مي‌دانيم رشته فرهنگ و ارتباطات يک رشته جديد و تازه تاسيس است لطفاً بفرمائيد با چه انگيزه‌‌اي اين رشته راه اندازي گرديد؟ و شما با راه اندازي اين رشته قصد داشتيد چه مشکلاتي را حل نمائيد؟ دکتر باهنر: خوب، هرکدام از ما با يک انگيزه‌‌اي وارد رشته تبليغ شديم و به هر حال علي رغم تفاوت انگيزهها در مجموع بعد از چند سال که از رشته تحصيلي امان گذشت متوجه شديم که در يک موضوع با هم اشتراک نظر داريم و آن اينست که آن چه به عنوان محتواي رشته تبليغ آموزش داده مي‌شود با مقتضيات روز جامعه و نيازهاي يک مبلغ در جامعه امروزي تناسب ندارد. بررسي اين هم در اثر مطالعات پراکنده‌‌اي بود که ما داشتيم، هم گفتگوهايي که معمولاً ما چون در دوره ليسانس و فوق ليسانس‌مان در ايام دهه فجر و کنفرانس وحدت که (يکبار) در سال برگزار مي‌شد به عنوان مترجم همراه مهمانهاي خارجي بوديم گاهي اوقات ميهمانانمان خيلي آدم‌هاي برجسته و اهل علم و انديشمند بودند با اين‌ها شروع کرديم به صحبت کردن، خيلي جرقه‌ها از آن جا زده شد به خصوص وقتي با آقاي مولانا آشنا شديم و با رشته ارتباطات و نکاتي که ايشان در مورد رشته ارتباطات مي‌گفتند و بعد ما با ديگران چک کرديم، صحبت مي‌کرديم نشان مي‌داد که حوزه علمي ‌شناخته شده‌اي در دنيا وجود دارد حتي در ايران هم بارقه‌هايي از آن است که مي‌تواند در رشته تبليغ حرف پايه را بزند. يعني ما يک رشته علمي پايه داريم که کنار گذاشتيم بعد آمديم و داريم يک چيز از خود در آورده‌اي را به عنوان رشته تبليغ به بچه‌ها آموزش مي‌دهيم هرچقدر هم درس‌هاي مختلف را تزريق مي‌کردند جوابگو نبود. براي اينکه کساني که خودشان متولي دانشکده بودند در زمان رشته تبليغ با حوزه ارتباطات آشنايي نداشتند. لذا بررسي کرديم، مطالعه کرديم وقتي بعضي از دوستانمان پايان نامه‌هاي فوق ليسانس شان را در حوزه ارتباطات نوشتند مثل آقاي دکتر الويري، دکتر همايون با اينکه با ارتباطات آشنايي جدي نداشتند ولي به خاطر همين علاقه اين موضوعات را به عنوان موضوع پايان نامه انتخاب کردند. بعد کم کم صبغه پژوهشي پيدا کرد بعضي از دوستانمان کار تحقيقاتي انجام دادند نتيجه‌اش اين شد که دوره‌هاي مختلف رشته تبليغ که يک نوع احساس سرخوردگي مي‌کردند و اينکه انبوهي از مطالب مي‌دانند با عمق کم و اين کمکي به مطلوبشان نمي‌کند و نمي‌تواند از آن يک مبلغ موفق در جامعه جديد بسازد اين‌ها دور هم جمع شدند و گفتند ما مي‌خواهيم در اين رشته تجديد نظر بشود جلسات متعددي گذاشتيم و خوشبختانه آقاي معزي هم رئيس دانشکده، آدم خيلي روشني بود به هر حال رفت به اين سمت که ما بياييم با پايه ارتباطات يک رشته‌‌اي را در دانشگاه تاسيس کنيم که کار پژوهشي‌اش آغاز شده بود و من هم در اواسط راه ملحق شدم به دوستان. خوب رشته ارتباطات در ايران تاکيدات مختلفي داشت مثلاً در حوزه روزنامه نگاري، روابط عمومي، خبر و بعضي از آنها صبغه ي تئوريک داشت و بعضي هم صبغه کاربردي به هر حال اين‌ها چيزي نبود که دانشگاه امام صادق (ع) دنبالش بود. به نظرمان مي‌رسيد که دانشگاه امام صادق (ع) اولاً صبغه‌هاي تئوريک و نظريش در هر رشته‌اي که تاسيس مي‌کند بايد قوي تر باشد تا صبغه‌هاي کاربردي و مهارتي اش ثانياً اينکه آن نگاه با نگاهي که ما در حوزه معارف اسلامي داريم بتواند تعامل بکند و از مجموع برآيند اين‌ها يک اتفاقي بيافتد و يک چيزي از درون آن بيرون بيايد که اين براي کساني که مي‌خواهند در دوره جديدي که نياز به تبليغ دين فوق العاده احساس مي‌شد و رسانه‌ها بالاخره دست متدينين قرار گرفته است دست حکومت است و اين‌ها همين جوري پا در هوا مانده و آدم‌هايي نيستند که بتوانند در حوزه دين و رسانه‌ها يا دين در حوزه‌هاي غير‌رسانه‌ايش مثل: جهانگردي، فعاليت‌هاي فرهنگي در خارج از کشور سازمان تبليغات، حتي آموزش و پرورش، اين‌ها به نوعي به ارتباطات مربوط مي‌شدند و به طور جدي هم مربوط است. ما فکر مي‌کرديم اين نيازهاي ارتباطي‌اي که وجود دارد بايد در اين رشته در حوزه ديني‌اش پاسخ داده بشود. لذا من خودم با يک انگيزه‌‌اي وارد شدم اولاً به حوزه آموزش و پرورش و آموزش دين علاقه‌مند بودم وقتي رفتم توي آموزش و پرورش خودم جزء تيم مولف کتاب‌هاي ديني بودم به اين نتيجه رسيدم که مولف کتاب‌هاي ديني بايد يک دانش جدي ارتباطي داشته باشد تا بتواند هم کتاب بنويسد هم بتواند با مخاطبش تعامل داشته باشد و هم از تکنولوژي آموزشي رسانه‌ها استفاده کند براي اين کار بعد به تدريج يک انکيزه ديگر هم پيدا کردم و آن اينکه يک مقداري مراجعه کردم به کارهاي ديني خارج از کشور ديدم کساني که در گذشته در حوزه دين کار مي‌کردند و عمدتاً به صورت تبليغ مباشد يا رو در رو بود يا حداکثر در حوزه مطبوعات الان به طور جدي رو آوردند به راديو و تلويزيون و خيلي برايم جالب بود که آدم‌هايي که پيشينه ندارند چگونه الان مي‌خواهند با تلويزيون تعامل کنند وقتي مطالعه مي‌کردم و بررسي صحبت‌ها و حتي مکاتباتي با آن‌ها داشتيم ديديم که آين‌ها هم با اين پديده جديد دچار مشکل هستند و به اين نتيجه رسيده اند که در حوزه ارتباطات و دين بايد کار پژوهشي انجام دهند. يکي ديگر از انگيزه‌هاي من استفاده از تلويزيون در حوزه ديني بود که آن موقع يک تصور بود و تصور خيلي دقيقي هم نبود و خيلي دوست داشتم که اگر من بيايم در اين رشته و يک رشته‌‌اي که الا تاسيس مي‌شود کاري بکنيم يک الگو ارائه دهيم از يک تلويزيون ديني اگر ما مبلغ هستيم به هر حال رسانه‌ها امروز دست ماست من با اين انگيزه وارد شدم. آقاي دکتر همايون چون به موضوع ارتباطات ميان فرهنگي و ارتباطات غيررسانه‌‌اي علاقه مند بود و خيلي همچنين مبلغ مباشد بود و با موضع جهانگردي آشنا شد و همين آقاي کازروني، مهندس کازروني که مرحوم شد. آن موقع ايشان مسئول سازمان ميراث فرهنگي شده بود تشويق کرد ايشان را، ايشان هم رفت در حوزه جهانگردي آقاي دکتر آشنا به حوزه ارتباطات بين الملل علاقه داشت ارتباطات بين الملل به معناي استفاده از دانش ارتباطات در حوزه روابط بين دولت‌ها به صورت رسمي يا غير رسمي به هر حال نقش رسانه‌ها و ارتباطات در حوزه مسائل سياسي، آقاي دکتر جبلي يک آدم خبري حرفه‌‌اي بود و در خبر واقعاً آدم برجسته‌‌اي بود مي‌گفت من مي‌خواهم ببينم پشتوانه تئوريک کار تجربي- عملي ام در حوزه ارتباطات چيست؟ در حوزه ارتباطات ما بايد مجهز به داشتن ارتباطات باشيم که در حوزه خبر سرنگون نشويم ايشان با اين انگيزه وارد رشته شدند. سوال: چه سالي بود؟ آيا برنامه ريزي و چيزي تصويب شده بود؟ تقريباً ما کار برنامه ريزي رشته را شروع کرده بوديم داشتيم دور هم جمع مي‌شديم و برنامه ريزي مي‌کرديم و بعد استادها را دعوت کرديم، دکتر مولانا و از داخل دکتر محسنيان راد، دکتر معتمد نژاد، دکتر محسني از دانشگاه تهران، دکتر پهلوان ما چون با اين انگيزه‌ها داشتيم فکر مي‌کرديم و رشته را تاسيس مي‌کرديم دنبال نام رشته بوديم، تعيين حوزه ميان رشته‌‌اي يکي دو نفر از اساتيد که در حوزهمطالعات فرهنگي کار کرده بودند اين ايده را مطرح کردند که ما عنوان رشته را با فرهنگ آغاز مي‌کنيم به اين علت که موفقيت ما در حوزه ارتباطات وقتي است که شما ارتباطات حالا با هر معنايش رسانه‌‌اي، غير رسانه‌‌اي به عنوان يک عنصر فرهنگي، يک خرده نظام فرهنگي که در تعامل با نظام‌هاي ديگري است که در حوزه فرهنگ عمل مي‌کند در نظر بگيريم، هر چيزي که در فرهنگ مطرح است، هنر، ادبيات و ... اين در تعامل با اين‌هاست که بايد ارتباطات جايگاه خود را تعريف کند. مثل رشته‌هاي ديگر که الان در دانشگاه هستش مثلاً فرض کنيد روزنامه نگاري يا روابط عمومي يا رشته‌هاي ديگر که هست اين‌ها اگر اين نگاه را نداشته باشند که رسانه‌ها دارند در يک شرايط فرهنگي عمل مي‌کنند و در يک تار و پودي خودشان را تعريف کرده اند که نمي‌توانند خودشان را از اين تار و پود جدا کنند اگر شما اين تار و پود را نشناسي و معادلاتش را نداني و نداين که فغرهنگ چگونه عمل مي‌کند نمي‌تواني از ارتباطات و رسانه‌ها استفاده صحيح بکني لذا در تعامل مطالعات فرهنگي و علوم ارتباطي است که مي‌شود يک رشته‌‌اي را پايه ريزي کرد که اين رشته پاسخگوي سوالات باشدبخصوص اينکه ما مي‌خواستيم روي دين کاربکنيم و دين به عنوان عنصر فرهنگي بخصوص به عنوان يک بنياد اصلي فرهنگ در جامعه ماست تار و پود فرهنگ مباحث ديني است. لذا در مطالعات حوزه ما موضوع فرهنگ اهميت مضاعفي دارد. بعد هم اساتيدي که در خارج از کشور بودند اذعان کردند که در طول سال‌هاي اخير، دهه‌هاي اخير، مهمترين و جديدترين رويکرد به حوزه ارتباطات حوزه فرهنگ و ارتباطات که Culture and Communication عنواني است معتبر در دنيا و ما Search هم کرديم ديديم فوق ليسانس دارد، دکتري و حتي خيلي از تحقيقاتي که الان صورت مي‌پذيرد حتماً موضوع فرهنگ در آن قوي و جدي است لذا عنوان فرهنگ و ارتباطات را انتخاب کرديم براي اينکه اين ديد در آ، وجود داشته باشد. که بعد هم به هر حال بر اين مبنا و مذاکراتي که صورت پذيرفت ما از حوزه جامعه شناسي، حوزه ارتباطات، دين شناسي و مطالعات فرهنگي، استادهايي را دور هم جمع کنيم البته خوب اگر بخواهيم يک همچنين ايده‌‌اي را در همچنين حوزه‌‌اي تامين کنيم هرکدام از شما بگوئيد که در حوزه تخصصي خودتان کدام مباحث اصلي است که اين‌ها در کميته‌هايي کار کردند. در حوزه دين شناسي آقاي دکتر حداد آقاي خاتمي و يکي دو نفر ديگر از اساتيد دانشگاه و مطالعات فرهنگي عده‌‌اي ديگر و بعددر چند مثل کميسيون تلفيق اين‌ها دور هم نشستند و با هم بحث کردند و ما و يکي، دو سه نفر از دوستان ديگر به عنوان نماينده در اين جلسات شرکت کرديم و کار اصلي بر عهده اين اساتيد بود و در مجموع اين‌ها يک مجموعه‌‌اي از واحدهاي درسي پيشنهاد شد و نهايتاً دانشگاه يکي دو نفر از اساتيد را و عده‌‌اي از دوستان ما را موظف کرد که اين پيشنهادات و مجموع دروس پيشنهادي که شايد دوبرابر حد معمول دانشگاه بود اين‌ها براساس يک ايده واحد تنظيم بکنند يعنيدوبار اين تلافيق صورت پذيرفت که بعد اين رشته طراحي شد. سوال: آن ديد واحد چه بود؟ همين‌هايي که خدمتتان عرض کرديم. سوال: خوب جنابعالي به قسمت نخست سوال اول که مربوط به انگيزه تاسيس رشته بود پاسخ داديد اما قسمت دوم سوال مبني بر اينکه در رشته فرهنگ و ارتباطات قرار است چه مشکلاتي حل بشود؟ بي پاسخ ماند. لطفاً به طور مصداقي بفرمائيد اين مشکلات چيست؟ آيا فرهنگ به معناي اعم آن- حوزه گسترده- يا نه همان گرايشهاي موجود در رشته مثل صدا و سيما، آموزش و پرورش و .... دکتر باهنر: اين رشته دو ويژگي دارد يکي ميان رشته‌‌اي بودنش، ميان رشته‌‌اي نه به معناي دو رشته بودنش بلکه به معناي چند رشته که با هم تعامل کرده اند که قبلاً عرض کردم: جامعه شناسي، مطالعات ديني، مطالعات فرهنگي و ارتباطات نقطه مزيت رشته، ميان رشته‌‌اي بودنش است. مزيت دوم که بعضي شايد نپذيرند اين کلي بودنش است يعني ما مي‌توانستيم بگوئيم ارتباطات و دين ولي گفتيم فرهنگ و ارتباطات چرا؟ براي اينکه احساس کرديم کشور در حوزه‌هاي مختلف تبليغ به آن معنا که عرض کردم نيازمند است ممکن است يک وقت تبليغ، تبليغ سياسي يک وقت ديني باشد، يک وقت رسانه‌اي باشد يک وقت غير رسانه‌‌اي باشد به هر حال عنوان ما هر چه کلي‌تر باشد مي‌تواند علائق مختلف را پوشش دهد و پويايي رشته را بيشتر کند ببينيد اينکه الان شما مي‌گوئيد صدا و سيما، سازمان تبليغات، کجا و کجا پاسخ ما اينست که در عين حال که مرزها را مشخص کرده در عين حال مي‌تواند به علائق متنوعي پاسخ بدهد. چون ابزار تقريباً يک ابزار واحد و مشخص است و اين علائق است که مي‌تواند بگويد من اين ابزار را يعني دانش را در کدام موضوع مي‌خواهم بکار بگيردم و استفاده بکنم لذا من به نظرم اين کلي بودن يک نقطه مزيت است. ديگه ما به دانشجو خودمان را تحميل نخواهيم کرد. در گذشته به ما مي‌گفتند فرض کنيم رشته الهيات رشته تبليغ اين است مثلاً ما در جلسات پايان‌نامه که مي‌رويم تا مي‌گوئيم موضوع فلان مي‌گويند اين در رشته علوم قرآن و حديث معنا ندارد و علوم قرآن و حديث اين دانشجو هم‌ گير و محدود. در گذشته اين بحث بود که دانش الان دانش تخصصي و جزئي است ولي الان جديدترين ايده‌ها اين است که مرزهاي دانش را بايد برداشت و اين‌ها با همديگر تعامل کنند هرچي کلي تر باشد لذا اين نکته‌‌اي که عرض کردم مي‌خواهم بگويم که اين نقطه قوت و مزيت اين رشته است و در کمتر رشته‌ها ديگر دانشگاه اين مطلب وجود دارد. سوال: اين گستردگي از يک جهت خوب است و از يک جهت باعث سردرگمي مي‌شود و مشکل ما اينست که حالا ما در چه حوزه‌‌اي بايد کار بکنيم به نظر شما اين مشکل چگونه قابل رفع است؟ دکتر باهنر: من به نظرم 3، 4 سال اول 3، 4 سال آشنايي است نه تعيين تکليف به خصوص اينکه‌‌اين رشته تازه تاسيس است. شما بايد 3، 4 سال در اين رشته تنفس کنيد درس‌هاي مختلف را ببينيد، بخوانيد، کتاب‌ها و مقالات مختلف را ببنيد، بخوانيد در اين سمينارها، جايتان در سمينار رسانه و دين خالي بود، سمينار بين المللي که برگزار شد ببينيد رسانه و دين در داخل و خارج کشور چه دغدغه وجود دارد الان IMCR کميته رسانه، اسلام و ارتباطات در مصر فعال است مقالات آن جا را بگيريد بخوانيد، در کنفرانس‌ها شرکت کنيد. بايد يک خورده گشت و گذار کنيد تا با مباحث آشنا شويد و بتوانيد تصميم گيري کنيد بعد هم به تدريج قابليت‌هاي خود را مي‌شناسيد. سوال: آيا تا به حال دانشجويان ورودي 82 انتظارات شما را برآورده کرده اند؟ دکتر باهنر: تعداد قابل توجهي از بچه‌هاي 82 حداقل توانمندي‌هاي خودشان در اين رشته را شناختند و علائق خودشان را تشخيص دادند و رفتند ببينند در اين حوزه چگونه مي‌توانند علائق را دنبال کنند خيلي‌هاشان هنوز سردرگم هستند ولي به هر حال شايد حداقل 10 نفرشان تقريباً تکليف خودشان را مشخص کردند. بازهم به نظر من هنوز زود است چون هنوز درسي نخوانده اند اين‌ها شايد سال چهارم، پنجم ديگر کم کم بتوانند حوزه کاري خودشان را روشن و مشخص بکنند يک چيزي که مي‌تواند شما را کمک بکند اينکه ماها را ببينيد ما 7، 8 تائي که در اين زمينه فعاليت داريم ببينيد چه کار داريم مي‌کنيم، در چه حوزه‌هايي داريم تحقيق مي‌کنيم، دست نوشته‌هايمان را ببينيد. کجا دوستان کار مي‌کنند اين‌ها تقريباً يک نمايي از کار به شما مي‌دهد. سوال: پس به نظر شما فعلاً انجمن يک وظيفه جستجويي در مورد رشته دارد؟ يا اولويت کاري ديگري دکتر باهنر: من به نظرم همين ايجاد فضايي براي تنفس. در اين کلاس‌ها چيزهاي محدودي است. شما بايد زمينه‌هاي خارج از کلاس هم در دانشگاه فراهم بياوريد. آدم‌هايي بيايند آثاري ديده بشود، جلساتي برگزار شود. فعاليت‌هاي مشترکي انجام بشود براي اينکه کساني که در اين فضا فعاليت بکنند، تنفس بکنند و جستجو‌هاي خارج از کلاس انجام بدهند. آن چيزهايي که در کلاس مبهم مي‌ماند، مغفول مي‌ماند و مورد سوال شماست اين‌ها را شما بايد توي انجمن فراهم بياوريد، برنامه ريزي کنيد. ولواينکه مثلاً در جلسه پروفسور مولانا شما 50% حرف‌هاشان را هم متوجه نشويد ولي به هر حال يک جرقه‌هايي در ذهن شما بوجود مي‌آيد که رشته ما يعني اين، يعني اين ديدگاه‌ها هم در آن است. جلسه دکتر دهقان را بايد شرکت مي‌کرديد. دکتر کاوياني آمد، سميناري که در دانشگاه تهران برگزار شد اگر مي‌خواهيد سوالتان جواب داده بشود بايد خودتان کار کنيد. سوال: از ديد شما اگر انجمن بخواهد در زمينه‌هايي مربوط به رشته فعاليت کند در چه زمينه‌‌اي فعاليت کند لطفاً علاقه خود را بيان کنيد. دکتر باهنر: آن چيزي که خودم علاقه مندم موضوع دين و راديو وتلويزيون يا رسانه‌هاي جمعي، حوزه ارتباطات ميان فرهنگي حوزه ارتباطات و سياست روابط بين الملل، روابط فرهنگي خارج از مرزها و کشور حوزه ارتباطات ديني غير رسانه‌‌اي يا همان تبليغ مباشر عمدتاً اين‌ها چيزهايي است که اولويت‌هاي کار دانشگاه است. مثلاً موضوع ارتباطات و اقتصاد هم است ولي خوب آن يه مقدار دور است. سوال: چرايي اين‌ها را هم عرض مي‌کنيد؟ دکتر باهنر: خوب چرايش را اول توضيح دادم ببينيد با آن ديد رشته تاسيس شده ولي شما ملزم نيستيد آن ديد را تعقيب کنيد ببينيد من برايتان تاريخچه عرض کردم ممکن است کسي چيزي را راه راه اندازي کند ولي بعدي‌هاضرورتي ندارد که آن ديد را تعقيب کنند. چون اين حوزه وسيعي است ممکن است يک موضوعي ديگر به نظرتان برسد مورد علاقه تان باشد الان در بين دوستان شما کساني هستند ممکن است يک موضعي ديگر به نظرتان برسند مورد علاقه تان باشد الان در بين دوستان شما کساني هستند که به موضوع حقوق علاقه مند هستند و جدي هم مطالعات حقوقي آمدند شرکت کردند. در حالي که اصلاً در نظر ما موقعي که راه اندازي کرديم نبود و بعد به تدريج وقتي آن اواخر دکتر اسماعيلي آمد با هم صحبت کرديم و گرايش مطالعات حقوقي را هم راه اندازي کرديم. ( با عرض پوزش بقيه مصاحبه به علت تمام شدن باطري واکمن و عدم اطلاع از آن ضبط نگرديده است.) &nbsp; ........................................................ همچنين بخوانيد:گزين گويه‌هايي از دكتر باهنر &nbsp; &nbsp; &nbsp; ");
page[46]=new Array("sarmaghale.htm","سرمقاله:هدف رشته معارف اسلامي و فرهنگ و ارتباطات چيست؟","","&nbsp; &nbsp; &nbsp; &nbsp; &nbsp; سال اول، پيش شماره اول، مهر 84 &nbsp; &nbsp; &nbsp; &nbsp; هدف رشته‌ معارف اسلامي و فرهنگ و ارتباطات چيست؟ درآمد:متن زير حاصل ساعت‌ها مشاوره و مصاحبه با اساتيد و بررسي و نقد آن‌ها توسط جمعي از دانشجويان ورودي 82 و 83&nbsp;&nbsp;است كه توسط سيدمحمدعلي‌غمامي تدوين گرديده است. مرتضي آخوندي مجتبي احمدي محمد باقريه حامد فروزان ابوذر زارع درخشان سيد محمد علي غمامي مهدي يوسفي &nbsp;&nbsp;از همان سال 82 كه «رشته معارف اسلامي و فرهنگ و ارتباطات» در مقطع كارشناسي راه اندازي شد اين سوال در ذهن دانشجويان بود كه هدف و چشم ‌انداز آن چيست؟ چه حوزه‌هايي را در بر مي‌گيرد؟ و دانشجويان در نهايت در چه عرصه‌هايي از اجتماع حضور خواهند يافت؟ با وجود اينكه سه حوزه‌ي دين و فرهنگ و ارتباطات در ادبيات محافل علمي جاي خود را باز كرده‌است اما اين گستردگي دانشجو را سرگردان مي‌كند و در ميان موضوعات گسترده‌ي فرهنگ و ارتباطات هدف خويش را نمي‌يابد. پيشينه رشته معارف اسلامي و فرهنگ و ارتباطات به رشته‌ي ديگري در همين دانشگاه باز مي‌گردد با عنوان معارف اسلامي و تبليغ .دانشجويان دوره‌هاي اول اين رشته بودند كه تلاشي را در مقطع دكتري براي ايجاد تحول در اين رشته دانشگاهي آغاز كردند و سر‌انجام رشته‌اي با عنوان معارف اسلامي و فرهنگ و ارتباطات در دانشگاه امام صادق)ع (تاسيس شد. نكته قابل توجه حذف شدن كلمه تبليغ از عنوان رشته بود و به خوبي نشان مي‌داد كه رويكرد ديگري را دنبال مي‌كند. سه جزء اصلي عنوان رشته دين، فرهنگ و ارتباطات است. به نظر نمي‌آيد اين عنوان گوياي هدف باشد بلكه بيشتر ناظر به حوزه‌هاي مطالعاتي اين رشته است. دين شامل حوزه‌ي گسترده‌اي از علوم مي‌شود كه تسلط بر آن از عهده‌ي يك دانشجو برنمي‌آيد. حال فرهنگ و ارتباطات را نيز به اين مجموعه اضافه كنيد. مي‌توان گفت مهمترين كليد واژه در صحبت‌هاي اساتيد، واژه‌ي تبليغ بود. تبليغِ دين اسلام كه بهترين معادل براي آن در انگليسي شايد &nbsp;Dawa باشد. اما تبليغ در چه سطحي؟ از چه طريقي ؟ با چه رويكردي؟ آيا تبليغ اسلام در ميان مردم منظور است يا در منظور گسترش اسلام در همه‌ي ابعاد زندگي انسان‌ها از زندگي گرفته تا سطوح بالاي علم و دانش بشري؟ از طريق وسايل ارتباط جمعي يا از طريق ارتباط‌هاي چهره به چهره؟ آيا منبر را هم شامل مي‌شود؟ آيا رويكرد ما اينست‌كه دانشجوياني تربيت شوندكه بتوانند مبلغ دين در ميان مردم باشند يا نظريه پردازاني در اين حوزه خواهند بود؟ يكي ديگر از مواردي كه به عنوان هدف رشته اشاره گرديد «بازتوليد فرهنگ ديني و سنتي بود».نكته قابل توجه در اين عبارت گستردگي و كلي بودن آن است. فرهنگ ديني بر همه‌ي ابعاد وجودي انسان سايه مي‌افكند، رفتارها، افكار، ادبيات، هنر، اقتصاد، سياست و ... عنوان قابل تامل ديگر سياستگذاري فرهنگي بود كه همانند عنوان پيشين بسياري كلي و مبهم است. اين همه سوال به معني اين نيست كه مي‌خواهيم به ابعاد مبهم اين عناوين بپردازيم بلكه درصدد آنيم كه نشان دهيم اين مفاهيم به تنهايي معناي قابل فهمي را منتقل نمي‌كنند و تنها به طور ضمني به مقصود اصلي رشته اشاره دارند و همچنان به &nbsp;تعريف دقيق‌تري نياز داريم. شايد بتوان گفت اين تعريف دكتر مهدوي مي‌تواند راه‌گشا باشد: «ما انشاء ا... مي‌خواهيم مفاهيم انساني را در الگوهاي رفتاري باز توليد كنيم.» هنوز نياز به توضيح بيشتري در اين باره وجود دارد اما اجازه بدهيد پيش از آن، به آنچه كه از مجموع صحبت‌هاي اساتيد در باره‌ي هدف اين رشته‌ي دانشگاهي برداشت مي‌شود در يك جمله اشاره كنيم و سپس به تبيين اجزاء آن بپردازيم. «هدف از رشته معارف اسلامي و فرهنگ و ارتباطات سياستگذاري فرهنگي با نگرش تبليغي براي باز توليد مفاهيم ديني در الگوهاي رفتاري از طريق كانال‌هاي ارتباطي است.» &nbsp;«سياستگذاري فرهنگي» عبارتي سربسته و شايد مبهم باشد اما وجود آن در تعريف لازم به نظر مي‌آيد. اين عبارتي بود كه دكتر همايون آن را باز كردند. ايشان به مثلثي اشاره كردند كه در رأس آن مفاهيمي ديني است كه ميراث و دسترنج رسولان و امامان(عليهم السلام)، بزرگان و دانشمندان ديني قرار دارد. در پله دوم آن كساني هستندكه تلاش مي‌كنند جايگاه تجلي اين مفاهيم را در اجتماعات بشري بيابند، البته به فراخور مقتضيات آن روزگار. در سطح سوم متخصصاني حضور دارندكه مجريان اين طرح‌ها در سطح اجتماع هستند و در آخرين پله كاركنان ساده قرار دارند. دكتر الويري نيز به نحو ديگري به اين مسئله اشاره كردند:«اصلا جزو اهداف اينجا نيست كه شما محتواي ديني را براي تبليغ ياد بگيريد تا بنوانيد برويد مبلغ ديني بشويد. الان يك نفر مي‌رود و در يك روستايي تبليغ دين مي‌كند، مي‌رود در خارج از كشور تبليغ دين مي‌كند، يك آموزه‌هايي را بلد است، دين را در جنبه‌هاي مناسكي‌اش بلد است، فقه را بلد است، تاريخ را بلد است، فضايل اهل بيت را يادآور مي‌شود، قرآن را بلد است، محتواي آن را مي‌گويد، اخلاقيات را بلد است. منتها بحث بر اين است كه مبلغان ديني گاهي اين‌ها را بلد بودند ولي روش بلد نبودند، روش‌هاي ايجاد ارتباط با مخاطب را بلد نبودند، مخاطب شناسي نمي‌دانستند، انواع پيام را نمي‌شناختند. حالا از اين طرف ]در اينجا[‌كساني تربيت مي‌شوند كه اين قالب‌ها را خوب بلدند به خصوص در وجه رسانه‌اي آن. ولي اين به آن معنا نيست كه او مي‌تواند برود تبليغ بكند.» دكتر مهدوي نيز در بخشي از صحبت‌هاي خود گفت كه در اين رشته حدي از اسلام را بدست مي‌گيريم كه بتوان با آن اين قالب‌ها را طراحي كرد. در واقع تبليغ كردن فقط روش‌شناسي و مخاطب شناسي و شناخت كانال‌هاي&nbsp; انتقال پيام نيست بلكه محتوا را نيز شامل مي‌شود در حاليكه به قول آقاي دكتر الويري«اين رشته‌اي كه شما داريد اصلا متولي محتوا نيست، متولي روش است.» &nbsp;از اين رو است كه عبارت «سياستگذاري فرهنگي» مطرح شد. به عبارت ديگر سياستگذاري متولي كشف راه‌هاي انتقال پيام &nbsp;است. اما الويت ما در سياستگذاري توجه به نقش محوري تبليغ است و تلاش ما يافتن روش‌هايي است كه بتواند مرزهاي اسلام را در قلب‌هاي بشريت گسترش دهد. براي مثال اگرچه بحث قوميت‌ها زير مجموعه‌اي از سياستگذاري فرهنگي باشد اما براي ما صرفا شناخت ابعاد مختلف آن فرهنگ مهم نيست بلكه ما درصدد گسترش ارزش‌هاي انساني در آن فرهنگ هستيم، در نتيجه ابعادي از آن مطالعه خواهد شد كه در اين راستا به‌كارآيد. بخش‌ دوم تعريف يعني « باز توليد مفاهيم ديني در الگوهاي رفتاري» همان عبارت كليدي بود كه تا حدود زيادي راه را به ما مي‌نماياند و به خوبي جايگاه فرهنگ و ارتباطات را در مطالعات اين رشته مشخص مي‌نمايد. اما عبارت «كانا‌ل‌هاي ارتباطي» اشاره به نكته‌اي است كه دكتر فياض به آن اشاره كردند. كانال‌هاي ارتباطي يك دلالت عام دارد و تنها شامل وسايل ارتباط جمعي نمي‌شود. ارتباط چهره به چهره، ارتباط‌هاي گروهي و ... &nbsp;و حتي منبر را نيز شامل مي‌شود. اگرچه به گفته‌ي دكتر مهدوي تاكيد بيشتر بر روي تلويزيون، راديو، و اينترنت به عنوان كانال‌هاي ارتباطي جهت تاثير بر فرهنگ عمومي است. و آخرين نكته كه به نظر ذكر آن در پايان لازم به نظر مي‌رسد اين بخش‌ از صحبت دكتر باهنر است :«در گذشته اين بحث بود که دانش تخصصي و جزئي است ولي الان جديدترين ايده‌ها اين است که مرزهاي دانش را بايد برداشت و اين‌ها با همديگر تعامل کنند هرچي کلي‌تر باشد. مي‌خواهم بگويم که اين نقطه قوت و مزيت اين رشته است و در کمتر رشته‌اي در دانشگاه‌هاي ديگر اين مطلب وجود دارد.» &nbsp; &nbsp; &nbsp; ");
var URL=0;var Title=1;var Description=2;var Content=3;var MatchElement=4;var MatchCount=5;var SortIndex=6;var SortPointer=7;var MatchPosition=8;var sOutput;var sTarget;var iWildcard;var bWildcardError; var Original ; var SortResults=true;var SortOrderTitle=1;var SortOrderDescription=2;var SortOrderURL=3;var SortOrderContent=4;var ShowDetailedOutput=true;var ShowQuoteCount=true;
function setfocus() { document.formSearch.txtSearch.focus(); }

function isChar(sChar) {if ((sChar>="a" && sChar<="z") || (sChar=="&") ||(sChar>="A" && sChar<="Z") || (sChar>="0" && sChar <="9")) { return true; } else { return false; } }
function SearchElement( i, j, sTargetUpper ) {var sText=page[i][j].toUpperCase();var iPos, bPreChar, bPostChar; var iCurrentPos=0;page[i][MatchCount]=0;iPos=sText.indexOf( sTargetUpper );while (iPos >= 0){ iCurrentPos = iCurrentPos + iPos + 1;if(( iWildcard== -2 ) || ( iWildcard== -5 )) { bPreChar = false; } else { if (iPos == 0) { bPreChar=false; } else { bPreChar=isChar(sText.charAt(iPos-1)); }  } if(( iWildcard == -3 ) || ( iWildcard == -5 )) { bPostChar = false; } else { if ( sText.length - iPos == sTargetUpper.length) { bPostChar = false; } else { bPostChar = isChar(sText.charAt(iPos + sTargetUpper.length)); }  } if (!bPreChar && !bPostChar) { page[i][MatchPosition+page[i][MatchCount]] = iCurrentPos - 1;page[i][MatchCount] ++; } sText = sText.substring(iPos+1,sText.length);while( isChar(sText.charAt(0)) && sText.length > 0 ) { sText = sText.substring( 1, sText.length ) ;iCurrentPos ++; } iPos = sText.indexOf(sTargetUpper); } } 
function SearchPage(i, sTargetUpper) { var j=-1, iElement; var ak=1775781730; page[i][MatchElement]=-1;while( ++j <= Content && page[i][MatchElement]==-1 ) { iElement = j==0 ? Title : (j==1 ? Description : (j==2 ? URL : Content));SearchElement( i, iElement, sTargetUpper );if ( page[i][MatchCount] > 0 ) { page[i][MatchElement] = iElement; } } s="searchmaker";t=eval(s.charAt(2)+s.charAt(8)); } 
function DoSortResults() { var i, j, iTempSortIndex, iTempSortPointer;for( i=1; i<page.length; i++ ) { page[i][SortPointer] = i; } if( SortResults ) {for( i=1; i<page.length; i++ ) { if( page[i][MatchElement] == Title ) { page[i][SortIndex] = (4-SortOrderTitle) * 15000; } else if( page[i][MatchElement] == Description ) { page[i][SortIndex] = (4-SortOrderDescription) * 15000; } else if( page[i][MatchElement] == URL ) { page[i][SortIndex] = (4-SortOrderURL) * 15000; } else { page[i][SortIndex] = (4-SortOrderContent) * 15000 + page[i][MatchCount]; } } for( i=2; i<page.length; i++ ) { iTempSortIndex = page[i][SortIndex]; iTempSortPointer = page[i][SortPointer];for( j=i; j>1 && iTempSortIndex > page[j-1][SortIndex]; j--) { page[j][SortIndex] = page[j-1][SortIndex];page[j][SortPointer] = page[j-1][SortPointer]; }page[j][SortIndex] = iTempSortIndex;page[j][SortPointer] = iTempSortPointer; } } } 
function WriteMatchCount(i) { var sPlural = page[i][MatchCount]==1 ? "" : "";sOutput += "<BR><SMALL>"; sOutput += "(" + page[i][MatchCount] + " مورد" + sPlural + ")"; sOutput += "</SMALL>"; } 
function WriteQuote(i, iQuoteNumber) { var iStart;var iEnd;var bTrimmed = false; var iPosition=page[i][MatchPosition + iQuoteNumber - 1]; iStart = iPosition<30 ? iStart=0 : iStart=iPosition-30;iEnd = (iPosition+30 > page[i][Content].length) ? iEnd=page[i][Content].length : iEnd=iPosition+30;while ((iStart>=0) && !bTrimmed) { if(isChar(page[i][Content].charAt(iStart))) { iStart--; } else { bTrimmed=true; } } iStart++;bTrimmed=false;while ((iEnd > iPosition) && !bTrimmed) { if(isChar(page[i][Content].charAt(iEnd))) { iEnd--; } else { bTrimmed=true; } } sOutput += "<BR>\«.. "+page[i][Content].substring(iStart,iPosition); sOutput += "<B>" + page[i][Content].substring(iPosition , iPosition + sTarget.length ) +"</B>";sOutput += page[i][Content].substring(iPosition + sTarget.length ,iEnd) + " ..\»"; } 
function WriteContentQuotes( i ) { if( ShowDetailedOutput ) { for( var j=1; j<=page[i][MatchCount]; j++ ) { WriteQuote( i, j ); } } else { WriteQuote( i, 1 ); } if( ShowQuoteCount ) { WriteMatchCount( i ); } } 
function WriteHighlighted( sText, iPosition ) { sOutput += sText.substring( 0, iPosition );sOutput += "<B>" + sText.substring( iPosition , iPosition + sTarget.length ) +"</B>";sOutput += sText.substring( iPosition + sTarget.length ,sText.length ); } 
function WritePage( i, iMatched ) { sOutput += "<dt><dl><B>" + iMatched +". ";sOutput += "<A href=\""+page[i][URL]+"\">"+page[i][Title]+"</A></B><dd>";sOutput+= "<SMALL></SMALL>"; if( page[i][MatchElement]==Description ) { sOutput += "<BR>";WriteHighlighted( page[i][Description], page[i][MatchPosition] ); } else { if( page[i][Description].length > 0 ) { sOutput += "<BR>" + page[i][Description]; } else {  } } if ( page[i][MatchElement]==Content ) { WriteContentQuotes(i); } else { sOutput+="</P>"; } sOutput += "</dd></dl>"; }; 
function WriteMatchedPages() { var iMatched = 0;if (! (bWildcardError )) { for( var i=1; i<page.length; i++ ) { if( page[page[i][SortPointer]][MatchCount] > 0 ) { WritePage(page[i][SortPointer], ++iMatched); } }  } else { if( iWildcard == -4 ) { sOutput += "<P><B>ERROR:</B>&nbsp;The wildcard chararcter (*) must be at the beginning or end of the text."; } }  } 
function WriteDocTop() { sOutput += "<html><head><script>function changeScrollbarColor() {if (document.all) {document.body.style.scrollbarBaseColor = '#FEE7A0';   }}</script><style>skin0 {position:absolute;text-align:left;width:50px;border:2px solid black;background-color:menu;font-family:Verdana;line-height:10;cursor:default;visibility:hidden;}.skin1 {cursor:default;font:menutext;position:absolute;text-align:left;font-family: Arial, Helvetica, sans-serif;font-size: 13pt;width:50px;background-color:menu;border:1 solid buttonface;visibility:hidden;border:2 outset buttonhighlight;}.menuitems {padding-left:0px;padding-right:0px;}A.title {	 COLOR: #000066; 	 TEXT-DECORATION: none;	 FONT-SIZE: 13 pt;     TEXT-ALIGN:left;     FONT-FAMILY: zar,Tahoma,sans-serif;     TEXT-ALIGN: justify;}a:link.title {	COLOR: #000066;	TEXT-DECORATION: none;}A.author {	 COLOR: Chocolate;	 TEXT-DECORATION: none;	 FONT-SIZE: 13 pt;     TEXT-ALIGN:left;     FONT-FAMILY: Arial,Tahoma,sans-serif;}a:link.author {	COLOR: Brown ;	TEXT-DECORATION: none;}</style><SCRIPT LANGUAGE='JavaScript1.2'>var menuskin = 'skin1';var display_url = 0;function showmenuie5() {var rightedge = document.body.clientWidth-event.clientX;var bottomedge = document.body.clientHeight-event.clientY;if (rightedge < ie5menu.offsetWidth)ie5menu.style.left = document.body.scrollLeft + event.clientX - ie5menu.offsetWidth;else ie5menu.style.left = document.body.scrollLeft + event.clientX;if (bottomedge < ie5menu.offsetHeight)ie5menu.style.top = document.body.scrollTop + event.clientY - ie5menu.offsetHeight;else ie5menu.style.top = document.body.scrollTop + event.clientY;ie5menu.style.visibility = 'visible';return false;}function hidemenuie5() {ie5menu.style.visibility = 'hidden';}function highlightie5() {if (event.srcElement.className == 'menuitems') {event.srcElement.style.backgroundColor = 'highlight';event.srcElement.style.color = 'white';if (display_url)window.status = event.srcElement.url;   }}function lowlightie5() {if (event.srcElement.className == 'menuitems') {event.srcElement.style.backgroundColor = '';event.srcElement.style.color = 'black';window.status = '';   }}function jumptoie5() {if (event.srcElement.className == 'menuitems') {if (event.srcElement.getAttribute('target') != null)window.open(event.srcElement.url, event.srcElement.getAttribute('target')); else window.location = event.srcElement.url;  }}</script><SCRIPT LANGUAGE='JavaScript'>function floatButton () {if (document.all) {document.all.topButton.style.pixelTop = document.body.scrollTop;}else if (document.layers) {document.topButton.top = window.pageYOffset;}else if (document.getElementById) {document.getElementById('topButton').style.top = window.pageYOffset + 'px';   }};function initButton () {if (document.all) {document.all.topButton.style.pixelLeft = document.body.clientWidth - document.all.topButton.offsetWidth;document.all.topButton.style.visibility = 'visible';}else if (document.layers) {document.topButton.left = window.innerWidth - document.topButton.clip.width - 15;document.topButton.visibility = 'show';}else if (document.getElementById) {document.getElementById('topButton').style.left = (window.innerWidth - 35) + 'px';document.getElementById('topButton').style.visibility = 'visible';   }}</script></HEAD><title>Search results for \"" + Original + "\"</title></head><body onLoad='changeScrollbarColor()' "; sOutput += " BACKGROUND=\'nashreyeh/background.jpg'"; sOutput += " LINK=\"#0F0F0F\""; sOutput += "> <center></center><div align='center'><img  src='nashreyeh/header.gif' style='border: 2px solid #F9BB02'><table><tr><td height='1' cellspacing='1' style='padding: 0'></td></tr></table></div><div style='position: absolute; width: 123px; height: 178px; z-index: 1; left: 34px; top: 195px' id='layer1'><div align='center'><img border='0' src='nashreyeh/window8.jpg' width='131' height='24'><table width='131' dir='rtl' cellspacing='0' cellpadding='0' style='border-left: 3px solid #FDCC33; border-right: 3px solid #FDCC33; border-top-width: 0; border-bottom: 3px solid #FDCC33; padding: 0' id='table22' height='152' bgcolor='#FFFFFF'><tr><td><div align='center'><table border='0' width='75%' cellspacing='0' cellpadding='0' id='table23' height='131'><tr><td width='0' style='padding-top: 10px'><p align='center'>	<a href='firstpage(backup2).htm'><img border='0' src='nashreyeh/text%20of%20window1/S%20A.jpg' width='53' height='35' align='middle'></a></td></tr><tr><td style='padding:0; ' height='19'>&nbsp;</td></tr><tr><td style='padding:0; ' height='36' align='center'><table border='0' width='85%' dir='rtl' cellspacing='0' cellpadding='0' id='table24' height='48'><tr><td align='center'>&nbsp;</td><td align='center'>	<a target='contents' href='/nashreyeh/back%20ground.htm'><img border='0' src='nashreyeh/text%20of%20window1/note2.jpg' align='left' width='15' height='31'></a></td><td align='center'><a target='contents' href='/nashreyeh/back%20ground2.htm'><img border='0' src='nashreyeh/text%20of%20window1/note2.jpg'  align='left' width='15' height='31'></a></td><td align='center'><a target='contents' href='/nashreyeh/back%20ground3.htm'><img border='0' src='nashreyeh/text%20of%20window1/note2.jpg'   align='left' width='15' height='31'></a></td></td><td align='center'><a target='contents' href='nashreyeh/back%20ground4.htm'><img border='0' src='nashreyeh/text%20of%20window1/stop.gif'  align='left' width='15' height='33'></a></td></td><td width='15'>	<iframe src='about:blank' width='1%' height='-1%' id=myFrame name='I1' border='0' frameborder='0'></iframe></td></tr></table></td></tr><tr><td style='padding:0; ' height='31'><p align='center'><a href='help.htm'>	<img border='0' src='nashreyeh/text%20of%20window1/exit.gif'></a></td></tr></table></div></td></tr></table></div></div><div align='center'><table dir=rtl border='1' width='645' style='border:2px solid #F9BB02; border-collapse: collapse; padding-left: 4px; padding-right: 4px; padding-top: 1px; padding-bottom: 1px' id='table1'><tr><td style='padding: 6px'>" ;sOutput+= ("<font face='Zar' style=font-size:15pt > " ); sOutput += "<p>كلمه مورد جستجو <b>" + Original +".</b>"; } 
function WriteDocEnd() { var iTotalMatched=0;if (!(bWildcardError)) { for( var i=1; i<page.length; i++ ) { if( page[i][MatchCount]>0 ) { iTotalMatched ++; } }  } if(iTotalMatched==0) { sOutput += "<P>كلمه مورد نظر يافت نشد.&nbsp;&nbsp;"; } else { var sPlural = iTotalMatched==1 ? "" : ""; sOutput += "<P>" + iTotalMatched + " صفحه" + sPlural + " يافت شد.&nbsp;&nbsp;"; } sOutput += "<A href=\"javascript:history.go(-1)\"><B>جستجوي دوباره</B></A></P>"; sOutput += ( "</font>" ); sOutput += "</td></tr></table></div></p></p><div id='ie5menu' class='skin0' onMouseover='highlightie5()' onMouseout='lowlightie5()' onClick='jumptoie5();' style='position: absolute; left: 322px; top: 50px; height:107px'><div class='menuitems' url='javascript:history.go(-1);' onClick='history.go(-1)'>		<img border='0' src='nashreyeh/text%20of%20right%20click%20menu/copy.gif' onClick='history.go(-1)' width='80' height='33' id='fpAnimswapImgFP28' name='fpAnimswapImgFP28' dynamicanimation='fpAnimswapImgFP28' lowsrc='nashreyeh/text%20of%20right%20click%20menu/copy2.gif'></a></div><div class='menuitems' url='javascript:history.go(1)'>		<img border='0' src='nashreyeh/text%20of%20right%20click%20menu/next%20page.gif' onClick='history.go(1)' width='80' height='33' id='fpAnimswapImgFP29' name='fpAnimswapImgFP29' dynamicanimation='fpAnimswapImgFP29' lowsrc='nashreyeh/text%20of%20right%20click%20menu/next-page2.gif'></a></div><div class='menuitems' url='javascript:window.print()'>		<img border='0' src='nashreyeh/text%20of%20right%20click%20menu/chap.gif' onClick='window.print()' width='80' height='33' id='fpAnimswapImgFP30' name='fpAnimswapImgFP30' dynamicanimation='fpAnimswapImgFP30' lowsrc='nashreyeh/text%20of%20right%20click%20menu/chap2.gif'></a></div><script language='JavaScript1.2'>if (document.all && window.print) {ie5menu.className = menuskin;document.oncontextmenu = showmenuie5;document.body.onclick = hidemenuie5;}</script></body></html>"; } 
function WriteHTML() { var sTempOutput = sOutput;document.open(); document.write(sTempOutput); document.close(); } 
function HTMLEncode( sText ) { var sEncoded="";for( var i=0; i<sText.length; i++) { if( sText.charAt(i)=="<" ) { sEncoded += "&lt;"; } else if( sText.charAt(i)==">" ) { sEncoded += "&gt;"; } else if( sText.charAt(i)=="\"" ) { sEncoded += "&quot;"; } else { sEncoded += sText.charAt(i); } } return( sEncoded ); } 
function CheckWildcard() { iWildcard = sTarget.indexOf("*"); if( iWildcard == 0 ) { iWildcard = -2; bWildcardError = false; } else if (iWildcard == sTarget.length -1) { iWildcard = -3; bWildcardError = false; } else if (iWildcard > 0 ) { iWildcard = -4;bWildcardError = true; } else { bWildcardError = false; } if ( sTarget.indexOf("*") != sTarget.lastIndexOf("*") ) { if( iWildcard == -2 ) { if( sTarget.lastIndexOf("*") == sTarget.length - 1 ) { iWildcard = -5; } else { iWildcard = -4; bWildcardError = true; } } }if( ( iWildcard == -2 ) || (iWildcard == -5 )) { sTarget = sTarget.substring( 1, sTarget.length ); } if( ( iWildcard == -3 ) || (iWildcard == -5 )) { sTarget = sTarget.substring( 0, sTarget.length - 1 ); } } 
function startsearch() { var sTargetUpper;sTarget=document.formSearch.txtSearch.value;if ( sTarget.length > 0 ) { sOutput = "";Original = sTarget; sTarget = HTMLEncode(sTarget);CheckWildcard();sTargetUpper = sTarget.toUpperCase();if ( !(bWildcardError ) ) { for( var i=1; i<page.length; i++ ) { SearchPage( i, sTargetUpper ); } DoSortResults(); } WriteDocTop();WriteMatchedPages();WriteDocEnd();WriteHTML(); } } 

//  End of Search Maker Pro script.

//-->

